خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد

خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد شاعر : اوحدي مراغه اي يا شبي بر چين زلف دلستانت بگذرد خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد مشتري مشنو که: از پيش دکانت بگذرد بعد ازين چون گرم شد بازار خورشيد رخت تا کرا دوزي؟ به تيري کز کمانت بگذرد ابرواني چون کمان داري و خلقي منتظر در زمان شيرين شود گر بر زبانت بگذرد نام من فرهاد کردند از پريشاني، ولي من در آن تشويش کان تير از نشانت بگذرد پيش تير غم نشان کردي دلم را وانگهي پيکر مويي شود تا بر دهانت بگذرد در ضمير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد
خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد
خاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد

شاعر : اوحدي مراغه اي

يا شبي بر چين زلف دلستانت بگذردخاک آن باديم کوبر آستانت بگذرد
مشتري مشنو که: از پيش دکانت بگذردبعد ازين چون گرم شد بازار خورشيد رخت
تا کرا دوزي؟ به تيري کز کمانت بگذردابرواني چون کمان داري و خلقي منتظر
در زمان شيرين شود گر بر زبانت بگذردنام من فرهاد کردند از پريشاني، ولي
من در آن تشويش کان تير از نشانت بگذردپيش تير غم نشان کردي دلم را وانگهي
پيکر مويي شود تا بر دهانت بگذرددر ضمير نازک انديشت ز باريکي سخن
وين نه پيکانيست کز برگستوانت بگذردنيست در عشق اوحدي را جز به زاري دسترس
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.