جانا، نظري، که دل فگار است شاعر : فخرالدين عراقي بخشاي، که خسته نيک زار است جانا، نظري، که دل فگار است درياب کنون، که وقت کار است بشتاب، که جان به لب رسيد است از مرگ بتر هزار بار است رحم آر، که بيتو زندگاني بيچاره دلم ، که نيک خوار است ديري است که بر در قبول است از درگهت، آن کاميدوار است نوميد چگونه باز گردد؟ از دردي هجر در خمار است ناخورده دلم شراب وصلت بيچاره مرا ، که دوستدار است مگذار به کام دشمن ، اي دوست کو خود ز رخ تو...