بیان مسئله:
جهاد اسلامی، یکی از مفاهیمی است که در طول تاریخ، موضوع بحث و مناقشه میان اندیشمندان بوده است. برخی، با نگاهی سطحی، جهاد را نوعی خشونت معرفی میکنند و آن را مغایر با رحمت اسلامی میدانند. آنان میپرسند: چرا اسلام، که خود را آیین رحمت معرفی میکند، جهاد را تشریع کرده و به مسلمانان اجازه میدهد به دیگران هجوم ببرند و آنها را به قتل برسانند؟
اما حقیقت آن است که جهاد اسلامی، نه تنها خشونت نیست، بلکه جلوهگاه رحمت و رأفت است. قرآن کریم در آیات متعدد، جهاد را تنها برای دفاع **و خاموش کردن آتش فتنه **و رفع موانع تبلیغ مجاز دانسته و در میدان نبرد نیز آداب و احکامی برای رحمت و عدالت وضع کرده است. روایات معصومین (ع) نیز سرشار از دستورات رحمانی در مورد جنگ و صلح است.
این مقاله، در پی پاسخ به این پرسش است که «آیا جهاد اسلامی خشونت است یا رحمت؟» و نشان میدهد که جهاد اسلامی، حقیقت رحمت است و خشونت، تنها یک توهم است.
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز، دشمنان اسلام با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی، اسلام را آیین خشونت معرفی میکنند و جهاد را نوعی تروریسم میدانند. این در حالی است که قرآن کریم و روایات معصومین (ع) سرشار از دستورات رحمانی در مورد جنگ و صلح است.
ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی میشود که شناخت حقیقت جهاد اسلامی، میتواند پاسخ به شبهات دشمنان باشد و چهره واقعی اسلام را به جهانیان نشان دهد. همچنین، این شناخت، موجب تقویت ایمان مسلمانان و ایستادگی آنان در برابر توطئههای دشمنان میشود.
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تبیین حقیقت جهاد اسلامی و نشان دادن رحمت و رأفت در آن است؛ تا روشن شود که جهاد اسلامی، نه تنها خشونت نیست، بلکه جلوهگاه رحمت و رأفت است و با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین (ع)، میتوان این حقیقت را به جهانیان نشان داد.
در این نوشتار، نخست به آمادگی نظامی برای جلوگیری از جنگ پرداخته میشود؛ سپس آمادگی همهجانبه از سلاح تا تبلیغات تبیین میگردد. در ادامه، محدوده جهاد و آداب آن بیان میشود و جهاد دفاعی و پاسخ به شبهه جهاد ابتدایی بررسی میگردد. سپس جهاد ابتدایی و هماهنگی آن با عقل و منطق تبیین میشود و در نهایت، رحمت اسلامی در آیینه روایات بیان میگردد و جمعبندی ارائه میشود که جهاد اسلامی، حقیقت رحمت است و خشونت، تنها یک توهم است
جهاد اسلامی؛ حقیقت رحمت یا توهم خشونت؟
بخش اول: آمادگی نظامی؛ سپر قرآن در برابر تهدیدها
🔸 آمادگی نظامی؛ کلید پیشگیری از جنگقرآن کریم در سوره انفال میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» (۱) «و برای [مقابله با] آنان، هر چه میتوانید از نیرو و از اسبان سوارى فراهم کنید تا دشمن خدا و دشمن خودتان را به وسیله آن بترسانید.»
این آیه، دستور آمادهباش همهجانبه مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح، امکانات، وسایل و شیوههای تبلیغی حتی شعار و سرود را میدهد که رعایت این دستورات، سبب هراس کفار از نیروی رزمی مسلمانان میشود.
این آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملاً تطبیق میکند و اگر این دستور بزرگ اسلامی به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگی خود آن را به کار بندند، برای جبران عقبماندگیشان کافی است.
🔸 آمادگی همهجانبه؛ از سلاح تا تبلیغات
در تفاسیر، «قُوَّة» معانی مختلفی ذکر شده است. عقبة بن عامر از پیامبر (ص) نقل میکند: «الا انّ القوّة الرّمى» «بدانید قوه تیرانداختن است.» شیخ ابو القاسم نصرآبادی گفته: رمى بر سه وجه است: رمى ظاهر به تیر و کمان، رمى باطن به تیر آه سحرگاهی از کمان خضوع و خشوع، رمى سهام حظوظ از دل و توجه به حق.
ابو علی رودباری گفته: قوه اعتماد است بر حمایت حق و واثق بودن به عنایت قادر مطلق. نزد بعضی: مراد به قوه، اتفاق کلمه است و اعتماد به خدا. نزد برخی: به معنی حصار است. عیاشی از امام صادق (ع) نقل میکند: «شمشیر و اسب است.» ابن بابویه از امام صادق (ع) نقل میکند: «از این قبیل است خضاب به سیاهی.»
پیامبر (ص) وقتی با خبر شد که در یمن اسلحه جدیدی ساخته شده، شخصی را برای تهیه آن به یمن فرستاد. از آن حضرت نقل شده که با یک تیر، سه نفر به بهشت میروند: «سازنده آن، آمادهکننده و تیرانداز» (۲). در اسلام، مسابقات تیراندازی و اسبسواری و برد و باخت در آنها جایز شمرده شده تا آمادگی رزمی ایجاد شود.
🔸 هدف آمادگی؛ دفاع، نه استعمار
اسلام میخواهد با ایجاد آمادگی عالی مسلمانان، ریشه جنگ را بخشکاند و زمینه درگیری و خونریزی را از بین ببرد؛ اسلام میگوید: «قوی و نیرومند و پرقدرت باش، تا دشمن حتی فکر جنگ و حمله را در سر نپروراند.»
هدف از آمادگی نظامی، حفظ مکتب و وطن مسلمانان است، نه غارت و استعمار. دولت باید حدّاکثر توان خود را برای تأمین بودجه دفاع از نظام اسلامی و ترساندن دشمنان خدا اختصاص دهد. «مَا اسْتَطَعْتُمْ» — تمام مسلمانان باید آماده رویارویی با توطئههای دشمن باشند و دورههای رزمی را دیده باشند.
