کارناوال مرگ
تهيه کننده و کارگردان: حبيب ا... کاسه ساز، نويسنده فيلمنامه: رضا اعظميان، مدير فيلمبرداري: فرج حيدري، موسيقي: ستار اورکي، تدوين: آرش معيريان، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسايي، بازيگران: فرامرز قريبيان، بهرام رادان، الناز شاکردوست، ميرطاهر مظلومي، حسين سحرخيز، شراره دولت آبادي، قاسم زارع، روشنک عجميان، آزاده زنگنه و ژاله علو، محصول 1387.
خلاصه داستان: جواني که در پشت کاروان جشن و شادي يک مراسم عروسي مانده، همسر خود را که باردار است از دست مي دهد و اين مسئله براي او به يک بيماري رواني تبديل شده و درصدد انتقام از عروس و دامادهايي که در سطح شهر به شادي مي پردازند برمي آيد و به صورت زنجيره اي اقدام به کشتن آن ها مي کند. با توجه به ادامه اين کشتارها نيروي انتظامي با همکاري وزارت اطلاعات وارد عمل شده و در نهايت اين فرد را شناسايي مي کنند ولي درست در زماني که قصد بازداشت او را دارند...
* روايت تهيه کننده از اين اتفاق البته متفاوت است. کاسه ساز اعلام کرده که پيش از نشستن او بر مسند کارگرداني، تنها سي درصد کار انجام گرفته و هفتاد درصد بعدي کار او بوده است.
* کاسه ساز به اين نکته هم اشاره کرده که: «مسئله اين فيلم بعد از شکايت آقاي اعظميان از من در خانه سينما مطرح شد که خانه سينما حکم داد ايشان از فيلم کنار گذاشته شود و البته دستمزد کامل فيلمنامه و کارگرداني را که 30 ميليون تومان بود، دريافت کند.» کاسه ساز همچنين گفت که براي ادامه کار به چند فيلمساز پيشنهاد داده که چون نپذيرفته اند، مجبور شده خودش روي صندلي کارگرداني بنشيند.
* تهيه کننده کارناوال مرگ اين را هم گفت که مقداري از فيلمنامه و تعدادي از صحنه هاي گرفته شده توسط اعظميان را کنار گذاشته است: «نقش الناز شاکردوست در فيلم بسيار کوتاه شده چرا که صحنه هايي در فيلم وجود داشت که احساس کردم باعث توقيف فيلم مي شود... يا صحنه اي در پايان فيلم وجود داشت که بعد از دستگيري متهم، يکي از نيروهاي وزارت اطلاعات به همکارش مي گويد در گزارش پرونده بنويس که فرد متهم در حال فرار کشته شد! من چطور اين بخش را در فيلم قرار مي دادم؟ بدون محکمه و محاکمه و ... مگر مي شود؟»
* و بالاخره کاسه ساز مشکل اش با کارگردان اوليه فيلم را اين گونه عنوان کرد: «يک سري پلان هايي مي گرفت که خيلي در شأن اين فيلم نبود و فيلم خيلي طولاني مي شد.»
* تهيه کننده و کارگردان: «فيلم کارناوال مرگ به نوعي به نيروي انتظامي هشدار مي دهد که مراقب نيروهاي جوان و کم تجربه خود باشند تا فريب معضلات اجتماعي يا نفساني دنيا را نخورند و از طرفي ديگر به آن ها يادآور مي شود که آن ها خانواده اي هم دارند و بايد در کنار کار آن ها را در هم نظر بگيرند.»
* تهيه کننده و کارگردان: «شخصيت الناز شاکردوست بيشتر براي پرداختن به شخصيت اخلاقي و معنوي فرامرز قريبيان در اين فيلم طراحي شده و بيانگر تعهد پرسنل نيروي انتظامي به خانواده خود است.»
* خبرگزاري فارس: «ايده اصلي فيلم سينمايي کارناوال مرگ هم خوب است اما مشکل اصلي اين فيلم اين است که بين موقعيت داستاني و پيام اخلاقي که از فيلم صادر مي شود، عدم تناسب وجود دارد و اين عدم تناسب نيز به کليت کار لطمه وارد کرده است.»
* از يک وبلاگ: «کارناوال مرگ رو ديدم. جنايي بود. فيلم بدي نبود. يعني مثلاً اين طوري نبود که در طول فيلم آدم حوصله اش سر بره يا مثلاً آخرش بگه چه چيز چرتي بود! ولي بيشتر شبيه سريال هاي تلويزيون بود. منتهي يه سريال فشرده! يه کمي هم به خاطر ايجاد صحنه هاي تراژيک، کارگردان جو داده بود!! در نشون دادن خباثت مردم! يا مثلاً اون قضي? ناهيد، به صورت خيلي پارازيتي مطرح شده بود! انگار که نمي دونستن با ناهيد چي کار کنن! همين طوري يه چيزي گفتن که گفته باشن! ولي در کل بد نبود. يک کم با بچه ها خنديديم. کنارمون هم سه تا دختر خيلي خوشحال بودن که الکي الکي مي خنديدن! ما هم به خنده اونا مي خنديديم.»
* سازندگان کارناوال مرگ نمونه هايي آن ورآبي فيلمي را که مي خواهند بسازند، ديده اند. تأثيرش مشخص است. در حد خودش نتيجه داده است.
* البته و به هر حال انگيزه شخصيت ها کمي کشکي است. باورپذير نيست. چندان ارتباطي به آن چه تجربه کرده ايم ندارد. ولي براي هر مسيري بايد قدم اولي باشد.
* زن اغواگر فيلم خيلي بي ربط است. همين طور مي آيد و مي رود.
* محدوديت هاي فني و چارچوب هاي اخلاقي چنين داستاني براي روي پرده آمدن چنين فيلمي در محدوده سينماي ايران وجود دارد. کارناوال مرگ براي تماشاگران تجربه اغناکننده اي نيست. اما به محصول قابل اشاره اي در سينماي ايران تبديل شده است. نام اش در مقاله ها و کتاب هاي متعددي به عنوان فيلمي درباره تهران امروز و نمونه اي براي تجربه اين نوع فيلم در سينماي ايران، خواهد آمد.
منبع: نشريه دنياي تصوير شماره 196
/ج
خلاصه داستان: جواني که در پشت کاروان جشن و شادي يک مراسم عروسي مانده، همسر خود را که باردار است از دست مي دهد و اين مسئله براي او به يک بيماري رواني تبديل شده و درصدد انتقام از عروس و دامادهايي که در سطح شهر به شادي مي پردازند برمي آيد و به صورت زنجيره اي اقدام به کشتن آن ها مي کند. با توجه به ادامه اين کشتارها نيروي انتظامي با همکاري وزارت اطلاعات وارد عمل شده و در نهايت اين فرد را شناسايي مي کنند ولي درست در زماني که قصد بازداشت او را دارند...
درباره کارگردان
شايد ندانيد
* روايت تهيه کننده از اين اتفاق البته متفاوت است. کاسه ساز اعلام کرده که پيش از نشستن او بر مسند کارگرداني، تنها سي درصد کار انجام گرفته و هفتاد درصد بعدي کار او بوده است.
* کاسه ساز به اين نکته هم اشاره کرده که: «مسئله اين فيلم بعد از شکايت آقاي اعظميان از من در خانه سينما مطرح شد که خانه سينما حکم داد ايشان از فيلم کنار گذاشته شود و البته دستمزد کامل فيلمنامه و کارگرداني را که 30 ميليون تومان بود، دريافت کند.» کاسه ساز همچنين گفت که براي ادامه کار به چند فيلمساز پيشنهاد داده که چون نپذيرفته اند، مجبور شده خودش روي صندلي کارگرداني بنشيند.
* تهيه کننده کارناوال مرگ اين را هم گفت که مقداري از فيلمنامه و تعدادي از صحنه هاي گرفته شده توسط اعظميان را کنار گذاشته است: «نقش الناز شاکردوست در فيلم بسيار کوتاه شده چرا که صحنه هايي در فيلم وجود داشت که احساس کردم باعث توقيف فيلم مي شود... يا صحنه اي در پايان فيلم وجود داشت که بعد از دستگيري متهم، يکي از نيروهاي وزارت اطلاعات به همکارش مي گويد در گزارش پرونده بنويس که فرد متهم در حال فرار کشته شد! من چطور اين بخش را در فيلم قرار مي دادم؟ بدون محکمه و محاکمه و ... مگر مي شود؟»
* و بالاخره کاسه ساز مشکل اش با کارگردان اوليه فيلم را اين گونه عنوان کرد: «يک سري پلان هايي مي گرفت که خيلي در شأن اين فيلم نبود و فيلم خيلي طولاني مي شد.»
حرف هاي آن هايي که فيلم را ساختند
* تهيه کننده و کارگردان: «فيلم کارناوال مرگ به نوعي به نيروي انتظامي هشدار مي دهد که مراقب نيروهاي جوان و کم تجربه خود باشند تا فريب معضلات اجتماعي يا نفساني دنيا را نخورند و از طرفي ديگر به آن ها يادآور مي شود که آن ها خانواده اي هم دارند و بايد در کنار کار آن ها را در هم نظر بگيرند.»
* تهيه کننده و کارگردان: «شخصيت الناز شاکردوست بيشتر براي پرداختن به شخصيت اخلاقي و معنوي فرامرز قريبيان در اين فيلم طراحي شده و بيانگر تعهد پرسنل نيروي انتظامي به خانواده خود است.»
برخورد منتقدين
گزارش اکران
در دنياي مجازي
* خبرگزاري فارس: «ايده اصلي فيلم سينمايي کارناوال مرگ هم خوب است اما مشکل اصلي اين فيلم اين است که بين موقعيت داستاني و پيام اخلاقي که از فيلم صادر مي شود، عدم تناسب وجود دارد و اين عدم تناسب نيز به کليت کار لطمه وارد کرده است.»
* از يک وبلاگ: «کارناوال مرگ رو ديدم. جنايي بود. فيلم بدي نبود. يعني مثلاً اين طوري نبود که در طول فيلم آدم حوصله اش سر بره يا مثلاً آخرش بگه چه چيز چرتي بود! ولي بيشتر شبيه سريال هاي تلويزيون بود. منتهي يه سريال فشرده! يه کمي هم به خاطر ايجاد صحنه هاي تراژيک، کارگردان جو داده بود!! در نشون دادن خباثت مردم! يا مثلاً اون قضي? ناهيد، به صورت خيلي پارازيتي مطرح شده بود! انگار که نمي دونستن با ناهيد چي کار کنن! همين طوري يه چيزي گفتن که گفته باشن! ولي در کل بد نبود. يک کم با بچه ها خنديديم. کنارمون هم سه تا دختر خيلي خوشحال بودن که الکي الکي مي خنديدن! ما هم به خنده اونا مي خنديديم.»
نظر مرا مي خواهيد
* سازندگان کارناوال مرگ نمونه هايي آن ورآبي فيلمي را که مي خواهند بسازند، ديده اند. تأثيرش مشخص است. در حد خودش نتيجه داده است.
* البته و به هر حال انگيزه شخصيت ها کمي کشکي است. باورپذير نيست. چندان ارتباطي به آن چه تجربه کرده ايم ندارد. ولي براي هر مسيري بايد قدم اولي باشد.
* زن اغواگر فيلم خيلي بي ربط است. همين طور مي آيد و مي رود.
* محدوديت هاي فني و چارچوب هاي اخلاقي چنين داستاني براي روي پرده آمدن چنين فيلمي در محدوده سينماي ايران وجود دارد. کارناوال مرگ براي تماشاگران تجربه اغناکننده اي نيست. اما به محصول قابل اشاره اي در سينماي ايران تبديل شده است. نام اش در مقاله ها و کتاب هاي متعددي به عنوان فيلمي درباره تهران امروز و نمونه اي براي تجربه اين نوع فيلم در سينماي ايران، خواهد آمد.
سکانسي که پيشنهاد مي کنم
آدم هاي مؤثر
منبع: نشريه دنياي تصوير شماره 196
/ج