گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت

گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت شاعر : اوحدي مراغه اي ور ضرورت مي‌روي با ما نبايد رفتنت گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت گرنه تيري، اي پسر، تنها نبايد رفتنت دشمن پر در کمين داري و دستي بر کمان بي‌دليلي پر دل دانا نبايد رفتنت راه پر چاهست و شب بيگاه و صحرا بي‌پناه راه جويي، پيش نابينا نبايد رفتنت مشکل خود را ز راي خرده‌داني بازپرس راه توحيدست، با غوغا نبايد رفتنت زين من و او دور شو، گز ز آن مايي کين طريق گر مرايي نيستي، پيدا نيايد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت
گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت
گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت

شاعر : اوحدي مراغه اي

ور ضرورت مي‌روي با ما نبايد رفتنتگفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت
گرنه تيري، اي پسر، تنها نبايد رفتنتدشمن پر در کمين داري و دستي بر کمان
بي‌دليلي پر دل دانا نبايد رفتنتراه پر چاهست و شب بيگاه و صحرا بي‌پناه
راه جويي، پيش نابينا نبايد رفتنتمشکل خود را ز راي خرده‌داني بازپرس
راه توحيدست، با غوغا نبايد رفتنتزين من و او دور شو، گز ز آن مايي کين طريق
گر مرايي نيستي، پيدا نيايد رفتنتخود نمايي پيش ما عين ريا باشد، تو نيز
گر برآيد فتنه‌اي، از جا نبايد رفتنتاوحدي، چون جاي خود زين پرده بيرون ساختي
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.