یک شبهه، ده پاسخ؛ چرا «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» در نمازِ جوادی خوانده نشد؟

وداعی با عرشیان؛ تأملی بر نماز آیت‌الله جوادی بر پیکر آقای شهید ایران

هدف از این پژوهش، تبیین و شرحِ عظمتِ تعابیرِ به‌کاررفته در نمازِ عارفانهٔ آیت‌الله جوادی بر پیکرِ رهبر شهید است تا نشان دهد چگونه واژگانی فراتر از «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا»، همچون «شهیدِ اسلام و قرآن» و «قتیلِ عظمت و وحدت»، جایگاهِ والایِ ایشان را ترسیم کرده و پاسخی بر این پرسش باشد که چرا آن عبارتِ مشهور در این نماز خوانده نشد.
شنبه، 20 تير 1405
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
وداعی با عرشیان؛ تأملی بر نماز آیت‌الله جوادی بر پیکر آقای شهید ایران

 مقدمه:

بیان مسئله:
وداع با آقای شهید ایران، آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای، وداعی بود که در آن نه تنها زمینیان، بلکه عرشیان نیز حضور داشتند. از تهران تا قم، از نجف تا کربلا و مشهد، هفت نماز بر پیکر مطهر ایشان اقامه شد که هر یک، حامل پیامی از عمقِ ارادت و شناختِ علما و مراجع نسبت به این رهبرِ شهید بود.
 
 در این میان، نمازِ حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در مسجد جمکران، با تعابیری عرفانی و دقیق، جایگاهی ویژه یافت؛ تعابیری که نه فقط بدرقه‌ای برای پیکری خاکی، بلکه شرحی بر عروجِ روحی بود که سال‌ها در مسیرِ عزت، جهاد، تقوا و توحید گام برداشته بود.
 
آنچه این نماز را از دیگر نمازها متمایز می‌ساخت، اوجِ تعابیرِ به‌کاررفته بود؛ تعابیری که هر یک، گوشه‌ای از عظمتِ شخصیتِ رهبر شهید را در آیینهٔ کلامِ جوادی به تصویر کشید و نشان داد که این وداع، فراتر از یک مراسمِ معمولی، تفسیری است بر حقیقتِ یک زندگیِ الهی.
 
 ضرورت مسئله:
با توجه به اقامهٔ چندین نماز بر پیکر رهبر شهید توسط مراجع و علمای بزرگ تشیع، تفاوتِ تعابیر در این نمازها، به ویژه عظمتِ بی‌نظیرِ واژگانی که آیت‌الله جوادی در نماز خود به کار بردند، ضرورتِ واکاویِ این تعابیر را دوچندان می‌کند.
 
 از سوی دیگر، نخواندنِ عبارتِ مشهورِ «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» در این نماز، پرسش‌هایی را برای بسیاری از علاقه‌مندان ایجاد کرده است که پاسخِ آن، نه در نقصِ نماز، بلکه در اوجِ تعابیرِ جایگزین نهفته است.
 
 ازاین‌رو، ضرورت دارد تا ضمنِ معرفیِ این تعابیرِ بلند و عرفانی، به این پرسش نیز پاسخ داده شود تا روشن گردد که انتخابِ واژگانی همچون «شهیدِ اسلام و قرآن»، «قتیلِ عظمت و وحدت» و «مجاهدِ ورع و موحد»، نه تنها کم‌توجهی به مقامِ رهبر شهید نبود، بلکه گواهی بر جایگاهِ بی‌نظیرِ او در پیشگاهِ الهی است.
  
 اهداف مقاله:
هدفِ اصلی این نوشتار، تبیین و شرحِ عظمتِ تعابیرِ به‌کاررفته در نمازِ آیت‌الله جوادی بر پیکرِ رهبر شهید است تا نشان دهد چگونه یک مرجعِ عالیقدر، با زبانِ قرآن و عرفان، جایگاهِ والایِ این شهیدِ بزرگوار را ترسیم کرده است.
 
 در کنار آن، این مقاله می‌کوشد تا به پرسشِ مطرح‌شده دربارهٔ نخواندنِ عبارتِ «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» نیز پاسخ گوید و روشن سازد که این انتخاب، نه از سرِ کم‌توجهی، بلکه از رویِ شناختِ عمیق‌تر و والاترِ ایشان نسبت به مقامِ رهبر شهید بوده است.
 
امید که این نوشتار، ضمنِ معرفیِ ابعادِ عرفانی و فقهیِ این نمازِ تاریخی، ارادتِ همگان را نسبت به این رهبرِ شهید و مقامِ والایِ علما، دوچندان کند.
 

وداعی با عرشیان؛ تأملی بر نماز آیت‌الله جوادی بر پیکر آقای شهید ایران

بخش اول: خطاب به خدا و معرفی میت به عنوان بنده خدا

«اللَّهُمَّ إِنَّ هذَا الْمُسَجَّى قُدَّامَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ» :بارالها، این پیکری که در برابر ما آرمیده است، بنده تو، فرزندِ بنده تو و فرزندِ کنیزِ توست.
 
🔹 حضور عینی پیکر و هویت بندگی
آیت‌الله جوادی آملی در این فراز، با لحنی سرشار از بغض و اندوه، پیکر مطهر رهبر شهید را با سه نسبتِ «عبدالله، ابن‌عبدالله و ابن‌امت‌الله» به درگاه خداوند معرفی می‌کند. این تعبیر، نشان‌دهندهٔ عمقِ بندگی و خالص‌سازیِ وجودِ او برای خداست.
 
در حقیقت، این فراز، میت را با هویتِ حقیقی‌اش که همان بندگیِ محض است، به خداوند عرضه می‌کند و می‌خواهد که خداوند، این بندهٔ خالص را به رسمیت بشناسد.
 
این شروعِ دعا، یادآورِ این حقیقت است که بالاترین افتخارِ یک انسان، بندگیِ خداست و رهبر شهید، تمامِ عمر خود را در این مسیر سپری کرد. تأکید بر تعبیر «هذا المُسَجّی» که اشاره به پیکرِ کفن‌پیچیده دارد و بر حضورِ عینی و محسوسِ پیکرِ مطهر در برابرِ نمازگزاران دلالت می‌کند.
 
🔹نسبت‌های سه‌گانه و پایان سفر دنیوی
تعبیر «عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک» یادآورِ این حقیقت است که انسان، همواره و در تمامِ مراتبِ وجودی‌اش، بندهٔ خداست و نسبتی با غیرِ خدا ندارد. در لحظهٔ وداع، این هویتِ بندگی، تنها هویتِ حقیقیِ اوست که به درگاهِ الهی عرضه می‌شود. «مُسَجّی» بودنِ پیکر، نشان از پایانِ سفرِ دنیوی و آغازِ سفری جدید دارد که در آن، جز بندگی و عبودیت، هیچ چیز یار و یاورِ انسان نیست.
 

بخش دوم: تأکید بر فرود آمدن میت به پیشگاه خدا

:«نَزَلَ، نَزَلَ، نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَ جَبَرُوتِکَ وَ عَظَمَتِکَ وَ مَلَکُوتِکَ» :او فرود آمده است، فرود آمده است، فرود آمده است به پیشگاه عزّت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوت تو.
 
🔹 معنای تکرار سه‌بارهٔ «نَزَلَ» و ابعاد آن
تکرار سه‌بارهٔ «نَزَلَ» در این فراز، نشان‌دهندهٔ تأکید بر وقوعِ حتمیِ این حقیقت است. «فرود آمدن» در اینجا، اشاره به عبور از عالمِ خاکی و ورود به عالمِ قدس و ملکوت دارد. رهبر شهید، پس از یک عمر مجاهدت، اکنون با عزت و جلال، به پیشگاهِ جبروت و عظمتِ الهی فرود آمده است.
 
این تکرار، همچنین بیانگرِ این است که این لحظه، لحظهٔ حساس و سرنوشت‌سازی است که در آن، تمامِ اعمالِ انسان، موردِ داوریِ الهی قرار می‌گیرد. بغضِ آیت‌الله جوادی در این لحظه، نشان از عظمتِ این واقعه و سنگینیِ این لحظه دارد.
 
