
آيين چراغ خاموشي نيست
نويسنده: مهدي حدادپور
درباره پروژه بزرگ سينمايي با نام جهان پهلوان تختي؛
از سال ها قبل دغدغه استاد، ساختن فيلمي در زمينه زندگي جهان پهلوان تختي است. او، عاشق تاريخ و ادبيات است، زمينه مورد علاقه او با زمينه مورد علاقه بسياري از فرهيختگان اين آب و خاک يکي است؛ شعر، زمينه سفيد رنگ احساس او را مي سازد، آن جاست که روي سنگ مزار او با اين جمله ادبي بسيار زيبا مواجه مي شوي که « آيين چراغ خاموشي نيست.»
حاتمي کار را در سينما به صورت جدي با فيلم «حسن کچل» شروع کرد. او در سال دوم فعاليت هنري از يک موزيکال سينمايي به يک تک مضراب سازي در دستگاه عرفان مي پردازد و «طوقي» را روي پرده مي برد. يک فيلم سينمايي خوش ساخت که از دنياي ذهني او تا حدودي دور است. حاتمي نمي تواند در زمينه ساختن فيلم موزيکال، توفيق حسن کچل را در باباشمل تکرار کرده و شکست سختي مي خورد. آن جاست که با ظرافت و شيريني خاصي، سلطان صاحبقران را با معجزه بازي درخشان جمشيد مشايخي براي تلويزيون مي سازد. حاتمي پروژه بزرگ «جاده ابريشم» که بعدها به «هزار دستان» تغيير نام مي دهد را در اواخر دهه 50 به دست مي گيرد اما يک پروژه بزرگ تر بر گردن او گذاشته مي شود؛ ساخت شهرک سينمايي در کنار آزادراه تهران -کرج او با دقت، تلاش و تعهد خاصي، مديريت ساخت اين پروژه را به دست مي گيرد و بر خلاف بسياري از پروژه هاي مشابه که در «زدوبند و حصر» ناجوانمردي ها عقيم مي ماند، کار فوق العاده او ظرف تنها 3، 4 سال به پايان مي رسد. کار هزاردستان با شروع انقلاب اسلامي تعطيل مي شود. حاتمي با وجود درگيري ها و موانع بسيار زياد مالي، «جعفر خان از فرنگ برگشته» را در ايتاليا مي سازد. کمال الملک، شاهکار بعدي او در سال 1363 است. داستان زندگي نقاش معروف کشورمان در عهد قاجاريه و پهلوي که با ظرفيت و شيدايي خاصي ساخته شده بود. از اواخر دهه 60، کار پيش توليد جهان پهلوان تختي، همزمان با ادامه و به پايان رساندن کار هزار دستان شروع مي شود. در فيلم رويايي هزار دستان که بعدها تنها در 17 قسمت براي شبکه اول سيما تدوين شد، حداقل 50 نام درخشان از سينماي ايران حاضر بودند. نام هاي درخشاني مثل عزت ا... انتظامي، جمشيد مشايخي، علي نصيريان، محمد علي کشاورز، جهانگير فروهر، داوود رشيدي و منصور والامقام در اين کار درخشان حاضر بودند. نگارش فيلمنامه جهان پهلوان در حال پايان بود که جنگ تحميلي به پايان رسيد و فرصتي براي جبران مافات و کم کاري دهه 60 فراهم آمد. فيلمساز با تعهد ما، دلشدگان و مادر را مي سازد و از آن پس تمام دغدغه را معطوف به آخرين پروژه دنياي خاکي اش يعني جهان پهلوان مي کند. براي ساختن فيلمي بر مبناي زندگي تختي، قهرمان کشتي ايران، کار سختي پيش روي سازندگان قرار دارد. کار بسيار سختي که عملکرد کارگران را در انتخاب بازيگر تا مرز غير ممکن پيش مي برد. بازيگر مورد نظر براي ايفاي نقش شادروان تختي بايد: اول، چهره اي شبيه جهان پهلوان داشته باشد ( به ياد داشته باشيد که مردم، قهرمانان ملي خود را چنان دوست دارند و در ذهن، چنان با او قرين و مانوس هستند که اگر چهره بازيگر تفاوت زيادي با مولفه حقيقي داستان داشته باشد او را نمي پذيرند.) مردم، تختي را وقتي قبول دارند که شبيه قهرمان اصلي قصه باشد. دوم، اندام قدرتمند و ورزيده اي مثل تختي داشته باشد. سوم، فنون کشتي را خوب بشناسد تا بتواند در قالب و نقش تختي فرو برود.
کار بسيار سختي پيش روي حاتمي بود. خيلي ها آمدند و رفتند که يا شباهت زيادي به تختي نداشته و يا اصول کشتي را نمي شناختند. حاتمي براي آن که کسي را آماده نقش تختي کند بايد يک مربي کشتي براي او استخدام کند تا اين که آن روز، او خسرو نظافت دوست را ديد. قهرمان 82 کيلوگرمي کشتي فرنگي ايران در سال هاي دهه 50، مردي که براي بازي در نقش تختي، دو اشکال عمده دارد؛ از سن نوجواني بسيار مسن تر است و در آستانه 50 سالگي شايد نتواند جواني تختي را تداعي کند. مشکلي که البته تا حدودي با گريم جواب مي دهد و دوم، اندام خسرو نظافت دوست است. مردي که 174 سانتي متر قد و حداکثر 90 کيلو وزن دارد با تختي که با 110 کيلو وزن و 185 سانتي متر قد، رشادت بيشتري در ظاهر داشت قابل قياس نبود. گريم خسرو نظافت دوست که در بازي هاي آسيايي 1974 تهران مدال نقره گرفته بود بهتر از آنچه تصور مي شد، درآمد اما مشکلاتي متعدد مدام پروژه را به تعويق مي انداخت، کار به جايي رسيد که آثار پيري در چهره خسرو نظافت دوست بيشتر عيان شد تا اين که بيماري علي حاتمي در آستانه 50 سالگي او پيش آمد. ليلا حاتمي خبر از بيماري سرطان پدر مي داد. وقتي فيلم ليلا بر پرده سينما آمد، حاتمي 50 ساله، ستاره بودن دختر را ديد و باور کرد و سپس اعضاي گروه سازنده به شهرک سينمايي رفتند. قرار بود فيلم در ابتداي امر با صحنه اي کليد بخورد که عزت ا... انتظامي در نقش پدر مرحوم تختي، در حياط منزل قديمي خاني آباد، دور حوض بزرگ آبي رنگ نشسته، عبايي بر دوش دارد و در حال وضو گرفتن است. خسرو نظافت دوست در نقش زنده ياد تختي از راه مي رسد، پدر را از پشت در آغوش مي کشد، عزت ا... انتظامي بر مي گردد، روي جوان ورزشکار و قهرمانش را مي بوس و مي گويد: «پسر ورزشکارم، پسر پهلوانم، پسر نان آورم...» صحنه در حضور پور محمدر تنها در 2 برداشت آماده شده و مورد تاييد قرار مي گيرد.
حضار صلوات مي فرستند و براي حاتمي و انتظاري دست مي زنند. افسانه بايگان ، نقش مادر تختي را در دوران کودکي او بازي مي کند اما متاسفانه درست در فرداي آن روز، بيماري عود مي کند و کار دوباره به تعطيلي کشيده مي شود. همه ملتهب و منتظر چشم به بيمارستان دارند؛ باورش سخت است که شاعر بزرگ سينماي ايران در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ روزگار سپري مي کند. حاتمي، وصيت مي کند که بعد از مرگ کار فيلم سينمايي تختي را به صورت اولويت بندي ناصر تقوايي، داريوش مهرجويي و يا بهروز افخمي انجام دهند، ناگهان اجل مي رسد و فرياد مي کند «آيين چراغ خاموشي نيست» در اولين ماه هاي ساخت و تخصيص قطعه هنرمندان در بهشت زهراي تهران، علي حاتمي در بستر خاک آرام مي گيرد و کار با وقفه اي چند ماهه به دست بهروز افخمي سپرده مي شود. روايت تازه اي از فيلمنامه در دستان افخمي جان مي گيرد. افخمي با استفاده از فيلم هاي موجود از زندگي تختي و برداشت هايي از فيلمنامه رويايي حاتمي، بر پايه يک گزارش تحقيقي با بازي فريبرز عرب نيا و نيکي کريمي اقدام به ساخت فيلمي تازه مي کند. در اين فيلم بعد از سال ها تصوير زهرا حاتمي، همسر داغدار علي حاتمي بر پرده سينما نقش مي بندد. اقدام افخمي بر ساخت فيلم با يک هدف خاص تفسير و توجيه مي شود؛ اين که ثابت شود تختي خودکشي نکرده بلکه تصاوير موجود از واقعيت ها، گواهي بدهد خودکشي او ساختگي و تصنعي بوده است...
منبع:هفته نامه تماشاگر 39