يک اقيانوس مهرباني!

مهرباني پيامبر اسلام(ص) بي حد و اندازه بود. هنگامي که پيامبر در شهر مدينه زندگي مي کرد، گاهي به مناسبتي به سفر مي رفت. در اين مدت همه، دلشان براي پيامبر تنگ مي شد. مخصوصاً بچه ها. آنها لحظه شماري مي کردند که او زودتر برگردد. پيامبر هم بچه ها را خيلي دوست داشت.
سه‌شنبه، 12 مهر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
يک اقيانوس مهرباني!

يک اقيانوس مهرباني!
يک اقيانوس مهرباني!


 

نويسنده: اصغر نديري
تصويرگر: حسن عامه كن



 
مهرباني پيامبر اسلام(ص) بي حد و اندازه بود. هنگامي که پيامبر در شهر مدينه زندگي مي کرد، گاهي به مناسبتي به سفر مي رفت. در اين مدت همه، دلشان براي پيامبر تنگ مي شد. مخصوصاً بچه ها. آنها لحظه شماري مي کردند که او زودتر برگردد. پيامبر هم بچه ها را خيلي دوست داشت.
وقتي که پيامبر باز مي گشت، بچه ها با خوشحالي از خانه هايشان بيرون مي دويدند و دور او حلقه مي زدند. پيامبر نيز با مهرباني آنها را نوازش مي کرد و با صبر و حوصله به حرف هايشان گوش مي داد و با رويي گشاده و لبخندزنان با آنها حرف مي زد.
بچه ها از پيامبر مي خواستند آنها را روي دوش خود بگيرد. پيامبر نيز اين کار را مي کرد. او بچه ها را روي دوش خود مي گرفت و راه مي برد. بچه ها خوشحال مي شدند و چهره ي نوراني پيامبر را غرق در بوسه مي کردند. قلب پاک پيامبر خدا(ص) از شادي کودکان شاد مي شد.
يک روز پيامبر اکرم (ص) با ياران خود در مسجد مشغول خواندن نماز جماعت ظهر بود. ايشان، رکعت اول و دوم نماز را مثل هميشه، آرام خواند؛ اما رکعت سوم و چهارم را با عجله تمام کرد. ياران پيامبر از اين کار ايشان تعجب کردند پرسيدند:
«اي رسول خدا(ص) آيا اتفاقي افتاده است که دو رکعت آخر نماز را با عجله خوانديد؟!»
حضرت، نگاهي به يارانش انداخت و فرمود: «من در بين نماز صداي گريه ي کودکي را شنيدم. آيا شما نشنيديد که کودکي به شدت گريه مي کرد؟ من به خاطر گريه ي اين بچه، دو رکعت آخر نماز را با عجله خواندم تا بدانم چرا ناراحت است و براي چه گريه مي کند؟ حال زودتر برويد و ببينيد اين بچه کجاست و چرا گريه مي کند و او را آرام کنيد... »
ياران رسول خدا(ص) به فرمانش عمل کردند و کودک، آرام شد و قلب مهربان پيامبر خدا نيز آرام گرفت...

بانوي بزرگ
 

مانند ستاره اي در شب هاي تيره ي جاهليت، اميد زنان دردمندي بود که دستاويزي نداشتند. در اتاق خود تنها نشسته بود و به قدرتي فراتر از محدوده ي فکر بت پرستان مي انديشيد. با ورود خدمتکارش ميسره، رشته ي افکارش از هم جدا شد.
-سلام بر بانوي گرامي!
-سلام... چرا نگران هستي!
-الان زني با چشم هاي اشکبار و با کوله باري بر پشت از راه رسيد و مي خواهد شما را ببيند.
-بگو بيايد... کاش بتوانم کمکي کنم.
زني ميان سال وارد شد. از شدت گريه چشم هايش سرخ شده بود.
-سلام.
-درود بر شما. چرا نگران هستي؟
زن کوله اش را زمين گذاشت. از داخل آن طفلي درآورد. به بانو گفت: «دستم به دامنت! به من رحم کن. شوهرم مي خواهد دخترک دلبندم را زنده به گور کند. آيا ما گناهي کرده ايم؟»
بانو با مهرباني و شفت گفت: «نه... من به شما کمک مي کنم. تو برو و آسوده باش. مراقبت از دخترت را به من بسپار. »
بانوي بزرگ مکه حضرت خديجه(س)بسيار غمگين شد: «چرا مردم چنين کارهايي مي کنند. آيا بين دختر و پسر تفاوتي هست؟ کاش فردا روز بهتري باشد. »
آري. فرداي او روز بهتري شد. چون پيامبر اسلام (ص) به زندگي او وارد شد. زندگي بزرگان مي آموزد که مي توان زندگي بهتري کرد. چون دريا شد. بي هيچ در جاي ماندن و پر از تلاطم و موج.
خديجه بانويي از زنان فداکار و قهرمان تاريخ است. هنگامي ايمان آورد که اغلب مردم در کفر غوطه ور بودند و بت هاي بي جان را مي پرستيدند. ثروت خود را نثار کرد تا اقيانوس وجود پيامبر(ص) پويا بماند. او همسري با خرد بود که دعوت تاريخي مردي آسماني را از صميم دل پذيرفت. در سنيني نبود که تحمل رنج و سختي بر او آسان باشد. زندگي گذشته را در ناز و نعمت گذرانده بود، اما خواست خدا آن بود که در راه خدا و براي رفاه بندگان او ، از پيام آور خدا» حمايت کند.
حضرت خديجه (س) مادر مادر امامان (ع) بود.
شرافت خانوادگي و اصالت و اخلاق او زبانزد بود. حتي پيش از آشنايي با پيامبر(ص)، لقب هايي داشت. چون، طاهره (زن پاک) و سيده ي قريش (بانوي بانوان قريش).
به حرف دل فقرا گوش مي داد و دست نوازش بر سرکودکان بي سرپرست مي کشيد.
بالاخره سال سخت محاصره اقتصادي شروع شد و او با پيامبر (ص) همراه شد تا زندگي را در دره يا «شعب ابي طالب» بگذراند. سه سال بودند تا حدود شصت سالگي که از دنيا رخت بر بست.
منبع:‌ نشريه شاهد نوجوان شماره 62 پياپي 421



 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
لحظه در آغوش گرفتن آمنه از سوی پدر و مادر
play_arrow
لحظه در آغوش گرفتن آمنه از سوی پدر و مادر
روایت گاردین از تسلط ایران بر گلوگاه دیجیتال جهان
play_arrow
روایت گاردین از تسلط ایران بر گلوگاه دیجیتال جهان
بازگشت دوباره جلیقه زردها به خیابان‌های فرانسه
play_arrow
بازگشت دوباره جلیقه زردها به خیابان‌های فرانسه
اهتزاز پرچم ایران در بزرگترین زنجیره انسانی کشور
play_arrow
اهتزاز پرچم ایران در بزرگترین زنجیره انسانی کشور
انهدام مواضع و تجهیزات مزدوران سعودی توسط رزمندگان یمن
play_arrow
انهدام مواضع و تجهیزات مزدوران سعودی توسط رزمندگان یمن
شلیک پلیس به معترضان در مهد دموکراسی!
play_arrow
شلیک پلیس به معترضان در مهد دموکراسی!
پرچم فلسطین بر فراز برج پیزا در ایتالیا برافراشته شد
play_arrow
پرچم فلسطین بر فراز برج پیزا در ایتالیا برافراشته شد
جنگ ایران به سفره اروپایی‌ها رسید!
play_arrow
جنگ ایران به سفره اروپایی‌ها رسید!
مداحی حاج «محمود کریمی در رزمایش جانفدایان ساری
play_arrow
مداحی حاج «محمود کریمی در رزمایش جانفدایان ساری
حجت الاسلام طائب: آمریکایی‌ها فهمیدند برآوردشان از تاب‌آوری ایران اشتباه است
play_arrow
حجت الاسلام طائب: آمریکایی‌ها فهمیدند برآوردشان از تاب‌آوری ایران اشتباه است
حجت الاسلام طائب: زمان تاب‎‌آوری اسرائیلی‌ها ۵ آبان و انتخابات کنست است
play_arrow
حجت الاسلام طائب: زمان تاب‎‌آوری اسرائیلی‌ها ۵ آبان و انتخابات کنست است
در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی دفاع چه گذشت؟
play_arrow
در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی دفاع چه گذشت؟
مرگ دلخراش یک کشیش در اکوادور حین پخش زنده
play_arrow
مرگ دلخراش یک کشیش در اکوادور حین پخش زنده
لحظاتی از رژه ورزشکاران ایران در افتتاحیه بازی‌های آسیایی ناگویا
play_arrow
لحظاتی از رژه ورزشکاران ایران در افتتاحیه بازی‌های آسیایی ناگویا
سرنگونی بالگرد عربستان به دست نیروهای مسلح یمن
play_arrow
سرنگونی بالگرد عربستان به دست نیروهای مسلح یمن