
سينماي مهدويت
به نظر ميرسد امروزه سخن گفتن از ظرفيتهاي دراماتيك و سينمايي مهدويت خيلي دشوار نيست. دهها فيلم آخرالزماني شاهد اين سخن است. ترميناتورها كه طي آن ما با تهديدهايي كه براي جان نجاتدهنده جهان وجود دارد آشنا ميشويم. صفآرايي روشن دو جناح به ظاهر حق و باطل را ميبينيم. شاهد ويراني جهان طي يك جنگ فراگير هستهاي ميشويم. در ماتريكسها علاوه بر ماجرا و شخصيت با مفاهيم فلسفي موعودگرايي روبروييم. سالها قبل از اين موجهاي بزرگ سينمايي هم، با مفهوم حكومت جهاني در فيلمهاي متعددي كه تم مشتركشان تهديد زمين توسط نيروهاي فضايي است آشنا شدهايم؛ فيلمهاي علمي- تخيلي كه ماجراهايشان در سفينههاي پيشرفته و در فضاي بيكران اتفاق ميافتد. در اين سفينهها معمولاً از همة نژادهاي زرد و سياه و سفيد و از همة مليّتهاي آفريقايي، آسيايي، اروپايي و آمريكايي آدمهايي حضور دارند و البته فرمانده معمولاً سفيدپوست آمريكايي است. ايجاد يك مفهوم ملّي از ساكنان كرهزمين با نمايش تهديد مشترك امكانپذير ميشود. گاهي حتي افرادي از موجودات كره ديگر تحت سيطره سفيدپوست زميني خدمت ميكنند. سريال پرطرفدار پيشتازان فضا كه جزء خاطرات نوجواني من است، از اين نمونههاست؛ اسپايك شخصيتي كه موجودي فضايي بود و گوشهاي نوكتيزي داشت و گرهگشاي بخشي از مشكلات بود.
ابتدا به نظر ميرسيد بسياري از اين فيلمها و سريالها صرفاً محصول تخيل بشري است، اما وقتي مفهوم حكومت جهاني صريحتر مطرح شد و به ويژه پس از ماجراي يازده سپتامبر رنگ و بوي مذهبي هم گرفت و مصاديق آمريكايي سينمايي خير و شر به صورت واقعي در خاورميانه در عراق و افغانستان به نمايش درآمد، معلوم شد كه موعودگرايي در دنياي واقعي جدّيتر و جهانيتر از دنياي سينماست. سير مفهومي اين ماجرا از تهديد زمين تا مفاهيم فلسفي و بالأخره مفاهيم مذهبي طي حداكثر چهار و پنج دهة اخير نيز حكايت از شتاب چشمگير اين مفهوم در هنر، اجتماع و پس از آن سياست دارد. اما اين مفاهيم هاليوودي از هنر، اجتماع و سياست و فلسفه و مذهب با آنچه كه در مورد مهدويت شيعي مطرح است، فاصلهاي نجومي دارد.
در برخي از سرمقالههاي فيلمنگار به برخي از ويژگيهاي مهدويت شيعي و ظرفيتهاي دراماتيك آن براي توليد فيلمهاي جذّاب با مخاطبات جهاني اشاره داشتهام. در روايات شيعي از قول پيشوايان معصوم(ع) ما آمده است كه علم 27حرف است. آنچه پيامبران آوردند و براي مردم آشكار كردند تنها دو حرف بوده است و مردم تا امروز جز آن دو حرف را نشناختهاند. هنگاميكه قائم ما قيام كند، 25حرف ديگر را آشكار ميكند و آنها را درميان مردم بسط ميدهد و آن دو حرف گذشته را هم به آن مي افزايد و 27حرف (دانش را در ميان مردم) ميپراكند.
بعدها در روايات ديگري مشاهده كردم كه فرمودهاند حضرت امامزمان(عج) بر مركبهايي سوار ميشوند كه نور و آتش در آنها تعبيه شده است و به ساكنان آسمانها سركشي مينمايند. به عبارت ديگر نه تنها تكنولوژيها پيشرفتهاي حيرتانگيز دارند، بلكه كراتي از آسمانها محلّ سكونت بشر شدهاند. ژانر علمي-تخيلي با نگاه شيعي علاوه بر جذابيت واجد مفاهيم عميقتري نيز هست. ماجراي شگفتانگيز بانوي بزرگوار حضرت نرجس خاتون كه از شاهزادگان امپراتوري روم است و طي يك سفر پر از ماجراهاي ديدني و البته واجد مفاهيم زيباي ديني سر از خانه حضرت امامحسن عسگري(ع) در ميآورند و همان كسي هستند كه ريشه در حواريون حضرت مسيح(ع) دارند و فرزندي را كه بناست نجات بخش نهايي بشريت باشد به دنيا ميآورند. اين ماجرا وقتي به عقايد شيعي مثل ظهور حضرت عيسيمسيح(ع) در زمان حضرت حجت(ع) و اقتدا كردن حضرت مسيح(ع) به امامزمان(عج) پيوند ميخورد، چه مفاهيمي را وارد دنياي سينما ميكند؟ مسيح(ع) مهربان با تبعيت از امامزمان(عج) نجاتبخش، كدام سرنوشت زيبا را براي بشريت رقم خواهند زد؟ تصاوير اين سرنوشت زيبا براي اکثريت مردم مظلوم و تحت ستم وتشنه عدالت و زيبايي جز رحمت و رفاه و عدالت و گشوده شدن درهاي آسمان چيز ديگري نيست. و فقط كساني كه ظلمها و ستمهايشان از قساوت قلبهاي سياهشان ريشه گرفته است، با مجازاتي سهمگين و قاطع روبرو خواهند شد.
*هنوز براي فهم ظرفيتهاي مهدويت براي سينما اشارههاي ديگري لازم است. اگر اين ظرفيتها را در سه حوزه ماجرا، شخصيت و مفاهيم پيگيري كنيم، با دريايي از موضوعات جذاب روبرو خواهيم بود. ماجراهاي پنهانكاري ائمهمعصومين(ع) درمورد مولود نجاتبخش و پنهانشدنهاي موقتي ايشان براي عادت دادن شيعيان به غيبت از آن جملهاند. به عنوان مثال اغلب مردم و قاطبه علما و همة حاكمان دوره عباسي از روايات مربوط به مهدي(عج) آگاه بودند و حتي خلفاي عباسي عموماً نام مهدي و يا اسامي مشابه آن را براي خود برميگزيدند. امام هادي(ع) و امام عسگري(ع) را در پادگان نظامي محبوس كردند تا از تولد منجي آگاه شده و او را نابود كنند. وقتي شايعة تولد حضرت امام حسن عسگري(ع) وانمود ميكند كه باردار است. او را دستگير كرده و به زندان ميبرند و مدّتهاي مديدي در زندان نگه ميدارند. و همين خريدن زمان به اين شكل و اشكال ديگر يكي از موجبات حفاظت از حضرت ميشود. همانطوري كه ميدانيد، موضوع در خطر بودن جان موعود و فداكاريهاي اطرافيان براي حفاظت از او در بسياري از فيلمها به صورت كليشه درآمده است. نحوه تولد حضرت حجت(عج)، دوران غيبت صغرا و ارتباط ايشان با مردم از طريق نواب خاص همه و همه ماجراهاي جذّاب و دلانگيزي براي سينما و ادبيات داستاني ماست.
از سوي ديگر يكي از شرايط ظهور منجي علاوه بر آمادگي عمومي مردم زمين، تولد، رشد و تربيت313 نفر است. شخصيتهاي درخشاني كه ويژگيهاي معرفتي، عاطفي و عملي آنها شگفتانگيز است. حتي برخي از ايشان از دنيا رفتهاند، ولي در روز موعود از گورهاي خويش برميخيزند و در مكه در كنار حضرت قرار ميگيرند. يكي از ايشان جناب سلمان فارسي است. تصور كنيد از ميان ميلياردها انسان كه آمدهاند و رفتهاند و خواهند آمد، جهان منتظر 313 نفر است. اينان چگونه شخصيتهايي هستند؟ در توصيف آنها آمده است كه وقتي در مكه حاضر ميشوند، مردم با چهرههايي درخشان و باصلابت كه نگاههايي عميق دارند روبرو ميشوند كه تا آن زمان هيچكدامشان را تجربه نكردهاند. هركدام از اين شخصيتها ماندگارترين چهرهها در قلب و ذهنيت بشر خواهند بود. تواناييهاي روحي و جسمي فوقالعادهاي دارند. طيالأرض يكي از آنهاست. آنها بر زمين راه نميروند؛ زمين زير پايشان به حركت در ميآيد و... اين چه آرماني است كه جز با چنين شخصيتهايي تحقق نمييابد؟
اما هنوز درباره مفاهيم مهدوي سخنان بسياري باقي است. فقط به عنوان آخرين اشاره عرض ميكنم آمادگي عمومي مردم علاوه بر اينكه ريشه در ظلم مملو و فراگير دارد، به يأسي عمومي هم مربوط است كه از همة انديشههاي بشري همه به بنبست ميرسند و بشريت را در ميان انبوهي از رنج و تباهي رها ميكنند. آنها حتي در تحقق آرمانهاي عدالت و رفاه و آزادي و امنيت كه به مراتب پايينتر از اهداف حكومت مهدوي است، شكستهاي تلخي را تجربه خواهند كرد. بنابراين نشان دادن بنبستهاي معارف بشري و سير تاريخي آن كه مجال پرداختن به آنها به اين سادگي ممكن نيست، ميتواند مضامين عميق و زيباي آرمانهاي مهدوي را در سينماي جهان نمايش دهد. از درون پوچي عظيم انديشه و تجربة بشري نور حقيقت برتر و نهايي مهدوي ظهور خواهد كرد.
منبع:نشريه فيلم نگار؛ شماره82
ابتدا به نظر ميرسيد بسياري از اين فيلمها و سريالها صرفاً محصول تخيل بشري است، اما وقتي مفهوم حكومت جهاني صريحتر مطرح شد و به ويژه پس از ماجراي يازده سپتامبر رنگ و بوي مذهبي هم گرفت و مصاديق آمريكايي سينمايي خير و شر به صورت واقعي در خاورميانه در عراق و افغانستان به نمايش درآمد، معلوم شد كه موعودگرايي در دنياي واقعي جدّيتر و جهانيتر از دنياي سينماست. سير مفهومي اين ماجرا از تهديد زمين تا مفاهيم فلسفي و بالأخره مفاهيم مذهبي طي حداكثر چهار و پنج دهة اخير نيز حكايت از شتاب چشمگير اين مفهوم در هنر، اجتماع و پس از آن سياست دارد. اما اين مفاهيم هاليوودي از هنر، اجتماع و سياست و فلسفه و مذهب با آنچه كه در مورد مهدويت شيعي مطرح است، فاصلهاي نجومي دارد.
در برخي از سرمقالههاي فيلمنگار به برخي از ويژگيهاي مهدويت شيعي و ظرفيتهاي دراماتيك آن براي توليد فيلمهاي جذّاب با مخاطبات جهاني اشاره داشتهام. در روايات شيعي از قول پيشوايان معصوم(ع) ما آمده است كه علم 27حرف است. آنچه پيامبران آوردند و براي مردم آشكار كردند تنها دو حرف بوده است و مردم تا امروز جز آن دو حرف را نشناختهاند. هنگاميكه قائم ما قيام كند، 25حرف ديگر را آشكار ميكند و آنها را درميان مردم بسط ميدهد و آن دو حرف گذشته را هم به آن مي افزايد و 27حرف (دانش را در ميان مردم) ميپراكند.
بعدها در روايات ديگري مشاهده كردم كه فرمودهاند حضرت امامزمان(عج) بر مركبهايي سوار ميشوند كه نور و آتش در آنها تعبيه شده است و به ساكنان آسمانها سركشي مينمايند. به عبارت ديگر نه تنها تكنولوژيها پيشرفتهاي حيرتانگيز دارند، بلكه كراتي از آسمانها محلّ سكونت بشر شدهاند. ژانر علمي-تخيلي با نگاه شيعي علاوه بر جذابيت واجد مفاهيم عميقتري نيز هست. ماجراي شگفتانگيز بانوي بزرگوار حضرت نرجس خاتون كه از شاهزادگان امپراتوري روم است و طي يك سفر پر از ماجراهاي ديدني و البته واجد مفاهيم زيباي ديني سر از خانه حضرت امامحسن عسگري(ع) در ميآورند و همان كسي هستند كه ريشه در حواريون حضرت مسيح(ع) دارند و فرزندي را كه بناست نجات بخش نهايي بشريت باشد به دنيا ميآورند. اين ماجرا وقتي به عقايد شيعي مثل ظهور حضرت عيسيمسيح(ع) در زمان حضرت حجت(ع) و اقتدا كردن حضرت مسيح(ع) به امامزمان(عج) پيوند ميخورد، چه مفاهيمي را وارد دنياي سينما ميكند؟ مسيح(ع) مهربان با تبعيت از امامزمان(عج) نجاتبخش، كدام سرنوشت زيبا را براي بشريت رقم خواهند زد؟ تصاوير اين سرنوشت زيبا براي اکثريت مردم مظلوم و تحت ستم وتشنه عدالت و زيبايي جز رحمت و رفاه و عدالت و گشوده شدن درهاي آسمان چيز ديگري نيست. و فقط كساني كه ظلمها و ستمهايشان از قساوت قلبهاي سياهشان ريشه گرفته است، با مجازاتي سهمگين و قاطع روبرو خواهند شد.
*هنوز براي فهم ظرفيتهاي مهدويت براي سينما اشارههاي ديگري لازم است. اگر اين ظرفيتها را در سه حوزه ماجرا، شخصيت و مفاهيم پيگيري كنيم، با دريايي از موضوعات جذاب روبرو خواهيم بود. ماجراهاي پنهانكاري ائمهمعصومين(ع) درمورد مولود نجاتبخش و پنهانشدنهاي موقتي ايشان براي عادت دادن شيعيان به غيبت از آن جملهاند. به عنوان مثال اغلب مردم و قاطبه علما و همة حاكمان دوره عباسي از روايات مربوط به مهدي(عج) آگاه بودند و حتي خلفاي عباسي عموماً نام مهدي و يا اسامي مشابه آن را براي خود برميگزيدند. امام هادي(ع) و امام عسگري(ع) را در پادگان نظامي محبوس كردند تا از تولد منجي آگاه شده و او را نابود كنند. وقتي شايعة تولد حضرت امام حسن عسگري(ع) وانمود ميكند كه باردار است. او را دستگير كرده و به زندان ميبرند و مدّتهاي مديدي در زندان نگه ميدارند. و همين خريدن زمان به اين شكل و اشكال ديگر يكي از موجبات حفاظت از حضرت ميشود. همانطوري كه ميدانيد، موضوع در خطر بودن جان موعود و فداكاريهاي اطرافيان براي حفاظت از او در بسياري از فيلمها به صورت كليشه درآمده است. نحوه تولد حضرت حجت(عج)، دوران غيبت صغرا و ارتباط ايشان با مردم از طريق نواب خاص همه و همه ماجراهاي جذّاب و دلانگيزي براي سينما و ادبيات داستاني ماست.
از سوي ديگر يكي از شرايط ظهور منجي علاوه بر آمادگي عمومي مردم زمين، تولد، رشد و تربيت313 نفر است. شخصيتهاي درخشاني كه ويژگيهاي معرفتي، عاطفي و عملي آنها شگفتانگيز است. حتي برخي از ايشان از دنيا رفتهاند، ولي در روز موعود از گورهاي خويش برميخيزند و در مكه در كنار حضرت قرار ميگيرند. يكي از ايشان جناب سلمان فارسي است. تصور كنيد از ميان ميلياردها انسان كه آمدهاند و رفتهاند و خواهند آمد، جهان منتظر 313 نفر است. اينان چگونه شخصيتهايي هستند؟ در توصيف آنها آمده است كه وقتي در مكه حاضر ميشوند، مردم با چهرههايي درخشان و باصلابت كه نگاههايي عميق دارند روبرو ميشوند كه تا آن زمان هيچكدامشان را تجربه نكردهاند. هركدام از اين شخصيتها ماندگارترين چهرهها در قلب و ذهنيت بشر خواهند بود. تواناييهاي روحي و جسمي فوقالعادهاي دارند. طيالأرض يكي از آنهاست. آنها بر زمين راه نميروند؛ زمين زير پايشان به حركت در ميآيد و... اين چه آرماني است كه جز با چنين شخصيتهايي تحقق نمييابد؟
اما هنوز درباره مفاهيم مهدوي سخنان بسياري باقي است. فقط به عنوان آخرين اشاره عرض ميكنم آمادگي عمومي مردم علاوه بر اينكه ريشه در ظلم مملو و فراگير دارد، به يأسي عمومي هم مربوط است كه از همة انديشههاي بشري همه به بنبست ميرسند و بشريت را در ميان انبوهي از رنج و تباهي رها ميكنند. آنها حتي در تحقق آرمانهاي عدالت و رفاه و آزادي و امنيت كه به مراتب پايينتر از اهداف حكومت مهدوي است، شكستهاي تلخي را تجربه خواهند كرد. بنابراين نشان دادن بنبستهاي معارف بشري و سير تاريخي آن كه مجال پرداختن به آنها به اين سادگي ممكن نيست، ميتواند مضامين عميق و زيباي آرمانهاي مهدوي را در سينماي جهان نمايش دهد. از درون پوچي عظيم انديشه و تجربة بشري نور حقيقت برتر و نهايي مهدوي ظهور خواهد كرد.
منبع:نشريه فيلم نگار؛ شماره82