به‌ مناسبت ۱۰ مهر، روز نخبگان

طلایه‌داران تمدن نوین؛ واکاوی مسئولیت‌های نخبگان در هندسه‌ قدرت و پیشرفت ایران اسلامی

این مقاله، به تحلیل جایگاه نخبگان علمی و سیاسی در الگوی پیشرفت جمهوری اسلامی، نقش آنان در تحقق «ایران قوی»، مسئولیت‌های اخلاقی و سیاسی در جنگ رسانه‌ای، و واکاوی راهبردهای جهانی برای ترور و حذف دانشمندان به منظور حفظ انحصار علمی می‌پردازد.
پنجشنبه، 9 مهر 1405
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
طلایه‌داران تمدن نوین؛ واکاوی مسئولیت‌های نخبگان در هندسه‌ قدرت و پیشرفت ایران اسلامی

مقدمه: بازخوانی جایگاه ممتاز نخبگان در سپهر تحول‌آفرین انقلاب

بیان مسأله
نخبگان، به‌عنوان قشر پیشران و موتور محرک تحولات اجتماعی، در هر نظام سیاسی جایگاهی استراتژیک دارند. با این حال، در جامعه‌ ما، مسأله‌ «نخبگی» فراتر از یک عنوان علمی یا جایگاه آکادمیک، به یک مؤلفه‌ امنیتی، فرهنگی و تمدنی گره خورده است. 

پرسش اصلی اینجاست که چرا برخی جوامع در تله‌ «ژن ناتوانی» گرفتار می‌مانند، در حالی که برخی دیگر موفق می‌شوند پارادایم «ما می‌توانیم» را به یک باور عمومی و سپس یک حقیقت عینی تبدیل کنند؟ تفاوت در نوع نگاه به نخبگان و نحوه‌ تعریف مسئولیت‌های آنان در مسیر پیشرفت ملی، پاسخی به این پرسش بنیادین است.
 
ضرورت بحث
در عصر حاضر که قدرت نه در سلاح‌های سرد، بلکه در دستان دارندگان دانش و فناوری متمرکز شده است، نخبگان ایرانی نه تنها در خط مقدم پیشرفت علمی، بلکه در خط مقدم یک جنگ تمام‌عیار شناختی و امنیتی قرار دارند. 

ضرورت بازخوانی این نقش در شرایطی که جبهه‌ استکبار با ترور فیزیکی و فکری دانشمندان به دنبال حفظ انحصار خویش است، بیش از پیش آشکار می‌گردد. بدون درک درست این مسئولیت‌ها، سرمایه‌ انسانی کشور نه تنها کارآمد نخواهد بود، بلکه در چرخه‌های القایی دشمن، مستهلک خواهد شد.
 
هدف از نگارش مقاله
هدف این نوشتار، تبیین دقیق منشور اخلاقی و عملیاتی نخبگان در نظام اسلامی است. این مقاله می‌کوشد تصویری عملیاتی از «نخبه‌ تراز انقلاب» ارائه دهد؛ فردی که بصیرت سیاسی را با تعهد علمی و تقوای فردی در هم می‌آمیزد تا ایران اسلامی را به سکوی پرتاب تمدن نوین اسلامی بدل کند.
 

پارادایم «خودباوری» در برابر «استحاله»

شکست ژن وابستگی
تأمل در تاریخ معاصر، نشان‌دهنده‌ یک هجمه‌ نرم هدفمند برای تزریق حس حقارت در لایه‌های هویتی جامعه‌ ماست. این حس، که از دوران قاجار تا پهلوی به شکلی ساختارمند نهادینه شده بود، ایران را در ذیل هژمونی غرب تعریف می‌کرد. اما انقلاب اسلامی با احیای حس اعتماد به ‌نفس، این نظم تحمیلی را بر هم زد. 

رهبر شهید انقلاب در این باره فرمودند:
«ما یک سابقه‌ تلخی داریم؛ در یک دوران طولانی، ژن ناتوانی، ژن نمی‌توانیم، ژن وابستگی به دیگران را در ما تزریق کردند؛ در یک دوران طولانی، از دوران قاجار تا دوران پهلوی، در ملّت ما -همین ملّت بااستعداد- این احساس درونی عدم توانایی و عدم قدرت، ایجاد شد؛ و [آن را] در ما -در مجموعه‌ جامعه‌ ایرانی- نهادینه کردند؛ این سابقه را ما داریم. نتیجه این شد که ما به‌عنوان یک ملّت، هویتمان در ذیل غرب تعریف شد... وقتی‌که یک کشوری در ذیل یک قدرتی تعریف شد، همه‌ امکانات او در واقع به طور خواه یا ناخواه متعلّق می‌شود به آن قدرت.» (‌۱۳۹۵/۷/۲۸)

همچنین فرمودند: «در انقلاب، خودباوری و اعتماد به نفس، به جنگ وابستگی رفت؛ خدا هم کمک کرد.» (۱۳۹۵/۷/۲۸)

این سخنان روشنگرانه، کلید فهم تحولات اخیر است. نخبگان ما امروز در میدان نبردی هستند که یک سوی آن، بازتولید همان «ژن ناتوانی» است و سوی دیگر آن، فتح قله‌های دانش.
 

نخبگی؛ فراتر از دانش، یک رسالت تمدنی

۱. تولید قدرت از مسیر علم
علم به مثابه‌ اقتدار است (اَلعِلمُ سُلطان). نخبگان تراز انقلاب باید بدانند که فعالیت‌های پژوهشی آنان در آزمایشگاه‌ها یا دانشگاه‌ها، صرفاً ارضای حس کنجکاوی نیست؛ بلکه نوعی از «تولید قدرت سخت و نرم» برای نظام است. 

وقتی رهبر شهید انقلاب تأکید نمودند که «پیشرفت علمی، کشور را قدرتمند میکند... اَلعِلمُ سُلطان؛ «سلطان» یعنی اقتدار؛ علم، اقتدار است؛ هر کسی که آن را داشته باشد «صالَ»، یعنی دست قدرتمند را خواهد داشت؛ هرکس که آن را نداشته باشد «صیلَ عَلَیه»، یعنی دست قدرتمندی بر سر او خواهد آمد یعنی زیر دست خواهد شد» (۱۳۹۶/۷/۲۶)، منظوری جز ترسیم یک نقشه‌ راه امنیت‌محور نداشتند.

راز حمایت رهبر شهید انقلاب از حرکت پیشرفت علمی و در رأس آن نخبگان هم همین است:
«بنده با فهم این مسأله، یعنی با این فهم از مسأله‌ کشور که کشور احتیاج دارد به یک چنین سازوکاری و به یک چنین حرکتی، از پانزده سال پیش یا اندکی بیشتر مسأله‌ نهضت علمی و نهضت نرم‌افزاری و حرکت عظیم علمی را مطرح کردم، و خب دانشمندان، جوان‌ها، اساتید، دانشگاه‌ها، بسیاری از بخش‌های دولت‌های مختلفی که سر کار آمدند استقبال کردند؛ و پیش رفت.» (۱۳۹۵/۷/۲۸)
 
۲. گسترش مرزهای دانش و خلاقیت
وظیفه‌ نخبگان جوان تنها تکرار یافته‌های غربی نیست. انتظار نظام از آنان، «آفرینش» علم است. باید چنان عمل کرد که «ایران» به یک «منبع علم» بدل شود. یعنی اگر کسی در دنیا به دنبال جدیدترین دستاوردهای علمی است، مجبور باشد زبان فارسی را بیاموزد.

رهبر شهید انقلاب در این باره فرمودند:
«آنچه نیاز هست و بایستی انجام بگیرد آفرینش علم است؛ باید خلّاق باشید، باید تولید کنید علم را... جوان نخبه‌ی ما باید دنبال این باشد: خلّاقّیت در دانش» در این زمینه «باید جوری حرکت بکنیم که در یک فاصله‌ معقول زمانی ــ بنده چند سال قبل گفتم پنجاه سال بعد ــ ایران در دنیا منبع علم محسوب بشود؛ یعنی اگر کسانی بخواهند به جدیدترین یافته‌های علمی دست پیدا کنند، ناچار بشوند فارسی یاد بگیرند..» (۱۴۰۰/۸/۲۶)
 

نخبگان و «جنگ شناختی»؛ مسئولیت امنیت اجتماعی

۱. نخبه در نقش حَکَم و میانجی
در هندسه‌ سیاسی نظام اسلامی، «خواص» (نخبگان) وظیفه‌ای فراتر از تخصص فنی دارند. آنان «دیده‌بانان» جامعه هستند. برخلاف جوامع غربی که نخبگان سیاسی در آن غالباً در پی مصلحت‌های حزبی‌اند، نخبگان متعهد در جمهوری اسلامی باید به دنبال «حقیقت» باشند.

