مي خواهم زنده بمانم!

غير از عوامل محيطي و طبيعي، تغذيه نامناسب از مهم ترين عوامل بيماري و مرگ در جواني است؛ توصيه هاي متخصصان تغذيه را جدي بگيريد يک روزهايي بود که جوان ها اصلاً نمي مردند؛ يعني نه اينکه اصلاً نميرند؛ ولي صبر مي کردند پير شوند و به مرگ طبيعي مردند، حالا اگر اين وسط پيمانه يک نفر در60-70 سالگي
چهارشنبه، 19 مرداد 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مي خواهم زنده بمانم!

مي خواهم زنده بمانم!
مي خواهم زنده بمانم!


 

نويسنده: ليلا سيف




 
غير از عوامل محيطي و طبيعي، تغذيه نامناسب از مهم ترين عوامل بيماري و مرگ در جواني است؛ توصيه هاي متخصصان تغذيه را جدي بگيريد
يک روزهايي بود که جوان ها اصلاً نمي مردند؛ يعني نه اينکه اصلاً نميرند؛ ولي صبر مي کردند پير شوند و به مرگ طبيعي مردند، حالا اگر اين وسط پيمانه يک نفر در60-70 سالگي هم پر مي شد، به اش مي گفتند جوانمرگ. اگر هم مي زد و جواني به صورت کاملاً اتفاقي در ايام شباب رخت بر مي بست که ديگر واويلا بود. اما در روزگاري که ما در آن زندگي مي کنيم و با سبک زندگي اي که ما براي خودمان ساخته ايم، جوانمرگي شده يکي از اتفاقات هر روزه. ديگر خبر فوت ناگهاني جوان ناکام، از آن خبرهايي است که کمتر آدم را مي ترساند از فرط تکرار.
حالا وسط همه عواملي که عزمشان را براي جوانمرگ کردن ما جزم کرده اند و هيچ جوري هم نمي شود جلويشان را گرفت، عواملي هم هستند که اتفاقا خيلي هم دست خود مانند.
در ميان پزشکان نظريه اثبات شده اي وجود دارد که مي گويند وقتي يک جنين تشکيل مي شود، عمر طبيعي براي او 120 سال است. فکرش را بکنيد؛ 120 سال! و اگر اين چنين بعد ها که قدم رنجه مي کند به دنيا، حواسش را جمع کند، مي تواند شيرين 120 را پرکند. توجه کنيد، شيرين که مي گوييم يعني در کمال صحت و سلامت.
در جريان پرونده اين شماره هم وقتي نظريه اثبات شده 120 به گوشمان خورد رفتيم سراغ دکتر حميد مسچي ـ مشاور تغذيه و رژيم درماني که برنامه هاي تلويزيوني اش حسابي طرفدار دارد ـ و رک و پوست کنده از دکتر پرسيدم: « آقاي دکتر چه کار کنيم که نميريم لطفا؟»

بالشتک هاي شادي مرگ آور!
 

تازگي ها ديدن جوان هايي که توده هاي بزرگ و کوچک عجيبي به اطراف بدنشان وصل شده کاملا طبيعي است. تازه وقتي هم که از شان بپرسيد «اينها چيه ؟» به شکل کاملاً گوگولي اي مي گويند: « اينها با لشتک هاي شاديه!» اما واقعيت اين است که اينها نشانه هاي چاقي اند. اضافه وزن نه ها؛ خود خود چاقي.
عاملي که نوک انگشت اتهام دکتر مسچي اول از همه سينه او را نشانه مي گيرد. اين طور که او مي گويد در ميان پزشکان چاقي مادر همه بيماري هاست؛ آن هم در جواني؛ « چاقي سرآغاز خيلي از بيماري هاست که بيشترشان هم به مرگ منجر مي شوند؛ بيماري هايي مثل فشار خون، نارسايي قلب، گرفتگي عروق، نارسايي کليه، آرتروز و ديسک هاي زود رس، اختلالات هورموني و مشکلات دستگاه گوارش ».
البته اين طور که معلوم است اگر بيماري ديگري هم در دنيا وجود داشت چاقي دستي هم در آتش آنها گرم مي کرد. اما در حال حاظر منوي چاقي همين هاست که مشاهده مي کنيد.
دکتر مسچي با توجه به مراجعان زيادي که در مرکز مشاوره اش دارد، يکي ديگر از مشکلات چاق ها را مشکلات روحي اي مي داند که کم کم برايشان پيش مي آيد و اتفاقا به سختي هم درمان مي شود؛ « اين جوان ها ـ چه به صورت ژنتيکي چاق باشند و چه به مدد شکمشان گرد شده باشند ـ کم کم به گوشه گيري تمايل پيدا مي کنند، گوشه گيري و انزوا هم زمينه ساز مشکلات روحي شديد مي شوند که آخرش به بد جايي مي رسد.»
حالا فکرش را بکنيد آدم چاق باشد، گوشه گير هم بشود. ولي خدايي اش چاقي که يک گوشه نشسته خيلي هم دوست داشتني است و آدم هر کاري مي کند مسخره اش نمي آيد. اما گذشته از مسخره کردن، امراضي که هديه چاقي را فقط « تغذيه صحيح » مي داند؛ همين و بس.

جنگ سنت و مدرنيزه !
 

پزشکان اعتقادات جالبي دارند؛ اعتقاداتي که وقتي مي شنوي، اولش به نظر خيلي بديهي مي آيند؛ اما بعدش آدم متوجه مي شود که اين بديهيات يک جورهايي اسم رمزند. پزشکان اعتقاد دارند؛ « شما همان چيزي هستيد که مي خوريد ».
جمله اي که آدم وقتي مي خواهد با آن از خودش يک معادله دو مجهولي « چي مي خورم و چي هستم » بسازد، با توجه به خوردني هايش احساس بدي پيدا مي کند؛ يعني من توده اي از ژامبون و سيب زميني سرخ کرده و نوشابه ام ؟
دکتر مسچي بزرگ ترين مشکل تغذيه نسل ما را ترک کردن عادت هاي غذايي سنتي مي داند؛ « افزايش سکته قلبي در ميان جوانان کاملاً به عادت نا صحيح تغذيه آنها بستگي دارد. اين طوري که بسياري از مواد غذايي اي که جوان ها روزانه مصرف مي کنند، پر از عوامل بيماري زا هستند ».
اما غير از غذاهاي ناجور که اين روزها مد شده اند، نشناختن مواد سالم غذايي و ندانستن اهميت آنها در زنجيره مواد غذايي و باورهاي غلطي که درباره بعضي مواد غذايي وجود دارد هم از ديگر دلايلي است رژيم غذايي جوان ها را تهديد مي کند. دکتر مسچي به اين باورهاي غلط خيلي حساسيت دارد؛ باورهايي مثل اينکه تخم مرغ کلا براي بدن مضر است و عسل را مي شود در حد يک خرس گرسنه خورد و گوشت قرمز سرطان زاست و اينها.
« گوشت، لبنيات، چربي ها، ميوه، سبزيجات و نشاسته ها شش گروه مواد غذايي اند که وقتي همه شان را بشناسيم و مقدار لازم از هر گروه براي بدن را بدانيم، به سلامت بدن و رسيدن به يک اندام متناسب کمک مي کنند.»
مواد غذايي اي که براي شناختشان يا بايد رفت سراغ يک دکتر تغذيه يا کتاب خواند يا به هر راه ديگري آمارشان را درآورد تا کمتر دستشان براي آزار دادن باز باشد.
اما در کنار چيزهايي که بايد بخوريم. يک سري « نبايد بخوريم » هم وجود دارند که ديگر از فرط تکرار همه مان فهرستشان را حفظيم. فست فودها، روغن هاي جامد، غذاهاي فريز شده، نوشابه هاي گازدار، شکلات ها و تنقلات کم ارزش که اين روزها جانمان به جانشان بسته شده. جان آدم هم که به جان چنين قاتل هاي خاموشي بسته باشد، ديگر آخر کار معلوم است؛ جوانمرگي!

انجمن زندگان مرده!
 

اين يکي اعتقاد پزشکان که همين الان مي خواهم برايتان بگويم يک کمي دردناک و تکان دهنده است.اين طور که دکتر مسچي مي گويد :« پزشکان به دو دسته از آدم ها مي گويند مرده؛ دسته اول آنهايي که قلبشان از حرکت ايستاده و تکليفشان معلوم است و دسته دوم آدم هايي که هيچ کدام از فاکتورهاي سلامتي را ندارند و به واسطه فقر فاکتور سلامتي از زندگي شان هيچ لذتي نمي برند ».
خيلي غمگين است اما يک جورهايي هم واقعيت دارد. دکتر مسچي مي گويد: « جوان 28 ساله اي که به خاطر چاقي و بي تحرکي انواع و اقسام بيماري ها را دارد و در بهترين سال هاي عمرش با اين مرض ها دست و پنجه نرم مي کند، يک جورهايي مرده متحرک است؛ در حالي که نشاط و شادابي از نگاه، پوست و حرکات يک جوان سالم به خوبي مشاهده مي شود ».
دکتر مسچي يکي از راه هاي دور شدن از مرگ مدل دوم را ورزش کردن صحيح مي داند؛ « هر عاملي که باعث تحرک بدن شود، به سرعت عوامل آسيب رسان را دور و عوامل مفيد را جايگزين آنها مي کند »؛ به همين سادگي. البته دکتر راه هر گونه دليل تراشي براي عدم تحرک راه مي بندد. ورزشي که از آن حرف مي زنيم، فقط مدل حرفه اي در باشگاه ها و به کمک مربي نيست. هر کسي مي تواند با پياده روي در زمان هاي صحيح، تحرک لازم براي بدنش را تأمين کند. حتي قدم زدن در اتاقتان هم ورزش محسوب مي شود.
دکتر در پايان بحث ورزش به نکته اي اشاره مي کند که خيلي جالب است؛ « طبق تحقيقات دانشمندان در مغز ماده اي وجود دارد که مثل مواد مخدر عمل مي کند و نشئه آور است. اين ماده همين طوري در مغز فعال نيست اما بعد از ورزش کردن در مغز ايجاد مي شود و حالت سر خوشي طبيعي و سالمي که بعد از ورزش کردن به انسان دست مي دهد در اثر همين ماده است ».

آخرين هشدارها
 

اگر مي خواهيد همچنان شاد و شنگول به زندگي تان ادامه دهيد هشدارهاي زير را حسابي جدي بگيريد

هشدار متخصص مغز و اعصاب
 

سکته مغزي جوان ها جدي است
 

رتبه بندي دکتر سعيد قزوينيان ـ نورولوژيست ـ در مورد علل مرگ و مير جوان ها با با متفاوت است. او مي گويد : « اولين علت مرگ و مير جوانان معمولا سوانح و تصادفات رانندگي است « اولين علت دوم مرگ آنها انواع سرطان هاست از قبيل سرطان خون، مغز و... بيماري هاي قلبي و سکته هاي ناگهاني هم علت سوم مرگ جوانان است و در جايگاه چهارم مي توان از علل مغزي نام برد ». و اين همان قسمتي است که مربوط مي شود به حوزه تخصصي يک نورولوژيست يا متخصص مغز و اعصاب؛ « آنوريسم ـ پارگي يک رگ شريان ـ مهمترين عارضه مغزي اي است که جوان ها را تهديد مي کند. اين عارضه در بيشتر موارد بدون علامت است ولي گاهي با سر دردهاي شديد و استفراغ ناگهاني بروز پيدا مي کند ». اين طور که دکتر قزوينيان مي گويد افرادي که اين رگ را در مغزشان دارند، اگر به موقع جراحي شوند، 60-50 درصد شان بهبود پيدا مي کنند و فقط 30 تا 40 در صد شان مرگ ناگهاني دارند اما اينکه مي گويند جوان هاي اين دوره و زمانه به خاطر استرس و مشکلات زندگي دچار اين عارضه مي شوند، فقط در حد يک حرف است چون؛ « ميزان ابتلا به اين بيماري تغييري نکرده و هميشه تعدادي آدم بر اثر اين عارضه از بين مي روند اما تفاوتش اين است که در قديم تشخيص داده نمي شد و مي گفتند تير غيب بود يا چشمش زدند اما حالا با آنژيوگرافي و ام.آر.اي تشخيص ساده تر شده؛ ضمن اينکه به استرس و مشغله زندگي هم هيچ ارتباطي ندارد ». اين پزشک متخصص مي گويد: « هشدار سکته مغزي براي جوان ها جدي است. اگر نتوانند يا نخواهند سبک زندگي شان را تغيير دهند بايد منتظر اين اتفاق باشند ».

هشدار متخصص قلب و عروق
 

20 ساله ها هم سکته قلبي مي کنند
 

دکتر منوچهر قاروني ـ متخصص قلب و عروق ـ درباره شايع ترين مشکلات قلبي اي که جوانان را به سوي مرگ سوق مي دهد مي گويد : « عارضه اي هست به نام هايپوتروفيک که در آن، قلب شروع مي کند به بزرگ شدن. در اين بيماري ديواره بين دو بطن ضخيم مي شود و راه خروجي بطن چپ را مي بندد و باعث مي شود که خون به مغز نرسد و مرگ ناگهاني اتفاق بيفتد.
در گذشته سکته هاي قلبي را فقط براي افراد مسن تصور مي کردند ولي امروزه به خاطر زندگي شهري و تغيير افراد، مصرف چربي زياد، راحت طلبي، آسايش بيشتر و در مقابل از دست دادن آرامش، اين بيماري در سنين پايين هم اتفاق مي افتد.
اگر در قديم ها مي گفتيم سکته قلبي فقط در افراد بالاي 50 سال رخ مي دهد امروز در جوانان 20 ساله هم شاهد آن هستيم. به خصوص مرگ در اثر آريتمي ( ساعت اوليه بعد از سکته قلبي ) بين جوان ها شايع تر است چون جوان هستند و خانواده و حتي پزشک هم کمتر به اين فکر مي افتد که يک جوان 25 ساله سکته کرده باشد؛ پس دير تشخيص داده مي شود و دير اقدام مي شود و مرگ سريعتر اتفاق مي افتد.» دکتر قاروني در ادامه تهديد اتش مي گويد : « ما در سال هاي اخير شاهد مرگ ناگهاني جوانان زيادي در اثر اين مساله بوده ايم و تقريبا هر هفته يک مورد از اينها را داريم. همين هفته پيش جوان 19 ساله اي را آوردند که مصرف آمفتامين شيشه، اوردوز کرده بود و من از اين بابت خيلي نگرانم که نکند جوانان ما به خاطر ندانم کاري و مصرف مواد مخدر و... به مرگ زودرس دچار شوند ».

هشدار دانشيار بيمارستان سينا
 

جوان ها بيشتر قرباني حوادث مي شوند
 

ميانگن سن مرگ نزديک به 3 ميليون نفر بر اثر تروما در سه سال گذشته در ايران است؛ 26 سال است که 73 درصد از اين تعداد مرد بوده و شايع ترين علت مرگ هم مصدوميت تصادف جاده اي با 32 درصد گزارش شده است. دومين علت، ضربه با 26 درصد و بعدي سقوط از ارتفاع با 11 درصد است. در اصطلاح پزشکي اصولا مي گويند تروما بيماري مردان است چون زنان به نسبت مردها کمتر رانندگي مي کنند، کمتر سرکار مي روند و بيشتر در خانه هستند؛ براي همين خيلي از حوادث ترومايي به غير از يک مورد ( سوختگي ) بيشتر براي مردان اتفاق مي افتد. بر اساس آنچه تحقيقات ما نشان مي دهد بيشتر افراد صدمه ديده در اين سه سال، در محدوده سني 16 تا 40 سال بوده اند و ميانگين سني افراد فوت شده هم 33 سال است و اين يعني جوان ها بيشتر از همه گروه هاي سني قرباني حوادث مي شوند. البته در تحقيقات ترومايي، غرق شدگي و برق گرفتگي کشنده ترين ضايعه نشان داده شده اند چون کساني که دچار اين حوادث شده اند احتمال مرگشان بيشتر از بقيه حوادث بوده است ولي تصادفات جاده اي بيشترين تلفات را داشته اند. نکته قابل توجهي هم که در اينجا هست، اينکه در تمام شاخه هاي ترما مردم ها از زن ها جلوترند؛ به جز مورد سوختگي که تعداد زن ها بيشتر است.

پي نوشت:
 

* دکتر وفا رحيمي موقر ( دانشيار جراحي مغز و اعصاب مرکز تحقيقات تروما و جراحي بيمارستان سينا )
 

منبع: هفته نامه همشهري جوان شماره 246



 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما