سرو چون قد خرامان تو نيست

سرو چون قد خرامان تو نيست شاعر : عطار لعل چون پسته‌ي خندان تو نيست سرو چون قد خرامان تو نيست زآرزوي لب و دندان تو نيست نيست يک کس که به لب آمده جان از جز آن زلف پريشان تو نيست هيچ جمعيت اگر يافت کسي زنده‌ي چشمه‌ي حيوان تو نيست مرده آن دل که به صد جان نه به يک تشنه‌ي چاه زنخدان تو نيست غرقه باد آنکه به صد سوختگي سپر ناوک مژگان تو نيست به ز جان عاشق ديدار تو را که چو من واله و حيران تو نيست چشم يک عاقل و هشيار نديد بيش ازين طاقت...
شنبه، 6 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
سرو چون قد خرامان تو نيست
سرو چون قد خرامان تو نيست
سرو چون قد خرامان تو نيست

شاعر : عطار

لعل چون پسته‌ي خندان تو نيستسرو چون قد خرامان تو نيست
زآرزوي لب و دندان تو نيستنيست يک کس که به لب آمده جان
از جز آن زلف پريشان تو نيستهيچ جمعيت اگر يافت کسي
زنده‌ي چشمه‌ي حيوان تو نيستمرده آن دل که به صد جان نه به يک
تشنه‌ي چاه زنخدان تو نيستغرقه باد آنکه به صد سوختگي
سپر ناوک مژگان تو نيستبه ز جان عاشق ديدار تو را
که چو من واله و حيران تو نيستچشم يک عاقل و هشيار نديد
بيش ازين طاقت هجران تو نيستمي وصلم ده آخر که مرا
زانکه جز درد تو درمان تو نيستاي دل سوخته در درد بسوز
تا تو آن خودي او آن تو نيستچند باشي تو از آن خود از آنک
زحمت جان تو جز جان تو نيستگر بدو نيست رهت جان درباز
شرح آن لايق ديوان تو نيستکه کشد درد دلت اي عطار
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.