من درين شهر پاي بند توام

من درين شهر پاي بند توام شاعر : اوحدي مراغه اي عاشق قامت بلند توام من درين شهر پاي بند توام کشته‌ي آن لب چو قند توام مرده‌ي آن دهان چون پسته چون بديدي که در کمند توام مي‌دواني و مي‌کشي زارم دولتي باشد از پسند توام اي هلاک دلم پسنديده آتشي مي‌نه، ار سپند توام گذري مي‌کن، ار طبيب مني نتوانم، که پاي بند توام گو: رفيقان سفر کنند که من تا چه غايت نيازمند توام؟ ز اوحدي باز پرس حال، که من
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
من درين شهر پاي بند توام
من درين شهر پاي بند توام
من درين شهر پاي بند توام

شاعر : اوحدي مراغه اي

عاشق قامت بلند تواممن درين شهر پاي بند توام
کشته‌ي آن لب چو قند تواممرده‌ي آن دهان چون پسته
چون بديدي که در کمند تواممي‌دواني و مي‌کشي زارم
دولتي باشد از پسند تواماي هلاک دلم پسنديده
آتشي مي‌نه، ار سپند توامگذري مي‌کن، ار طبيب مني
نتوانم، که پاي بند توامگو: رفيقان سفر کنند که من
تا چه غايت نيازمند توام؟ز اوحدي باز پرس حال، که من
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.