سیره عملی پیامبر (ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان میدهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمیکردند؛ در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمیداشتند.
🔸 ارعاب دشمن؛ هنر بازدارندگی
خداوند در ادامه آیه ۶۰ سوره انفال میفرماید: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» (۳) «تا دشمن خدا و دشمن خودتان را به وسیله آن بترسانید.»
هدف از آمادگی نظامی، ارعاب دشمن و بازدارندگی است. در حدیث آمده است: با خضاب کردن موی صورت، دشمن را بترسانید، تا نگویند ارتش اسلام پیر است (۴). ایجاد رعب در دل دشمن با هر وسیلهای حتی با ظاهرسازی لازم است.
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که اسلام، به جای آغاز جنگ، به دنبال پیشگیری از جنگ است. اگر دشمن بداند که مسلمانان آمادهاند، هرگز به خود اجازه حمله نمیدهد.
🔸 صلح در اوج قدرت؛ رحمت اسلامی
خداوند در آیه بعد میفرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (۵) «و اگر دشمن دست به حمله زد و با توان بالای نظامی شما روبرو شد، و پرچم صلح را برافراشت، و تقاضای صلح و آشتی کرد، شما نیز از درِ صلح در آیید و با آنها پیمان صلح ببندید.»
چرا که هدف اسلام درگیری و خشونت و جنگ و خونریزی نیست، و اکنون که دشمن از کار خود پشیمان گشته و آماده صلح و آشتی است، جنگ را رها کنید و آتشبس را بپذیرید. این آیه نشاندهنده اوج رحمت اسلامی است؛ زیرا حتی در اوج قدرت نظامی، اسلام دست صلح را رد نمیکند و آتشبس را میپذیرد.
🔸 دشمنان ناشناخته؛ تهدیدهای پنهان
خداوند در ادامه آیه ۶۰ سوره انفال میفرماید: «وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ» (۶) «و دشمنان دیگری غیر از اینها نیز دارید که آنها را نمیشناسید ولی خدا میشناسد.»
این تعبیر، متضمن دستوری برای امروز مسلمانان است و آن این که تنها نباید روی دشمنان شناختهشده خود تکیه کنند و آمادگی خویش را در سر حد مبارزه با آنها محدود سازند، بلکه دشمنان احتمالی و بالقوه را نیز باید در نظر بگیرند و حداکثر نیرو و قدرت لازم را فراهم کنند.
در تفاسیر، دشمنان ناشناخته مصادیق مختلفی ذکر شده است: یهود بنیقریظه، فرس (ایرانیان)، جمیع دشمنان دین. نزد طبری: مراد جن هستند، زیرا اعداء شامل است جمیع متظاهرین به عداوت را، پس باقی نمیماند مگر آنها که مستور از انظارند. منافقان: نماز میخوانند و روزه میگیرند و کلمتین شهادتین میگویند، اما خدا باطن آنها را میداند.
🔸 انفاق در راه خدا؛ پشتیبانی از جبهه
خداوند در پایان آیه ۶۰ سوره انفال میفرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» (۷) «و آنچه در راه خدا انفاق کنید، به شما پس داده خواهد شد و هیچ گونه ستمی بر شما وارد نمیگردد.»
تهیه نیرو و قوه کافی و ابزار و اسلحه جنگی، و وسایل مختلف دفاعی، نیاز به سرمایه مالی دارد؛ لذا به مسلمانان دستور میدهد که باید با همکاری عمومی این سرمایه را فراهم سازید، و بدانید هر چه در این راه بدهید در راه خدا دادهاید و هرگز گم نخواهد شد.
کمک به جبهه، از هر راهی؛ مالی، جانی، آبرو، اطلاعات، قلم و... لازم است. «مِنْ شَیْءٍ» — هرگونه تلاش و انفاق و بکارگیری امکانات برای تقویت بنیه نظامی حکومت اسلامی، از مصادیق انفاق در راه خداست. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
به شرطی خیر و برکت انفاق به شما برمیگردد که در راه خدا باشد، نه از روی ریا، سمعه، خودنمایی و روابط و ملاحظات. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» — کمکهای مالی، سبب قدرت امت میشود و نتیجه آن به خود مردم و وضع اقتصادی جامعه و عزت مسلمانان برمیگردد. «یُوَفَّ إِلَیْکُمْ» — تضییع حقوق دیگران و پرداخت نکردن مزد و پاداش کارها به طور کامل، ظلم است. «یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»
🔸 نتیجه؛ آمادگی، سپر مقابله با تهدیدها
خلاصه این که، بینش اسلام در مورد جنگ، یک تفکر پیشگیرانه است و اگر مؤثر نشد و جنگ رخ داد، از هر فرصت مناسبی برای قطع جنگ بهره میجوید.
بدین جهت، اسلام به سربازانش اجازه آغاز هیچ جنگی را نداده، و در تمام جنگهای اسلامی گلوله اول را دشمن شلیک کرده است. آیا این دیدگاه در مورد جهاد، آمیخته با خشونت است، یا نهایت رأفت و رحمت؟
بخش دوم: آمادگی همهجانبه؛ از سلاح تا تبلیغات
🔸 آمادگی همهجانبه؛ از سلاح تا تبلیغاتقرآن کریم در سوره انفال میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ» (۸) «و برای [مقابله با] آنان، هر چه میتوانید از نیرو و از اسبان سوارى فراهم کنید.»
این آیه دستور آمادهباش همهجانبه مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح، امکانات، وسایل و شیوههای تبلیغی حتی شعار و سرود را میدهد. رعایت این دستورات، سبب هراس کفار از نیروی رزمی مسلمانان میشود.
این آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملاً تطبیق میکند. اگر این دستور بزرگ اسلامی به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگی خود آن را به کار بندند، برای جبران عقبماندگیشان کافی است.
🔸 معنای «قُوَّة»؛ از تیراندازی تا اعتماد به خدا
در تفاسیر، «قُوَّة» معانی مختلفی ذکر شده است. عقبة بن عامر از پیامبر (ص) نقل میکند: «الا انّ القوّة الرّمى» «بدانید قوه تیرانداختن است.» شیخ ابو القاسم نصرآبادی گفته: رمى بر سه وجه است: رمى ظاهر به تیر و کمان، رمى باطن به تیر آه سحرگاهی از کمان خضوع و خشوع، رمى سهام حظوظ از دل و توجه به حق.
ابو علی رودباری گفته: قوه اعتماد است بر حمایت حق و واثق بودن به عنایت قادر مطلق. نزد بعضی: مراد به قوه، اتفاق کلمه است و اعتماد به خدا. نزد برخی: به معنی حصار است. عیاشی از امام صادق (ع) نقل میکند: «شمشیر و اسب است.» ابن بابویه از امام صادق (ع) نقل میکند: «از این قبیل است خضاب به سیاهی.»
🔸 آمادگی رزمی؛ از مسابقات تا خضاب
پیامبر (ص) وقتی با خبر شد که در یمن اسلحه جدیدی ساخته شده، شخصی را برای تهیه آن به یمن فرستاد. از آن حضرت نقل شده که با یک تیر، سه نفر به بهشت میروند: «سازنده آن، آمادهکننده و تیرانداز» (۹).
در اسلام، مسابقات تیراندازی و اسبسواری و برد و باخت در آنها جایز شمرده شده تا آمادگی رزمی ایجاد شود. در حدیث آمده است: با خضاب کردن موی صورت، دشمن را بترسانید، تا نگویند ارتش اسلام پیر است (۱۰). ایجاد رعب در دل دشمن با هر وسیلهای حتی با ظاهرسازی لازم است.
🔸 آمادگی همهجانبه؛ از سلاح تا تبلیغات
این آیه دستور آمادهباش همهجانبه مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح، امکانات، وسایل و شیوههای تبلیغی حتی شعار و سرود را میدهد. رعایت این دستورات، سبب هراس کفار از نیروی رزمی مسلمانان میشود.
این آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملاً تطبیق میکند. اگر این دستور بزرگ اسلامی به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگی خود آن را به کار بندند، برای جبران عقبماندگیشان کافی است.
🔸 آمادگی نظامی؛ از سلاح تا تبلیغات
سیره عملی پیامبر (ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان میدهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمیکردند؛ در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمیداشتند.
امام خمینی (ره) در روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی که جمعیت ایران حدود سی میلیون بود، فرمود: «ما باید ارتش بیست میلیونی داشته باشیم.» (۱۱) این نشاندهنده این حقیقت است که آمادگی نظامی، تنها به سلاح و نفرات محدود نمیشود، بلکه شامل همه ابعاد میشود.
🔸 نتیجه؛ آمادگی همهجانبه، سپر مقابله با تهدیدها
آمادگی همهجانبه، سپر مقابله با تهدیدها است. قرآن کریم دستور میدهد که مسلمانان در همه ابعاد آماده باشند؛ از سلاح و تجهیزات نظامی گرفته تا تبلیغات و شعار و حتی ظاهرسازی برای ارعاب دشمن.
این آیه به ما میآموزد که آمادگی باید همهجانبه باشد و تنها به یک بعد محدود نشود. پس باید در همه ابعاد آماده باشیم تا دشمن هرگز به خود اجازه تهاجم ندهد.
بخش سوم: محدوده جهاد و آداب آن؛ مرزهای رحمت در میدان جنگ
🔸 جنگ فقط در برابر متجاوزانقرآن کریم در سوره بقره میفرماید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» (۱۲) «پس هر کس به شما تجاوز کرد، به مانند آن تجاوز، بر او تعدی کنید.»
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که در اسلام، جنگ تنها در برابر کسانی اجازه داده شده که به مقابله و مبارزه با مسلمانان اقدام میکنند. اسلام دین تجاوز و تعدی نیست، ولی تعدی و تجاوز دیگران را نیز نمیپذیرد. پس جنگ فقط در برابر متجاوزان مجاز است.
🔸 قناعت به دفع تجاوز
قرآن کریم در ادامه آیه میفرماید: «بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» (۱۳) «به مانند آن تجاوز، بر او تعدی کنید.»
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که در هجوم بر دشمن باید به اندازهای که شر و ظلم آنها دفع میشود قناعت کنید و پا را فراتر نگذارید. اسلام حتی در برخورد با دشمنان دستور به عدالت میدهد و میفرماید: «فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» — به همان مقدار که آنها تجاوز کردند، شما نیز مقابله کنید.
🔸 تقوا در میدان جنگ
قرآن کریم در ادامه آیه میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (۱۴) «و از خدا بپرهیزید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است.»
این آیه نشاندهنده این حقیقت است که تقوا و خویشتنداری را حتی در میدان جنگ و خونریزی از دست ندهید و بدانید که خداوند با تقواپیشهگان است. رعایت تقوا حتی به هنگام جنگ، از اصول تربیتی اسلام است و اگر در جنگ از مرز عدالت خارج نشوید، از امدادهای الهی نیز برخوردار خواهید بود.
🔸 قانون جهاد؛ منطق عقلای جهان
در حقیقت، قانون جهاد اسلام چیزی است که همه عقلاى جهان آن را قبول دارند و به آن عمل میکنند. آیا هیچ عاقلی اجازه میدهد که انسان در مقابل هجوم دشمن تسلیم شود تا مسلط بر جان و مال و ناموس او گردد؟ هرگز! بلکه تمام عقلاى همان منطق بازدارنده قرآن را توصیه میکنند.
در آیه شریفه ۱۹۴ سوره بقره میخوانیم: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (۱۵) — طبق آنچه در این آیه شریفه آمده:
اولاً: تنها در مقابل کسانی که به مقابله و مبارزه با شما اقدام میکنند، اجازه جنگ داده شده است.
ثانیاً: در هجوم بر آنها باید به اندازهای که شر و ظلم آنها دفع میشود قناعت کنید و پا را فراتر نگذارید.
ثالثاً: تقوا و خویشتنداری را، حتی در میدان جنگ و خونریزی، از دست ندهید و بدانید که خداوند با تقواپیشهگان است.
🔸 نتیجه؛ جهاد، قانون بازدارنده
جهاد، قانون بازدارنده است. قرآن کریم در آیه ۱۹۴ سوره بقره دستور میدهد که مسلمانان در برابر متجاوزان بایستند، اما به همان مقدار که آنها تجاوز کردند قناعت کنند و تقوا را حتی در میدان جنگ از دست ندهند. این قانون، منطق عقلای جهان است و همه عقلا آن را قبول دارند.
پس جهاد اسلامی، خشونت نیست، بلکه قانونی بازدارنده برای حفظ جان و مال و ناموس مسلمانان است. اسلام دین رحمت است و حتی در میدان جنگ دستور به تقوا و عدالت میدهد.
بخش چهارم: جهاد دفاعی؛ پاسخ به شبهه جهاد ابتدایی
🔸 آیا اسلام جهاد ابتدایی دارد؟برخی از محققان و اندیشمندان و مورخان اسلامی معتقدند که در اسلام جهاد ابتدایی نداریم و تمام جنگهای زمان پیامبر (ص) در صدر اسلام جنبه دفاعی داشته است؛ یعنی حمله از سوی دشمنان بوده و پیامبر (ص) و مسلمانان به دفاع از خویش برمیخاستند.
برای پاسخ به این شبهه، باید جنگهای صدر اسلام را بررسی کنیم تا معلوم شود که آیا اسلام آغازگر جنگ بوده یا دشمنان آغازگر جنگ بودهاند.
🔸 جنگ احزاب؛ دفاع از مدینه
جنگ احزاب، یکی از گستردهترین نبردهای دشمنان اسلام علیه پیامبر (ص) و مسلمانان بود. کار بر خداپرستان سخت شد و آغازگر جنگ، مشرکان بودند. آنها از نقاط مختلف سرزمین حجاز، به فرماندهی مشرکان مکه، به سمت مدینه حرکت کرده و آن شهر را محاصره نمودند.
مسلمانان ناچار بودند از جان و مال و ناموس و عقاید خویش دفاع کنند. آیا هیچ عاقلی به خود اجازه میدهد که در مقابل دشمنان تا دندان مسلح (که قصد داشتند پیامبر (ص) و مسلمانان را به قتل برسانند و زنان و بچههای آنان را اسیر کنند و مدینه را ویران نمایند) ساکت بنشیند؟ آیا مقابله با آنها خشونت محسوب میشود؟
🔸 جنگ حنین؛ دفاع از پایگاه اسلام
در جنگ حنین، به پیامبر (ص) خبر دادند که «قبیله هوازان» و برخی دیگر از مشرکان، قصد حمله بر مدینه، پایگاه اصلی مسلمانان را دارند. پیامبر (ص) مسلمانان را برای دفاع از خود و آیینشان آماده کرد و جنگ حنین بدین شکل رخ داد.
🔸 جنگ خیبر؛ دفاع از مرکز فتنه
در میان جنگهای صدر اسلام، شاید تصور شود که «جنگ خیبر» جهاد ابتدایی بوده است؛ ولی مطالعه تاریخ نتیجه دیگری در اختیار ما مینهد و روشن میکند که آن هم دفاعی بوده است؛ زیرا پیامبر (ص) قصد داشت با این جهاد پاسخ دندانشکنی به کارشکنیها و توطئهها و شیطنتهای آنها، که در بیشتر حوادث بهطور مستقیم یا غیرمستقیم دخالت داشتند، بدهد.
علاوه بر این، خیبر کانون فساد و فتنه محسوب میشد و مسلمانان با حمله به آنجا قصد از بین بردن مرکز فتنه و فساد را داشتند. بنابراین، جنگ خیبر هم جهاد ابتدایی نبوده است.
🔸 جنگ بدر؛ پاسخ به تجاوز
در سال دوم هجرت، دو حادثه به نام جنگ بدر رخ داد که یکی به «بدر صغری» و دیگری به «بدر کبری» معروف شد و آغاز آن توسط دشمنان اسلام بود. به پیامبر (ص) خبر رسید که عدهای از سران مشرکان مکه به اطراف مدینه آمده و شتران و گوسفندان و سایر اموال مسلمانان را به تاراج برده، در حال فرار به سوى مکه هستند.
پیامبر (ص) سربازان اسلام را به تعقیب آنها فرستاد. سربازان، دشمن را تا سرزمین بدر تعقیب کردند، ولی از دست یافتن به دشمن ناامید شدند. این حادثه بدون درگیری پایان یافت و به «بدر صغری» مشهور شد. جنگ «بدر کبری» که پس از چندی در همان سال رخ داد، در حقیقت پاسخی به همان تجاوز آشکار سران مکه بود و جهاد دفاعی محسوب میشد.
🔸 فتح مکه؛ متلاشی کردن کانون دشمن
«فتح مکه» یکی از لشکرکشیهای مهم پیامبر اسلام بود؛ اما اولاً، این لشکرکشی برای متلاشی کردن کانون دشمنان اسلام و مشرکان بود، که تمام مشکلات و ناملایمات و جنگهای مسلمانان را از آنجا هدایت میکردند؛ و ثانیاً، در فتح مکه جنگی رخ نداد و هنگامی که مشرکان سپاه عظیم و لشکر بزرگ مسلمانان را مشاهده کرده و خود را در محاصره مسلمانان دیدند، بدون جنگ و درگیری تسلیم شدند.
🔸 آیات قرآن؛ تأییدکننده جهاد دفاعی
آیاتی از قرآن مجید اشاره بلکه دلالت بر مطلب فوق دارد؛ از جمله در آیه سیزدهم سوره توبه میخوانیم: «أَ لَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» (۱۶) «آیا با گروهی که سوگندها و پیمانهای خود را شکستند و به بیرون کردن پیامبر همت گماشتند، و آنان نخستین بار جنگ را با شما آغاز کردند، پیکار نمیکنید؟»
جمله «هُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» شاهد خوبی است بر این که جنگهای صدر اسلام جنبه دفاعی داشته و جهاد ابتدایی نبوده است.
آیه چهارم سوره توبه از دیگر آیاتی است که مطلب فوق را تأیید میکند. خداوند متعال پس از برائت و بیزاری از مشرکان و اعلام جنگ با آنها، گروهی را استثنا کرده و میفرماید: «إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا وَ لَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (۱۷) «مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضد شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمارید، زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.»
