چرخ نداند در و ديوار کس شاعر : امير خسرو دهلوي تکيه به ديوار و درش کرده بس چرخ نداند در و ديوار کس خانهي يک مردم و صد مردمي مردم يک خانه و صد خرمي چرخ مه اين است که شد چتر شاه چتر شه آنست که شد چرخ ماه سحر زبان را به قلم در کشم ور قلم از سحر زبان بر کشم کوه درامد به تزلزل چو آب آب فرو ماند چو کوه از شهاب گوشهي هر چشم شده پر جگر چشم پدر بهر جگر گوشه تر