نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟

نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟ شاعر : اوحدي مراغه اي چه کردم که گشته‌اي جهان از جهان من نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟ همي بر نداشتي دهان از دهان من به کينم مخاي لب، چو آنم که پيش ازين به نوعي که تنگ شد مکان از مکان من چو من پر شدم ز تو، ز من پر شد اين جهان نيابد به عمرها نشان از نشان من چنان در تو گم شدم که: گر جويدم کسي چرا دور مي‌کني دکان از دکان من؟ چو سرمايه‌ي دکان مرا در سر تو شد ولي در تو کي رسد زيان از زيان من؟ به گوشت همي رسد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟
نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟
نگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟

شاعر : اوحدي مراغه اي

چه کردم که گشته‌اي جهان از جهان مننگارا، چرا شدي نهان از نهان من؟
همي بر نداشتي دهان از دهان منبه کينم مخاي لب، چو آنم که پيش ازين
به نوعي که تنگ شد مکان از مکان منچو من پر شدم ز تو، ز من پر شد اين جهان
نيابد به عمرها نشان از نشان منچنان در تو گم شدم که: گر جويدم کسي
چرا دور مي‌کني دکان از دکان من؟چو سرمايه‌ي دکان مرا در سر تو شد
ولي در تو کي رسد زيان از زيان من؟به گوشت همي رسد که: من مي‌کنم زيان
که بر مي‌کند کنون زبان از زبان منمرا در دل آتشيست نهفته ز هجر تو
خبرها بسي بود عيان از عيان منچو شد در دلم پديد خبرها، که مي‌شنيد
بسي فيضها که شد روان از روان منبسي فتنها که گشت پديد از جمال تو
که غيرت برد همي زمان از زمان منمرا در زمين مجوي، مرا از زمان مپرس
سخن کاوحدي کند بيان از بيان منبخوانند سالها،درين وجد و حالها
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.