بیان مسئله:
جهاد در اسلام، یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادین است که در آیات قرآن کریم، ابعاد و گونههای متنوعی دارد. بسیاری از مردم، جهاد را تنها به جنگ نظامی و میدان نبرد محدود میدانند، در حالی که قرآن کریم، جهاد را در ده گونه مختلف معرفی کرده است که هر یک، بُعد خاصی از مبارزه در راه خدا را به تصویر میکشد.
از جهاد با مشرکان و کفار گرفته تا جهاد با منافقان و اهل بغی، و از جهاد رهاییبخش و دفاعی تا جهاد با نفس و جهاد مالی، همگی نشاندهنده گستردگی و جامعیت مفهوم جهاد در اسلام است.
درک صحیح از این اقسام، نیازمند بازخوانی آیات قرآن است تا مشخص شود که جهاد، تنها به میدان نبرد محدود نمیشود، بلکه تمام عرصههای زندگی فردی و اجتماعی را در بر میگیرد.
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز که هجمههای فرهنگی، سیاسی و نظامی دشمنان اسلام گستردهتر شده است، تبیین ابعاد و گونههای مختلف جهاد در قرآن، ضرورتی انکارناپذیر است. متأسفانه، برخی با تقلیل جهاد به جنگ و خونریزی، چهرهای خشن از اسلام به نمایش میگذارند.
بازخوانی آیات قرآن درباره اقسام جهاد، این تصویر غلط را اصلاح میکند و نشان میدهد که جهاد، به معنای ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از مظلومان و تلاش برای احقاق حق است.
این مقاله با بررسی ده گونه جهاد در قرآن، گامی در جهت تبیین ابعاد مختلف این مفهوم و پاسخگویی به نیازهای فکری و اعتقادی جامعه امروز خواهد بود.
اهداف مقاله:
در این مقاله، با استناد به آیات قرآن کریم، به تبیین ده گونه جهاد در اسلام میپردازیم و اهداف، شرایط و احکام هر یک را بررسی میکنیم. همچنین، تفاوتهای این گونهها و نقش آنها در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان تبیین شده و در نهایت، وظیفه مؤمنان در عصر حاضر و لزوم آمادگی برای جهاد در تمام عرصهها تبیین میگردد.
1- جنگ با مشرکان؛ نخستین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جنگ با مشرکان چنین میفرماید:«وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (1) «با مشرکان همگی به اتفاق کارزار کنید، چنان که آنان با شما همگی به اتفاق کارزار میکنند، و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است».
🔹 چیستی جنگ با مشرکان در قرآن
خداوند متعال در این آیه، به مسلمانان فرمان میدهد که با مشرکان به طور دستهجمعی و هماهنگ پیکار کنند، همانگونه که مشرکان نیز متفقاً و هماهنگ با مسلمانان میجنگند.
این آیه، یکی از آیات کلیدی درباره جهاد با مشرکان است و بر ضرورت وحدت و هماهنگی مسلمانان در برابر دشمنان مشرک تأکید دارد. «کافّةً» به معنای همگی و یکپارچه است و نشان میدهد که مسلمانان باید در برابر دشمنان مشرک، متحد و یکصدا باشند و هرگونه تفرقه و اختلاف را کنار بگذارند تا بتوانند در برابر دشمن مشترک، پیروز شوند.
این آیه، همچنین بر این نکته تأکید دارد که مشرکان نیز با تمام توان و به طور دستهجمعی با مسلمانان میجنگند و از هیچ تلاشی برای نابودی اسلام فروگذار نمیکنند.
بنابراین، مسلمانان نیز باید با تمام توان و به طور متحد، در برابر آنان ایستادگی کنند و از هرگونه سستی و تردید بپرهیزند. این نبرد، یک نبرد تمامعیار برای بقای اسلام و مبارزه با شرک و بتپرستی است و نیازمند عزمی راسخ و ارادهای استوار است.
🔹 وعدة الهی به پرهیزکاران در جهاد با مشرکان
در پایان آیه، خداوند به پرهیزکاران وعده میدهد که با آنان است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ «و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است».
این وعده، نشان میدهد که پیروزی در جهاد با مشرکان، تنها به نیروی نظامی وابسته نیست، بلکه مهمتر از آن، تقوا و پرهیزکاری است. کسانی که در جهاد، تقوا پیشه کنند و از هرگونه تعدی و ظلم بپرهیزند، خداوند آنان را یاری میکند و با آنان خواهد بود. این وعده، هم در دنیا و هم در آخرت، شامل حال مؤمنان متقی میشود.
تقوا در جهاد، میتواند به معنای رعایت اصول اخلاقی و انسانی در جنگ، پرهیز از تجاوز به غیرنظامیان، وفاداری به عهد و پیمان، و اخلاص در نیت باشد.
کسانی که در جهاد، تقوا را سرلوحه کار خود قرار دهند، در حقیقت، یاری خداوند را با خود همراه کردهاند و از هراس و نگرانی در برابر دشمنان، در امان خواهند بود. این آیه، به مؤمنان میآموزد که تقوا، رمز پیروزی در جهاد است و بدون آن، هیچ پیروزی پایدار و ماندگاری وجود نخواهد داشت.
2- جنگ با کفار؛ دومین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جنگ با کفار چنین میفرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (2)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کافرانى که در نزدیکى شمایند پیکار کنید و باید خشونت را در شما ببینند و بدانید که خدا با پرهیزکاران است».
🔹 جنگ با کفار نزدیک؛ اولویت دفاعی در قرآن
خداوند در این آیه، به مؤمنان دستور میدهد که ابتدا با کافران همجوار و نزدیک خود پیکار کنند. این آیه، یک اصل راهبردی را به مسلمانان میآموزد که در جهاد، اولویت با دشمنان نزدیک و همسایه است.
کافران همجوار، به دلیل نزدیکی جغرافیایی، تهدید جدیتری برای جامعه اسلامی محسوب میشوند و ممکن است در هر لحظه به مسلمانان حمله کنند.
بنابراین، مسلمانان باید ابتدا با آنان بجنگند و امنیت مرزهای خود را تأمین کنند. این آیه، همچنین بر ضرورت هوشیاری و آمادگی دائمی در برابر دشمنان تأکید دارد و به مؤمنان میآموزد که هرگز از دشمنان نزدیک خود غافل نشوند.
🔹 خشونت در برابر کفار؛ به معنای قاطعیت در جهاد
عبارت «وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً» به معنای آن است که کافران باید در شما خشونت و قاطعیت را ببینند. این خشونت، به معنای ظلم و ستم نیست، بلکه به معنای قاطعیت، صلابت و عدم مدارا با دشمنان متجاوز است.
مسلمانان باید در برابر دشمنان، محکم و استوار باشند و هرگونه ضعف و سستی را از خود دور کنند. این قاطعیت، میتواند دشمنان را از تجاوز و تعدی بازدارد و امنیت جامعه اسلامی را تأمین کند. در پایان آیه، خداوند بار دیگر به پرهیزکاران وعده همراهی میدهد و میفرماید که خداوند با پرهیزکاران است.
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد با کافران و پرهیز از اطاعت آنان چنین میفرماید:«فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا» (3) «پس (ای پیامبر) پیروی کافران مکن و به وسیله آن (قرآن) با ایشان به جهادی بزرگ بپرداز».
🔹 جهاد کبیر؛ مبارزه فرهنگی با کفار
این آیه، یکی از مهمترین آیات درباره جهاد فرهنگی و تبیینی است. خداوند به پیامبر اکرم (ص) دستور میدهد که از کافران اطاعت نکند و با قرآن، با آنان «جهاد کبیر» انجام دهد. «جهاد کبیر» به معنای جهاد با ابزار قرآن، یعنی جهاد فکری و فرهنگی، برای مبارزه با افکار و عقاید باطل و ترویج و تبیین معارف الهی است.
این نوع جهاد، که با نام «جهاد تبیین» نیز شناخته میشود، در عصر حاضر از هر زمان دیگری ضروریتر است. جهاد کبیر، یک جهاد سیاسی و فرهنگی است که بر مسلمانان لازم است تا از کفار فاصله بگیرند و دنبالهرو آنان نباشند.
این جهاد، نه با شمشیر، بلکه با منطق و استدلال و با بهرهگیری از آیات قرآن، به مبارزه با کفر و انحراف فکری میپردازد و به تبیین حقایق دین و روشنگری در جامعه کمک میکند.
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره برخورد با کافران در میدان نبرد چنین میفرماید:«فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» (محمد، آیه ۴)
«پس چون با کسانی که کفر ورزیدهاند برخورد کنید، گردنها(شان) را بزنید تا زمانی که آنان را از پای درآورید، سپس اسیران را محکم ببندید و پس از آن، یا منت گذارید (و آزادشان کنید) یا فدیه بگیرید، تا جنگ بارهای سنگین خود را بر زمین بگذارد».
🔹 شدت عمل در برابر کفار تا پایان نبرد
این آیه، به شدت عمل در برابر کافران در میدان نبرد اشاره دارد و دستور میدهد که با آنان چنان برخورد شود که توانایی ادامه جنگ را از دست بدهند.
«ضَرْبَ الرِّقَابِ» به معنای زدن گردنها، کنایه از نبرد شدید و کشتن دشمنان در میدان جنگ است. اما قرآن بلافاصله پس از این دستور، به مسلمانان میآموزد که پس از پایان نبرد و به اسارت گرفتن دشمنان، با آنان به دو گونه برخورد کنند:
یا منت گذارند و آزادشان کنند، یا فدیه (باج و خونبها) بگیرند و آزادشان سازند. این آیه، نشان از اخلاق اسلامی در جنگ دارد که پس از پایان نبرد، با اسیران با مهربانی و مدارا برخورد میکند و آنان را به قتل نمیرساند.
این رویکرد، نشان میدهد که جنگ در اسلام، یک هدف نیست، بلکه وسیلهای برای دفاع و برقراری صلح و امنیت است. پس از پایان جنگ و اسارت دشمنان، مسلمانان باید با آنان با کرامت و انسانیت برخورد کنند و آنان را از طریق منت یا فدیه، آزاد سازند.
این آیه، همچنین بر این نکته تأکید دارد که جنگ، تنها تا زمانی ادامه مییابد که دشمن توانایی جنگ داشته باشد و پس از آن، باید به صلح و آشتی روی آورد.
3- جنگ با اهل کتاب؛ سومین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جنگ با اهل کتاب چنین میفرماید:«قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» (5)
«با آن گروه از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کرده، حرام نمیشمرند و پیرو دین حق نیستند، بجنگید تا زمانی که با خواری، به دست خود جزیه دهند».
🔹 جنگ با اهل کتاب؛ از صدر اسلام تا امروز
آیه ۲۹ سوره توبه، به جنگ با گروهی از اهل کتاب اشاره دارد که سه ویژگی دارند: به خدا و روز قیامت ایمان ندارند، محرّمات الهی را رعایت نمیکنند، و پیرو دین حق نیستند.
این آیه، با توجه به کلمه «مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ»، بیانگر آن است که همه اهل کتاب مورد خطاب این آیه نیستند، بلکه تنها گروهی از آنان که این ویژگیهای سهگانه را دارند، مشمول این حکم میشوند.
در صدر اسلام، پیامبر اکرم (ص) با یهودیان که طایفهای از اهل کتاب بودند، وارد جنگ شد و این آیه نیز در همین راستا نازل گردید. این نوع جهاد، در طول تاریخ اسلام، به عنوان یکی از اقسام جهاد مطرح بوده است و فقهای اسلامی به تفصیل به شرایط و احکام آن پرداختهاند.
🔹 فلسفه جزیه و پذیرش حاکمیت اسلامی
هدف نهایی این جنگ، دریافت جزیه از اهل کتاب است تا آنان با پرداخت این مالیات، حاکمیت اسلامی را بپذیرند و در برابر نظام اسلامی، تسلیم و خاضع باشند.
«عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» به معنای پرداخت جزیه با دست خود و در حالی که خوار و تسلیم هستند، نشان از پذیرش قرارداد اجتماعی و حاکمیت اسلامی دارد.
جزیه، مالیاتی است که در مقابل حمایت نظام اسلامی از جان، مال و ناموس اهل کتاب و نیز معافیت آنان از شرکت در جنگها و خدمات نظامی، دریافت میشود و نشاندهنده نوعی رابطه قراردادی بین اهل کتاب و حکومت اسلامی است. با پرداخت جزیه، اهل کتاب در امان میمانند و میتوانند با حفظ دین خود، در جامعه اسلامی زندگی کنند.
🔹 تفسیر آیه و دو دیدگاه درباره مصادیق آن
در تفسیر این آیه، دو دیدگاه وجود دارد: برخی مفسران معتقدند که آیه به دو گروه اشاره دارد و جمله «الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ...» به یک گروه (کفار و مشرکان) و جمله «وَ لَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ...» به گروهی دیگر (اهل کتاب) اشاره میکند. بر اساس این دیدگاه، آیه هم به جنگ با کفار و مشرکان و هم به جنگ با اهل کتاب دستور میدهد.
اما دیدگاه دیگر این است که همه جملات آیه، تنها به یک گروه، یعنی گروهی از اهل کتاب، اشاره دارد. در هر صورت، قدر مسلّم از این آیه، مشروعیت جنگ با اهل کتاب است و پذیرش هر یک از این دو دیدگاه، خللی در این حکم وارد نمیکند.
تنها زمانی که اهل کتاب به دین حق بگروند و یا با پرداخت جزیه، حاکمیت اسلامی را بپذیرند، این حکم لغو میشود و جنگ با آنان پایان مییابد.
🔹 شرایط و احکام جنگ با اهل کتاب در فقه اسلامی
تعیین جزئیات، شرایط و احکام جنگ با اهل کتاب، بر عهده فقه اسلامی است و فقها در این باره به تفصیل بحث کردهاند. برخی از مهمترین شرایط این جنگ، وجود امام عادل و اذن او، دعوت قبلی اهل کتاب به اسلام یا پذیرش جزیه، و رعایت اصول اخلاقی و انسانی در جنگ است.
جنگ با اهل کتاب، مشروط بر رعایت عدالت و عدم تجاوز است و مسلمانان موظفند در این جنگ، از هرگونه تعدی و زیادهروی پرهیز کنند. در صدر اسلام، پیامبر اکرم (ص) این نوع جهاد را به کار گرفت و با یهودیان مدینه و خیبر، بر اساس همین اصول، رفتار کرد و پس از جنگ، با آنان بر اساس قراردادهای عادلانه، روابط خود را تنظیم نمود.
۴- جنگ با منافقان؛ چهارمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جنگ با منافقان چنین میفرماید:«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ» (۶)«ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان جهنم است و چه بد سرانجامی دارند».
🔹 جهاد با منافقان؛ فرمان الهی به پیامبر (ص)
خداوند در این آیه، علاوه بر جهاد با کفار، به جهاد با منافقان نیز فرمان میدهد و تأکید دارد که پیامبر (ص) با آنان با درشتی و صلابت رفتار کند، نه آنکه نرمی و مسالمت به خرج دهد و با گذشت و اغماض از کنار آنان بگذرد.
منافقان، دشمنان درونی جامعه اسلامی هستند که در ظاهر، ایمان خود را اعلام میکنند، اما در باطن، کافر و دشمن اسلاماند و با توطئهها و دسیسههای خود، در صدد تضعیف جامعه اسلامی برمیآیند.
جهاد با منافقان، یکی از مهمترین اقسام جهاد در قرآن است که نشان میدهد مبارزه با دشمنان، تنها به میدان نبرد محدود نمیشود، بلکه شامل برخورد با دشمنان درونی و منافقان نیز میشود.
🔹 نکوهش تردید در جنگ با منافقان
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره تردید مسلمانان در جنگ با منافقان چنین میفرماید:«فَمَا لَکُمْ فِی الْمُنَافِقِینَ فِئَتَیْنِ وَاللَّهُ أَرْکَسَهُم بِمَا کَسَبُوا أَتُرِیدُونَ أَن تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا» (۷)
«شما را چه شده است که درباره منافقان دو دسته شدهاید؟ با اینکه خدا آنان را به کیفر کارهایى که مرتکب شدهاند سرنگونشان کرده است. آیا میخواهید کسانی را که خدا گمراه کرده است هدایت کنید؟ در حالى که هر که را خدا گمراه کند، هرگز تو بر هدایت او راهى نخواهى یافت».
