اتفاق

اميدها و نجواها عنوان فيلمنامه تازه ايرج کريمي نويسنده و کارگردان است. اميدها و نجواها تله فيلمي است که مرگ و زندگي را به تصوير مي کشد. فيلمنامه کريمي، قصه زندگي سه زن را نشان مي دهد که در گذشته، با هم بوده اند. در واقع دوستان دوران دبستان بوده اند. سال ها گذشته و اکنون هرکدام به کاري مشغول است و زندگي خودش را دارد. اگرچه همه شان در يک جا کار مي کنند؛ در يک بيمارستان و هر کدام به عنواني.
يکشنبه، 11 دی 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اتفاق

اتفاق
اتفاق


 

نويسنده: ايرج کريمي




 
اميدها و نجواها عنوان فيلمنامه تازه ايرج کريمي نويسنده و کارگردان است. اميدها و نجواها تله فيلمي است که مرگ و زندگي را به تصوير مي کشد. فيلمنامه کريمي، قصه زندگي سه زن را نشان مي دهد که در گذشته، با هم بوده اند. در واقع دوستان دوران دبستان بوده اند. سال ها گذشته و اکنون هرکدام به کاري مشغول است و زندگي خودش را دارد. اگرچه همه شان در يک جا کار مي کنند؛ در يک بيمارستان و هر کدام به عنواني. يکي به عنوان دکتر، ديگري پرستار و آن ديگري به عنوان نظافتچي، به اين شکل آنها در کنار هم کار مي کنند. دکتر متخصص زنان است، اما خود به نوعي گرفتار مسئله نازايي است و زني به خاطر گرفتاري هاي همسرش به بيمارستان مي آيد و نظافتچي مي شود. اميدها و نجواها چند قصه است که به نوعي درهم گره مي خورند.
ايرج کريمي سال هاست که به عنوان فيلمنامه نويس و کارگردان فعال است. اگرچه او يکي از مهم ترين منتقدان سينمايي در عرصه مطبوعات است وحالا به طور پاره وقت به اين کار مي پردازد. فيلم سينمايي از کنار هم مي گذريم نخستين ساخته اوست. او با فيلم بلند آهنگ پنهان در سال 70 در تلويزيون آغاز به کار کرد. کريمي در سال 69 در فيلم سينمايي سفر جادويي ساخته ابوالحسن داوودي و در سال 70 در فيلم بهترين باباي دنيا به کارگرداني داريوش فرهنگ به عنوان فيلمنامه نويس حضور داشت.
او در سال 82 فيلمنامه چند تار مو را نوشت و خود آن را کارگرداني کرد. باغ هاي کندلوس، نسل جادويي و روابط از ديگر فيلمنامه هاي کريمي است. کريمي در سال 83 کانديداي لوح زرين بهترين فيلمنامه به خاطر فيلم از کنار هم مي گذريم شد و به خاطر فيلمنامه چند تار مو کانديداي لوح زرين بهترين فيلمنامه و بهترين فيلم سال در سال 84 شد.

محمدهادي کريمي
 

محمد هادي کريمي فيلمنامه نويس و کارگردان، فيلمنامه تازه اي نوشته که «معشوق همين جاست» نام دارد. او اين نام را از ميان اين بيت از مولانا انتخاب کرد: اي قوم به حج رفته کجاييد معشوق همين جاست بياييد.
«معشوق همين جاست» يک فيلمنامه سينمايي است که در ژانر تاريخي -عرفاني جاي مي گيرد.اين فيلم سرگشتگي دو انسان با عقايد فکري و باورهاي متفاوت را نشان مي دهد که در زمان جنگ جهاني اول در يک بيابان حضور دارند. اين دو به ظاهر بسيار با هم در تضادند.وجود آنها دراين بيابان اتفاقاتي غيرمنتظره را پيش روي آنها مي گذارد.
محمدهادي کريمي فيلمنامه نويسي است که در طي سالهاي اخير فيلمنامه هاي زيادي را در حوزه اجتماعي به نگارش درآورده است. او درسال 76 کار خود را با فيلمنامه ساغر ساخته سيروس الوند شروع کرد. سيب سرخ حوا، دختران انتظار، آدمکش، چشمان سياه، شهرت، مارال، رخساره، شمعي در باد، رستگاري در هشت و بيست دقيقه، الهه زيگورات، اتانازي، انعکاس، غيرمنتظره و امشب شب مهتابه از فيلمنامه هاي کريمي است.
ضمن اين که او در فيلم هاي بچه هاي ابدي و پسران آجري به عنوان مشاور فيلمنامه حضور داشته است. کريمي به خاطر نگارش فيلمنامه مارال جايزه بهترين فيلمنامه از جشنواره هندوستان را از آن خود کرده است.

فريد مصطفوي
 

وقتي که حرف از فيلمنامه نويس مستقل به ميان مي آيد، طبعاً يکي از گزينه هايي که به سرعت به ذهنمان مي رسد، فريد مصطفوي است. او تا به حال در سينما فقط به امر نوشتن فيلمنامه پرداخته و فقط يک مورد دستياري کارگردان در کارنامه اش به چشم مي خورد. اين فيلمنامه نويس سينماي ايران در حال حاضر فيلمنامه اي را مي نويسد که «غربت» نام دارد و قرار است که آن را عباس رافعي بسازد. «غربت» با لحني اجتماعي نوشته شده، گرايشي که رنگ غالب در کارنامه سينمايي مصطفوي است. «غربت» روايتگر زندگي آدم هايي است با مليت هاي مختلف.اين آدم ها وارد ايران مي شوند و هرکدام به نوعي درگير مسئله غربت مي شوند وطبعاً مشکلاتي هم برايشان به وجود مي آيد. مصطفوي اين فيلمنامه را با همکاري سميه تاجيک نوشته است.
پاييزان، خارج از محدوده، روز باشکوه، پول خارجي، اميد، بدل، روياي نيمه شب تابستان، زير پوست شهر، زندان زنان، زهر عسل، شکلات گيلانه، عصر جمعه، تقاطع، زادبوم، خون بازي(به همراه رخشان بني اعتماد) از فيلمنامه هاي فريد مصطفوي از گذشته تا امروز است. مصطفوي تا به حال نزديک به 15 فيلمنامه نوشته و مي توان گفت که در کارنامه او همه جور داستاني پيدا مي شود.

خيابان هاي آرام
 

فيلمنامه نويس: کامبوزيا پرتوي، کارگردان: کمال تبريزي، بازيگران: نيکي کريمي، حسن معجوني، محمدرضا فروتن، لعيا زنگنه، رضا داوود نژاد، آفاق ميرقاسمي، طلا پربها،سوگل غلاطيان، پارميدا شوقي، مدير فيلم برداري: علي محمد قاسمي، مدير صدابرداري:مهران ملکوتي تدوين:بهرام دهقاني، طراح گريم:مجيد اسکندري، طراح صحنه و لباس:مشکين مهرگان، دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: سيد جمال سيد حاتمي، منشي صحنه:راحله پروين نيا، عکاس:زهرا تبريزي، مدير توليد: آناهيد آباد، مجري طرح:محمد صادق آذين، تهيه کننده: محمود رضوي
خلاصه داستان:خيابان هاي آرام زمان و مکان مشخصي ندارد و حوادث آن در شهري نامعلوم مي گذرد. خبرنگار يک برنامه تلويزيوني که محبوبيت زيادي بين مردم شهر دارد، قصد دارد همچون هر روز کارش را در تهيه گزارش هايش پي بگيرد، اما امروز مثل هر روز نيست. او متوجه حوادث عجيبي در شهر مي شود.
همه داستان خيابان هاي آرام در يک روز مي گذرد، از يک صبح شروع شده و تا پايان روز ادامه پيدا مي کند.نوشتن داستان هايي در زمان محدود سختي هاي خودش را دارد.
کامبوزيا پرتوي تا به حال نزديک به 20 فيلمنامه در کارنامه نويسندگي اش دارد که بيشتر آنها را ديگران ساخته اند. در ميان نوشته هايش مي توان به گلنار، ديشب باباتو ديدم آيدا، قطعه ناتمام و کافه ترانزيت اشاره کرد و به طور قطع من، ترانه، پانزده سال دارم سرآمد همه آنهاست. برخي از نوشته هاي پرتوي موفق به کسب جوايز مختلف شده اند.

عروسک و يلدا
 

فيلمنامه نويس:کاظم بلوچي، کارگردان: محمدحسين لطيفي، بازيگران: حسين ياري، ياسمن نوروزي، مهرداد ضيايي، شيوا خسرومهر، زهرا سعيدي، ژاک برونه، کاترين سلور و کاظم بلوچي، مدير فيلم برداري:سيروس عبدلي، مدير صدابرداري:حميد توکليان، طراح گريم:اديل رکن و آرزو حلاجي، طراح صحنه:بهرام کياني،دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: حسن لبافي، منشي صحنه: الهام عرفاني، مدير توليد: علي صبري، تهيه کننده ومجري طرح:منصور سهراب پور
خلاصه داستان:عروسک و ليدا داستاني است از متن وحاشيه جنگ تحميلي. داستاني است از شرح احوال آدم هاي درگير با جنگ و روايتي است از يک دوران، اسماعيل حقيقت در فرانسه زندگي مي کند و آنجا در رشته پزشکي به تحصيل مشغول است. هم زمان با تحصيل خبر مي رسد که جنگي به ايران تحميل شده. او برمي گردد تا در خدمت ميهنش باشد. اکنون سال ها از پايان جنگ گذشته و او مي خواهد دوباره به فرانسه برگردد. دراين سفر فقط دخترش يلداست که او را همراهي مي کند، چرا که مادرش پيش از اين فوت کرده.
عروسک و يلدا قصه اي متفاوت از يکي از مهمترين مقاطع زندگي در ايران است؛ دوراني که همه آدم ها يک آرمان را دنبال مي کردند و آن پاسداري از کشور بود در برابر حمله دشمن. از اين حيث حتي ايرانيان خارج از کشور ياريگر بودند که اسماعيل حقيقت يکي از آنهاست.
نگارش عروسک و يلدا به عهده کاظم بلوچي بوده.نويسنده اي که او را بيشتر به عنوان بازيگر مي شناسيم و به خصوص در دهه 60 او را بيشتر در فيلم هاي سينمايي و تله تئاترها مي ديديم. البته او پيش از اين دو فيلمنامه ديگر به نام هاي ارثيه و کوچه و موزه نيز نوشته که هر دوي آنها را خود کارگرداني کرده است.
منبع:ماهنامه فيلم نگار 99



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط