چهل سالگي
کارگردان :عليرضا رئيسيان . نويسنده فيلمنامه :مصطفي رستگاري، براساس رمان چهل سالگي نوشته ناهيد طباطبايي. بازيگران :ليلا حاتمي، محمد رضا فروتن ، عزت اله انتظامي، سهيلا گلستاني، فرزان اطهري و پريا مرداني ها. مديرفيلمبرداري:محمد کلاري. موسيقي :کريستف رضاعي. تدوين :هايده صفي ياري. طراح صحنه و لباس:ايرج رامين فر. تهيه کننده :عليرضا رئيسيان ، محصول 1388.
خلاصه داستان:آرامش زندگي مادر سي و پنج ساله يک خانواده، با خبر ورود عشق دوران جواني اش به هم مي ريزد. در اين ميان بحران اصلي نصيب شوهر زن مي شود که حالا بايد با واقعيت هايي از جريان زندگي اش کنار بيايد.
2ـ بزرگ ترين حاشيه توليد فيلم، اعتراض هاي کارگردان اش پس از پايان فيلمبرداري بود. رئيسيان از عدم پاي بندي شهرداري به تعهدات مالي اش در قبال فيلم گله مند بود:((سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران بيشترين ضربه را به اين فيلم زده است. قرار بود اين سازمان از فيلم حمايت کند اما اين کار انجام نشد و حتي دستور محمد باقر قاليباف (شهردار تهران)درباره اين فيلم نيز از سوي مسئولان سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ناديده گرفته شد.))
3ـ رئيسيان گفت منبع اقتباس فيلمنامه را فريدون جيراني به او پيشنهاد داده است.
کارگردان:«پنج فيلمي که من ساخته ام درباره بحران خانواده در عصر جديد بوده است ، مهم ترين نقش ها را در اين قصه ها زن ها بازي کرده اند و محور قصه و ماجراها آنها بوده اند. اما زني که من ترسيم کرده ام در عين حال که امروزي و مستقل است ، گرايش هاي مرد ستيز ندارد. نجابت شرقي دارد، متحجر نيست اما پايبند به اصولي است و اخلاق و پاکدامني برايش مهم است.))
نويسنده کتاب منبع اقتباس:((من زمان نوشتن داستان ها را در ذهن ام مي بينم. چهل سالگي را هم مي ديدم. اما دنياي ذهني من با آقاي رئيسيان تفاوت دارد و اين طبيعي است هيچ دو نفري مانند هم فکر نمي کنند.))
نويسنده کتاب منبع اقتباس:((پايان چهل سالگي حاصل نگاه نويسنده فيلمنامه و کارگردان است و با پايان کتاب تفاوت دارد. در داستان هنر باعث مي شود زن متحول شود، عشق او را تازه و با طراوت مي کند و پناه بردن به هنر او را از ملال و يکنواختي دور مي کند.))
نويسنده فيلمنامه :((اقتباس از چنين داستان خاصي و با توجه به تعلق خاطر عليرضا رئيسيان به داستان هاي اصيل ايراني، باعث حفظ ساختار دراماتيک و بازسازي خطي داستان مثنوي مولانا بدون تغيير در کليت داستان و شخصيت ها شد، اگر چه براي ترجمه کلمه به تصوير مجبور شديم شخصيت فرهاد(محمد رضا فروتن)را پررنگ تر نشان دهيم و شخصيت نگار(ليلا حاتمي )محور خاموش فيلمنامه شود.))
همشهري آن لاين :((مهم ترين مشکل فيلم چهل سالگي لحن سردش است؛ لحني که باعث مي شود با وجود کوشش و دقت نظر کارگردان در خلق ميزانس هاي سينمايي، در بازآفريني رابطه عاطفي ميان نگار و کوروش، لمحه اي از عشق نيز شکل نگيرد، گرمايي به وجود نيايد و حسي متبلور نشود. همچنان در پايان فيلم نيز با ارجاع به داستان پادشاه و کنيزک هم بر غناي اثر نمي افزايد و گره اي از فيلم نمي گشايد و در کل بسياري از پيرايه هاي چهل سالگي (مانند برخي فلاش بک ها )تنها به کار کندتر کردن ضرباهنگ فيلم مي آيد.))
2ـ کاش البته فيلمساز اين قدر موقعيت فيلم اش را جدي نمي گرفت و قرار نبود اين داستان انساني و عاشقانه را به تاريخ وصل کند. مايه اصلي داستان اش را جدي تر مي گرفت و به اين جمله ويليام وايلر به ديويد لين بيشتر ايمان داشت:((چرا نتوانيم همه چيز را از طريق روايت يک داستان عاشقانه منتقل کنيم؟))
3ـ با اين که کشمکش مرکزي داستان به اندازه کافي جذاب و برانگيزاننده است، نويسنده فيلمنامه مدام از خط اصلي منحرف مي شود و داستان را به اتفاقاتي قطع مي کند که کارکرد منفي در مسير پيشبرد داستان دارند. صحنه هاي مربوط به رفيق پير و کودک خردسال در سطح باقي فيلم نيستند و مدام داستان اصلي را به تعويق مي اندازند.
4ـ با اين وجود رئيسيان کارگرداني خوبي دارد. فيلم را خوب دکوپاژ کرده و ريتم خوبي به تک سکانس هاي فيلم داده است. رنگ و حال اغلب نماهاي چهل سالگي هم دلپذير است . در بلبشوي سينماي ايران، سازندگان فيلم کارشان را جدي گرفته اند.
5ـ نکته مهم ديگر اين که فيلم تا نماي آخرش به مرکز ملتهب داستان اش متعهد و وفادار مي ماند . در انتهاي قصه ساده ساز ي و ساده انگاري نمي شود.
6ـ ليلا حاتمي بازيگر خيلي خوبي است. اوکيفيت بازي مناسب خودش را جدا از استانداردهاي سينماي ايران و حتي فيلمي که در آن بازي مي کند، دارد.
منبع:دنياي تصوير 194
خلاصه داستان:آرامش زندگي مادر سي و پنج ساله يک خانواده، با خبر ورود عشق دوران جواني اش به هم مي ريزد. در اين ميان بحران اصلي نصيب شوهر زن مي شود که حالا بايد با واقعيت هايي از جريان زندگي اش کنار بيايد.
درباره کارگردان
شايد ندانيد
2ـ بزرگ ترين حاشيه توليد فيلم، اعتراض هاي کارگردان اش پس از پايان فيلمبرداري بود. رئيسيان از عدم پاي بندي شهرداري به تعهدات مالي اش در قبال فيلم گله مند بود:((سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران بيشترين ضربه را به اين فيلم زده است. قرار بود اين سازمان از فيلم حمايت کند اما اين کار انجام نشد و حتي دستور محمد باقر قاليباف (شهردار تهران)درباره اين فيلم نيز از سوي مسئولان سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ناديده گرفته شد.))
3ـ رئيسيان گفت منبع اقتباس فيلمنامه را فريدون جيراني به او پيشنهاد داده است.
حرف هاي آنهايي که فيلم را ساخته اند
کارگردان:«پنج فيلمي که من ساخته ام درباره بحران خانواده در عصر جديد بوده است ، مهم ترين نقش ها را در اين قصه ها زن ها بازي کرده اند و محور قصه و ماجراها آنها بوده اند. اما زني که من ترسيم کرده ام در عين حال که امروزي و مستقل است ، گرايش هاي مرد ستيز ندارد. نجابت شرقي دارد، متحجر نيست اما پايبند به اصولي است و اخلاق و پاکدامني برايش مهم است.))
نويسنده کتاب منبع اقتباس:((من زمان نوشتن داستان ها را در ذهن ام مي بينم. چهل سالگي را هم مي ديدم. اما دنياي ذهني من با آقاي رئيسيان تفاوت دارد و اين طبيعي است هيچ دو نفري مانند هم فکر نمي کنند.))
نويسنده کتاب منبع اقتباس:((پايان چهل سالگي حاصل نگاه نويسنده فيلمنامه و کارگردان است و با پايان کتاب تفاوت دارد. در داستان هنر باعث مي شود زن متحول شود، عشق او را تازه و با طراوت مي کند و پناه بردن به هنر او را از ملال و يکنواختي دور مي کند.))
نويسنده فيلمنامه :((اقتباس از چنين داستان خاصي و با توجه به تعلق خاطر عليرضا رئيسيان به داستان هاي اصيل ايراني، باعث حفظ ساختار دراماتيک و بازسازي خطي داستان مثنوي مولانا بدون تغيير در کليت داستان و شخصيت ها شد، اگر چه براي ترجمه کلمه به تصوير مجبور شديم شخصيت فرهاد(محمد رضا فروتن)را پررنگ تر نشان دهيم و شخصيت نگار(ليلا حاتمي )محور خاموش فيلمنامه شود.))
جوايز
نظر منتقدان
گزارش اکران
در فضاي مجازي(اينترنت)
همشهري آن لاين :((مهم ترين مشکل فيلم چهل سالگي لحن سردش است؛ لحني که باعث مي شود با وجود کوشش و دقت نظر کارگردان در خلق ميزانس هاي سينمايي، در بازآفريني رابطه عاطفي ميان نگار و کوروش، لمحه اي از عشق نيز شکل نگيرد، گرمايي به وجود نيايد و حسي متبلور نشود. همچنان در پايان فيلم نيز با ارجاع به داستان پادشاه و کنيزک هم بر غناي اثر نمي افزايد و گره اي از فيلم نمي گشايد و در کل بسياري از پيرايه هاي چهل سالگي (مانند برخي فلاش بک ها )تنها به کار کندتر کردن ضرباهنگ فيلم مي آيد.))
نظر مرا مي خواهيد
2ـ کاش البته فيلمساز اين قدر موقعيت فيلم اش را جدي نمي گرفت و قرار نبود اين داستان انساني و عاشقانه را به تاريخ وصل کند. مايه اصلي داستان اش را جدي تر مي گرفت و به اين جمله ويليام وايلر به ديويد لين بيشتر ايمان داشت:((چرا نتوانيم همه چيز را از طريق روايت يک داستان عاشقانه منتقل کنيم؟))
3ـ با اين که کشمکش مرکزي داستان به اندازه کافي جذاب و برانگيزاننده است، نويسنده فيلمنامه مدام از خط اصلي منحرف مي شود و داستان را به اتفاقاتي قطع مي کند که کارکرد منفي در مسير پيشبرد داستان دارند. صحنه هاي مربوط به رفيق پير و کودک خردسال در سطح باقي فيلم نيستند و مدام داستان اصلي را به تعويق مي اندازند.
4ـ با اين وجود رئيسيان کارگرداني خوبي دارد. فيلم را خوب دکوپاژ کرده و ريتم خوبي به تک سکانس هاي فيلم داده است. رنگ و حال اغلب نماهاي چهل سالگي هم دلپذير است . در بلبشوي سينماي ايران، سازندگان فيلم کارشان را جدي گرفته اند.
5ـ نکته مهم ديگر اين که فيلم تا نماي آخرش به مرکز ملتهب داستان اش متعهد و وفادار مي ماند . در انتهاي قصه ساده ساز ي و ساده انگاري نمي شود.
6ـ ليلا حاتمي بازيگر خيلي خوبي است. اوکيفيت بازي مناسب خودش را جدا از استانداردهاي سينماي ايران و حتي فيلمي که در آن بازي مي کند، دارد.
سکانسي که پيشنهاد مي کنم
آدم هاي مؤثر
منبع:دنياي تصوير 194
/ج