خداوند در این آیه، مسلمانان را به دلیل اختلاف نظر درباره جنگ با منافقان نکوهش میکند و آنان را به دو دسته شدن در این باره سرزنش مینماید. منافقان، با اعمال و رفتار خود، سزاوار این سرنگونی و گمراهی شدهاند و مسلمانان نباید در مورد برخورد با آنان تردید داشته باشند.
این آیه، نشان میدهد که جهاد با منافقان، یک وظیفه قطعی و روشن است و تردید در آن، جایز نیست و کسانی که با منافقان مدارا میکنند و از برخورد قاطع با آنان خودداری میورزند، مورد نکوهش الهی قرار میگیرند.
🔹 توطئه منافقان برای کشاندن مؤمنان به کفر
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره توطئه منافقان چنین میفرماید:«وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیَاءَ حَتَّى یُهَاجِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا» (۸)
«همانگونه که خودشان کافر شدهاند آرزو دارند (که شما نیز) کافر شوید، تا با هم برابر باشید. پس زنهار، از میان ایشان برای خود دوستانی اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند. پس اگر روى برتافتند، هر کجا آنان را یافتید (به اسارت) بگیریدشان و بکشیدشان؛ و از ایشان یاور و یاری برای خود مگیرید».
خداوند در این آیه، به مؤمنان هشدار میدهد که منافقان، به نفاق و کفر باطنی خود اکتفا نمیکنند، بلکه آرزو دارند که مؤمنان را نیز به سوی کفر بکشانند تا همه در کفر یکسان شوند.
آنان نه خود با دین اسلام موافقت دارند و نه از وحدت و یکدلی مسلمانان خشنودند؛ از این رو تلاش میکنند که مسلمانان را به سوى کفر و زندقه بکشانند. بنابراین، مسلمانان نباید با منافقان دوستی کنند و باید تا زمانی که آنان در راه خدا هجرت نکنند و راستگویی آنان محرز نشود، از ایشان دوری کنند و با آنان طرح دوستی نیفکنند.
🔹 منافقانِ فرصتطلب و ترفند آنان
منافقان با این که اظهار اسلام و مسلمانى میکردند، همراه مؤمنان و مسلمانان واقعی از مکه و مناطق دیگر به مدینه مهاجرت نکردند.
مقصود آنان از این کار این بود که در هر حال مشخص نشود که طرفدار چه گروهى هستند، تا در جنگ میان مسلمانان با مشرکان، چه مسلمانان پیروز شوند و چه مشرکان، آنها از خسارت جنگ برکنار بمانند و پس از جنگ بتوانند از حمایتهای طرف پیروز بهرهمند شوند.
این روش کلی بسیاری از سیاستمداران است که موضع خود را صریح و روشن بیان نمیکنند تا بتوانند بر موج سوار شوند و در هیچ حال از قافله عقب نمانند. برای مقابله با این ترفند منافقان، خداوند مسلمانان را موظف میسازد که منافقان را در بوته آزمایش قرار دهند تا درستی یا نادرستی ادعای مسلمانى آنان روشن شود.
🔹 مصادیق سهگانه منافقان در قرآن
اصطلاح «منافق» در کاربرد قرآنی، مفهوم گسترده و پردامنهای دارد و مصادیق متنوع و گوناگونی را در بر میگیرد:
۱. منافقان خارج از جامعه اسلامی: کسانی که در خارج از جامعه مسلمین زندگی میکنند، ولی متظاهر به اسلام و دوستی با مسلمانان هستند. این گروه، با اظهار اسلام، سعی در نفوذ و ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی دارند.
۲. منافقان داخل جامعه اسلامی: کسانی که در داخل جامعه اسلامی زندگی میکنند و آداب و شعایر اسلامی مانند نماز، روزه و حضور در جماعات را نیز رعایت میکنند، اما در باطن ایمان ندارند و انگیزهشان از تظاهر به اسلام، چیز دیگری است. آنان با دشمنان اسلام نیز رفت و آمد دارند و به عنوان «ستون پنجم» عمل میکنند.
۳. منافقان با ایمان سست: کسانی که واقعاً مسلمان هستند و با مسلمانان دشمنی ندارند، اما ایمانی سست و ضعیف دارند و از این رو نمیتوانند به طور کامل مطیع خدا و رسول او باشند. این گروه، معمولاً به تکالیف خود عمل میکنند، اما در مواردی نیز ممکن است از انجام تکلیف شرعی سرپیچی کنند و در انجام وظیفه خود کوتاهی نمایند.
آیات ۸۸ و ۸۹ سوره نساء، با دعوت منافقان به مهاجرت به مدینه، مشخص میسازد که این آیات به گروه نخست (منافقان خارج از جامعه اسلامی) نظر دارد و مسلمانان را به هشیاری در برابر آنان فرا میخواند.
۵- جنگ با اهل بغی؛ پنجمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جنگ با اهل بغی چنین میفرماید:«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (۹)«و اگر دو گروه از مؤمنان با هم کارزار کنند، میانشان آشتی برقرار کنید. و اگر یکی از آن دو بر دیگری تعدی کرد، با آن که تعدی میکند پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میانشان به دادگری آشتی برقرار کنید و عدالت ورزید، که خدا دادگران را دوست میدارد».
🔹 فلسفه جنگ با اهل بغی؛ دفاع از عدالت در جامعه اسلامی
در این آیه، نخست فرض شده است که دو گروه از مؤمنان به جان هم افتادهاند. بدیهی است در چنین فرضی، یکی از دو گروه یا هر دو، گرفتار هوای نفسانی و اغراض شیطانی شدهاند و یا دچار سوءتفاهم و اشتباه شدهاند.