تعبیراتی که در این آیه شریفه به کار رفته نشان میدهد که تا دشمنان پیمانشکنی نکنند، و با کسانی که با مسلمین مستقیماً در جنگ هستند همکاری نداشته باشند، و خلاصه احساس خطری از ناحیه آنها نشود، مسلمانان با آنها وارد جنگ نمیشوند. و در یک جمله، مسلمانان شروعکننده و آغازگر جنگ نخواهند بود.
علاوه بر دو آیه فوق، آیه ۶۱ سوره انفال، که شرح آن گذشت، نیز مؤید همین مطلب است. آیه مذکور به مسلمانان سفارش میکند دستی که برای صلح به سوى آنان دراز میشود را به گرمی بفشارند. مفهوم این آیه آن است که اسلام به اقوام و ملل و کشورهایی که تمایل به جنگ ندارند حمله نمیکند و آنها را مورد هجوم قرار نمیدهد.
🔸 نتیجه؛ اسلام آغازگر جنگ نیست
خلاصه این که، طبق نظر برخی از محققان و اندیشمندان و مورخان اسلامی، جنگهای پیامبر اسلام (ص) در صدر اسلام همگی جهاد دفاعی بوده و هیچ کدام جهاد ابتدایی به شمار نمیآید، و آیاتی از قرآن مجید نیز این مطلب را تأیید میکند.
پس اسلام آغازگر جنگ نیست و همیشه دست صلح را به گرمی میفشارد. اسلام دین رحمت است و جهاد تنها برای دفاع از جان و مال و ناموس مسلمانان تشریع شده است.
بخش پنجم: جهاد ابتدایی؛ هماهنگ با عقل و منطق
🔸 جهاد ابتدایی؛ پاسخ به شبههدر پاسخ به شبهه جهاد ابتدایی، باید گفت که از قرآن مجید سه نوع جهاد ابتدایی استفاده میشود که هماهنگ با عقل و سیره تمام عقلای جهان است و هیچ تضاد و تنافی با رحمت و رأفت اسلامی ندارد:
۱. جهاد برای خاموش کردن آتش فتنه
۲. جهاد با طاغیان و باغیان
۳. جهاد برای از بین بردن موانع آزادی تبلیغ اسلام
🔸 جهاد برای خاموش کردن آتش فتنه
آیه شریفه ۱۹۳ سوره بقره به این نوع جهاد اشاره میکند؛ خداوند در این آیه میفرماید: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ» (۱۸) «با آنها پیکار کنید؛ تا فتنه (و بتپرستی، و سلب آزادی از مردم) باقی نماند، و دین مخصوص خدا گردد.»
طبق این آیه شریفه، هر کجا فتنهای برپا گردد و راهی برای از بین بردن آن جز جنگ نباشد، به ما اجازه داده شده برای رفع فتنه، دست به جهاد ابتدایی بزنیم. و همانطور که گفته شد، این نوع جهاد ابتدایی مورد قبول عقلای جهان و سایر ادیان و مذاهب عالم نیز میباشد، و سیره عقلای جهان آن را تأیید میکند.
🔸 نمونههای عینی؛ بوسنی و افغانستان
چند سال قبل که کشور مسلمان بوسنی و هرزگوین مورد حمله وحشیانه صربهای ظالم قرار گرفت، و آنها به تخریب خانهها و مساجد و مزارع و بیمارستانها پرداختند، و از آن بدتر نسلکشی گستردهای را آغاز کردند، اتحادیهای در کشورهای اروپایی تشکیل شد تا درباره این فتنه چارهای بیندیشند؛ آنها در نهایت به این نتیجه رسیدند که برای دفع این فتنه چارهای جز تهاجم نظامی و درگیری با صربها ندارند؛ بدین منظور به آنها حمله کرده و فتنه را خاموش نمودند.
نمونه زندهتر، جنگی است که اخیراً در افغانستان رخ داد. ما شاهد بودیم که طالبان پس از تسلط بر این کشور شروع به کشت وسیع خشخاش نمود تا کشورهای همسایه و خاورمیانه، بلکه سراسر جهان را آلوده کند. علاوه بر آن، دست به جنایات بیسابقهای در داخل افغانستان زد و برای مردم این کشور و سایر جهانیان تبدیل به یک فتنه خطرناک شد.
در اینجا اگر برای ختم این غائله و دفع این فتنه، شورای امنیت سازمان بینالملل نیرویی تشکیل میداد تا با حمله به افغانستان، مردم مظلوم آن کشور و همه مردم جهان را از شر طالبان نجات دهد، بدون شک کار پسندیده و مورد قبول همه عقلای جهان بود.
پس جنگ و جهاد برای خاموش کردن فتنه، که از قرآن مجید استفاده میشود، مورد قبول و پذیرش تمام عقلای جهان میباشد و خشونت محسوب نمیشود.
🔸 جهاد با طاغیان و باغیان
هر گاه دو طایفه، یا دو گروه، یا دو کشور اسلامی، به جان هم بیفتند و با یکدیگر درگیر شوند، وظیفه سایر مسلمین — طبق آنچه در قرآن مجید آمده (۱۹) — این است که اختلافات آنها را برطرف نموده و صلح و آشتی را در بین آنها برقرار نمایند. و اگر یکی از آنها کوتاه نیامد، و دست از ظلم و تجاوز و تعدی برنداشت، و علیرغم آمادگی طرف مقابل برای صلح، همچنان به هجوم و یورش خود ادامه داد، از دیدگاه اسلام «باغی» شمرده میشود.
در اینجا اسلام به مسلمانان اجازه میدهد که به جنگ «گروه باغی» بروند و با او جهاد ابتدایی کنند؛ هر چند او با ما کاری نداشته باشد و طرف درگیری ما نباشد. اسلام نمیپسندد که گروهی بر گروه دیگر ظلم کنند و ما فقط نظارهگر باشیم. بلکه به ما دستور میدهد به یاری مظلوم بشتابیم.
بر همین اساس، ما معتقدیم که تمام کشورهای اسلامی، به هر شکل ممکن، باید به فلسطین مظلوم کمک کنند و شر اسرائیل غاصب و ظالم، که هر روز ظلم و جنایت تازهای میآفریند، و عرصه را بر مسلمانان مظلوم آن دیار تنگ کرده، رفع نمایند. وگرنه بدون شک در پیشگاه خداوند مسئولیتی بس سنگین خواهند داشت.
این نوع از جنگ، هر چند جهاد ابتدایی محسوب میشود، ولی با هر منطق و عقل سلیمی سازگار است و خشونت به شمار نمیآید. بلکه مقتضای رأفت و رحمت اسلامی نسبت به گروه مظلوم و تحت ستم میباشد.
🔸 جهاد برای از بین بردن موانع آزادی تبلیغ اسلام
خداوند دستورها و برنامههایی برای سعادت و آزادی و تکامل و خوشبختی و آسایش انسانها طرح کرده، و پیامبران خود را موظف ساخته که این دستورات را به مردم ابلاغ کنند. حال اگر فرد یا جمعیتی ابلاغ این فرمانها را مزاحم منافع پست خود ببینند، و بر سر راه دعوت انبیا موانعی ایجاد کنند، آنها حق دارند نخست از طریق مسالمتآمیز، و اگر ممکن نشد با توسل به زور این موانع را از سر راه دعوت خود بردارند، و آزادی تبلیغ را برای خود کسب کنند.
به عبارت دیگر، مردم در همه اجتماعات این حق را دارند که ندای منادیان راه حق را بشنوند، و در قبول دعوت آنها آزاد باشند. حال اگر کسانی بخواهند آنها را از حق مشروعشان محروم سازند، و اجازه ندهند صدای منادیان راه خدا به گوش جان آنها برسد، و از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی آزاد گردند، طرفداران این برنامهها حق دارند برای فراهم ساختن این آزادی از هر وسیلهای استفاده کنند.
بنابراین، اگر مسلمانان بخواهند از راههای منطقی، دین و آیین خویش را تبلیغ کنند، و آن را به غیرمسلمانان عرضه نمایند، ولی عدهای مزاحم آنها شوند، و مانع تبلیغات منطقی و صحیح آنها گردند، و برای این امر مقدس مانعتراشی کنند، به گونهای که قلمها را بشکنند، زبانها را ببرند، و نفسها را در سینه خفه کنند، اسلام در این مورد نیز به پیروان خویش اجازه میدهد که برای از بین بردن این موانع و تبلیغ صحیح و منطقی آیین حق (نه تحمیل آن به زور و قدرت شمشیر) دست به جهاد ابتدایی بزنند، و بر دشمنان جاهل و نادان بتازند، و موانع را از سر راه بردارند.
اسلام، هنگامی که به ایران آمد، برای تحمیل عقیده بر ایرانیان پا به این سرزمین ننهاد، بلکه برای رفع موانع نامعقولی که بر سر راه تبلیغات منطقی اسلام وجود داشت، با لشکریان ایران به مبارزه پرداخت؛ ولی پس از پیروزی بر لشکر ساسانیان، هرگز مردم را مجبور به پذیرش اسلام نکرد. بدین جهت سالها پس از فتح ایران توسط اسلام، برخی از آتشکدهها روشن بود و تعدادی از مردم بر کیش و آیین سابق خود باقی بودند، هر چند غالب مردم ایران، که افراد باهوشی بودند، دین اسلام را از صمیم دل پذیرفته، و دستورات آن را به جان خریدند.
ساسانیان مانع اصلی تبلیغ اسلام در ایران بودند. اسلام با برداشتن این مانع بزرگ از سر راه مردم، زمینه پذیرش اسلام را توسط ایرانیان فراهم کرد. بدون شک این نوع از جهاد ابتدایی نیز مورد انکار عقلای جهان نمیباشد.
🔸 نتیجه؛ جهاد ابتدایی، عین رحمت اسلامی
به طور کلی، جهاد ابتدایی، که برای خاموش کردن آتش فتنه، و یا جلوگیری از طغیان طاغیان و باغیان، و یا از بین بردن موانع تبلیغات اسلامی صورت میگیرد، خشونت محسوب نمیشود، بلکه عین رحمت و رأفت اسلامی است.
از آنچه گفته شد بهخوبی روشن میشود که اسلام، آیین رأفت و رحمت است و حتی برخی از دستورات دینی آن، که در ظاهر خشونتآمیز به نظر میرسد، هیچ منافاتی با رحمت اسلامی ندارد. و آنان که به این آیین سراسر رحمت و رأفت، برچسب خشونت زدهاند، یا انسانهای دورافتاده از تعالیم اسلامی هستند، یا دشمنان کینهتوزی هستند که اسلام را مانع مطامع و منافع نامشروع خویش میبینند.
بخش ششم: رحمت اسلامی در آیینه روایات
🔸 اساس دین محبت استرأفت و رحمت اسلامی در روایات متعدد و فراوانی منعکس شده است. امام صادق (ع) در روایت زیبایی میفرمایند: «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ! إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» (۲۰) «آیا دین جز محبت و رحمت چیز دیگری است؟! (سپس دلیل کلامش را این گونه بیان میکند: زیرا) خداوند متعال میفرماید: اگر خدا را دوست دارید از دستورات من (پیامبر) اطاعت کنید تا محبوب خداوند شوید.»
یعنی انگیزه عمل به دستورات الهی، عشق و محبت به خداوند است. در روایت دیگری از امام باقر (ع) چنین میخوانیم: «الدِّینُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّینُ» (۲۱) «دین محبت است و محبت دین است.»
🔸 عشق و محبت؛ انگیزهای قویتر از استدلال عقلی
گاه استدلال عقلی انگیزه انسان برای انجام کاری میشود؛ و گاه عشق و محبت، او را وادار به کاری میکند. آیا این دو انگیزه یکسان هستند؟
خداوند برای بقای نسل بشر علاقهای بین زن و مرد ایجاد کرد تا نسل بشر ادامه یابد؛ حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلی انگیزه انسان برای بقای نسل باشد، مثل این که بگوید: «برای بقای نسل باید ازدواج کرد و فرزندانی به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتیهای آن را تحمل کرد» یا بگوید: «چون در پیری و ناتوانی عصای دستی لازم دارم و کسی را میخواهم که مرا کمک کند و حمایتم نماید، پس ناچار باید ازدواج کنم و فرزندانی داشته باشم.»
اگر واقعاً انگیزه انسان این امور بود، از هر ۱۰۰ نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمل سختیها و ناکامیها و مشکلات فراوان زندگی مشترک و بچهدار شدن میشد؟ فکر نمیکنیم بیش از ۱۰ نفر آنها حاضر به چنین کاری میشدند.
اما جاذبه جنسی و عشق و محبت، انسانها را به سمت ازدواج — با همه مشکلاتش — سوق میدهد؛ به گونهای که آنها عاشقانه تمام سختیها را به جان میخرند؛ بلکه تمام عمرشان را به پای فرزندشان میریزند تا نوزادشان کمکم بزرگ شود و راه رفتن بیاموزد، و سخن بگوید. آری، انگیزه عشق و محبت این قدرت و قوت عجیب و خیرهکننده را دارد.
همین مطلب در مورد برنامههای دینی نیز صادق است و لذا در روایات فوق بر عشق و محبت تأکید شده، نه بر راه پرسنگلاخ برهان منطقی و استدلالهای عقلی، تا آدمی زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدی خود به خود به سوى اطاعت الهی گام برمیداری، و مشکلات آن را به جان میخری. اگر عاشق امام زمان (عج) شدی اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منکرات، کاری بس آسان خواهد بود. آری، عشق و محبت کارها را سهل میکند. آیا دین و آیینی که انگیزه حرکت پیروانش محبت و عشق است، و تمام دینش را محبت و عشق معرفی میکند، آیین خشونت است؟!
🔸 رحمت اسلامی در میدان نبرد
رحمت و رأفت اسلامی به قدری وسیع و فراگیر است که در میدان جنگ نیز بروز و ظهور دارد؛ به تعبیر دیگر، اسلام آن قدر به محبت و عطوفت و رحمت اهمیت میدهد که حتی در کانون خشونت و تندی، پیروانش را نسبت به آن سفارش میکند! بدین جهت در روایات مربوط به آداب جنگ، نکات جالبی در این زمینه به چشم میخورد.
امام صادق (ع) میفرماید: «هنگامی که رسول مکرم اسلام (ص) تصمیم میگرفت سربازان اسلام را به سوى میدان جنگ روانه کند، آنها را فرا میخواند و این نکات را به آنها گوشزد میکرد (به گونهای که اگر سربازی از این آداب تخلف میکرد مورد مؤاخذه قرار میگرفت):
«سِیرُوا بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ» (۲۲) «به سوى میدان جنگ حرکت کنید، اما نه از سر هوى و هوس، بلکه با نام و یاد خدا و برای رضای او، و با نیتی پاک و خالی از هر گونه انگیزه غیرخدایی، و بر طبق برنامههای اسلامی عمل کنید.»
🔸 آداب جنگ در کلام پیامبر (ص)
«لَا تَغُلُّوا» «در جنگ هرگز خیانت نکنید.» سه احتمال در معنای این جمله وجود دارد: نخست این که در تقسیم غنیمتهای جنگی خیانت ننمایید. احتمال دیگر این که رزمندگان گذشته از غنائم جنگی، در سایر امور هم به همدیگر خیانت نکنند. احتمال سوم این که نه تنها به همرزمانتان، بلکه به دشمنان هم خیانت نکنید و با آنها جوانمردانه بجنگید.
«وَ لَا تُمَثِّلُوا» «پس از این که دشمن را از پای درآوردید، بر پیکر بیجان او هجوم نیاورید، و آن را مُثله (قطعه قطعه) نکنید.» در برخی روایات به نقل از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است که حتی اگر سگی درنده به شما حمله کرد و آن را از پای درآوردید، پس از کشتنش حق قطعه قطعه نمودن پیکرش را ندارید! (۲۳)
«وَ لَا تَغْدِرُوا» «اهل مکر و فریب و غدر و پیمانشکنی نباشید.» اگر با دشمن از درِ صلح وارد شدید، و با او پیمان آتشبس امضا کردید، عهد و پیمانتان را محترم بشمرید، و آن را زیر پا ننهید. مسلمان کسی است که حتی نسبت به عهد و پیمانی که با دشمنانش میبندد وفادار باشد؛ بدین جهت حضرت علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر خطاب به آن فرمانده شجاع خویش میفرماید:
«اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید، یا او را در پناه خود امان دادی، به عهد خود وفادار باش، و آنچه بر عهده گرفتی امانتدار باش، و جان خود را بر سر پیمانت بنه، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست، که همه مردم جهان با تمام اختلافاتی که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتفاق نظر دارند.» (۲۴)
«وَ لَا تَقْتُلُوا شَیْخًا فَانِیًا وَ لَا صَبِیًّا وَ لَا امْرَأَةً» «به افراد ضعیف و ناتوان، که دخالتی در جنگ ندارند، حمله نکنید، و پیرمردهای ناتوان و بچهها و زنها را به قتل نرسانید.» «وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَرًا إِلَّا أَنْ تَضْطَرُّوا إِلَیْهَا» «و درختان را قطع نکنید، مگر که ناچار شوید!»
انسان با مطالعه این قوانین متعالی و دستورات حسابشده و مترقی، به عظمت اسلام و گستره رحمت اسلامی پی میبرد و انگشت حیرت به دهان میگیرد؛ چرا که رحمت اسلامی در کانون خشونت، حتی شامل درختان نیز میگردد؛ و لذا پیامبرِ رحمةٌ للعالمین به سربازان خویش دستور میدهد که هیچ درختی را در هنگام جنگ و نبرد قطع نکنند و به محیط زیست احترام بگذارند؛ مگر این که درخت یا درختانی مانع پیشروی سربازان اسلام و لشکریان قرآن باشد، که در این صورت قطع آن از باب ضرورت — و البته به مقداری که ضرورت اقتضا میکند — مانعی ندارد.
🔸 پناهندگی در اسلام؛ اوج رحمت در جنگ
دستورات بعدی حضرت رسول (ص) نشانگر اوج رأفت و رحمت اسلامی در میدان جنگ و نبرد است. توجه بفرمایید: «وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنَى الْمُسْلِمِینَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إِلَى أَحَدٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَهُوَ جَارٌ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ، فَإِنْ تَبِعَکُمْ فَأَخُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ إِنْ أَبَى فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ» (۲۵)
«هر گاه یکی از لشکریان اسلام، چه برترین مقام باشد و چه پایینترین سرباز، به یکی از دشمنان اسلام پناه داد، آن شخص در امان است؛ باید او را به پشت جبهه منتقل کنند، و با صبر و حوصله و زبان خوش و سعه صدر، معارف اسلام و دستورات و احکام اسلامی را برایش بیان کنند، اگر اسلام را پذیرفت و به سلک مسلمانان وارد شد، او هم مسلمانی است همانند شما، و از تمام حقوق مسلمانان برخوردار خواهد شد؛ و اگر اسلام را نپذیرفت، یا مهلتی برای تفکر پیرامون دستورات اسلامی درخواست کرد، باید او را صحیح و سالم به کشورش بازگردانید، و به هیچ عنوان حق ندارید او را اذیت و آزار کنید.»
البته انجام این دستورات کار سهل و آسانی نیست، و سینهای گشاده و ایمانی قوی میطلبد. بدین جهت پیامبر خدا (ص) در پایان سخنرانی به سربازانش دستور میدهد که برای انجام این دستورات — که بیانگر اوج رأفت و رحمت اسلامی است — از خداوند بزرگ و قادر کمک بطلبند.
🔸 نتیجه؛ اسلام، آیین رحمت
آیا دنیایی که دم از رعایت حقوق بشر میزند، و شعارهای بشر دوستانهاش گوش جهانیان را کر کرده، هیچ یک از این امور را در میدان جنگ رعایت میکند! در جنگ اسرائیل و فلسطین، نه تنها این امور رعایت نمیشود، بلکه این جنایتکاران بیرحم و سنگدل، خانههای مردم فلسطین را ویران، بیمارستانهای آنها را بر سر بیمارانش خراب، و مزارع را به آتش کشیده، و درختان را نابود مینمایند، و به کوچک و بزرگ، پیرزن و پیرمرد ترحم نمیکنند؛ و با این حال، مدعیان حقوق بشر از آنها دفاع، و ما را متهم به خشونت مینمایند!
نتیجهگیری
جهاد اسلامی، حقیقت رحمت است، نه خشونت. قرآن کریم در آیات متعدد، جهاد را تنها برای دفاع و خاموش کردن آتش فتنه و رفع موانع تبلیغ مجاز دانسته و در میدان نبرد نیز آداب و احکامی برای رحمت و عدالت وضع کرده است. آیه ۶۰ سوره انفال دستور آمادگی نظامی را برای جلوگیری از جنگ میدهد و آیه ۶۱ دستور پذیرش صلح را در صورت تمایل دشمن **صادر میکند. آیه ۱۹۴ سوره بقره محدوده جهاد را مشخص میکند و دستور به تقوا حتی در میدان جنگ میدهد.روایات معصومین (ع) نیز سرشار از دستورات رحمانی در مورد جنگ و صلح است. امام صادق (ع) میفرماید: «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ!» «آیا دین جز محبت چیز دیگری است؟!» امام باقر (ع) میفرماید: «الدِّینُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّینُ» «دین محبت است و محبت دین است.» پیامبر (ص) در آداب جنگ دستور میدهد که به پیرمردهای ناتوان و بچهها و زنها حمله نکنید، درختان را قطع نکنید، **و اگر دشمنی پناه خواست، **او را به پشت جبهه منتقل کنید و معارف اسلام را برایش بیان کنید.
جهاد اسلامی، جلوهگاه رحمت و رأفت است. اسلام، آیین رحمت است و حتی برخی از دستورات دینی آن، که در ظاهر خشونتآمیز به نظر میرسد، هیچ منافاتی با رحمت اسلامی ندارد. و آنان که به این آیین سراسر رحمت و رأفت، برچسب خشونت زدهاند، یا انسانهای دورافتاده از تعالیم اسلامی هستند، یا دشمنان کینهتوزی هستند که اسلام را مانع مطامع و منافع نامشروع خویش میبینند. پس جهاد اسلامی، حقیقت رحمت است و خشونت، تنها یک توهم است.
ارجاعات:
[۱] سوره انفال، آیه ۶۰[۲] تفسیر فرقان (به نقل از تفسیر نور، ج ۳، ص ۳۴۵)
[۳] سوره انفال، آیه ۶۰
[۴] تفسیر نورالثقلین (به نقل از تفسیر نور، ج ۳، ص ۳۴۶)
[۵] سوره انفال، آیه ۶۱
[۶] سوره انفال، آیه ۶۰
[۷] سوره انفال، آیه ۶۰
[۸] سوره انفال، آیه ۶۰
[۹] تفسیر فرقان (به نقل از تفسیر نور، ج ۳، ص ۳۴۵)
[۱۰] تفسیر نورالثقلین (به نقل از تفسیر نور، ج ۳، ص ۳۴۶)
[۱۱] تفسیر نور، ج ۳، ص ۳۴۶
[۱۲] سوره بقره، آیه ۱۹۴
[۱۳] سوره بقره، آیه ۱۹۴
[۱۴] سوره بقره، آیه ۱۹۴
[۱۵] سوره بقره، آیه ۱۹۴
[۱۶] سوره توبه، آیه ۱۳
[۱۷] سوره توبه، آیه ۴
[۱۸] سوره بقره، آیه ۱۹۳
[۱۹] سوره حجرات، آیه ۹
[۲۰] میزان الحکمة، باب ۶۵۸، حدیث ۳۰۹۷ (ج ۲، ص ۲۱۵)
[۲۱] نورالثقلین، ج ۵، ص ۲۸۵، حدیث ۴۹
[۲۲] وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۳
[۲۳] بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۴۶ و ۲۵۷
[۲۴] نهجالبلاغه، نامه ۵۳
[۲۵] وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۳
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون