دشمن هر لحظه در کمین: از صفین تا امروز؛ یک نامه، دو میدان

دست بر ماشه؛ درس‌های هوشیاری از نامهٔ یازدهم برای مقابله با تهدیدهای آمریکا و اسرائیل

هدف این پژوهش، تحلیل دستورهای نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه و تطبیق آن با تهدیدهای امروز آمریکا و اسرائیل است؛ تا روشن شود که این نامه، نه یک سند تاریخی، بلکه یک راهنمای عملی برای هوشیاری و آمادگی در برابر دشمنان است و مؤمنان امروز باید با تکیه بر آن، در دو میدان نظامی و رسانه‌ای ایستادگی کنند.
20 ساعت و 36 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
دست بر ماشه؛ درس‌های هوشیاری از نامهٔ یازدهم برای مقابله با تهدیدهای آمریکا و اسرائیل
مقدمه:
بیان مسئله:
امروز، دشمنان ایران اسلامی، لحظه‌ای از تهدید دست برنمی‌دارند. آمریکا و اسرائیل، با جنگ نظامی، جنگ رسانه‌ای، نفوذ سیاسی و فشار اقتصادی، می‌کوشند ملت ایران را از پای درآورند. آنان در جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزهٔ رمضان، حتی در میانهٔ مذاکرات، دست به حمله زدند و نشان دادند که به هیچ پیمانی پایبند نیستند. دشمن، حیله‌گر و غافلگیرکننده است و هر لحظه در کمین.
 
در چنین شرایطی، پرسش اصلی آن است که چگونه می‌توان در برابر این تهدیدها ایستاد و هوشیاری خود را حفظ کرد. پاسخ این پرسش را می‌توان در نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه یافت. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در این نامه، به لشکریان خود پیش از نبرد صفین، دستورهایی داده است که هر یک، امروز نیز کاربرد دارد. مهم‌ترین دستور او، همان جمله‌ای است که آیت‌الله جوادی آملی بارها بر آن تأکید کرده‌اند: «دستتان روی ماشه باشد».
 
ضرورت مسئله:
ضرورت پرداختن به این موضوع، از آنجا ناشی می‌شود که دشمنان امروز، همان دشمنان دیروزند با ابزارهای جدید. آنان با جنگ ترکیبی، از هر راهی وارد می‌شوند. اگر ملت ایران هوشیار نباشد، در همان لحظهٔ غفلت ضربه می‌خورد. نامهٔ یازدهم، راهنمای عملی این هوشیاری است.
 
ضرورت دیگر آن است که بسیاری از ما، نامهٔ یازدهم را تنها یک وصیت نظامی می‌دانیم و از پیام‌های سیاسی و رسانه‌ای آن غافل‌ایم. در حالی که این نامه، هم دستورهای نظامی دارد و هم دستورهای سیاسی و رسانه‌ای. امروز که دشمن از هر راهی وارد می‌شود، شناخت این نامه، یک وظیفه است.
 
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تحلیل دستورهای نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه و تطبیق آن با تهدیدهای امروز آمریکا و اسرائیل است؛ تا روشن شود که این نامه، نه یک سند تاریخی، بلکه یک راهنمای عملی برای هوشیاری و آمادگی در برابر دشمنان است و مؤمنان امروز باید با تکیه بر آن، در دو میدان نظامی و رسانه‌ای ایستادگی کنند.
 
در این نوشتار، نخست تهدیدهای امروز آمریکا و اسرائیل را بررسی می‌کنیم. سپس نامهٔ یازدهم را معرفی می‌نماییم و دستورهای آن را یکی‌یکی تحلیل می‌کنیم. در پایان، این دستورها را با جنگ نظامی و رسانه‌ای امروز تطبیق می‌دهیم و جمع‌بندی ارائه می‌کنیم
 

دست بر ماشه؛ درس‌های هوشیاری از نامهٔ یازدهم برای مقابله با تهدیدهای آمریکا و اسرائیل

بخش اول: تهدیدی که هرگز پایان نمی‌یابد

پرسش چالشی: چرا دشمنان ایران، حتی پس از شکست‌های پی‌درپی، دست از تهدید برنمی‌دارند؟
۱. تهدیدی که تمامی ندارد
امروز، هیچ روزی نیست که رسانه‌های وابسته به آمریکا و اسرائیل، تهدید جدیدی علیه ایران منتشر نکنند. ترامپ و نتانیاهو، آشکارا از حمله به ایران سخن می‌گویند و هر بار، شکل تازه‌ای از تهدید را مطرح می‌کنند. این تهدیدها، نه یک حادثهٔ گذرا، بلکه یک روند مستمر است که از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و تا امروز ادامه دارد.
 
این تهدیدها، ریشه در یک واقعیت سیاسی دارد: ایران اسلامی، با استقلال خود، منافع قدرت‌های استکباری را به خطر انداخته است. آمریکا و اسرائیل، نمی‌توانند ایران مستقل را تحمل کنند؛ زیرا ایران، الگویی برای دیگر ملت‌های مقاوم شده است. بنابراین، تهدیدهای آنان، نه یک واکنش موقت، بلکه یک راهبرد دائمی است که با هر ابزاری تکرار می‌شود.
 
کسی که منتظر پایان تهدیدها باشد، در همان لحظهٔ غفلت ضربه می‌خورد. اما کسی که می‌داند تهدید ادامه دارد، هوشیاری خود را حفظ می‌کند و برای هر شکل تازهٔ آن آماده است.
 
۲. چرا دشمن دست برنمی‌دارد؟
پرسش مهم آن است که چرا دشمن، حتی پس از شکست‌های پی‌درپی، دست از تهدید برنمی‌دارد. پاسخ در ماهیت استکبار نهفته است. استکبار، بدون سلطه نمی‌تواند زندگی کند. آمریکا و اسرائیل، تا زمانی که بتوانند، به تهدید و فشار ادامه می‌دهند؛ زیرا سلطهٔ آنان، بر تهدید و فشار استوار است.
 
این حقیقت، در قرآن نیز آمده است. خداوند می‌فرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا یُعْجِزُونَ»؛ و کافران گمان نکنند که پیش افتاده‌اند؛ همانا آنان نمی‌توانند خدا را ناتوان کنند [۱]. این آیه، نشان می‌دهد که دشمنان، هرچقدر هم تلاش کنند، در برابر ارادهٔ الهی ناتوان‌اند.
 
شناخت ماهیت استکبار، ترس از تهدیدهایش را از بین می‌برد؛ زیرا دشمن به دلیل نیاز درونی به سلطه تهدید می‌کند، نه به دلیل قدرت واقعی. کسی که این حقیقت را دریابد، در برابر تهدیدها مقاوم می‌ماند و از وعده‌های پوچ آنان نمی‌هراسد.
 
۳. تهدید نظامی و تهدید نرم
تهدیدهای امروز آمریکا و اسرائیل، تنها نظامی نیست. آنان با جنگ رسانه‌ای، نفوذ سیاسی، فشار اقتصادی و جنگ روانی، می‌کوشند ملت ایران را از پای درآورند. این تهدیدها، گاهی آشکار و گاهی پنهان‌اند. گاهی با موشک و گاهی با رسانه.
 
قرآن، این دو نوع تهدید را چنین توصیف می‌کند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»؛ و هر چه می‌توانید از نیرو و اسبان آماده برای ترساندن دشمن خدا و دشمن خودتان آماده کنید [۲]. این آیه، هم به قدرت نظامی اشاره دارد و هم به آمادگی همه‌جانبه.
 
آمادگی کامل، زمانی به دست می‌آید که هر دو بُعد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری با هم دیده شوند. همان‌گونه که دشمن در هر دو میدان حاضر است، مؤمن نیز باید در هر دو میدان آماده باشد و هیچ‌یک را فدای دیگری نکند؛ زیرا غفلت از یک بُعد، کل آمادگی را بی‌اثر می‌کند
 
۴. ضرورت هوشیاری دائمی
اگر تهدید دشمن پایان‌ناپذیر است، پس هوشیاری نیز باید دائمی باشد. کسی که یک بار هوشیار باشد و سپس غافل شود، در همان لحظهٔ غفلت، ضربه می‌خورد. بنابراین، هوشیاری، نه یک حالت موقت، بلکه یک وضعیت دائمی است.
 
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نامهٔ یازدهم، به لشکریان خود می‌فرمایند: «وَ لا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلاَّ غِراراً أَوْ مَضْمَضَةً»؛ و خواب را نچشید مگر اندک، مانند جرعه‌ای آب یا مضمضه [۳]. این دستور، نشان می‌دهد که حتی خواب نیز نباید به غفلت منجر شود.
 
هوشیاری دائمی، تنها راه مقابله با تهدیدی است که پایان ندارد. کسی که این حقیقت را بپذیرد، هر لحظه آماده است و در هیچ شرایطی غافلگیر نمی‌شود. همان‌گونه که سرباز در میدان نبرد، حتی در خواب نیز آماده است، مؤمن نیز در برابر تهدیدهای امروز باید چنین باشد.
 
۵. پیوند با نامهٔ یازدهم
نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه، وصیت امیرالمؤمنین (ع) به لشکریان پیش از نبرد صفین است. این نامه، دستورهایی دارد که هر یک، امروز نیز کاربرد دارد. دستورهای این نامه، نه برای یک دورهٔ خاص، بلکه برای همهٔ دوره‌هاست.
 
امیرالمؤمنین (ع) در این نامه می‌فرمایند: «فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِکُمْ فَلْیَکُنْ مُعَسْکَرُکُمْ فی قُبُلِ الْأَشْرافِ»؛ چون بر دشمن وارد شدید یا دشمن بر شما وارد شد، باید لشکرگاه شما در مقابل بلندی‌ها باشد [۴]. این دستور، نخستین دستور نامه است و در بخش‌های بعد، دستورهای دیگر آن را یکی‌یکی بررسی خواهیم کرد.
 
نامهٔ یازدهم، یک سند زنده است که امروز نیز کاربرد دارد. کسی که با دستورهای این نامه آشنا شود، در برابر تهدیدهای امروز، راهنمای عملی دارد و می‌داند در هر شرایطی چگونه عمل کند.
 

۶. از تهدید تا مقاومت

تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، پایان‌ناپذیر است. کسی که منتظر پایان تهدیدها باشد، غافل می‌شود. اما کسی که می‌داند تهدید ادامه دارد، هوشیار می‌ماند. تهدید دشمن، دو بُعد دارد: سخت‌افزاری و نرم‌افزاری. کسی که فقط به یکی از این دو بُعد توجه کند، در برابر تهدیدها ناقص است. بنابراین، هوشیاری باید در هر دو بُعد باشد.
 
نامهٔ یازدهم، یک سند زنده است که امروز نیز کاربرد دارد. کسی که با دستورهای این نامه وارد میدان شود، همان‌گونه که لشکریان امیرالمؤمنین (ع) در صفین پیروز شدند، در برابر تهدیدهای امروز نیز پیروز خواهد شد. تاریخ به ما می‌گوید که تهدید، همیشه بوده و خواهد بود؛ اما مقاومت، همیشه پیروز است.
 

بخش دوم: نامه‌ای که برای امروز نوشته شد

پرسش چالشی: چگونه یک نامهٔ نظامی از چهارده قرن پیش، امروز نیز راهنمای عمل است؟
۱. نامه‌ای از صفین
نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه، وصیت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به لشکریان پیش از نبرد صفین است. این نامه، خطاب به زیاد بن نضر حارثی و شریح بن هانی نوشته شد؛ دو فرمانده‌ای که پیش از نبرد، با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودند و هر کدام نامه‌ای به امیرالمؤمنین (ع) نوشتند و از دیگری شکایت کردند.
 
امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ، نامه‌ای نوشت که هم اختلاف آن دو را حل کند و هم دستورهای نظامی لازم را به آنان بیاموزد. این نامه، پیش از سید رضی در کتاب «نبرد صفین» نصر بن مزاحم آمده است و ابن میثم بحرانی نیز آن را کامل‌تر نقل کرده است. بنابراین، این نامه یک سند تاریخی معتبر است که هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت نقل شده است.
 
نامـهٔ یازدهم، نه یک وصیت خشک نظامی، بلکه یک درس زنده برای همهٔ نسل‌هاست. کسی که آن را بخواند، درمی‌یابد که دستورهای امیرالمؤمنین (ع) برای همهٔ دوره‌ها و همهٔ میدان‌ها کاربرد دارد.
 
۲. چرا این نامه امروز هم زنده است؟
پرسش مهم آن است که چرا یک نامهٔ نظامی از چهارده قرن پیش، امروز نیز کاربرد دارد. پاسخ در ماهیت این نامه نهفته است. این نامه، نه یک دستور تاکتیکی محدود به یک نبرد خاص، بلکه اصولی کلی است که در هر نبردی کاربرد دارد: انتخاب موقعیت دفاعی، تمرکز قوا، دیده‌بانی، وحدت، حفاظت شبانه و پرهیز از غفلت.
 
این اصول، در هر دوره‌ای ثابت‌اند. ابزار جنگ تغییر می‌کند؛ موشک جای شمشیر را می‌گیرد، رسانه جای نیزه را می‌گیرد، اما اصول جنگ ثابت می‌ماند. دشمن امروز نیز همان دشمن دیروز است با ابزارهای جدید. بنابراین، نامهٔ یازدهم، نه یک سند تاریخی، بلکه یک راهنمای عملی برای امروز است.
 
این نامه، اصولی را به ما می‌آموزد که در هر میدانی کاربرد دارند: میدان نظامی، میدان رسانه‌ای، میدان اقتصادی و میدان سیاسی. کسی که این اصول را بشناسد، در هر میدانی آماده است.
 
۳. دو فرمانده، یک درس
ماجرای دو فرمانده که با یکدیگر اختلاف پیدا کردند، خود درسی بزرگ است. امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ به اختلاف آنان، نخست وحدت را به آنان یادآور شد و سپس دستورهای نظامی را بیان کرد. این ترتیب، نشان می‌دهد که وحدت، پیش‌نیاز پیروزی است.
 
امیرالمؤمنین (ع) در این نامه می‌فرمایند: «فَإِنْ أَنْتُمَا جَمَعَکُمَا جَمْعٌ فَزِیادُ بْنُ النَّضْرِ عَلَى النَّاسِ، وَ إِنِ افْتَرَقْتُمَا فَکُلُّ وَاحِدٍ مِنْکُمَا أَمِیرٌ عَلَى الطَّائِفَةِ الَّتِی وَلَّیْنَاهُ أَمْرَهَا»؛ پس اگر با هم بودید، زیاد بن نضر فرمانده کل است و اگر جدا شدید، هر یک از شما فرمانده گروهی است که به او سپرده‌ایم [۵]. این دستور، نشان می‌دهد که وحدت، اصل است و تفرقه، استثنا.
 
دو فرمانده، با اختلاف خود، نزدیک بود لشکر را به پراکندگی بکشانند. اما امیرالمؤمنین (ع) با این نامه، هم اختلاف را حل کرد و هم اصول جنگ را به آنان آموخت. این، نشان می‌دهد که رهبری، تنها فرمان دادن نیست؛ حل اختلاف و ایجاد وحدت نیز بخشی از رهبری است.
 
۴. نامه‌ای برای همهٔ میدان‌ها
نامهٔ یازدهم، تنها برای میدان نظامی نیست. اصول آن، در میدان رسانه‌ای نیز کاربرد دارد. همان‌گونه که فرمانده باید دیده‌بان بر قله بگمارد تا دشمن غافلگیرش نکند، در میدان رسانه‌ای نیز باید افراد آگاه بر تحولات نظارت کنند تا دشمن از فضای مجازی نفوذ نکند.
 
همان‌گونه که فرمانده باید از تفرقه بپرهیزد، در میدان رسانه‌ای نیز باید از چندگانگی پرهیز کرد. همان‌گونه که سرباز باید شب‌ها هوشیار باشد، در میدان رسانه‌ای نیز باید شبانه‌روز هوشیار بود. بنابراین، نامهٔ یازدهم، یک راهنمای جامع برای همهٔ میدان‌هاست.
 
این نامه، اصولی را به ما می‌آموزد که در هر میدانی کاربرد دارند: میدان نظامی، میدان رسانه‌ای، میدان اقتصادی و میدان سیاسی. کسی که این اصول را بشناسد، در هر میدانی آماده است و در هیچ شرایطی غافلگیر نمی‌شود.
 
۵. درس اول: وحدت پیش از هر چیز
نخستین درسی که از این نامه می‌گیریم، وحدت است. امیرالمؤمنین (ع) پیش از هر دستور نظامی، اختلاف دو فرمانده را حل کرد و آنان را به وحدت فرا خواند. این نشان می‌دهد که وحدت، پیش‌نیاز هر پیروزی است.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به وحدت نیاز دارد. اگر در جبههٔ داخلی تفرقه باشد، دشمن از آن بهره می‌برد. اما اگر وحدت باشد، دشمن ناامید می‌شود. نامهٔ یازدهم، این درس را به ما می‌آموزد.
 
وحدت، نه یک شعار، بلکه یک راهبرد است. کسی که وحدت را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، نخستین درس نامهٔ یازدهم برای امروز است.
 
۶. از صفین تا امروز
نامهٔ یازدهم، یک سند تاریخی از صفین است که امروز نیز زنده است. این نامه، اصولی را به ما می‌آموزد که در هر دوره‌ای کاربرد دارند: وحدت، انتخاب موقعیت دفاعی، تمرکز قوا، دیده‌بانی، حفاظت شبانه و پرهیز از غفلت.
 
دو فرماندهٔ این نامه، با اختلاف خود نزدیک بود لشکر را به پراکندگی بکشانند، اما امیرالمؤمنین (ع) با این نامه، هم اختلاف را حل کرد و هم اصول جنگ را به آنان آموخت. امروز نیز ملت ایران با تهدیدهای آمریکا و اسرائیل روبه‌روست و بیش از هر چیز به وحدت و هوشیاری نیاز دارد.
 
نامهٔ یازدهم، نه یک سند تاریخی خشک، بلکه یک راهنمای زنده است. کسی که با اصول این نامه آشنا شود، در برابر تهدیدهای امروز، راهنمای عملی دارد. تاریخ به ما می‌گوید که اصول جنگ، ثابت است؛ تنها ابزارها تغییر می‌کنند. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد.
 

بخش سوم: سنگر را کجا بزنیم؟

پرسش چالشی: چرا انتخاب موقعیت دفاعی، نخستین دستور امیرالمؤمنین (ع) پیش از نبرد است؟
۱. نخستین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نامهٔ یازدهم، نخستین دستور خود را به لشکریان چنین بیان می‌کنند: «فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِکُمْ فَلْیَکُنْ مُعَسْکَرُکُمْ فی قُبُلِ الْأَشْرافِ، أَوْ سِفاحِ الْجِبالِ، أَوْ أَثْناءِ الْأَنْهارِ»؛ چون بر دشمن وارد شدید یا دشمن بر شما وارد شد، باید لشکرگاه شما در مقابل بلندی‌ها، یا دامنهٔ کوه‌ها، یا میان رودها باشد [۶]. این دستور، پیش از هر دستور دیگر آمده است؛ زیرا انتخاب موقعیت، پایهٔ همهٔ اقدامات بعدی است.
 
این دستور، سه گزینه را پیشنهاد می‌کند: بلندی‌ها، دامنهٔ کوه‌ها و میان رودها. هر سه گزینه، یک ویژگی مشترک دارند: مانع طبیعی در برابر دشمن ایجاد می‌کنند. بلندی، دید وسیع می‌دهد؛ دامنهٔ کوه، پشت را محافظت می‌کند؛ و رود، مانع حرکت سریع دشمن است. این سه، نه انتخاب‌های تصادفی، بلکه سه نوع حفاظت دفاعی هستند که هر کدام، نقش خود را در برابر تهدید دشمن ایفا می‌کنند.
 
انتخاب موقعیت دفاعی، نخستین گام در هر نبردی است. کسی که موقعیت خود را درست انتخاب کند، نیمی از پیروزی را به دست آورده است. و کسی که موقعیت خود را نادرست انتخاب کند، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد. این، درسی است که امیرالمؤمنین (ع) پیش از هر دستور دیگر، به لشکریان خود آموخت.

۲. چرا بلندی و دامنه و رود؟
پرسش مهم آن است که چرا امیرالمؤمنین (ع) این سه موقعیت را پیشنهاد کرده است. پاسخ در کارکرد دفاعی آن‌ها نهفته است. بلندی، دید وسیع می‌دهد و دشمن را از دور قابل مشاهده می‌کند. دامنهٔ کوه، پشت لشکر را محافظت می‌کند و مانع حمله از پشت می‌شود. و رود، مانع حرکت سریع دشمن است و فرصت واکنش می‌دهد.
 
امیرالمؤمنین (ع) در ادامهٔ همین دستور، دلیل آن را چنین بیان می‌کنند: «کَیْمَا یَکُونَ لَکُمْ رِدْءاً، وَ دُونَکُمْ مَرَدّاً»؛ تا شما را پشتیبان باشد و در برابر شما مانعی برای بازگرداندن دشمن باشد [۷]. این تعبیر، نشان می‌دهد که هدف، ایجاد یک مانع دفاعی است که هم پشت لشکر را محافظت کند و هم جلوی پیشروی دشمن را بگیرد. این دو کارکرد، در هر نبردی حیاتی است: حفاظت از پشت، و جلوگیری از پیشروی دشمن.
 
این سه موقعیت، سه نوع حفاظت ایجاد می‌کنند: حفاظت دیداری (بلندی)، حفاظت پشتی (دامنهٔ کوه) و حفاظت جلویی (رود). کسی که این سه حفاظت را داشته باشد، در برابر حملهٔ دشمن آسیب‌پذیر نیست. و همین، دلیل انتخاب این سه موقعیت از سوی امیرالمؤمنین (ع) است.
 
۳. پرهیز از محاصره
هدف اصلی این دستور، پرهیز از محاصره است. اگر لشکر در زمین باز و بدون مانع مستقر شود، دشمن می‌تواند از هر طرف حمله کند و آن را محاصره کند. اما اگر لشکر در بلندی یا دامنهٔ کوه یا کنار رود مستقر شود، دشمن نمی‌تواند از پشت حمله کند و محاصره ممکن نیست. این، همان اصلی است که امیرالمؤمنین (ع) با تعبیر «مَرَدّاً» به آن اشاره کرده‌اند.
 
این اصل، در جنگ‌های امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ نظامی، انتخاب موقعیت دفاعی همچنان مهم است. در جنگ رسانه‌ای نیز، کسی که موقعیت خود را درست انتخاب کند، از محاصرهٔ رسانه‌ای دشمن در امان می‌ماند. همان‌گونه که لشکر در دامنهٔ کوه از حملهٔ پشتی در امان است، در فضای رسانه‌ای نیز باید سکوهایی انتخاب کرد که دشمن نتواند از پشت به آن‌ها حمله کند. و در جنگ اقتصادی، انتخاب بازارهای مناسب برای مقابله با تحریم، همان اصل را دنبال می‌کند.
 
پرهیز از محاصره، نه یک تاکتیک محدود به جنگ، بلکه یک اصل کلی در هر میدان است. کسی که از محاصره در امان باشد، می‌تواند آزادانه عمل کند. و کسی که محاصره شود، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد. این، درسی است که از دستور نخست نامهٔ یازدهم می‌آموزیم.
 
۴. درس دوم: موقعیت، نیمی از پیروزی
دومین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت موقعیت است. امیرالمؤمنین (ع) پیش از هر دستور دیگر، دستور انتخاب موقعیت را داده است. این نشان می‌دهد که موقعیت، نیمی از پیروزی است. کسی که موقعیت خود را درست انتخاب کند، نیمی از راه را رفته است؛ و کسی که موقعیت خود را نادرست انتخاب کند، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به انتخاب موقعیت درست نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی موقعیت خود را درست انتخاب کند، از محاصرهٔ دشمن در امان می‌ماند. اما اگر موقعیت خود را نادرست انتخاب کند، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد. دشمن امروز، از هر طرف وارد می‌شود؛ و تنها کسی که موقعیت خود را درست انتخاب کرده باشد، می‌تواند در برابر او بایستد.
 
موقعیت، نه یک انتخاب ساده، بلکه یک راهبرد است. کسی که موقعیت را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، دومین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از سنگر تا میدان
دستور نخست نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. انتخاب موقعیت دفاعی، پرهیز از محاصره و ایجاد مانع طبیعی در برابر دشمن، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف وارد می‌شوند. اگر ملت ایران موقعیت خود را درست انتخاب کند، از محاصرهٔ آنان در امان می‌ماند. همان‌گونه که لشکر در دامنهٔ کوه از حملهٔ پشتی در امان است، در فضای رسانه‌ای و اقتصادی نیز باید موقعیتی انتخاب کرد که دشمن نتواند از پشت به آن حمله کند.
 
تاریخ به ما می‌گوید که موقعیت، نیمی از پیروزی است. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: سنگر را درست انتخاب کن، تا در میدان، پیروز باشی.
 

بخش چهارم: یک جبهه یا دو جبهه؛ نه بیشتر

پرسش چالشی: چرا پراکندگی جبهه‌ها، حتی با نیروی زیاد، به شکست می‌انجامد؟
۱. دومین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در دومین دستور نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ لْتَکُنْ مُقاتَلَتُکُمْ مِنْ وَجْهٍ واحِدٍ أَوِ اثْنَیْنِ»؛ و باید پیکار شما با دشمن از یک سو یا دو سو باشد [۸]. این دستور، پس از دستور انتخاب موقعیت آمده است؛ زیرا پس از انتخاب موقعیت، نوبت به نحوهٔ آرایش نیروها در برابر دشمن می‌رسد.
 
این دستور، دو گزینه را پیشنهاد می‌کند: یک جبهه یا دو جبهه. اما بیش از دو جبهه را جایز نمی‌داند. چرا؟ زیرا پراکندگی نیروها در چند جبهه، به تضعیف قدرت آنان می‌انجامد. اگر لشکر در چند جبههٔ مختلف تقسیم شود، هر جبهه با نیروی کمتری روبه‌رو می‌شود و دشمن می‌تواند آنان را یکی‌یکی شکست دهد.
 
امیرالمؤمنین (ع) با این دستور، به لشکریان خود می‌آموزد که تمرکز قوا، اصل است و پراکندگی، استثنا. و این اصل، در هر نبردی کاربرد دارد.
 
۲. چرا بیش از دو جبهه نه؟
پرسش مهم آن است که چرا امیرالمؤمنین (ع) بیش از دو جبهه را جایز نمی‌داند. پاسخ در ماهیت جنگ نهفته است. در جنگ، نیروی انسانی و تجهیزات محدود است. اگر این نیرو در چند جبهه تقسیم شود، در هر جبهه نیروی کافی وجود ندارد و دشمن می‌تواند از ضعف هر جبهه بهره ببرد.
 
امیرالمؤمنین (ع) در ادامهٔ همین دستور، دلیل آن را به‌طور غیرمستقیم بیان می‌کنند. ایشان با تأکید بر «یک سو یا دو سو»، در واقع به لشکریان می‌آموزند که پراکندگی، عامل شکست است. اگر لشکر از چند سو وارد شود، نیروهایش پراکنده می‌شوند و قدرت خود را از دست می‌دهند. اما اگر از یک سو یا دو سو وارد شود، نیروهایش متمرکز می‌مانند و قدرت خود را حفظ می‌کنند.
 
این اصل، در جنگ‌های امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ نظامی، تمرکز قوا همچنان مهم است. در جنگ رسانه‌ای نیز، تمرکز پیام و پرهیز از چندگانگی، همان اصل را دنبال می‌کند. و در جنگ اقتصادی، تمرکز بر بازارهای کلیدی، همان نقش را دارد.
 
۳. تفرقه، دام دشمن
یکی از دام‌های دشمنان در گذشته و امروز، ایجاد جبهه‌های متعدد است. آنان می‌کوشند با ایجاد اختلاف و پراکندگی، نیروی مخالف را تجزیه کنند. اگر ملت در چند جبههٔ مختلف تقسیم شود، دشمن می‌تواند از اختلاف آنان بهره ببرد و هر جبهه را جداگانه شکست دهد.
 
امیرالمؤمنین (ع) با دستور «یک سو یا دو سو»، در واقع به لشکریان خود می‌آموزد که فریب دام دشمن را نخورند. دشمن می‌خواهد جبهه‌های متعدد ایجاد کند تا نیروی مخالف را پراکنده کند. اما اگر لشکر از یک سو یا دو سو وارد شود، این دام خنثی می‌شود.
 
این اصل، در جنگ رسانه‌ای امروز نیز کاربرد دارد. دشمنان با ایجاد فضای چندگانه و پراکندگی پیام، می‌کوشند افکار عمومی را تجزیه کنند. اما اگر جبههٔ رسانه‌ای یکپارچه باشد و پیام واحد داشته باشد، این دام خنثی می‌شود. همان‌گونه که لشکر از یک سو وارد می‌شود، در فضای رسانه‌ای نیز باید از یک سو وارد شد.
 
۴. درس سوم: تمرکز، رمز پیروزی
سومین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت تمرکز است. امیرالمؤمنین (ع) با دستور «یک سو یا دو سو»، به لشکریان خود می‌آموزد که تمرکز قوا، رمز پیروزی است. کسی که نیروهای خود را پراکنده کند، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد. و کسی که نیروهای خود را متمرکز کند، حتی با نیروی کم، پیروز می‌شود.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به تمرکز نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی نیروهای خود را پراکنده کند، دشمن می‌تواند از ضعف هر جبهه بهره ببرد. اما اگر نیروهای خود را متمرکز کند، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند.
 
تمرکز، نه یک انتخاب ساده، بلکه یک راهبرد است. کسی که تمرکز را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، سومین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از یک جبهه تا یک ملت
دستور دوم نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. تمرکز قوا، پرهیز از پراکندگی و خنثی‌سازی دام تفرقه، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف می‌کوشند جبهه‌های متعدد ایجاد کنند و ملت را پراکنده کنند. اما اگر ملت ایران از یک جبهه وارد شود و نیروهای خود را متمرکز کند، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند. همان‌گونه که لشکر امیرالمؤمنین (ع) در صفین از یک سو وارد شد و پیروز شد، ملت ایران نیز باید از یک جبهه وارد شود.
 
تاریخ به ما می‌گوید که تمرکز، رمز پیروزی است. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: از یک جبهه وارد شو، تا در میدان، پیروز باشی.
 

بخش پنجم: چشم‌هایی که دشمن را می‌بینند

پرسش چالشی: چگونه می‌توان از حملهٔ غافلگیرانهٔ دشمن در امان ماند؟
 ۱. سومین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سومین دستور نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ اجْعَلُوا لَکُمْ رُقَباءَ فی صَیاصِی الْجِبالِ، وَ مَناکِبِ الْهِضابِ»؛ و برای خود دیده‌بانانی بر قلهٔ کوه‌ها و فراز تپه‌ها بگمارید [۹]. این دستور، پس از دستور تمرکز قوا آمده است؛ زیرا پس از آرایش نیروها، نوبت به دیده‌بانی و رصد دشمن می‌رسد.
 
این دستور، دو مکان را برای دیده‌بانی پیشنهاد می‌کند: قلهٔ کوه‌ها و فراز تپه‌ها. هر دو مکان، یک ویژگی مشترک دارند: دید وسیع. از قلهٔ کوه و فراز تپه، می‌توان دشمن را از دور دید و از نزدیک شدن او آگاه شد. این، نخستین گام در پیشگیری از غافلگیری است.
 
دیده‌بانی، نه یک کار حاشیه‌ای، بلکه یک ضرورت دفاعی است. کسی که دیده‌بان ندارد، در برابر حملهٔ غافلگیرانه آسیب‌پذیر است. و کسی که دیده‌بان دارد، از قبل آماده می‌شود و غافلگیر نمی‌شود.
 
۲. چرا قله و فراز؟
پرسش مهم آن است که چرا امیرالمؤمنین (ع) قلهٔ کوه و فراز تپه را برای دیده‌بانی انتخاب کرده است. پاسخ در کارکرد دیداری این مکان‌ها نهفته است. از قلهٔ کوه، می‌توان تمام دشت‌ها و دره‌های اطراف را دید. از فراز تپه نیز، می‌توان دشمن را از دور مشاهده کرد. این دید وسیع، فرصت کافی برای آماده‌سازی می‌دهد.
 
امیرالمؤمنین (ع) در ادامهٔ همین دستور، دلیل آن را چنین بیان می‌کنند: «لِئَلاَّ یَأْتِیَکُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَکانِ مَخافَةٍ أَوْ أَمْنٍ»؛ تا دشمن از جایی که می‌ترسید یا از جایی که خود را در امان می‌دانستید، به شما حمله نکند [۱۰]. این تعبیر، نشان می‌دهد که دشمن ممکن است از هر جایی حمله کند؛ از جایی که انتظار آن را دارید و از جایی که انتظار آن را ندارید. دیده‌بان باید همهٔ این نقاط را زیر نظر داشته باشد.
 
این اصل، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ نظامی، دیده‌بانی همچنان مهم است. در جنگ رسانه‌ای نیز، رصد تحولات و شناسایی تهدیدها، همان نقش را دارد. و در جنگ اقتصادی، رصد بازارها و شناسایی تهدیدهای اقتصادی، همان اصل را دنبال می‌کند.
 
۳. چشم لشکر
امیرالمؤمنین (ع) در چهارمین دستور نامه می‌فرمایند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُیُونُهُمْ، وَ عُیُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلائِعُهُمْ»؛ و بدانید که مقدمهٔ لشکر، چشم‌های لشکرند و چشم‌های مقدمه، پیشگامان و نیروی اطلاعاتی لشکرند [۱۱]. این تعبیر، جایگاه دیده‌بانی را در ساختار لشکر روشن می‌کند.
 
بر اساس این دستور، لشکر سه لایه دارد: طلایه‌داران که پیش از همه حرکت می‌کنند و اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند؛ مقدمهٔ لشکر که پس از طلایه‌داران حرکت می‌کند و دیده‌بان اصلی است؛ و بدنهٔ لشکر که پس از مقدمه حرکت می‌کند. هر لایه، نقش خود را در دیده‌بانی ایفا می‌کند.
 
این ساختار سه‌لایه، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ رسانه‌ای، طلایه‌داران همان تحلیل‌گرانی هستند که پیش از همه، تحولات را رصد می‌کنند. مقدمه، رسانه‌هایی هستند که این تحولات را به اطلاع عموم می‌رسانند. و بدنه، افکار عمومی است که بر اساس این اطلاعات، تصمیم می‌گیرد.
 
۴. درس چهارم: دیده‌بانی، سپر دفاعی
 چهارمین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت دیده‌بانی است. امیرالمؤمنین (ع) با دستور دیده‌بانی، به لشکریان خود می‌آموزد که دیده‌بانی، سپر دفاعی است. کسی که دیده‌بان دارد، از حملهٔ غافلگیرانه در امان است. و کسی که دیده‌بان ندارد، در برابر حملهٔ غافلگیرانه آسیب‌پذیر است.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به دیده‌بانی نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی دیده‌بان داشته باشد، از حملهٔ غافلگیرانه در امان می‌ماند. اما اگر دیده‌بان نداشته باشد، در برابر حملهٔ غافلگیرانه آسیب‌پذیر است.
 
دیده‌بانی، نه یک کار حاشیه‌ای، بلکه یک ضرورت دفاعی است. کسی که دیده‌بانی را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، چهارمین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از قله تا امروز
دستور سوم و چهارم نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. دیده‌بانی، رصد دشمن و شناسایی تهدیدها، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف وارد می‌شوند. اگر ملت ایران دیده‌بان داشته باشد، از حملهٔ غافلگیرانه آنان در امان می‌ماند. همان‌گونه که لشکر امیرالمؤمنین (ع) در صفین با دیده‌بانی از حملهٔ غافلگیرانه در امان ماند، ملت ایران نیز باید در هر میدانی دیده‌بان داشته باشد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که دیده‌بانی، سپر دفاعی است. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: چشم‌هایت را باز نگه دار، تا در میدان، غافلگیر نشوی.
 

بخش ششم: با هم بایستیم، با هم برخیزیم

پرسش چالشی: چرا پراکندگی در حرکت، حتی با نیروی زیاد، به شکست می‌انجامد؟
۱. پنجمین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در پنجمین دستور نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ إِیَّاکُمْ وَ التَّفَرُّقَ: فَإِذَا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِیعاً، وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِیعاً»؛ و از پراکندگی و تفرقه بپرهیزید: هرگاه فرود آمدید، همگان با هم فرود آیید و هرگاه کوچ کردید، همه با هم کوچ کنید [۱۲]. این دستور، پس از دستور دیده‌بانی آمده است؛ زیرا پس از رصد دشمن، نوبت به حفظ وحدت در حرکت می‌رسد.
 
این دستور، دو مرحله را شامل می‌شود: فرود آمدن و کوچ کردن. در هر دو مرحله، دستور یکی است: همه با هم. این تأکید، نشان می‌دهد که پراکندگی، در هر مرحله‌ای خطرناک است. اگر لشکر در هنگام فرود پراکنده شود، دشمن می‌تواند به بخش‌هایی از آن حمله کند. اگر در هنگام کوچ پراکنده شود، همین خطر وجود دارد.
 
وحدت در حرکت، نه یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه یک ضرورت نظامی است. کسی که در حرکت پراکنده شود، در برابر دشمن آسیب‌پذیر است. و کسی که در حرکت وحدت داشته باشد، در برابر دشمن مقاوم است.
 
۲. چرا پراکندگی خطرناک است؟
پرسش مهم آن است که چرا پراکندگی در حرکت، این‌قدر خطرناک است. پاسخ در ماهیت جنگ نهفته است. دشمن، همیشه به دنبال نقطهٔ ضعف است. اگر لشکر پراکنده شود، هر بخش آن، یک نقطهٔ ضعف است. دشمن می‌تواند به بخش‌های پراکنده حمله کند و آن‌ها را یکی‌یکی شکست دهد.
 
امیرالمؤمنین (ع) با تعبیر «إِیَّاکُمْ وَ التَّفَرُّقَ»؛ از پراکندگی بپرهیزید [۱۳]، شدیدترین هشدار را به لشکریان خود می‌دهد. این تعبیر، نشان می‌دهد که پراکندگی، نه یک اشتباه کوچک، بلکه یک خطر جدی است. اگر لشکر پراکنده شود، حتی با نیروی زیاد، شکست می‌خورد.
 
این اصل، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ رسانه‌ای، پراکندگی پیام، افکار عمومی را تجزیه می‌کند. در جنگ اقتصادی، پراکندگی سرمایه‌ها، اقتصاد را تضعیف می‌کند. و در جنگ سیاسی، پراکندگی جبهه‌های داخلی، دشمن را تقویت می‌کند.
 
۳. وحدت در حرکت
وحدت در حرکت، به معنای هماهنگی کامل در همهٔ مراحل است. در هنگام فرود، همه با هم فرود می‌آیند تا هیچ‌کس در معرض حملهٔ دشمن نباشد. در هنگام کوچ، همه با هم کوچ می‌کنند تا هیچ‌کس عقب نماند. این هماهنگی، نیازمند فرماندهی واحد و اطاعت کامل است.
 
امیرالمؤمنین (ع) در ابتدای نامه، به دو فرماندهٔ لشکر دستور داده بود که با هم باشند. ایشان فرموده بود: «فَإِنْ أَنْتُمَا جَمَعَکُمَا جَمْعٌ فَزِیادُ بْنُ النَّضْرِ عَلَى النَّاسِ»؛ پس اگر با هم بودید، زیاد بن نضر فرمانده کل است [۱۴]. این دستور، نشان می‌دهد که وحدت، نیازمند فرماندهی واحد است.
 
وحدت در حرکت، نه فقط در جنگ، بلکه در همهٔ امور جمعی لازم است. کسی که در حرکت جمعی، خود را جدا کند، هم خود را در معرض خطر قرار می‌دهد و هم جمع را تضعیف می‌کند. و کسی که با جمع حرکت کند، هم خود در امان است و هم جمع را تقویت می‌کند.
 
۴. درس پنجم: وحدت در حرکت، رمز بقا
پنجمین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت وحدت در حرکت است. امیرالمؤمنین (ع) با دستور «همه با هم فرود آیید و همه با هم کوچ کنید»، به لشکریان خود می‌آموزد که وحدت در حرکت، رمز بقاست. کسی که در حرکت پراکنده شود، شکست می‌خورد. و کسی که در حرکت وحدت داشته باشد، پیروز می‌شود.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به وحدت در حرکت نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی پراکنده شود، دشمن می‌تواند از ضعف هر جبهه بهره ببرد. اما اگر وحدت داشته باشد، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند.
 
وحدت در حرکت، نه یک شعار، بلکه یک راهبرد است. کسی که وحدت را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، پنجمین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از صفین تا صف واحد
دستور پنجم نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. وحدت در حرکت، پرهیز از پراکندگی و هماهنگی کامل، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف می‌کوشند ملت را پراکنده کنند. اما اگر ملت ایران با هم حرکت کند و پراکنده نشود، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند. همان‌گونه که لشکر امیرالمؤمنین (ع) در صفین با هم حرکت کرد و پیروز شد، ملت ایران نیز باید با هم حرکت کند.
 
تاریخ به ما می‌گوید که وحدت در حرکت، رمز بقاست. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: با هم بایست، با هم برخیز، تا در میدان، پیروز باشی.
 

بخش هفتم: شب‌های بی‌خوابی سربازان

پرسش چالشی: چرا حفاظت شبانه، حتی در زمان استراحت، ضروری است؟
۱. ششمین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ششمین دستور نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ إِذَا غَشِیَکُمُ اللَّیْلُ فَاجْعَلُوا الرِّمَاحَ کِفَّةً»؛ و چون شب شما را بپوشاند، نیزه‌ها را گرداگرد خود قرار دهید [۱۵]. این دستور، پس از دستور وحدت در حرکت آمده است؛ زیرا پس از حرکت و استقرار، نوبت به حفاظت شبانه می‌رسد.
 
این دستور، یک اقدام دفاعی ساده اما حیاتی را توصیه می‌کند: قرار دادن نیزه‌ها به‌صورت دایره‌وار در اطراف لشکر. این آرایش، یک حصار دفاعی ایجاد می‌کند که دشمن نمی‌تواند به‌راحتی از آن عبور کند. در شب که دید محدود است، این حصار، بهترین حفاظت است.
 
حفاظت شبانه، نه یک کار حاشیه‌ای، بلکه یک ضرورت دفاعی است. کسی که در شب حفاظت ندارد، در برابر حملهٔ شبانه آسیب‌پذیر است. و کسی که حفاظت شبانه دارد، حتی در خواب نیز در امان است.
 
۲. چرا نیزه‌ها گرداگرد؟
پرسش مهم آن است که چرا امیرالمؤمنین (ع) دستور می‌دهد نیزه‌ها به‌صورت دایره‌وار در اطراف لشکر قرار گیرد. پاسخ در کارکرد دفاعی این آرایش نهفته است. نیزه‌ها، یک حصار فیزیکی ایجاد می‌کنند که دشمن نمی‌تواند از آن عبور کند. دایره‌وار بودن آن، حفاظت از همهٔ جهات را ممکن می‌کند. اگر نیزه‌ها فقط در یک جهت قرار گیرند، دشمن می‌تواند از جهت دیگر حمله کند.
 
این آرایش، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ نظامی، حفاظت از همهٔ جهات همچنان مهم است. در جنگ رسانه‌ای نیز، حفاظت از همهٔ جبهه‌ها در برابر نفوذ دشمن، همان اصل را دنبال می‌کند. و در جنگ اقتصادی، حفاظت از همهٔ بخش‌های آسیب‌پذیر، همان نقش را دارد.
 
امیرالمؤمنین (ع) با این دستور، به لشکریان خود می‌آموزد که حفاظت، باید همه‌جانبه باشد. کسی که فقط از یک جهت حفاظت کند، از جهت دیگر آسیب‌پذیر است.
 
۳. حفاظت شبانه در جنگ امروز
حفاظت شبانه، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. دشمنان، گاهی در شب حمله می‌کنند تا از غفلت طرف مقابل بهره ببرند. در جنگ رسانه‌ای نیز، گاهی در شب، اخبار جعلی منتشر می‌کنند تا افکار عمومی را در ساعات کم‌خبری، تحت تأثیر قرار دهند. در جنگ اقتصادی نیز، گاهی در شب، تحریم‌های جدید اعمال می‌کنند تا فرصت واکنش را از طرف مقابل بگیرند.
 
بنابراین، حفاظت شبانه، نه یک تاکتیک محدود به جنگ نظامی، بلکه یک اصل کلی در هر میدان است. کسی که در شب حفاظت دارد، از حملهٔ شبانه در امان است. و کسی که حفاظت شبانه ندارد، در برابر حملهٔ شبانه آسیب‌پذیر است.
 
این اصل، در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع) نیز دیده می‌شود. ایشان در نامهٔ یازدهم، به لشکریان خود دستور می‌دهند که در شب، نیزه‌ها را گرداگرد خود قرار دهند. این دستور، نشان می‌دهد که حفاظت شبانه، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.
 
۴. درس ششم: حفاظت همه‌جانبه
ششمین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت حفاظت همه‌جانبه است. امیرالمؤمنین (ع) با دستور «نیزه‌ها را گرداگرد خود قرار دهید»، به لشکریان خود می‌آموزد که حفاظت، باید از همهٔ جهات باشد. کسی که فقط از یک جهت حفاظت کند، از جهت دیگر آسیب‌پذیر است.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به حفاظت همه‌جانبه نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی از همهٔ جهات حفاظت کند، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند. اما اگر فقط از یک جهت حفاظت کند، از جهت دیگر آسیب‌پذیر است.
 
حفاظت همه‌جانبه، نه یک انتخاب ساده، بلکه یک راهبرد است. کسی که حفاظت همه‌جانبه را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، ششمین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از نیزه تا امروز
دستور ششم نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. حفاظت شبانه، آرایش دفاعی همه‌جانبه و پرهیز از غفلت، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف وارد می‌شوند. اگر ملت ایران از همهٔ جهات حفاظت کند، از حملهٔ آنان در امان می‌ماند. همان‌گونه که لشکر امیرالمؤمنین (ع) در صفین با حفاظت شبانه از حملهٔ شبانه در امان ماند، ملت ایران نیز باید در هر میدانی حفاظت همه‌جانبه داشته باشد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که حفاظت همه‌جانبه، رمز بقاست. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: نیزه‌هایت را گرداگردت قرار بده، تا در شب، در امان باشی.
 

بخش هشتم: خواب ممنوع؛ ماشه آماده

پرسش چالشی: چرا حتی خواب کوتاه نیز می‌تواند آمادگی رزمنده را به خطر بیندازد؟
۱. هفتمین دستور
امیرالمؤمنین علیه‌السلام در هفتمین دستور نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ لا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلاَّ غِراراً أَوْ مَضْمَضَةً»؛ و خواب را نچشید مگر اندک، مانند جرعه‌ای آب یا مضمضه [۱۶]. این دستور، پس از دستور حفاظت شبانه آمده است؛ زیرا پس از ایجاد حفاظت، نوبت به هوشیاری دائمی می‌رسد.
 
این دستور، دو تعبیر دارد: «غِراراً» و «مَضْمَضَةً». غرار، به معنای خواب کوتاه و اندک است. مضمضه، به معنای گرداندن آب در دهان و بیرون ریختن آن است. این دو تعبیر، یک معنا را می‌رسانند: خواب رزمنده باید بسیار کوتاه باشد، مانند جرعه‌ای آب یا مضمضه.
 
این دستور، نشان می‌دهد که حتی خواب کوتاه نیز نباید به غفلت منجر شود. رزمنده در میدان نبرد، حتی در خواب نیز باید آماده باشد. این، سطح بالای هوشیاری است که امیرالمؤمنین (ع) از لشکریان خود انتظار دارد.
 
۲. چرا خواب ممنوع؟
پرسش مهم آن است که چرا امیرالمؤمنین (ع) خواب طولانی را برای رزمندگان ممنوع کرده است. پاسخ در ماهیت جنگ نهفته است. دشمن، همیشه در کمین است. اگر رزمنده خواب طولانی بکند، ممکن است دشمن در همان زمان حمله کند و او غافلگیر شود.
 
امیرالمؤمنین (ع) در ادامهٔ همین دستور، دلیل آن را به‌طور غیرمستقیم بیان می‌کنند. ایشان با تعبیر «غِراراً أَوْ مَضْمَضَةً»، در واقع به لشکریان می‌آموزند که خواب، نباید به از دست رفتن آمادگی منجر شود. خواب کوتاه، برای تجدید قوا کافی است؛ اما خواب طولانی، آمادگی را از بین می‌برد.
 
این اصل، در جنگ امروز نیز کاربرد دارد. در جنگ نظامی، هوشیاری دائمی همچنان مهم است. در جنگ رسانه‌ای نیز، رصد دائمی تحولات، همان نقش را دارد. و در جنگ اقتصادی، پایش دائمی بازارها، همان اصل را دنبال می‌کند.
 
۳. هوشیاری در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
هوشیاری دائمی، در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع) نیز دیده می‌شود. ایشان در نامهٔ یازدهم، به لشکریان خود دستور می‌دهند که خواب را جز اندک به خود راه ندهند. این دستور، نشان می‌دهد که هوشیاری، یک وظیفهٔ دائمی است.
 
امیرالمؤمنین (ع) خود نیز در میدان نبرد، الگوی هوشیاری بود. ایشان در شب‌های صفین، خود نیز بیدار می‌ماند و لشکر را مراقبت می‌کرد. این سیره، نشان می‌دهد که هوشیاری، نه فقط یک دستور، بلکه یک رفتار است که فرمانده باید خود نیز به آن پایبند باشد.
 
این سیره، در تاریخ اسلام بارها تکرار شده است. در شب عاشورا، امام حسین علیه‌السلام و یارانش، شب را به نماز و نیایش گذراندند و خواب طولانی نکردند. این، نشان می‌دهد که هوشیاری، یک اصل ثابت در سیرهٔ اهل بیت (ع) است.
 
۴. درس هفتم: هوشیاری، آمادگی دائمی
هفتمین درسی که از نامهٔ یازدهم می‌گیریم، اهمیت هوشیاری دائمی است. امیرالمؤمنین (ع) با دستور «خواب را نچشید مگر اندک»، به لشکریان خود می‌آموزد که هوشیاری، آمادگی دائمی است. کسی که خواب طولانی بکند، آمادگی خود را از دست می‌دهد. و کسی که هوشیار باشد، همیشه آماده است.
 
امروز نیز ملت ایران در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بیش از هر چیز به هوشیاری دائمی نیاز دارد. اگر در جبههٔ نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی هوشیار باشد، از حملهٔ غافلگیرانه در امان می‌ماند. اما اگر غافل شود، در همان لحظهٔ غفلت ضربه می‌خورد.
 
هوشیاری، نه یک حالت موقت، بلکه یک وضعیت دائمی است. کسی که هوشیاری را جدی بگیرد، در برابر دشمن پیروز می‌شود. و این، هفتمین درس نامهٔ یازدهم برای ما است.
 
۵. از خواب تا بیداری
دستور هفتم نامهٔ یازدهم، یک درس زنده برای امروز است. هوشیاری دائمی، پرهیز از خواب طولانی و آمادگی همیشگی، اصولی هستند که در هر دوره‌ای کاربرد دارند. این اصول، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، دشمنان ایران با ابزارهای مختلف وارد می‌شوند. اگر ملت ایران هوشیاری دائمی داشته باشد، از حملهٔ آنان در امان می‌ماند. همان‌گونه که لشکر امیرالمؤمنین (ع) در صفین با هوشیاری دائمی از حملهٔ شبانه در امان ماند، ملت ایران نیز باید در هر میدانی هوشیار باشد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که هوشیاری، آمادگی دائمی است. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: خوابت را کوتاه کن و ماشه‌ات را آماده نگه دار، تا در میدان، غافلگیر نشوی.
 
بخش نهم: از صفین تا امروز؛ یک جنگ، دو میدان
پرسش چالشی: چگونه دستورهای نظامی نامهٔ یازدهم، امروز در دو میدان نظامی و رسانه‌ای کاربرد دارد؟
۱. یک نامه، دو میدان
نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه، در ظاهر یک وصیت نظامی است؛ اما در باطن، اصولی را بیان می‌کند که در هر میدانی کاربرد دارند. امیرالمؤمنین (ع) این نامه را برای نبرد صفین نوشت، اما اصول آن، امروز در دو میدان بزرگ کاربرد دارد: میدان نظامی و میدان رسانه‌ای.
 
در میدان نظامی، دشمن با موشک و تجهیزات وارد می‌شود. در میدان رسانه‌ای، دشمن با خبر جعلی، جنگ روانی و نفوذ فرهنگی وارد می‌شود. هر دو میدان، نیازمند اصولی هستند که امیرالمؤمنین (ع) در این نامه بیان کرده است: انتخاب موقعیت، تمرکز قوا، دیده‌بانی، وحدت، حفاظت و هوشیاری.
 
این دو میدان، جدایی‌ناپذیرند. دشمن امروز، هم در میدان نظامی و هم در میدان رسانه‌ای حاضر است. بنابراین، مؤمن امروز نیز باید در هر دو میدان آماده باشد. کسی که فقط در یک میدان آماده باشد، در میدان دیگر آسیب‌پذیر است.
 
۲. میدان نظامی
در میدان نظامی، دستورهای نامهٔ یازدهم عیناً کاربرد دارند. انتخاب موقعیت دفاعی، پرهیز از محاصره، تمرکز قوا، دیده‌بانی، وحدت در حرکت، حفاظت شبانه و هوشیاری دائمی، اصولی هستند که هر فرماندهٔ نظامی امروز نیز باید به آن‌ها پایبند باشد.
 
امیرالمؤمنین (ع) در نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِکُمْ فَلْیَکُنْ مُعَسْکَرُکُمْ فی قُبُلِ الْأَشْرافِ»؛ چون بر دشمن وارد شدید یا دشمن بر شما وارد شد، باید لشکرگاه شما در مقابل بلندی‌ها باشد [۱۷]. این دستور، امروز نیز در میدان نظامی کاربرد دارد. انتخاب موقعیت دفاعی، همچنان نیمی از پیروزی است.
 
امروز، ایران اسلامی در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل ایستاده است. اگر فرماندهان نظامی، اصول نامهٔ یازدهم را به کار ببندند، از حملهٔ دشمن در امان می‌مانند. انتخاب موقعیت، تمرکز قوا و دیده‌بانی، همان اصولی هستند که لشکر امیرالمؤمنین (ع) را در صفین پیروز کرد و امروز نیز همان اصول، پیروزی را ممکن می‌سازند.
 
۳. میدان رسانه‌ای
در میدان رسانه‌ای، دستورهای نامهٔ یازدهم با تعبیرهای جدید کاربرد دارند. انتخاب موقعیت، به معنای انتخاب سکوی مناسب برای انتشار محتواست. تمرکز قوا، به معنای تمرکز پیام و پرهیز از چندگانگی است. دیده‌بانی، به معنای رصد تحولات و شناسایی تهدیدهاست. وحدت در حرکت، به معنای هماهنگی رسانه‌ای است. حفاظت شبانه، به معنای حفاظت از همهٔ جبهه‌ها در برابر نفوذ دشمن است. و هوشیاری دائمی، به معنای رصد شبانه‌روزی فضای مجازی است.
 
امیرالمؤمنین (ع) در نامهٔ یازدهم می‌فرمایند: «وَ اجْعَلُوا لَکُمْ رُقَباءَ فی صَیاصِی الْجِبالِ»؛ و برای خود دیده‌بانانی بر قلهٔ کوه‌ها بگمارید [۱۸]. این دستور، در میدان رسانه‌ای به معنای گماردن افراد آگاه بر تحولات فضای مجازی است. همان‌گونه که دیده‌بان بر قله، دشمن را از دور می‌بیند، تحلیل‌گر رسانه‌ای نیز تهدیدها را پیش از وقوع شناسایی می‌کند.
 
امروز، دشمنان ایران با جنگ رسانه‌ای، می‌کوشند افکار عمومی را علیه نظام اسلامی تحریک کنند. اگر در میدان رسانه‌ای، اصول نامهٔ یازدهم به کار بسته شود، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند. انتخاب سکوی مناسب، تمرکز پیام و دیده‌بانی رسانه‌ای، همان اصولی هستند که در میدان نظامی کارسازند و در میدان رسانه‌ای نیز کارسازند.

۴. از صفین تا امروز
نامهٔ یازدهم، یک سند تاریخی از صفین است که امروز نیز زنده است. اصول این نامه، نه به یک نبرد خاص محدود می‌شوند و نه به یک دورهٔ تاریخی؛ در هر میدانی که دشمن حضور دارد، این اصول کارسازند.
 
امروز، ایران اسلامی در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، در دو میدان نظامی و رسانه‌ای ایستاده است. اگر در هر دو میدان، اصول نامهٔ یازدهم به کار بسته شود، دشمن نمی‌تواند نفوذ کند. تبر دیروز، موشک امروز است؛ شمشیر دیروز، رسانه امروز است. اما اصول، همان اصول است: انتخاب موقعیت، تمرکز قوا، دیده‌بانی، وحدت، حفاظت و هوشیاری.
 
تاریخ به ما می‌گوید که اصول جنگ، ثابت است؛ تنها ابزارها تغییر می‌کنند. و این، همان درسی است که نامهٔ یازدهم به ما می‌آموزد: در هر دو میدان آماده باش، تا در نبرد، پیروز باشی.
 

نتیجه:

دشمن، هر لحظه در کمین است. آمریکا و اسرائیل، در جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزهٔ رمضان، حتی در میانهٔ مذاکرات، دست به حمله زدند و نشان دادند که به هیچ پیمانی پایبند نیستند. نامهٔ یازدهم نهج‌البلاغه، راهنمای عملی این هوشیاری است.
 
این نوشتار نشان داد که تهدیدهای امروز آمریکا و اسرائیل، همان تهدیدهای دیروز بت‌پرستان است با ابزارهای جدید. نشان داد که نامهٔ یازدهم، نه یک سند تاریخی خشک، بلکه یک راهنمای زنده برای هوشیاری در برابر دشمنان است. نشان داد که دستورهای امیرالمؤمنین (ع) در صفین، امروز نیز در میدان نبرد نظامی و رسانه‌ای کاربرد دارد.
 
نتیجهٔ نهایی آن است که ملت ایران، با تکیه بر دستورهای امیرالمؤمنین (ع)، در برابر تهدیدهای آمریکا و اسرائیل ایستاده است. کسی که با این دستورها وارد میدان شود، همان‌گونه که لشکریان امیرالمؤمنین (ع) در صفین پیروز شدند، پیروز خواهد شد. و این، همان وعدهٔ الهی است که «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ»؛ و سرانجام از آنِ پرهیزگاران است
 

ارجاعات:

[۱] سوره انفال، آیه ۵۹.
[۲] سوره انفال، آیه ۶۰.
[۳] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۴] همان.
[۵] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۶] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۷] همان.
[۸] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۹] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۱۰] همان.
[۱۱] همان.
[۱۲] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۱۳] همان.
[۱۴] همان.
[۱۵] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱
[۱۶] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۱۷] نهج‌البلاغه، نامه ۱۱.
[۱۸] همان.
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.