خيز و کار رفتنت را ساز ده شاعر : اوحدي مراغه اي همرهان خويش را آواز ده خيز و کار رفتنت را ساز ده مرغ دل را در فلک پرواز ده مرغ گل را در زمين پوشيدهدار ور کمان داري به تير انداز ده گر گمان داري ز معنيدان بپرس مژدهاي در گوش اهل راز ده چون شوي واقف ز راز آن طرف هم به ياد آن بت طناز ده ور بخواهي نيز کردن ياد ما گوش با قول سخن پرداز ده کس نپردازد سخن چون اوحدي ساقيا، اين جامم از آغاز ده عشق را آغاز و انجامي نبود ...