ویژگی بارز نخبه‌ اهل حق، «بصیرت» و «ثبات قدم» است. خستگی‌ناپذیری در صراط مستقیم، شاخصه‌ اصلی آنان است. نخبه‌ای که از مسیر حق عدول کند یا به بهانه‌ افراط و تفریط، از قانون‌گرایی فاصله بگیرد، در واقع کارکرد خود را از دست داده است.
 
۲. جنگ تبلیغاتی و تصویرسازی غلط
یکی از خطرناک‌ترین ابزارهای دشمن، «تصویرسازی غلط» از وضعیت کشور است. نخبه‌ای که در این جنگ رسانه‌ای سهمی ایفا نکند، در انجام وظیفه‌ ملی خود کوتاهی کرده است.

رهبر شهید انقلاب در این باره فرمودند:
«الان یک جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای بسیار تندی علیه ما وجود دارد... مهم‌ترین کاری که دشمن می‌خواهد بکند تصویرسازی غلط از وضع کشور است؛ نه‌فقط برای اغوای افکار عمومی دنیا بلکه حتّی برای اغوای افکار عمومی داخل خود کشور... اگر نتوانیم ما در این جنگ سهم ایفا کنیم، نخبه نتواند سهم ایفا کند، وظیفه‌اش را انجام نداده.» (‌۱۳۹۷/۷/۲۵)
 

واکاوی استراتژیک ترور نخبگان توسط قدرت‌های سلطه‌گر

۱. علم؛ مرکز ثقل قدرت جهان
در طول تاریخ، گرانیگاه قدرت تغییر کرده است؛ از قدرت نظامی مطلق، به قدرت اقتصادی و امروز به قدرت «دانش‌محور». کانون‌های استکباری به خوبی می‌دانند که هر واحد سیاسی که دانش را در اختیار داشته باشد، می‌تواند توازن قوا را تغییر دهد. لذا برای حفظ «انحصار علمی»، استراتژی «حذف فیزیکی» نخبگان مخالف را در دستور کار خود قرار داده‌اند.
 
۲. مصادیق تاریخی حذف سیستماتیک
تجربه‌ عراق پس از صدام، مصر دوران ناصر و حتی دانشمندان حوزه‌ سلامت و انرژی در کشورهای غربی (مانند دیوید کلی در انگلیس یا میکروبیولوژیست‌های کشته شده در سال ۲۰۰۱)، نشان می‌دهد که برای نظام سلطه، «ملیت» دانشمند اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، «جهت‌گیری علمی» اوست.

رهبر شهید انقلاب در این باره فرمودند:
«دستگاه سلطه دنبال انحصار است: انحصار علمی، انحصار فناوری، انحصار داشته‌های ثروت‌آفرین، انحصار داشته‌های قدرت‌آفرین؛ لذا در یک کشوری می‌آیند دانشمندان را ترور می‌کنند -دانشمندان هسته‌ای ما را ترور کردند- [چون] می‌خواهد این ثروت در این کشور نباشد...» (۱۳۹۷/۷/۲۵)

این ترورها نشان‌دهنده‌ ضعف دشمن در رقابت سالم علمی است؛ نه قدرت او. این یک «اعتراف ناخواسته» به توانمندی علمی ملت‌های تحت ستم است.
 

نقش‌آفرینی راهبردی نخبگان: التزام به مدار قانون و بسط پایدار امنیت عمومی

در سامانه‌های تمدنی و ساختارهای اجتماعی، گروه مرجع یا پیشگامان اندیشه همواره به‌عنوان قطب‌نمای نگرش عمومی و پیشران کنش‌های جمعی شناخته می‌شوند. پیوند وثیق میان پایگاه اجتماعی این طبقه و اعتماد بدنه مردمی، موقعیتی ممتاز به سرآمدان می‌بخشد که می‌تواند ثبات، پویایی یا افول یک ساختار سیاسی را رقم زند. از همین رو، حیات و بالندگی یک نظام اجتماعی، در گرو حضور مؤثر، مسئولانه و آگاهانه عناصری است که ظرفیت جهت‌دهی به توده‌ها را در اختیار دارند. 

در مقابل، انفعال این قشر در بزنگاه‌های تاریخی یا زاویه‌گرفتن آنان از مدار عقلانیت، انصاف و حقیقت، گسست‌های بنیادینی را در بافت فکری جامعه پدید می‌آورد؛ لغزشی که مستقیماً به قدرت‌گیری جریان‌های باطل، توسعه رفتارهای رادیکال و تعمیق آنارشی و قانون‌گریزی منتهی خواهد شد. 

بر این اساس، نخستین رسالت کارکردی اندیشه‌ورزان در پارادایم جمهوری اسلامی، استواری بر محور حق، نهادینه‌سازی خردورزی، تعدیل رفتارهای افراطی و پاسداری از انضباط حقوقی حاکم بر کشور است.

از منظر جامعه‌شناسی معرفتی و الهیات سیاسی، الگوی زیست و تکالیف پیشتازان فکری در یک حاکمیت دینی، انفکاکی ماهوی از مختصات مرسوم نخبگان در سپهرهای عرفی و سکولار دارد. در افق تفکر توحیدی، نخبه‌بودن نه طعمه‌ای برای بهره‌کشی فردی یا تثبیت منافع طبقاتی، بلکه امانتی سنگین مبتنی بر «تکلیف‌محوری» است. 

پیشروان مؤمن به آرمان‌های الهی، فارغ از هزینه‌های محتمل، مصالح فردی یا نوسانات سیاسی، همواره در صف‌بندی میان راستی و ناراستی، موضعی صریح و پایدار اتخاذ می‌کنند. 

این گروه با اتکا به درک عمیق از اقتضائات روز، از فرسودگی اراده و تردید در پیمودن راه در امان می‌مانند و کنشگری خود را بر مدار اهداف کلانی چون تحقق عدالت اجتماعی، پاسداشت کرامت انسانی، خدمت به جامعه و پایدارسازی امنیت معنوی و روانی استوار می‌سازند. قلم، بیان و اعتبار این شخصیت‌ها همواره ابزاری در جهت تعالی میهن و صیانت از هویت اصیل انقلاب اسلامی به شمار می‌آید.

تحقق این مأموریت خطیر مستلزم پایبندی به منشور رفتاری جامعی است که می‌توان ارکان کلیدی آن را در سرفصل‌های زیر صورت‌بندی کرد:

۱. تشخیص به‌هنگام و زمان‌آگاهی ژرف: فهم راهبردی وقایع و شناخت مقتضیات عصر پیش از غلبه بحران‌ها.

۲. عقلانیت‌بخشی و ترویج مشی اعتدالی: صیانت از جامعه در برابر قطبی‌سازی‌های کاذب و کنش‌های تندروانه.

۳. تعمیق بینش و آگاهی عمومی: تعالی‌بخشی به فهم سیاسی و توان تحلیل اجتماعی بدنه مردمی.

۴. تثبیت وفاق و آرامش روانی: اهتمام مستمر به خنثی‌سازی بسترهای ناامنی روانی و تنش‌های عمومی.

۵. پاسداری از شأن و سرنوشت تمدنی ملت: حساسیت پیوسته نسبت به صیانت از استقلال، سربلندی و منافع فراگیر کشور.

۶. پالایش درونی از انحراف و جمود: فاصله‌گذاری صریح با عناصر انحرافی، موج‌سواران فرصت‌طلب و کنشگران سطحی‌نگر.

۷. دیده‌بانی هوشمند در برابر فتنه‌ها: درک نقشه‌های بدخواهان و پیش‌دستی در برابر هجمه‌های ترکیبی علیه باورهای عمومی.

افزون بر مؤلفه‌های یادشده، منظومه رفتاری پیشتازان عرصه قدرت و فکر در چارچوب جهان‌بینی اسلامی، بر سه پایه اصیل استوار است: «اخلاق‌ورزی متعالی»، «حریت و ژرف‌اندیشی در تحلیل»، و «تمکین به مرزهای نظم جمعی». 

نخبه‌ای که اندیشه‌اش با آموزه‌های مکتبی بالیده است، هرگز علم، آبرو و جایگاه خود را به پای منافع زودگذر حزبی، رقابت‌های سخیف جناحی، پروپاگاندا یا منفعت‌طلبی شخصی قربانی نمی‌کند. او نماد شفافیت، انصاف و خرد سیاسی است که با طرد فریبکاری‌های مرسوم در بازی‌های قدرت، پیشگام صیانت از شأن ایرانیان و ارتقای همه‌جانبه اقتدار ملی باقی می‌ماند.

در شرایط حساس کنونی، ایجاب می‌کند که این طبقه اثرگذار، با درک خطوط مرزی منافع کشور و حساسیت معادلات روز، رسالت تاریخی خود را بازیابی کرده و با حضوری امیدبخش، هوشمندانه و تبیین‌گر، پشتوانه پیشرفت، امنیت و تعالی جامعه باشند.
 

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی

نقشه راه عملیاتی برای نخبگان تراز انقلاب
با توجه به مباحث پیش‌گفته، برای تبدیل ظرفیت نخبگانی به اقتدار ملی، اقدامات ذیل ضروری است:

۱. نهادینه‌سازی امیدِ واقع‌بینانه: نخبگان باید از طرح یک‌جانبه‌ مشکلات پرهیز کنند. امید، موتور پیشرفت است و باید در کنارِ انتقاد سازنده، موفقیت‌های بزرگ نیز روایت شود. یکی از مایه‌های مهمّ امید عبارت است از توکّل به خدای متعال؛ اَلعاقِبَةُ لِلمُتَّقین‌. ‌

۲. مسأله‌محوری در پژوهش: فعالیت‌های علمی نخبگان باید مستقیماً با معضلات کشور (تورم، کاهش قدرت خرید، ازدواج، آسیب‌های اجتماعی) پیوند بخورد.

۳. مراقبت امنیتی و حفاظتی: با توجه به الگوهای ترور دانشمندان دیگر کشورها، نخبگان باید هوشیاری امنیتی و فکری داشته باشند.

۴. تزریق اخلاق سیاسی: نخبگانِ سیاسی ما باید از آفاتی چون «سیاست‌بازی» و «رقابت‌های منفی» فاصله بگیرند و به جای آن، فرهنگ «خدمت» و «اعتدال» را ترویج کنند.

۵. تقویت دیپلماسی علمی: با هدف شکستن انحصار غرب، نخبگان باید شبکه‌های علمی با کشورهای غیرسلطه‌گر (نگاه به شرق) را توسعه دهند.
 

سخن پایانی: فردای روشن

در انتها، باید بر این حقیقت تردیدناپذیر تأکید کرد که حرکت ملت ایران، توقف‌ناپذیر است. علی‌رغم تمام سنگ‌اندازی‌ها، ترورها و فشارهای تبلیغاتی، خط درست صراط مستقیم الهی با حضور جوانان نخبه و مؤمن، استوار باقی مانده است. 

رهبر شهید انقلاب در نگاهی روشن‌بینانه فرمودند:
«شک نکنید که فردای ملت ایران و امت اسلامی از امروز به مراتب بهتر است [از اول انقلاب تا امروز] ببینید ملت ایران در همه‌ عرصه‌های سیاسی و علمی‌ و اجتماعی و غیره چقدر پیشرفت‌ کرده است؛ بدانید فاصله‌ بین پیشرفت سال‌های آینده با امروز، از این هم بیشتر خواهد بود. ملت روزبه‌روز پیشرفت خواهد کرد. حرکت ملت ایران در همه‌ عرصه‌ها حرکت توقف ناپذیری است و ان‌شاءاللَّه بر خط درست و صراط مستقیم هدایت الهی و اسلامی و قرآنی پیش خواهد رفت.» (۱۳۸۹/۸/۲)

نخبگان ما، نور چشمان این ملت‌اند؛ آنان نه تنها سازندگان فردای ایران، بلکه الهام‌بخش امت اسلامی در مسیر تمدن‌سازی نوین هستند. این امانت الهی را باید با توکل، مجاهدت و بصیرت صیانت کرد.

نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.