تکرار سه‌گانهٔ «نَزَلَ» دارای سه لایه‌ی معنایی است:
لایهٔ اول: تأکید بر قطعیّت و حتمیّتِ ورود به عالمِ ملکوت و اینکه هیچ راهِ گریزی از این ملاقات نیست.
لایهٔ دوم: اشاره به حالاتِ سه‌گانهٔ سیرِ انسان: «سیر از خود به خدا»، «سیر در خدا» و «سیر با خدا» که عرفا برای سیر و سلوکِ انسان بیان کرده‌اند.
لایهٔ سوم: تأکید بر مقامِ خاصِّ این شهید، که با قرینهٔ اوصافِ بعدی (عزت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوت)، بر عظمتِ این فرود و کرامتِ این ورود اشاره دارد.
 
تعبیر «نَزَلَ، نَزَلَ، نَزَلَ» ضربانی است که معراج ملت شد؛ یعنی این تکرار، نشان‌دهندهٔ عروج و معراجِ این شهید بزرگوار است که نه فقط برای خودش، بلکه برای تمامِ ملت، یک معراج و افتخار محسوب می‌شود.
 
🔹 فرود همراه با عزت و کرامت؛ نه ذلت
این فرود، نه از سرِ ذلت، بلکه از سرِ عزت و کرامت است؛ چراکه او با عملِ صالح، خود را برای چنین ورودی آماده کرده بود. دلیلِ انتخابِ اوصافِ «عزت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوت» به جای تعبیرِ سادهٔ «نَزَلَ بِکَ»، این است که مسیری که این رهبر شهید طی کرد، مسیر عزت بود. او از بابِ «تخلّق به اخلاق الله»، همواره در اندیشهٔ عزت، جلال و کرامت مؤمنان بوده است.
 
🔹 تفاوت ملاقات مؤمن و گناهکار با خداوند
همهٔ انسان‌ها خدا را ملاقات می‌کنند. خدای متعال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَیٰ رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»؛ اما اینکه خدا را با کدام وصف ملاقات کنند، متفاوت است. گناهکار ممکن است خدا را با وصف «منتقم» یا «شدید العقاب» ملاقات کند، اما انسان مؤمن و شایسته بر سفره رحمت الهی وارد می‌شود.
 
 و چون این رهبر شهید مسیر عظمت را طی کرده و از باب «تخلّق به اخلاق الله»، همواره در اندیشه عزت، جلال و کرامت مؤمنان بوده است، شاید به همین جهت آیت‌الله جوادی آن اوصافی را که بر عظمت خداوند دلالت می‌کند، در اینجا به کار بردند.
 
🔹 «تخلّق به اخلاق الله» و مسیر عزتِ رهبر شهید
«تخلّق به اخلاق الله» یعنی آراسته شدن به صفات و اخلاق الهی. رهبر شهید، با طی کردن مسیر عزت، خود را به اخلاق الهی متخلق ساخت. او همواره در اندیشهٔ عزت، جلال و کرامت مؤمنان بوده است. ازاین‌رو، آیت‌الله جوادی آملی او را با اوصافی همچون «عزت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوت» به پیشگاه خداوند معرفی می‌کند.
 
🔹 حقیقت مرگ و قیامت صغری
در توضیح عبارت نورانی «نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُتِکَ وَمَلَکُوتِکَ»، نخست باید به حقیقت مرگ و سیر انسان پس از آن توجه کرد. در روایات آمده است که با مرگ انسان، قیامت او برپا می‌شود؛ یعنی انسان وارد عالمی دیگر می‌شود؛ عالمی که از خود او به او نزدیک‌تر است.
 
 در حقیقت، مرگ، انتقال مکانی یا زمانی نیست؛ بلکه سفری علمی به سوی حقیقت عالم است؛ سفری از جهل به علم و از غفلت به تنبّه. انسان پس از مرگ، به سوی حقیقتی حرکت می‌کند که همواره با او بوده است؛ اما پیش از آن، از مشاهده آن محروم بوده است.
 
بنابراین، مرگ، سفر از مکانی به مکان دیگر نیست، بلکه انتقال از ظاهر عالم به باطن آن و از ظاهر زمان به حقیقت زمان است. همه انسان‌ها این مسیر را طی می‌کنند.
نخستین مرحله آن، همان قیامت صغری است؛ یعنی ورود به عالم برزخ و عالم مثال. انسان‌ها مدت‌ها و بلکه احقابی در آن مرحله به سر می‌برند تا آن‌گاه که قیامت کبری فرا رسد و مرحله‌ای دیگر از حیات آغاز شود.
 
ازاین‌رو، حرکت به سوی خداوند دارای مراتبی است و آنچه در لحظه مرگ رخ می‌دهد، پایان این مسیر نیست. در آغاز، انسان با باطن اعمال و رفتار خویش روبه‌رو می‌شود و آثار کردار خود را مشاهده می‌کند؛ اما حضور کامل در پیشگاه الهی، مربوط به مراحل نهایی قیامت است.
 
🔹 اولیای الهی و موت اختیاری
مرگ غالب انسان‌ها مرگی اضطراری است. بسیاری از مردم را فرشتگان الهی با سختی و دشواری از این عالم منتقل می‌کنند؛ برخی با سهولت بیشتری، اما در هر صورت، مرگ برای آنان امری است که بر ایشان واقع می‌شود.
 
در مقابل، اولیای الهی اهل موت اختیاری هستند. سالکان راه خدا، پیش از آنکه مرگ طبیعی فرا رسد، در همین دنیا با توجه به حضرت حق و بریدن از تعلقات، مراحل سیر و سلوک را طی می‌کنند. هرچه وابستگی‌های آنان کمتر می‌شود، حقایق عالم برایشان آشکارتر می‌گردد و ملکوت عالم بر آنان ظهور می‌یابد.
 
 انسان، در زندگی خود نیز گاه نمونه‌هایی از این حقیقت را تجربه می‌کند؛ گاهی حادثه‌ای را پیش از وقوع مشاهده می‌کند یا حقیقتی را درمی‌یابد که بعداً تحقق پیدا می‌کند. این نمونه‌ای از عبور محدود از عالم طبیعت و مشاهده‌ای از عالم ملکوت است.
 
🔹 مراتب سیر و سلوک (مُلک، ملکوت، جبروت، اسماء و صفات)
پس از آن، مرحله‌ای بالاتر فرا می‌رسد و سالک به جبروت عالم، یعنی عالم عقول، راه پیدا می‌کند؛ عالمی که در آن، عظمت الهی آشکار است و حقایق کلی، منشأ حقایق جزئی جهان هستند. اما عبور از جبروت نیز پایان راه نیست. پس از آن، انسان به عالم اسماء و صفات الهی راه می‌یابد. در این مرتبه، سالک از عالم طبیعت، که عالم مُلک است، عبور می‌کند؛ سپس از عالم ملکوت، که محل حقایق جزئی است، می‌گذرد؛ آنگاه به عالم جبروت، که عالم حقایق کلی و عظیم است، وارد می‌شود.
 
حقایقی که در عالم مُلک و ملکوت ظهور دارند، از آن عالم تنزل یافته‌اند. پس از عبور از این مراتب، نوبت به ورود در ساحت عزّ قدس الهی و عالم اسماء و صفات می‌رسد؛ جایی که سیر در اسماء و صفات الهی آغاز می‌شود. این سفر، سفری بسیار طولانی است و همه انسان‌ها در آن، بهره و مرتبه‌ای یکسان ندارند. هر سالکی، به اندازه ظرفیت وجودی خود، از اسماء و صفات الهی بهره‌مند می‌شود. عارف و سالک، عمری را با ذکر، توجه، تنبّه و مراقبه سپری می‌کند تا این مسیر را طی نماید.
 
🔹 فنا در اسماء و صفات الهی و مقام قرب
مقصود از فنا، نابودی نیست؛ بلکه رسیدن به حقیقت وجود خویش است؛ حقیقتی که آینه و نشانه اسماء الهی است. این همان مقام قرب نوافل و پس از آن قرب فرائض است؛ مقامی که تنها نصیب گروه خاصی از اولیای الهی می‌شود. حقیقت فنا در عرفان اسلامی، از میان رفتن نگاه استقلالی به غیر خداست.
 
انسان، پیش از این، موجودات را مستقل می‌دیده؛ اما اکنون حقیقت آنها را مشاهده می‌کند و درمی‌یابد که همه موجودات، آیات و نشانه‌های خداوند هستند.
 
 قرآن کریم می‌فرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»؛ در این مرتبه، سالک به وجه‌الله نظر می‌کند. ظهور جلال الهی سبب می‌شود که همه کثرت‌ها در نگاه انسان محو شوند و تنها حقیقت واحد الهی جلوه‌گر گردد. البته این مشاهده، به اندازه ظرفیت وجودی هر انسان است؛ همانند آینه‌هایی که هر یک به اندازه وسعت خود، آسمان بی‌کران را منعکس می‌کنند.
 
🔹 تفسیر «نَزَلَ عِندَک» و تفاوت آن با «نَزَلَ بِک»
ظریف‌ترین نکتهٔ این بخش، تفاوتِ «نَزَلَ عِندَک» با «نَزَلَ بِک» است. در عربی، «نَزَلَ بِک» یعنی کسی با فقر و نیاز، به درگاه خدا پناه آورده و مهمان رحمت او شده است؛ بار نیاز و حاجت خود را پیش او زمین گذاشت و میهمان او شد در حالی که خودش هیچ چیز ندارد و کاملاً محتاج و بی‌چیز است.
 
 در نماز میت معمولی، می‌گوییم «نَزَلَ بِک»؛ یعنی این بندهٔ تو دست‌خالی و با کوله‌باری از نیاز به درگاه تو پناه آورده است. اما «نَزَلَ عِندَک» معنای بلندتری دارد؛ یعنی به مقام قرب و حضور نزد خدا رسیده است. تعبیر «عِنْد» (نزدِ) در ادبیات قرآن و عرفان، نشان‌دهندهٔ جایگاه ویژه، تقرب و محرمیت است.
 
همان‌طور که قرآن درباره شهدا می‌فرماید: «أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند) یا در توصیف متقین می‌فرماید: «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ» (در جایگاهی راستین، نزد پادشاهی توانا).
 
بنابراین «عِندَک» یادآور تعبیر قرآنی «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» است؛ همان جایگاه ویژه‌ای که برای شهدا بیان شده. پس تفاوت این دو تعبیر، فقط تفاوت لفظی نیست؛ تفاوت «پناه‌آوردن به خدا» با «قرار گرفتن در جوار قرب الهی» است.
 
🔹 حسن ختام عارفانه؛ ضربان معراج ملت
وقتی حضرت آیت‌الله جوادی آملی (که خود مفسر قرآن و عارف هستند) تعبیر «نَزَلَ عِنْدَکَ» را به کار می‌برند، فراتر از یک میهمان عادی محتاج، به «مقام عندیت» (مقام قرب خاص و حضور در محضر الهی) اشاره می‌کنند.
 
یعنی این شهید، دیگر فقط یک مسافر دست‌خالی نیست که به تو پناه آورده باشد، بلکه او به مقام «عند ربهم» رسیده و مستقیماً وارد حریم قرب و ضیافت خاص تو شده است.
 
حضرت آیت‌الله جوادی آملی، چه حسن ختام عارفانه و دقیق و متناسبی با مقام رهبر شهید سالک و مجاهدمان رقم زدند. تکرار سه‌بارهٔ «نَزَلَ» ضربانی است که معراج ملت شد؛ یعنی این تکرار، نشان‌دهندهٔ عروج و معراجِ این شهید بزرگوار است که نه فقط برای خودش، بلکه برای تمامِ ملت، یک معراج و افتخار محسوب می‌شود.
 
بخش سوم: توصیف میت به صفات مجاهدانه و خداشناسی
اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ مُجَاهِدًا، مُبَالِغًا، وَرِعًا، مُوَحِّدًا، مُتَأَلِّهًا» :خدایا، او در حالی بر تو وارد شده که مجاهدی سخت‌کوش، پرهیزکار، یکتاپرست و اهل تألّه و خداشناسی بوده است.
 
🔹 مجاهداً؛ جهادگرِ راه خدا
قرآن می‌فرماید: «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ». رهبر شهید با ادای «حق جهاد» بر خدا وارد شده است. مجاهد یعنی کسی که در راهِ خدا، با نفس و دشمن، جهادِ اکبر و اصغر کرد. «حق جهاد» آن است که انسان خدا را عبادت کند، غیر خدا را نپرستد، تنها از خدا بترسد، از غیر خدا هراسی نداشته باشد، خدا را نافرمانی نکند و همواره شکرگزار نعمت‌های الهی باشد و گرفتار کفران نشود. رهبر شهید با این ویژگی، در بالاترین مرتبه جهاد قرار گرفت.
 
🔹 مبالغاً؛ سخت‌کوشیِ بی‌نظیر در جهاد
«مُبالِغاً» یعنی در بالاترین مرتبه جهاد و از هیچ تلاشی فروگذار ننمود. رهبر شهید «مجاهداً، مبالغاً» بر خدا وارد شد؛ یعنی در عالی‌ترین مرتبه جهاد و با ادای حق جهاد. او در این مسیر، کوتاهی نکرد و تمامِ توانِ خود را به کار گرفت. مبالغه در جهاد، نشان‌دهندهٔ عشقِ عمیقِ او به خداوند و دینِ اوست.
 
🔹 ورعاً؛ غایت تقوا
«وَرَع» غایت تقواست. شخصِ وَرِع کسی است که نهایت درجه تقوا را به دست آورده باشد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی»؛ توشه برگیرید که بهترین توشه، تقواست. و نیز می‌فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»؛ گرامی‌ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.
 
واژه «وَرَع» در برخی روایات، هم‌معنای تقوا به کار رفته و در برخی دیگر، مرتبه‌ای بالاتر از تقوا دانسته شده است. در روایات آمده است که: «الوَرَعُ الوُقوفُ عِندَ الشُّبهَة.» یعنی ورع آن است که انسان حتی در امور مشتبه نیز احتیاط کند.
 
شخصِ وَرِع، یا متقی است یا در عالی‌ترین درجات تقوا قرار دارد. اگر گرامی‌ترین انسان‌ها نزد خدا اهل تقوا هستند، کسی که به مرتبه ورع رسیده باشد، چه جایگاه عظیمی خواهد داشت؟ آیت‌الله جوادی با انتخاب این وصف، نشان داد که رهبر شهید دارای عالی‌ترین مرتبه تقواست و طبعاً بالاترین کرامت را نیز در پیشگاه الهی خواهد داشت. ورع یعنی پرهیزگاری که از محرمات الهی دوری گزید و تقوا را پیشه کرد.
 
🔹 موحِّداً؛ یکتاپرستِ حقیقی
«موحِّداً»؛ عالی‌ترین مقامی که یک عارف می‌تواند به آن برسد، مقام توحید و خدایی شدن است. ایشان با مقام توحید، موحدانه بر خدا وارد شد. موحد یعنی یکتاپرستی که شرک را از وجود خود زدود و هیچ‌چیز را در عرضِ خداوند قرار نداد. توحید، نه فقط در گفتار، بلکه در تمامِ وجودِ او جاری بود و همهٔ اعمال و رفتارش، رنگ و بویِ خدایی داشت.
 
🔹 متألِّهاً؛ خداشناسیِ قلبی
«متألِّهاً» یعنی خداشناسی که تمامِ وجودش به خداوند گره خورده بود. متألّه کسی است که به مقام الهی و خداشناسیِ عمیق رسیده و تمام ذرات وجودش با خداوند پیوند خورده است. این صفت، بالاترین مرحله از مراتبِ عرفانی است که پس از توحید، نصیب سالک می‌شود. تألّه، یعنی چنان به خداوند پیوسته که هیچ فاصله‌ای میان او و خداوند باقی نمانده است. این بالاترین مقامی است که یک انسانِ الهی می‌تواند به آن دست یابد.
 
جمع‌بندی:
این پنج صفت - مجاهد، مبالغ، ورع، موحد و متألّه - تصویری جامع از شخصیتِ رهبر شهید ترسیم می‌کنند. او هم در میدانِ عمل، مجاهد و سخت‌کوش بود؛ هم در اخلاق، پرهیزکار و وارسته؛ هم در اندیشه، موحد و یکتاپرست؛ و هم در جان و دل، متألّه و پیوسته به خداوند. این فراز، با لحنِ بغض‌آلودِ آیت‌الله جوادی، بیانگرِ عمقِ ارادت و شناختِ او نسبت به این رهبرِ شهید است.
 
بخش چهارم: گواهی‌دادن بر شهادت در راه اسلام، قرآن، عترت و امت
«اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ شَهِیدًا لِلْإِسْلَامِ وَ الْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ؛ هذَا أَوَّلًا. خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو در مقام گواهِ [شهیدِ] اسلام، قرآن و عترت فرود آمده است؛ این نخستین گواهی ماست.
 
اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ قَتِیلًا لِلْإِسْلَامِ؛ قَتِیلًا لِلْأُمَّةِ الْمُسْلِمَةِ؛ قَتِیلًا لِسِیَاسَتِهَا؛ قَتِیلًا لِصِیَانَتِهَا؛ قَتِیلًا لِکِیَانِهَا؛ قَتِیلًا لِعَظَمَتِهَا وَ سِیَادَتِهَا وَ مَوْلَوِیَّتِهَا وَ وَحْدَتِهَا» خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو در حالی آمده که کشته راه اسلام است؛ کشته امت مسلمان است؛ کشته راه سیاست اسلام؛ کشته راه پاسداری از اسلام؛ کشته راه کیان [حفظ موجودیت امت اسلامی] آن؛ کشته راه عظمت، سیادت، مولویّت [مولی‌بودن و ولایت و حقّ رهبری و فرمانروایی] و وحدت آن است.
 
🔹 تکرار سه‌بارهٔ «اللَّهُمَّ»؛ اوج تضرّع و شهادت‌دهی
تکرار سه‌بارهٔ «اللَّهُمَّ» در این فراز، بیانگرِ تأکید و تضرّعِ شدیدِ آیت‌الله جوادی به درگاهِ خداوند است. همان‌گونه که در فراز قبل، «نزل» را سه بار تکرار کردند، در این بخش نیز «اللهم، اللهم، اللهم» را پشت سر هم فرمودند. این تکرار نام مبارک «الله» برای جلب توجه بیشتر و اظهار تضرع است. بنده وقتی می‌گوید «اللهم»، یعنی «یا الله»، و خداوند نیز پاسخ می‌دهد: «لبیک». او در این بخش، با قاطعیت، بر شهادتِ رهبر شهید در راهِ اسلام، قرآن و عترت گواهی می‌دهد.
 
🔹 شهادت برای اسلام، قرآن و عترت
آیت‌الله جوادی فرمودند: «اللهم إنه نزل عندک شهیدَ الإسلامِ والقرآنِ والعترة.» یعنی ایشان در حالی بر تو وارد شد که شهید اسلام، قرآن و عترت است. «شَهِیدَ الْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ» یعنی او همه هستی خود را برای این مقصد تقدیم کرده است. کسی که همه هستی خود را تقدیم خداوند کرده، قتیل فی سبیل‌الله است و خداوند خود، جزای اوست. او محبوب خداست و خداوند، پاداش اوست.
 
🔹 شهادت، عالی‌ترین مقام انسان
شهادت، عالی‌ترین مقام انسان است. وجود نورانی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند که همواره بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری وجود دارد، «حَتّی یُقتَلَ الرَّجُلُ فی سَبیلِ الله»، تا آنکه انسان در راه خدا کشته شود؛ وقتی در راه خدا به شهادت رسید، دیگر بالاتر از آن نیکی و فضیلتی وجود ندارد. آن هم وقتی کسی به دست شقی‌ترین افراد، شربت شهادت را بنوشد.
 
🔹 ابعاد مختلف شهادت؛ قتیل اسلام، امت، سیاست، صیانت، کیان، عظمت، سیادت، مولویّت و وحدت
آیت‌الله جوادی با شمردنِ ابعادِ مختلفِ این شهادت، عظمتِ راهی را که رهبر شهید پیمود، به تصویر می‌کشد. تعابیری همچون «قتیل الإسلام»، «قتیل أمة الإسلام»، «قتیل سیادة الإسلام»، «قتیل صیانة الإسلام» و مانند آن، نشان می‌دهد که این شهادت، برای اسلام بود؛ برای امت اسلامی بود؛ برای سیاست و اداره جامعه اسلامی بود؛ برای سیادت و عزت اسلام بود؛ برای صیانت و حفاظت از اسلام بود؛ برای حفظ کیان اسلام بود؛ برای عظمت اسلام بود.
 
برای تحقق این حقیقت که: «الإسلامُ یَعلو ولا یُعلی علیه.» اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد. ایشان در راه تحقق این حقیقت به شهادت رسید؛ اینکه هیچ قدرتی نتواند نظام اسلامی و مسلمانان را تحت سلطه خود قرار دهد. همچنین در راه وحدت امت اسلامی؛ وحدتی که از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برای یک جامعه است.
 
🔹 قتیل احیای غربت امت و امامت
او قتیل احیای غربتی است که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دامنگیر امت اسلام شد. او قتیل احیای مسأله امت و امامت در عالی‌ترین مرتبه حیات اجتماعی انسان است؛ یعنی در عرصه مدیریت کلان جامعه.
 
حادثه‌ای که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، در دوران بنی‌امیه و پس از آن بنی‌عباس رخ داد و سپس در حکومت‌های بعدی ادامه یافت، همان اسارت اسلام بود. ایشان در پی احیای عظمت اسلام بود. در جهانی که سلطه جهانی با چهره‌ای عریان بر همه عالم سایه افکنده است، او در پی احیای امت اسلامی بود.
 
🔹 مقایسه با نماز آیت‌الله بهجت؛ تمایز عرصه اجتماعی
اگر عبارات حضرت آیت‌الله جوادی آملی را با نماز ایشان بر پیکر مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت مقایسه کنید، چنین تعابیری را در آنجا مشاهده نمی‌کنید. آیت‌الله بهجت، سالکی الهی بود؛ اما فرصت حضور در چنین عرصه اجتماعی‌ای برای ایشان فراهم نشد.
 
البته حضرت آیت‌الله جوادی آملی نسبت به ایشان عنایت بسیار ویژه‌ای داشتند. روزی در خودرو در خدمت ایشان بودیم. تصویر مرحوم آیت‌الله بهجت دیده می‌شد. نگاه حضرت آیت‌الله جوادی آملی به آن تصویر، نشان از باور عمیق ایشان نسبت به مقام ملکوتی آن بزرگوار داشت.
 
🔹 عرصه مجاهدت؛ زعامت الهی و دفاع از امت
اما آنچه درباره رهبر شهید بیان شد، ناظر به عرصه مجاهدت ایشان بود؛ عرصه‌ای که به برکت حضور حضرت امام خمینی رحمه‌الله برای امت اسلامی فراهم شد. یعنی عرصه دفاع از اسلام، دفاع از امامت، حضور در عرصه سیاست، تحمل رنج امت اسلامی، جهاد و قتال. این عنایت الهی، در این عصر نصیب این نسل شد.
 
 خداوند متعال، زعامت این حرکت را به ایشان عطا کرده بود. ازاین‌رو، این اوصاف ناظر به همین حقیقت است و این ویژگی ممتاز را در شخصیت رهبر شهید برجسته می‌کند.
 
🔹 استعمار و اسارت قبله‌ها؛ آرمان رهبر شهید
در طول تاریخ، کمتر چنین فرصتی برای کسی فراهم شده است. البته کسی که در دفاع از خانه، ناموس و سرزمین خود کشته شود نیز شهید و قتیل فی سبیل‌الله است. اما سخن در اینجا، از مقابله با قدرتی است که امروز جهان را تحت سلطه خود قرار داده است؛ پدیده استعمار که نه‌تنها جهان اسلام، بلکه سراسر جهان را دربر گرفته است.

استعماری که قبله اول مسلمانان را به اسارت برده و قبله دوم را نیز تحت نفوذ قرار داده است، به گونه‌ای که هویت اجتماعی و محوریت امت اسلامی در عرصه جهانی آسیب دیده است. رهبر شهید، برای رهایی از این وضعیت، این آرمان را زنده کرد و امت اسلامی را به سوی آن فراخواند.
 
🔹 مرتبه متفاوت؛ دغدغه امت در برابر سلوک فردی
این مرتبه از مسئولیت و تعلق، در طول تاریخ کمتر نصیب کسی شده است. بسیاری از اهل سلوک، در خلوت خود، راهی به سوی خدا می‌یابند و به وجه‌الله نظر می‌کنند؛ اما اینکه انسان دغدغه امت را داشته باشد، راه را برای یک فرهنگ بگشاید، مقدمه ظهور این حقیقت را در سطح جامعه بشری فراهم سازد و بلکه در مسیر آفرینش تحول ایجاد کند، مرتبه‌ای کاملاً متفاوت است.
 
🔹 قیامت شهید؛ مشاهده حضوری قیامت
از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که بهشت و جهنم هم‌اکنون موجودند و انسان‌ها در متن قیامت زندگی می‌کنند. قیامت، حقیقتی نیست که تنها در آینده تحقق پیدا کند؛ بلکه واقعیتی است که انسان، به تدریج با کنار رفتن پرده‌ها، آن را مشاهده می‌کند.
 
مرگ، کنار رفتن یکی از این پرده‌هاست. اما درباره شهید، پرده‌های عمیق‌تری کنار می‌رود و حقیقت قیامت، با مرتبه‌ای والاتر بر او آشکار می‌شود. این همان مقامی است که برای پیامبران و اولیای الهی نیز مطرح است.
 
 رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند که «أَنَا وَالسَّاعَةُ کَهَاتَیْنِ»؛ نسبت من با قیامت، همانند دو انگشت سبابه است؛ یعنی حقیقت قیامت، برای پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله حضوری و مشهود است. اولیای الهی نیز، هر یک به اندازه مرتبه وجودی خود، از این مشاهده بهره‌مند هستند و شهید نیز به این مرتبه نائل می‌شود.
 
🔹 اوج نخستین و گواهی بر شهادت
آنچه در عبارات بعدی حضرت آیت‌الله جوادی آملی آمده است، پس از آن اوج نخستین قرار دارد؛ یعنی پس از آنکه منزل نزول شهید را بیان می‌کنند. ابتدا جایگاه شهید را بیان می‌فرمایند؛ اینکه از کجا نازل شده است.
 
 در آن مرتبه، نخست وجه‌الله و اسماء و صفات الهی مشاهده می‌شوند و سپس سایر مراتب هستی، به عنوان مظاهر اسماء و صفات الهی دیده می‌شوند. پس از آن می‌فرمایند: «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَکَ شَهِیدًا»؛ رمز این تعبیر، همان مقام شهادتی است که او داراست.
 
سپس می‌فرمایند: «شَهِیدَ الْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ»؛ او همه هستی خود را برای این مقصد تقدیم کرده است. کسی که همه هستی خود را تقدیم خداوند کرده، قتیل فی سبیل‌الله است و خداوند خود، جزای اوست. او محبوب خداست و خداوند، پاداش اوست.
 
🔹 عالی‌ترین درجات شهدا
کشته شدن نیز درجات مختلفی دارد. مهم این است که انسان با چه میزان اخلاص به شهادت برسد. وقتی آیت‌الله جوادی این تعابیر را به کار می‌برند، در حقیقت شهادت می‌دهند که رهبر شهید ما همه عمر خود را در راه اسلام، سربلندی اسلام، عزت اسلام، حفظ کیان اسلام، برتری اسلام، وحدت امت اسلامی و صیانت از جامعه مسلمانان سپری کرده و در همین راه به شهادت رسیده است.
 
 قهراً چنین انسانی، از عالی‌ترین درجات شهدا برخوردار خواهد بود. آیت‌الله جوادی با این عبارات، نشان می‌دهد که شهادتِ رهبر شهید، یک شهادتِ ساده نبود، بلکه شهادتی در تمامِ ابعادِ حیاتِ فردی، اجتماعی، سیاسی و تمدنیِ امتِ اسلامی بود.
 
 این فراز، با بغض و اندوهی عمیق، ابعادِ فراموش‌نشدنیِ شخصیتِ او را برای حاضران ترسیم می‌کند و اشکِ حاضران را جاری می‌سازد.
 

بخش پنجم: درخواستِ پذیرش عملِ اندک از خداوند

«یَا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسِیرَ وَ یَقْبَلُ الْیَسِیرَ، اقْبَلْ مِنْهُ وَ مِنَّا الْیَسِیرَ، إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» :ای آن‌که عمل اندک را می‌پذیری و بر کار ناچیز پاداش می‌دهی، از او و از ما همین عمل اندک را بپذیر؛ همانا تو بر هر کاری توانایی.
 
🔹 تضرع و خاکساری؛ تکرارِ «یَقْبَلُ الْیَسِیرَ»
در این فراز، آیت‌الله جوادی آملی، با لحنی آمیخته با تضرع و خاکساری، از خداوند می‌خواهد که اعمالِ اندکِ رهبر شهید و همچنین اعمالِ اندکِ خود و حاضران را بپذیرد.
 
تکرارِ عبارتِ «یَقْبَلُ الْیَسِیرَ»، نشان‌دهندهٔ تأکید بر صفتِ کرم و بخششِ الهی است. این فراز، درسی بزرگ برای همهٔ مؤمنان دارد: هیچ‌کس نباید به اعمالِ خود مغرور شود؛ همه باید به فضلِ الهی امید داشته باشند که عملِ اندک را با کرمِ خود، بزرگ می‌گرداند.
 
🔹 عظمتِ رهبر شهید در برابرِ عظمتِ خداوند
رهبر شهید، با تمام عظمت و مجاهدت‌هایش، در این لحظه، با خاکساری به پیشگاهِ خداوند عرضه می‌شود و از او پذیرشِ عملِ ناچیز را درخواست می‌کند.
 
این فراز، با بغضِ آیت‌الله جوادی، نشان‌دهندهٔ عمقِ تواضعِ او در برابرِ خداوند و همچنین عظمتِ مقامِ رهبر شهید است که با وجودِ تمامِ کمالات، باز هم خود را نیازمندِ عفوِ الهی می‌داند. حقیقت این است که با همه عظمت و گستردگی آنچه اتفاق افتاده، در برابر عظمت بی‌پایان خداوند، همه این‌ها اندک است.
 
🔹 نیازمندیِ همه به عفو الهی؛ درسِ بزرگی برای همگان
تأکید بر اینکه همهٔ انسان‌ها، حتی بزرگ‌ترین مجاهدان، نیازمندِ عفو و بخششِ الهی هستند. عملِ اندک، تنها با کرمِ خداوند، ارزشِ قبول پیدا می‌کند. این فراز، درسی است برای همه که هیچ‌کس نباید به عملِ خود مغرور شود.
 
 رهبر شهید نیز با تمامِ عظمت و مجاهدت‌هایش، در این لحظه، با خاکساری به پیشگاهِ خداوند عرضه می‌شود و از او پذیرشِ عملِ ناچیز را درخواست می‌کند. این خاکساری، نشان از عظمتِ روحیِ اوست که با وجودِ جایگاهِ والا، خود را بنده‌ای نیازمند می‌داند.
 
🔹 عظمت بی‌پایان خداوند در برابر عملِ اندک
آیت‌الله جوادی فرمودند: «یا مَن یَقبَلُ الیَسیرَ وَیَعفُو عَنِ الکَثیر، اقبَلْ مِنّا الیَسیر.» یعنی: ای خدایی که عمل اندک را می‌پذیری و از گناهان بسیار درمی‌گذری، این عمل اندک را از او و از ما بپذیر.
 
 حقیقت این است که با همه عظمت و گستردگی آنچه اتفاق افتاده، در برابر عظمت بی‌پایان خداوند، همه این‌ها اندک است. از خداوند می‌خواهیم همین عمل اندک را از ایشان و از ما بپذیرد؛ چراکه او بر هر کاری تواناست.
 
🔹 امید به فضل الهی و پذیرش عملِ ناچیز
این فراز، امید به فضل الهی را در دلِ مؤمنان زنده می‌کند. خداوندی که عملِ اندک را می‌پذیرد و بر کارِ ناچیز پاداش می‌دهد، می‌تواند با کرمِ خود، اعمالِ ما را نیز به مقامِ قبول برساند.
 
 این درسی است برای همهٔ مؤمنان که هیچ‌گاه از رحمتِ الهی ناامید نشوند و با تواضع و خاکساری، دستِ نیاز به سوی خداوند دراز کنند. رهبر شهید، با تمامِ مجاهدت‌هایش، در این لحظه، نمونه‌ای از این تواضعِ بی‌نظیر را به نمایش می‌گذارد.
 

بخش ششم: درخواستِ رحمت، حشر با امامان و جانشینی نیکو برای بازماندگان

«اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ بِعِزِّ غُفْرَانِکَ، وَ هُوَ عَبْدُکَ وَ مُحْتَاجٌ إِلَی رَحْمَتِکَ.اللَّهُمَّ احْشُرْهُ مَعَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ.
خدایا، او به پناه عزّتِ آمرزش تو فرود آمده است، و او بنده توست و نیازمند رحمت توست.خدایا، او را با امامان هدایتگر و هدایت‌یافته محشور فرما.
 
وَاخْلُفْ عَلَى أَهْلِهِ فِی الْغَابِرِینَ، وَصَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ، وَاحْشُرْنَا مَعَهُ مَعَ عِنَایَتِکَ وَ عِنَایَةِ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ»
و برای بازماندگانش جانشینی نیکو قرار ده، و بر او و بر همه آنان درود فرست، و ما را نیز به عنایت خود و به عنایت محمد و عترت پاک او با وی محشور گردان.
 
🔹 درخواستِ رحمت؛ پناه بردن به عزّتِ آمرزش الهی
این فراز، پایان‌بخشِ دعای آیت‌الله جوادی است و دربردارندهٔ سه درخواستِ مهم است. نخستین درخواست، «او به پناهِ عزّتِ آمرزش تو فرود آمده است و بنده‌ای نیازمندِ رحمتِ توست.» این جمله، نشان‌دهندهٔ این است که رهبر شهید، با تمامِ عظمت، خود را بنده‌ای نیازمند به رحمتِ الهی می‌داند و آیت‌الله جوادی نیز با لحنی بغض‌آلود، این نیازمندی را به درگاهِ خداوند عرضه می‌کند.
 
 این تعبیرِ «نیازمند رحمت بودن» ریشه در معارف قرآن دارد؛ زیرا خداوند می‌فرماید: «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا»؛ اگر فضل و رحمت خدا نبود، هیچ‌کس پاک نمی‌شد. در قیامت نیز اگر رحمت الهی شامل حال انسان نباشد، هیچ‌کس نمی‌تواند از حساب الهی سالم بیرون آید.
 
در روایات آمده است که اگر خداوند در حسابرسی، بندگان را صرفاً با معیار عدالت محض محاسبه کند و سفره رحمت خود را نگستراند، کسی از آن حساب سالم عبور نخواهد کرد. از همین رو درخواست می‌شود که رهبر شهید نیز بر سفره رحمت الهی وارد شود.
 
🔹 درخواستِ حشر با امامان هُدی
دومین درخواست: «او را با امامانِ هدایتگر و هدایت‌یافته محشور فرما.» این درخواست، نشان‌دهندهٔ عظمتِ مقامِ رهبر شهید است که شایستگیِ همنشینی با ائمهٔ اطهار را دارد. این فراز، امیدواری به قرارگرفتنِ او در جوارِ اولیای الهی را بیان می‌کند.
 
 حشر با امامان، بالاترین مقامی است که یک انسان مؤمن می‌تواند به آن دست یابد. این درخواست، نشان از ایمانِ راسخِ آیت‌الله جوادی به مقامِ والایِ رهبر شهید دارد که او را شایستهٔ همنشینی با معصومین(علیهم‌السلام) می‌داند. این مقام، نه فقط برای خودِ شهید، بلکه برای تمامِ امتِ اسلامی مایهٔ افتخار است.
 
🔹 درخواستِ جانشینیِ نیکو و عنایت برای همگان
سومین درخواست: «برای بازماندگانش جانشینی نیکو قرار ده، و بر او و همه آنان درود فرست، و ما را نیز به عنایت خود و به عنایتِ محمد و عترتِ پاک او با وی محشور گردان.» این جمله، شاملِ سه بخش است:
 
الف) دعا برای بازماندگانِ رهبر شهید: «وَاخْلُفْ عَلَی أَهْلِهِ فِی الْغَابِرِینَ.» یعنی: خدایا، خودت جانشین او برای بازماندگانش باش؛ برای کسانی که در این دنیا باقی مانده‌اند. جمعی از خانواده و همراهان ایشان پیش از این از دنیا رفته‌اند و اکنون برای بازماندگان دعا می‌شود که خداوند خود سرپرست، پشتیبان و متکفل امور آنان باشد و آنان را مورد لطف و عنایت خویش قرار دهد.

ب) درود فرستادن بر او و همهٔ مؤمنان: «وَصَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ»؛ این درخواست، نشان از عمقِ محبتِ آیت‌الله جوادی به رهبر شهید و تمامِ مؤمنان دارد.
 
ج) درخواستِ حشر شدن با او به عنایتِ الهی: «وَاحْشُرْنَا مَعَهُ مَعَ عِنَایَتِکَ وَ عِنَایَةِ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ»؛ این بخش، بیانگرِ آرزویِ نهاییِ مؤمنان است که در کنارِ اولیای الهی محشور شوند.
 
🔹 بغض و اندوه در اوج وداع
بغض و اندوهِ آیت‌الله جوادی در این فراز، به اوج خود می‌رسد؛ چراکه این لحظه، لحظهٔ وداع با پیکری است که تمامِ عمر خود را در راهِ خدا و امتِ اسلامی سپری کرده است.
 
 این دعا، با امید به رحمتِ الهی و حشر با اولیای خدا، پایان می‌یابد و فضایی سرشار از معنویت و اشک را برای حاضران به جا می‌گذارد. حضرت آیت‌الله جوادی آملی با این دعا، نه تنها بدرقهٔ یک شخصیت، بلکه تبیینِ جایگاهِ رفیعِ شهادت و مجاهدت در راهِ خدا را به تصویر می‌کشد.
 
🔹. وصال با پیامبر و اهل‌بیت؛ آرزویِ نهاییِ هر مؤمن
سپس برای ایشان، حشر با ائمه هُدی علیهم‌السلام و اهل‌بیت عصمت و طهارت را از خداوند مسئلت کردند؛ مقامی که از بالاترین مراتب برای یک انسان است؛ اینکه با پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل‌بیت ایشان محشور شود.
 
 این وصال، آرزویِ نهاییِ هر مؤمنی است که در راهِ خدا گام برداشته است. رهبر شهید، با تمامِ مجاهدت‌هایش، شایستهٔ این همنشینی است و آیت‌الله جوادی با این دعا، بر این حقیقت گواهی می‌دهد.
 
🔹 صلوات پایانی؛ التماسِ عنایتِ الهی
در ادامه نیز با صلوات بر پیامبر اکرم و اهل‌بیت عصمت و طهارت، از خداوند درخواست کردند که همه این برکات و عنایات، در سایه لطف الهی و عنایت پیامبر و خاندان پاک ایشان نصیب انسان شود.
 
 این صلوات، نه فقط یک فرازِ دعایی، بلکه التماسی برای تداومِ عنایتِ الهی بر همهٔ مؤمنان است. آیت‌الله جوادی با این پایانِ زیبا، نشان می‌دهد که راهِ رهبر شهید، راهی است که تا ظهورِ حضرت ولی‌عصر(عج) ادامه خواهد داشت و همهٔ ما باید در این مسیر، قدم برداریم.
  

بخش هفتم: علت نخواندن برخی تعابیر متداول در نماز میت رهبر شهید

یک شبهه، ده پاسخ؛ چرا «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» در نمازِ جوادی خوانده نشد؟
شبهه و سوال اصلی:

چرا حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در نماز بر پیکر رهبر شهید، عبارات مشهوری مانند «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» و «ان کان محسناً فزد فی احسانه و ان کان مسیئاً فتجاوز عنه» را نخواندند؟
 
پاسخ اول: جایگاه و منزلت والای رهبر شهید
🔹 شأن و مرتبه رهبر شهید فراتر از عبارات عمومی
شأن و منزلت رهبر شهید آن هم در چنین جایگاهی، آن هم در حالی که در ماه مبارک رمضان توسط اشقی‌الاشقیا به شهادت رسیده است، بسیار فراتر و بالاتر از این است که در نمازی که برای او خوانده می‌شود، عباراتی نظیر «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» یا «ان کان مسیئاً فتجاوز عن سیئاته و ان کان محسنًا فزد فی احسانه» خوانده شود.
 
 این تعابیر، برای مؤمنان عادی است که ممکن است لغزش‌هایی داشته باشند؛ اما درباره رهبر شهیدی که تمام عمر خود را در راه اسلام، قرآن و عترت سپری کرده و به عالی‌ترین درجات تقوا و جهاد رسیده است، چنین عباراتی نه تنها شایسته نیست، بلکه نوعی تنزل دادنِ مقامِ او محسوب می‌شود.
 
پاسخ دوم: ماهیت نماز میت و عدم الزام به عبارات خاص
🔹 در نماز میت، عین عبارات واجب نیست؛ محتوا معیار است

نماز میت، آن مقدار که رکن و ارکان آن است، مشتمل بر پنج تکبیر و چهار ذکر اصلی است. ابتدا، شهادت به توحید و رسالت بیان می‌شود؛ سپس صلوات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، بعد طلب مغفرت برای مؤمنان، و در پایان نیز طلب مغفرت برای میتی که نماز بر او اقامه می‌شود.
 
 این ارکان، ثابت هستند؛ اما اینکه این مضامین با چه الفاظ و عباراتی بیان شوند، جزء ارکان نماز محسوب نمی‌شود. برخی از تعابیری که در روایات معصومان علیهم‌السلام وارد شده‌اند، از باب ذکرهای مأثور هستند، نه اینکه استعمال همان الفاظ، واجب و منحصر باشد.
 
 ازاین‌رو، متناسب با شخصیت فردی که بر او نماز گزارده می‌شود ـ به‌ویژه در بخش پایانی نماز ـ می‌توان مطالب را بسط داد و اوصاف ویژه‌ای را بیان کرد. آنچه واجب است، تحقق عنوان «طلب مغفرت» برای میت است؛ خواه با عبارت کوتاه باشد یا با تعبیری که بر این معنا دلالت کند.
 
پاسخ سوم: نماز میت در حقیقت دعاست؛ نه نماز مصطلح
🔹 نماز میت، دعایی است که دست نمازگزار در آن باز است

نماز میت اگرچه نامش «نماز» است، اما در حقیقت دعاست؛ زیرا ارکان اصلی نماز را ندارد. نه رکوع دارد، نه سجده و نه قرائت سوره حمد؛ در حالی که این‌ها از ارکان و مقومات نماز هستند. بنابراین، نماز میت اگرچه عنوان نماز دارد، اما در واقع بیش از آنکه نماز به معنای مصطلح باشد، دعاست.

ازاین‌رو، مقدار واجب نماز همین است؛ اما دستِ نمازگزار باز است که پس از تکبیر چهارم، هر دعایی را در حق میت بخواند. به همین دلیل مشاهده می‌شود که درباره افراد مختلف، اعم از شهدا، اموات یا علما، تعبیرها و دعاهای متفاوتی به کار برده می‌شود. برای نمونه، نماز حضرت آقا بر پیکر شهید حاج قاسم سلیمانی را به یاد بیاورید و دعاهایی را که ایشان در آنجا خواندند، یا نمازهایی که خود حضرت آقا بر پیکر افراد مختلف اقامه کرده‌اند.
 
پاسخ چهارم: تناسب تعابیر با شخصیت میت
🔹 هر میتی، تعابیر مخصوص به خود را دارد

اوصافی که در برخی از روایات از ائمه معصومین علیهم‌السلام نقل شده، غالباً اوصاف عمومی مؤمنان است؛ اما درباره اشخاص خاص، می‌توان ویژگی‌های اختصاصی آنان را نیز یادآور شد. حضرت آیت‌الله جوادی آملی پیش از این نیز نمازهای تاریخی مشابهی اقامه کرده‌اند؛ از جمله نماز بر پیکر مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت رحمه‌الله.
 
اگر عبارات آن نماز با این نماز مقایسه شود، روشن خواهد شد که هر یک از این تعابیر، متناسب با شخصیت و جایگاه کسی است که بر او نماز گزارده می‌شود.
 
 در نماز مرحوم آیت‌الله بهجت، آن بخش حدود سه دقیقه به طول انجامید؛ اما در این نماز، نزدیک به هشت دقیقه ادامه یافت و اوصاف بسیار گسترده‌تر و دقیق‌تری درباره شخصیت رهبر شهید بیان شد. این تفاوت، نشان‌دهندهٔ تناسبِ تعابیر با شخصیتِ میت است.
 
پاسخ پنجم: تعابیر برتر به جای عبارات متداول
🔹 آیت‌الله جوادی، تعابیری بسیار بالاتر و والاتر به کار بردند

 آیت‌الله جوادی آملی در نماز بر پیکر رهبر شهید تعابیری به کار برد که در نمازهای معمول بر پیکرها قرائت نمی‌شود. ایشان به جای عبارت «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا»، رهبر شهید را با اوصافی همچون «مجاهد، مبالغ، ورع، موحد، متألّه، شهید اسلام و قرآن و عترت، قتیل اسلام، قتیل امت، قتیل سیاست، قتیل صیانت، قتیل کیان، قتیل عظمت، سیادت، مولویّت و وحدت» توصیف کردند.
 
 این تعابیر، به مراتب برتر از جملات مرسومی است که برای افراد دیگر گفته می‌شود. مرجعی در سطح آیت‌الله جوادی آملی با آن احاطه فقهی و فلسفی و تفسیری، چنان مقامی برای رهبر شهید ترسیم کرد که زبان از وصف آن قاصر است.
 
پاسخ ششم: بازتاب گسترده و تأیید عمومی
🔹 انتخاب این تعابیر، کم‌سابقه و تاریخی بود

همین عبارات سبب شد بسیاری از کاربران، این نماز را یکی از متفاوت‌ترین و تاریخی‌ترین نمازهای میت سال‌های اخیر توصیف کنند. استفاده مکرر از واژه «شهید»، تعبیر «قتیلاً للإسلام» و همچنین توصیف امام شهید به عنوان «بالابرنده عظمت، سیادت و وحدت امت اسلامی»، از جمله عباراتی بود که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد.
 
انتشار فیلم این نماز در مدت کوتاهی با استقبال گسترده کاربران همراه شد و بخش‌های مختلف آن بارها بازنشر شد. بسیاری از کاربران، انتخاب این تعابیر را کم‌سابقه دانسته و آن را نشانه‌ای از نگاه عمیق آیت‌الله جوادی آملی به شخصیت امام شهید عنوان کردند.
 
پاسخ هفتم: نماز در شأن امام مسلمین
🔹 آیت‌الله جوادی، نماز را در تراز رهبر جامعه اقامه کردند

این نماز، نمازی بود در شأن امام مسلمین، نمازی بود در شأن امام جامعه اسلامی، در شأن نائب امام زمان. حضرت آیت‌الله جوادی با توجه به جامعیت و فقاهت و حکمتی که دارند، آن را به نحوی اقامه کردند که هم تسکینی بود بر دردهای نمازگزاران و هم شأن و منزلت امام جامعه را به خوبی حفظ کرد و نشان داد که نماز در تراز رهبر جامعه باید چگونه باشد.
 
 این نماز، تنها بدرقه یک شخصیت تاریخی نبود؛ بلکه تفسیر یک راه و ترسیم یک افق بود. ایشان با زبان حکمت و عرفان، کارنامه یک عمر مجاهدت را روایت کرد و هم‌زمان معیارهای ساختن آینده را پیش روی جامعه قرار داد.
 
پاسخ هشتم: نماز، گواهی بر یک راه و مکتب
🔹 آن روز، آیت‌الله جوادی بر یک راه و یک مسئولیت تاریخی گواهی داد

آن روز، حضرت آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی تنها بر پیکر یک رهبر نماز نگزارد؛ بلکه با زبان قرآن و حکمت، بر یک راه، یک مکتب و یک مسئولیت تاریخی گواهی داد. از همین رو، آن نماز نه فقط روایت پایان یک زندگی، بلکه روایت آغاز یک مسئولیت برای آیندگان و همه ارادتمندان و پیروان آن راه است.
 
 گستره حضور و پیوستگی خیل عزاداران به‌گونه‌ای بود که این وداع معنوی، محدود به یک مکان نماند و جمعیتی که در حرم مطهر حضرت معصومه(س) حضور داشتند نیز به این نماز اقتدا کردند. گویی یک نماز، از یک مکان آغاز شد اما در دل یک ملت امتداد یافت.
 
پاسخ نهم: احترام به شأن و نظر مرجعیت؛ نقدناپذیری در امور تخصصی
🔹 جایگاه اجتهاد و عرفانِ آیت‌الله جوادی، پشتوانهٔ انتخابِ تعابیر

همهٔ ما به خوبی می‌دانیم که حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی، یکی از برجسته‌ترین مراجع تقلید، مفسران و عارفانِ معاصر است. ایشان سال‌ها در محضر اساتید بزرگ، فقه، اصول، فلسفه، تفسیر و عرفان را آموخته و به درجه‌ای از اجتهاد و بصیرت رسیده‌اند که کمتر کسی در این سطح قرار دارد.
 
 از سوی دیگر، ارادت و محبتِ عمیقِ ایشان به رهبر شهید ایران، بر هیچ‌کس پوشیده نیست و همواره در مناسبت‌های مختلف، این عشق و دلبستگی را ابراز داشته‌اند.
 
بنابراین، وقتی چنین مرجعی با آن درجه از فقاهت، عرفان و شناخت، در اوجِ اندوه و بغض، نمازی را بر پیکرِ رهبر شهید اقامه می‌کند و تعابیری خاص و دقیق را برمی‌گزیند، شایستهٔ ماست که به جای پرسش‌های غیرتخصصی، به شأن، نظر و حریمِ مرجعیتِ او احترام بگذاریم.
 
آنچه در نماز بیان شده، نه یک انتخابِ احساسی یا بی‌مبنا، بلکه ناشی از عمقِ بینشِ فقهی، عرفانی و فلسفیِ ایشان است. او به رهبر شهید، از ما نزدیک‌تر و مهربان‌تر بوده و با چشمِ باز، او را در طول سال‌ها دیده و سنجیده است.
 
ما که از جایگاهِ حقیقیِ رهبر شهید در عوالمِ ملکوت و میزانِ قربِ او به خداوند، اطلاعِ کامل نداریم، نباید در چیزی که در تخصّصِ مجتهدی چون آیت‌الله جوادی است، اشکال وارد کنیم.
 
بلکه وظیفهٔ ما، تسلیمِ عمقِ نگاهِ آن مرجعِ حکیم بودن و درس‌گرفتن از این نمازِ تاریخی است؛ نه اینکه با معیارهایِ سطحی، به سنجشِ آن بنشینیم. این احترام، نه فقط ادبِ علمی، بلکه ادبِ دینی در برابرِ مقامِ مرجعیت و شأنِ علماست.
 
پاسخ دهم: اقامه نمازهای متعدد بر پیکر رهبر شهید و تنوع تعابیر
🔹 اقامهٔ چندین نماز توسط مراجع و علمای مختلف و تنوع طبیعیِ تعابیر

نکتهٔ بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد، این است که بر پیکرِ مطهرِ رهبر شهید ایران، حداقل ۷ نماز توسط شخصیت‌های برجستهٔ جهان تشیع اقامه شده است که هر یک، بر اساسِ فهم، سلیقه و ارتباطِ عاطفیِ خود با ایشان، تعابیرِ خاصی را در نماز به کار برده‌اند:
 
🔹 تهران (۱4 تیر): آیت‌الله سبحانی
🔹 قم (۱۶ تیر): آیت‌الله جوادی آملی
🔹 نجف (۱۷ تیر): آیت‌الله سید محمدتقی حکیم
🔹 کربلا (۱۸ تیر): حرم امام حسین(ع) - شیخ عبدالمهدی کربلایی (نماینده آیت‌الله سیستانی) - حدوداً ساعت ۳:۳۰ بامداد
🔹 کربلا (۱۸ تیر): حرم حضرت ابوالفضل(ع) - حجت‌الاسلام والمسلمین صافی - بار اول در رواق - حدوداً ساعت  4:30بامداد
🔹 کربلا (۱۸ تیر): حرم حضرت ابوالفضل(ع) - حجت‌الاسلام والمسلمین صافی - بار دوم در کنار ضریح مطهر – حدودا ساعت ۵:۳۰ بامداد
🔹 مشهد (۱۸ تیر): آیت‌الله سید مصطفی حسینی خامنه‌ای (فرزند رهبر شهید) - حدودا ساعت 9:30 شب
 
حال آنکه اکثرِ این عزیزان، جملهٔ مشهورِ «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» را برای رهبر شهید تلاوت کردند و این تعبیر را در نمازهای متعدد بر ایشان به کار بردند. اتفاقاً در اولین نماز (تهران - آیت‌الله سبحانی)، این عبارت بیان شد.
پس این‌گونه نبوده که این تعبیر در نمازهای متعدد بر حضرت آقای شهید ایران خوانده نشود؛ بلکه در اکثرِ آنها قرائت شده است.
 
اما نکتهٔ کلیدی این است:
اقامهٔ چندین نماز توسط شخصیت‌های مختلف، خود نشان‌دهندهٔ تنوعِ طبیعیِ تعابیر در نماز میت است. هر کس به فراخورِ ارتباطِ خود با میت، فهمِ خود از مقامِ او و ادبیاتِ موردِ علاقه‌اش، دعا را می‌خواند. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که تنها یک نوعِ خاص از تعابیر صحیح است یا نمازی که با عبارتی دیگر خوانده شده، ناقص یا اشتباه است.
 
آیت‌الله جوادی آملی با آن جایگاهِ والایِ فقهی و عرفانی، تعابیرِ خاص و والاتری را انتخاب کردند که با شخصیتِ منحصربه‌فردِ رهبر شهید و مقامِ والایِ او در نزد خداوند، هماهنگ‌تر بود. این تفاوت، نه نشان از نقصِ یک نماز نسبت به دیگری، بلکه نشان از غنا و انعطافِ احکامِ شرعی و درکِ عمیقِ عالمانه از جایگاهِ میت است.
 
در نهایت، اقامهٔ این همه نماز توسط بزرگانِ شیعه در نقاطِ مختلفِ جهان (تهران، قم، مشهد، نجف، کربلا)، خود گواهِ روشنی بر عظمتِ شخصیتِ رهبر شهید و اتحادِ علما و مراجع بر ارج‌نهادن به مقامِ والایِ اوست.
 

نتیجه‌گیری:

نمازِ عارفانهٔ آیت‌الله جوادی بر پیکرِ آقای شهید ایران، فراتر از یک مراسمِ سوگواری، تفسیری بود بر مقامِ والایِ انسانی که تمامِ هستیِ خود را در راهِ اسلام، قرآن، عترت، عزت و وحدتِ امتِ اسلامی نثار کرد.
 
 تعابیری چون «نَزَلَ عِندَک»، «مجاهداً، مبالغاً، ورعاً، موحِّداً، متألِّهاً»، «شهیدِ اسلام و قرآن و عترت» و «قتیلِ عظمت و سیادت و وحدت»، جایگاهی را برای او ترسیم کرد که فراتر از توصیفِ عباراتِ متداولی همچون «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا» است.
 
نخواندنِ عبارتِ مشهور در این نماز، نه از سرِ کم‌توجهی، بلکه از رویِ شناختِ عمیق‌تر و والاترِ آیت‌الله جوادی نسبت به مقامِ رهبر شهید بود.
 
 ایشان با احاطهٔ فقهی، فلسفی و عرفانیِ خود، به جایِ عباراتِ عمومی، گواهیِ مسئولانه‌ای بر حقیقتِ یک زندگیِ الهی ارائه داد و نشان داد که نمازِ میت، ظرفیتی برای بسطِ تعابیرِ متناسب با شخصیتِ هر فرد دارد.
 
این نماز، نه فقط روایتِ پایانِ یک زندگی، بلکه آغازِ یک مسئولیتِ تاریخی برای همهٔ ارادتمندان و پیروانِ آن راه بود. از خداوند متعال مسئلت می‌کنیم که توفیقِ قدردانی از مجاهدت‌های این رهبرِ عالی‌قدر را به همگان عطا فرماید و فرزندِ صالحِ ایشان را تا ظهورِ حضرتِ ولی‌عصر(عج) محفوظ و مؤید بدارد.
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط