نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟ شاعر : اوحدي مراغه اي چه کردم که گشتهاي جهان از جهان من نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟ همي بر نداشتي دهان از دهان من به کينم مخاي لب، چو آنم که پيش ازين به نوعي که تنگ شد مکان از مکان من چو من پر شدم ز تو، ز من پر شد اين جهان نيابد به عمرها نشان از نشان من چنان در تو گم شدم که: گر جويدم کسي چرا دور ميکني دکان از دکان من؟ چو سرمايهي دکان مرا در سر تو شد ولي در تو کي رسد زيان از زيان من؟ به گوشت همي رسد...