در هر صورت، بر سایر مسلمانان واجب است که به جنگ آن دو گروه خاتمه دهند و میانشان صلح و آشتی برقرار کنند. سپس مورد دیگری فرض میشود که در آن یک گروه از مؤمنان بر گروهی دیگر تعدی میکند و به حقوق آنان تجاوز مینماید.
در اینجا، گروه دوم به مقابله با این تجاوز برمیخیزد و جنگ گروه دوم درست و برحق خواهد بود، چرا که گروه اول متجاوز (باغی) است و گروه دوم مدافع.
در این حالت، وظیفه مسلمانان، ایجاد صلح و آشتی نیست، بلکه تکلیفشان این است که با گروه متجاوز بجنگند تا دست از بغی و تجاوز بردارد و به حکم الهی گردن نهد.
این آیه، نشان میدهد که جنگ مشروع، اختصاص به کفار و منافقان ندارد، بلکه جنگ با مسلمانان متجاوز (اهل بغی) را نیز در بر میگیرد و عدالت را به عنوان محور اصلی جهاد اسلامی معرفی میکند.
🔹 احکام جنگ با اهل بغی در فقه اسلامی
در فقه اسلامی، برای بغی احکام خاصی وضع شده است. «باغی» به گروهی از مسلمانان گفته میشود که بر ضد حاکمیت و امام عادل قیام کنند و یا بر گروهی دیگر از مسلمانان ستم و تجاوز نمایند.
در این صورت، بر دیگر مسلمانان واجب است که با آنان بجنگند تا دست از تجاوز بردارند و به حق بازگردند. شرایط جنگ با اهل بغی عبارت است از: وجود امام عادل و اذن او، دعوت قبلی باغیان به ترک تجاوز و پذیرش حق، و رعایت اصول اخلاقی و انسانی در جنگ.
همچنین، پس از بازگشت باغیان به حق و پذیرش حکم الهی، بر مسلمانان واجب است که میان آنان و گروه مظلوم، به عدل و انصاف آشتی برقرار کنند.
این رویکرد، نشاندهنده جامعیت و انعطافپذیری قوانین اسلامی است که هم از حقوق مظلوم دفاع میکند و هم زمینه بازگشت متجاوزان به سوی حق را فراهم میسازد.
🔹 مصادیق اهل بغی در جامعه اسلامی
برای بغی، چند صورت میتوان تصور کرد:
۱. خروج بر ضد حاکمیت عادل: گروهی از مسلمانان بر ضد حکومت و امام عادل بر حق قیام و خروج کنند. در این صورت، اگر حکومت حق و عدل برقرار باشد، کسی حق مخالفت با آن را ندارد و چنین فرد یا گروهی در اصطلاح فقهی «باغی» نامیده میشود و مسلمانان مکلف به جنگ و مقابله با او هستند.
۲. تجاوز یک حکومت اسلامی بر حکومت اسلامی دیگر: یکى از حکومتهای اسلامی بر حکومت اسلامی دیگر ستم روا دارد و به آن تجاوز کند. در این حال، وظیفه مسلمانان آن است که با کشور متجاوز به جنگ برخیزند و او را وادار به پذیرش حکم حق کنند.
علاوه بر این دو صورت، صور دیگری نیز برای «بغی» در کتب فقهی مطرح شده است که بیانگر جامعیت نگاه اسلام به مقوله جنگ و جهاد است. به هر حال، یکی از اقسام جنگهای اسلامی، جنگ با اهل بغی و متجاوزان مسلمان است که بر دیگر مسلمانان لازم است تا گردن نهادن طرف متجاوز به حکم حق، با او مقابله و پیکار کنند.
۶- جهاد رهاییبخش؛ ششمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد رهاییبخش چنین میفرماید:«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا» (۱۰)«و شما را چه میشود که در راه خدا و (برای رهایی) مردان و زنان و کودکان ناتوان نمیجنگید؟ همانان که میگویند: پروردگارا ما را از این شهر که اهل آن ستمگرند بیرون ببر و برای ما از سوی خود دوست و یاوری قرار ده».
🔹 چیستی جهاد رهاییبخش؛ دفاع از مستضعفان
این آیه شریفه، یکی از مهمترین آیات درباره جهاد رهاییبخش است. جهاد رهاییبخش، به جنگی گفته میشود که برای نجات و رهایی مؤمنان مستضعف و دربند که در سرزمینهای غیراسلامی و زیر ستم کفار و ظالمان گرفتار شدهاند، صورت میگیرد.
این نوع جهاد، بر اساس وظیفه انسانی و اسلامی مسلمانان برای دفاع از برادران دینی خود که توانایی دفاع از خود را ندارند، تشریع شده است.
کسانی که به دلیل ضعف، ناتوانی، اسارت یا هر مانع دیگر، نمیتوانند از خود دفاع کنند و یا به سرزمین اسلامی مهاجرت نمایند، بر دیگر مسلمانان واجب است که در حد توان خود، به یاری آنان بشتابند و با زورگویان و ستمپیشگان بجنگند تا موجبات رهایی و آزادی آنان را از بند ستم و اسارت فراهم سازند.
🔹 فلسفه جهاد رهاییبخش در قرآن
خداوند در این آیه، با لحنی اعتراضآمیز، مسلمانان را به دلیل ترک جهاد رهاییبخش مورد سرزنش قرار میدهد و میفرماید: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ...»؛ «شما را چه شده است که نمیجنگید؟».
این اعتراض، نشان میدهد که جهاد برای نجات مستضعفان، یک تکلیف الهی و اخلاقی است که نباید از آن غافل شد. مستضعفانی که در آیه به آنان اشاره شده، شامل مردان، زنان و کودکان ناتوانی هستند که در شهری با اهل ستمگر گرفتار شدهاند و از خداوند میخواهند که برایشان یاور و ناصری قرار دهد.
قرآن با بیان این درخواست، مسلمانان را به پاسخگویی به این ندای الهی و انسانی دعوت میکند و بر ضرورت رهایی آنان از چنگال ظالمان تأکید مینماید.
🔹 مصادیق جهاد رهاییبخش در تاریخ اسلام و امروز
در صدر اسلام، این نوع جهاد، برای نجات مسلمانان مستضعف مکه که تحت فشار و آزار مشرکان قرار داشتند، به کار گرفته شد. پس از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، مسلمانان موظف شدند که برای رهایی برادران دینی خود در مکه و سایر مناطق تحت ستم، جهاد کنند.
امروز نیز، جهاد رهاییبخش، یکی از مصادیق بارز جهاد در راه خداست که میتواند شامل دفاع از مسلمانان مظلوم در فلسطین، میانمار، کشمیر و سایر نقاط جهان باشد که تحت ستم و تجاوز دشمنان قرار گرفتهاند و توانایی دفاع از خود را ندارند. هرگونه اقدام برای نجات و رهایی آنان، از مصادیق جهاد رهاییبخش محسوب میشود و بر مسلمانان واجب است که در حد توان خود، در این مسیر گام بردارند.
🔹 تفاوت جهاد رهاییبخش با سایر اقسام جهاد
جهاد رهاییبخش، تفاوتهای اساسی با سایر اقسام جهاد دارد. در جهاد دفاعی، هدف دفاع از سرزمین و جامعه اسلامی در برابر تجاوز دشمن است. در جهاد ابتدایی، هدف گسترش اسلام و مبارزه با شرک است.
اما در جهاد رهاییبخش، هدف اصلی، نجات مؤمنان مظلوم و مستضعفی است که در بند ستمگران گرفتار شدهاند و توانایی رهایی خود را ندارند.
این نوع جهاد، رنگ و بوی انسانی و اخلاقی قویتری دارد و بر اساس همبستگی و برادری اسلامی، بر مؤمنان واجب شده است. همچنین، این جهاد میتواند با اذن ولی فقیه و در چارچوب قوانین اسلامی، صورت گیرد و با شرایط خاص خود، مشروعیت مییابد.
۷- جهاد با نفس (جهاد اکبر)؛ هفتمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد با نفس و خودسازی چنین میفرماید:«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا / فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا / قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا / وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا» (11)«سوگند به نفس و آن که آن را درست کرد، سپس پلیدی و پرهیزگاری را به آن الهام کرد. هر کس آن را پاکیزه داشت، رستگار شد و هر کس آن را آلوده ساخت، نومید گردید».
🔹 چیستی جهاد با نفس
جهاد با نفس، که در روایات از آن به «جهاد اکبر» تعبیر شده است، مبارزه با خواستههای نفسانی، غرایز سرکش و وسوسههای شیطانی است. این جهاد، ریشه و اساس همه جهادهاست و بدون آن، موفقیت در جهادهای دیگر ممکن نیست.
جهاد با نفس، یعنی کنترل هوای نفس، پرهیز از گناهان، انجام واجبات، و تلاش برای پاکیزگی روح و تقویت ایمان. قرآن کریم در آیات سوره شمس، به صراحت به این حقیقت اشاره کرده و میفرماید که رستگاری در گرو تزکیه و پاکیزگی نفس است و هر کس نفس خود را آلوده سازد، نومید و زیانکار خواهد شد.
🔹 جایگاه جهاد با نفس در آموزههای اسلامی
جهاد با نفس، در روایات معصومان (ع) به عنوان دشوارترین و برترین نوع جهاد معرفی شده است. پیامبر اکرم (ص) در حدیث مشهور خود، پس از بازگشت از جنگی، به یاران خود فرمودند: «رَجَعْنَا مِنَ الْجِهَادِ الْأَصْغَرِ إِلَى الْجِهَادِ الْأَکْبَرِ»؛ «از جهاد کوچکتر به جهاد بزرگتر بازگشتیم».
از ایشان سؤال شد: جهاد اکبر چیست؟ فرمودند: «جِهَادُ النَّفْسِ»؛ «جهاد با نفس». جهاد با نفس، مقدمه و زمینهساز سایر جهادهاست و کسی که نتواند بر نفس خود غالب شود، در میدان جهاد با دشمنان بیرونی نیز دچار ضعف و انگیزه خواهد شد.
🔹 نقش جهاد با نفس در تزکیه و رشد معنوی
جهاد با نفس، یک مبارزه دائمی و همیشگی است که تا پایان عمر انسان ادامه دارد. این جهاد، شامل ترک گناهان، انجام واجبات، کنترل خشم، پرهیز از غیبت و تهمت، و هرگونه تلاش برای پاکیزگی روح و تقویت ایمان است.
مؤمنان باید همواره به این جهاد بپردازند و با توبه و استغفار، به پالایش روح خود اقدام نمایند. یکی از راههای مهم جهاد با نفس، روزه است که در روایات، به عنوان زکات بدن و وسیلهای برای تضعیف هوای نفس و تقویت روح تقوا معرفی شده است.
جهاد با نفس، نه تنها یک ضرورت فردی، بلکه یک ضرورت اجتماعی نیز هست. جامعه اسلامی، برای اینکه بتواند در برابر دشمنان خارجی استقامت کند، به مؤمنانی نیاز دارد که با نفس خود جهاد کرده باشند و از هرگونه فساد و انحراف به دور باشند.
۸- جهاد مالی؛ هشتمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد مالی چنین میفرماید:«انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ» (۱۲)«همه به جنگ بروید، خواه سبکبار و خواه سنگینبار، و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کنید. این برای شما بهتر است اگر میدانید».🔹 چیستی جهاد مالی
جهاد مالی، به معنای هزینه کردن اموال در راه خدا و حمایت از جبهه جهاد و مجاهدان است. قرآن کریم در آیات متعددی، از مؤمنان میخواهد که علاوه بر جهاد با جان، با اموال خود نیز در راه خدا جهاد کنند. آیه ۴۱ سوره توبه، یکی از مهمترین آیاتی است که بر جهاد مالی تأکید دارد.
خداوند در این آیه، مؤمنان را به جهاد با مال و جان فرامیخواند و آن را برای آنان بهتر و خیر معرفی میکند. جهاد مالی، میتواند شامل کمکهای مالی به جبهههای جنگ، تقویت بنیه دفاعی، و حمایت از خانوادههای شهدا و مجاهدان باشد و یکی از راههای مهم مشارکت در جهاد است، به ویژه برای کسانی که توانایی حضور در میدان نبرد را ندارند.
🔹 جایگاه جهاد مالی در قرآن
خداوند در آیه ۲۰ سوره توبه، به مؤمنانی که با ایمان، هجرت و جهاد با مال و جان خود، به مقام والایی دست یافتهاند، اشاره میکند: «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ»؛ «کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردهاند، نزد خدا مقام بزرگتری دارند».
همچنین در آیه ۱۹۵ سوره بقره، خداوند میفرماید: «وَأَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ»؛ «در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست خویش به هلاکت نیندازید».
این انفاق، بخشی از جهاد مالی محسوب میشود که میتواند به تقویت جامعه اسلامی و آمادگی آن در برابر دشمنان کمک کند. جهاد مالی، تنها به کمکهای جنگی محدود نمیشود، بلکه هرگونه هزینه مالی در راه تقویت دین و ارزشهای الهی، مانند کمک به فقرا، ساخت مساجد، مدارس دینی، و حمایت از مراکز فرهنگی و تبلیغی، نیز مصداق جهاد مالی است.
🔹 نقش جهاد مالی در عصر حاضر
امروز، جهاد مالی یکی از ضروریترین نیازهای جامعه اسلامی است. با توجه به تحریمهای اقتصادی و هجمههای دشمنان، کمکهای مالی مؤمنان میتواند نقش مهمی در تقویت اقتصاد مقاومتی و حمایت از جبهه مقاومت داشته باشد.
این نوع جهاد، نشان از روحیه ایثار و فداکاری مؤمنان دارد که برای دفاع از کیان اسلام و ارزشهای الهی، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
جهاد مالی، به مؤمنان این امکان را میدهد که حتی اگر توانایی حضور در میدان نبرد را ندارند، با حمایت مالی خود، در جهاد مشارکت کنند و پاداش الهی را دریافت نمایند. خداوند در قرآن، جهاد با مال و جان را مایه خیر و برکت برای مؤمنان معرفی کرده و آنان را به این کار تشویق نموده است.
۹- جهاد دفاعی؛ نهمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد دفاعی چنین میفرماید:«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» (12)«به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت جهاد داده شده است، چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند و خداوند بر یاری آنان تواناست».🔹 چیستی جهاد دفاعی
نخستین گونه جهاد که در قرآن به آن اشاره شده، جهاد دفاعی است. آیه ۳۹ سوره حج که به عقیده بسیاری از مفسران، نخستین آیه جهاد در قرآن است، به مسلمانان اجازه میدهد در برابر ستم و تجاوز دشمنان، از خود دفاع کنند.
این آیه، فلسفه جهاد را بر پایه مبارزه با ظلم و ستم تبیین میکند و روشن میسازد که اسلام، دین صلح و دوستی است، اما در برابر ستمگران، اجازه مقاومت و دفاع را صادر کرده است. خداوند در ادامه این آیه، کسانی را که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شدهاند،
مصداق بارز این حکم معرفی میکند و میفرماید: «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِم بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ»؛ «همان کسانی که از خانههای خود به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: پروردگار ما خداوند است».
🔹 فلسفه و اهمیت جهاد دفاعی در اسلام
جهاد دفاعی، یک واکنش طبیعی و منطقی در برابر تجاوز و ستم است و هیچکس نمیتواند آن را محکوم کند، زیرا دفاع از جان، مال، ناموس و سرزمین، حق مسلم هر انسانی است.
قرآن کریم نیز با تعبیر «أُذِنَ» (اجازه داده شد)، نشان میدهد که این جهاد، یک تکلیف الهی است که خداوند به مسلمانان اجازه انجام آن را داده است و در شرایط عادی، نیازی به اجازه خاص دیگری نیست.
این نوع جهاد، با هدف حفظ امنیت و کیان جامعه اسلامی و دفاع از مظلومان و مستضعفان در برابر ستمگران تشریع شده است و هیچکس نمیتواند در برابر تجاوز دشمن، سکوت اختیار کند.
🔹 حدود و ضوابط جهاد دفاعی در قرآن
خداوند در آیه ۱۹۰ سوره بقره، حدود جهاد دفاعی را به وضوح بیان میفرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»؛ «در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید و از حد تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد».
این آیه، سه اصل اساسی را برای جهاد اسلامی ترسیم میکند:
نخست، جنگ باید در راه خدا و برای اهداف الهی باشد، نه برای جاهطلبی یا انتقامجویی.
دوم، جنگ تنها در برابر متجاوزان صورت میگیرد و تا زمانی که دشمن آغازگر جنگ نباشد، مسلمانان دست به اسلحه نمیبرند.
سوم، در میدان جنگ باید اصول اخلاقی و انسانی را رعایت کرد و از تعدی و زیادهروی پرهیز نمود.
بر اساس این اصل، اگر دشمن اسلحه را بر زمین بگذارد و تسلیم شود، نباید به او حمله کرد و نسبت به کسانی که قدرت بر جنگ ندارند، مانند پیرمردان، کودکان و زنان نباید مزاحمتی ایجاد شود.
۱۰- جهاد قصاصی (مقابله به مثل)؛ دهمین گونه جهاد در قرآن
خداوند متعال در قرآن کریم، درباره جهاد قصاصی و مقابله به مثل چنین میفرماید:«فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (15)«هر کس به شما تجاوز کند، به مانند آن بر او تجاوز کنید و از خدا پروا دارید و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است».
🔹 چیستی جهاد قصاصی
جهاد قصاصی، نوعی از جهاد است که در آن، مسلمانان موظفاند با هر فرد یا گروهی که به آنان تجاوز کرده است، به مقدار همان تجاوز، مقابله و پیکار کنند. این نوع جهاد، بر اساس قاعده «قصاص» و «مقابله به مثل» در اسلام، مشروعیت مییابد.
قرآن کریم در آیه ۱۹۴ سوره بقره، به صراحت به این اصل اشاره کرده و میفرماید که هر کس به شما تجاوز کند، شما نیز به مانند آن بر او تجاوز کنید. این نوع جهاد، با هدف بازداشتن متجاوزان و ایجاد بازدارندگی در برابر تجاوزهای احتمالی، تشریع شده است و به مسلمانان اجازه میدهد تا در برابر دشمنان متجاوز، واکنشی متناسب و متقابل نشان دهند.
🔹 تفاوت جهاد قصاصی با جهاد دفاعی
جهاد دفاعی، واکنشی است در لحظه تجاوز و برای دفع حمله دشمن، اما جهاد قصاصی، واکنشی است که ممکن است پس از وقوع تجاوز و برای تنبیه متجاوز و بازداشتن او از تکرار جرم، صورت گیرد.
در جهاد دفاعی، هدف اصلی، دفع تجاوز و حفظ امنیت است، اما در جهاد قصاصی، هدف، تنبیه متجاوز و ایجاد بازدارندگی است.
تفاوت دیگر در این است که جهاد دفاعی، یک وظیفه فوری و آنی است، در حالی که جهاد قصاصی، میتواند با فاصله زمانی و پس از مشورت و بررسی صورت گیرد. هر دو نوع جهاد، در چارچوب قوانین اسلامی و با رعایت اصول اخلاقی و انسانی، مشروعیت دارند.
🔹 قواعد و حدود جهاد قصاصی
جهاد قصاصی، نیز مانند سایر اقسام جهاد، دارای قواعد و حدودی است که باید رعایت شود. نخست، اصل «مقابله به مثل» است، یعنی واکنش مسلمانان باید دقیقاً به اندازه تجاوز دشمن باشد و از آن فراتر نرود.
خداوند در آیه ۱۹۴ سوره بقره، پس از اجازه مقابله به مثل، بلافاصله میفرماید: «وَاتَّقُوا اللَّهَ»؛ «و از خدا پروا دارید». این هشدار، نشان میدهد که در مقابله به مثل نیز باید تقوا و پرهیزکاری را رعایت کرد و از هرگونه تعدی و زیادهروی پرهیز نمود.
دوم، هدف از جهاد قصاصی، تنبیه متجاوز و بازداشتن او از تکرار جرم است، نه انتقامجویی یا تخریب بیشتر. سوم، جهاد قصاصی، باید با اذن ولی امر و در چارچوب قوانین اسلامی صورت گیرد و به هیچ وجه نباید به خودسری و اقدامات فردی تبدیل شود.
🔹 نمونههای تاریخی جهاد قصاصی
در تاریخ اسلام، نمونههایی از جهاد قصاصی وجود دارد. پس از جنگ بدر، پیامبر اکرم (ص) با مشرکان قریش که قبلاً به مسلمانان ستم کرده بودند، بر اساس قاعده مقابله به مثل، برخورد کردند.
همچنین، در دوران امام علی (ع)، جنگ با ناکثین (پیمانشکنان) و قاسطین (ستمگران)، نوعی جهاد قصاصی بود که در برابر تعدی آنان به حق و عدالت صورت گرفت.
امروز نیز، مقابله با رژیم صهیونیستی و دفاع از حقوق ملت فلسطین، در چارچوب جهاد قصاصی قابل تحلیل است، چرا که این رژیم، سالهاست که به حقوق مسلمانان تجاوز کرده و جنایات بیشمار مرتکب شده است.
ارجاعات:
(۱) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۳۶(۲) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۱۲۳
(۳) قرآن کریم، سوره فرقان، آیه ۵۲
(۴) قرآن کریم، سوره محمد، آیه ۴
(۵) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۲۹
(۶) قرآن کریم، سوره تحریم، آیه ۹
(۷) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۸۸
(۸) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۸۹
(۹) قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۹
(۱۰) قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۷۵
(۱1) قرآن کریم، سوره شمس، آیات ۷-۱۰
(۱۲) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۴۱
(۱۳) قرآن کریم، سوره حج، آیه ۳۹
(۱۴) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۰
(۱۵) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹۴
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون