آدم در بند

فکر مسابقه فوتبال بدجوري ذهنم را مشغول کرده بود. همه فکر و ذکرم شده بود مسابقه. شوخي که نبود، قرار بود از بين بچه هاي مدرسه سه نفر را انتخاب کنند که بازي شان بهتر از بقيه بود. آن سه نفر هم مي توانستند يک سال تو هر باش گاهي که دوست داشتند، تمرين کنند.
چهارشنبه، 21 ارديبهشت 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
آدم در بند

آدم در بند
آدم در بند


 

نويسنده: لعيا اعتمادي




 
فکر مسابقه فوتبال بدجوري ذهنم را مشغول کرده بود. همه فکر و ذکرم شده بود مسابقه. شوخي که نبود، قرار بود از بين بچه هاي مدرسه سه نفر را انتخاب کنند که بازي شان بهتر از بقيه بود. آن سه نفر هم مي توانستند يک سال تو هر باش گاهي که دوست داشتند، تمرين کنند.
من عشقم فوتبال بود و روز و شب نمي شناختم. چيزي نبود که تو خانه ما سالم باشد. غرغرهاي مادر هم تمامي نداشت، ولي حاضر بودم همه آن غرغرها را تحمل کنم و جزو آن سه نفر باشم. بالاخره روز مسابقه فرا رسيد. شب قبل خواب به چشمم نيامده بود. فکر و خيال مسابقه خواب را از چشمانم گرفته بود. در مدتي که داشتم خودم را براي رفتن آماده مي کردم، او تو چارچوب در ايستاده بود و همين طور نگاهم مي کرد. نگاهش پر از حرف بود، اما خوب مي دانست که حالا وقت مناسبي براي حرف زدن نيست.
مسابقه که تمام شد، يک راست آمدم خانه. حوصله کلنجار رفتن با کسي را نداشتم. پاک آبرويم پيش دوستانم رفته بود. بعد از دو هفته تمرين از اين که مي ديدم انتخاب نشده ام، کلي اعصابم به هم ريخته بود.
پا تو خانه نگذاشته بودم که سؤال هاي مادرم شروع شد و من طبق معمول با گفتن نه و نمي دانم و حوصله ندارم، خودم را از دست سؤال هايش خلاص کردم و او حساب کار دستش آمد که نبايد زياد به پروپايم بپيچد. تندي رفتم تو اتاقم. فکر مي کردم الان تو اتاق منتظرم است تا همه چيز را برايش تعريف کنم. خودش همه چيز را مي دانست، اما تا من حرفي نمي زدم، او چيزي نمي گفت. برخلاف انتظارم تو اتاق نبود. فکر کردم شايد رفته تو پاگرد پله ها يا انباري طبقه بالا، اما هيچ جا نبود. آرام و قرار نداشتم. چاره اي نبود، بايد منتظر مي ماند. اگر اين جا بود حتما آرامم مي کرد. تو اين شرايط تنها او بود که مي توانست کمکم کند. شايد من زيادي به خودم سخت مي گرفتم. نمي دانم! تا شب خبري از او نبود. داشتم آماده مي شدم بخوابم که آمد. خيلي گرفته بود.
- مسابقه تمام شد؟
خودش سر حرف را باز کرد. اين بار فقط من نگاهش مي کردم. راستش حرفش برايم غيرمنتظره بود. بدجوري دلم را سوزاند. تازه داشتم از فکر مسابقه بيرون مي آمدم که گفت:
- از صبح خدا خدا مي کردم از فکر مسابقه بيايي بيرون. نگران بودم نکند فکر و خيال نابودت کند. با آن همه تلاشي که تو کرده بودي و آن همه آرزويي که داشتي...
صدايش غمگين، امامهربان بود.
با عصبانيت گفت: «مثل اين که بدت نيامده که برنده نشدم!»
نشست روي زمين. درست مقابلم.
- اين بي انصافي است. چرا اين طوري فکر مي کني؟
درست است که از دستت ناراحت بودم، اما دلم نمي خواست برنده نشوي. هر کس نداند، من خوب مي دانم چه قدر براي اين مسابقه زحمت کشيده بودي. دوست نداشتم حرف هايش را بشنوم. بلند شدم که از اتاق بيرون بزنم.
- از نگاه صبحت معلوم بود.
جلويم را گرفت.
- بهتر است پيش از رفتن به حرف هايم گوش کني. شايد آن وقت بهم حق بدهي که از دستت ناراحت شوم.
پشت کردم به او، ايستادم جلوي قفسه کتاب ها.
- مي دانم از دست من ناراحتي، اما اشتباه مي کني.
من فقط نگرانت بودم. همين. نگران اين که نکند برنده شدن آن قدر برايت مهم شود که تمام فکر تو را به بند بکشد. وقتي هم که فکر آدم در بند باشد، همه چيز برايش يک شکل و يک رنگ مي شود و آرم آرام، خود آدم هم به بند کشيده مي شود. احساس و آرزوي آدم هم به بند کشيده مي شود. آن وقت ديگر کار تمام است و اين پايان کار است، پايان کار آدمي که هيچ اختياري ندارد. آدمي که دنيا او را به بند کشيده است. حرف هايش که تمام شد از اتاق رفت بيرون. به نوع نگاهش فکر کردم. چه قدر نگاهش برايم آشنا بود. نگاه غمگين و مهرباني که بيشتر از خودم، دوستم داشت.
منبع:نشريه انتظارنوجوان47


/ج

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
play_arrow
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
play_arrow
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
play_arrow
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
play_arrow
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
play_arrow
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
play_arrow
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
play_arrow
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
play_arrow
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
play_arrow
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
play_arrow
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
play_arrow
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
play_arrow
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
play_arrow
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم
play_arrow
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم