سرسخت، شجاع و عجول. اينها بهترين کلماتي هستند که مي شود از آنها براي توصيف اين روبات جنگ طلب استفاده کرد هميشه آماده مبارزه است و از کارهاي مورد علاقه او شيرجه زدن به دل حريف است. خيلي هم ترس ندارد با سلاح هاي گرم وارد صحنه مبارزه شود، جنگ رو در رو براي ايرريد مزه ديگري دارد. او وقتي از حالت روباتي خود خارج مي شود، تبديل به جت تند و تيز شده که مي تواند در کسري از ثانيه به دسپتيکان ها برسد.
سرسخت، شجاع و عجول. اينها بهترين کلماتي هستند که مي شود از آنها براي توصيف اين روبات جنگ طلب استفاده کرد هميشه آماده مبارزه است و از کارهاي مورد علاقه او شيرجه زدن به دل حريف است. خيلي هم ترس ندارد با سلاح هاي گرم وارد صحنه مبارزه شود، جنگ رو در رو براي ايرريد مزه ديگري دارد. او وقتي از حالت روباتي خود خارج مي شود، تبديل به جت تند و تيز شده که مي تواند در کسري از ثانيه به دسپتيکان ها برسد.
آيرون هايد
يکي از کله خرهاي اتوبات هاست که سرش براي دعوا و دردسر حسابي درد مي کند. البته اين بوي قورمه سبزي اي که از کله او بلند مي شود بيشتر به خاطر هيکل درشت و نخراشيده اش است که قدرت بدني زيادي را در اختيارش مي گذارد. او صميمي و قديمي ترين دوست رهبر گروهشان است و به خاطر پتانسيلي که آپتيموس پرايم براي رهبري گروه داشته، کنار کشيده تا مشکلي در گروه پيش نيايد. سلاح مورد علاقه آيرون هايد يک شاتگان ايي. ام. پي است و دو تبرانرگان
باميل بي
اينکه کوچک ترين عضو گروهت باشي، يعني اينکه مي تواني از سوراخ سمبه هايي سر در بياوري که بقيه هيچ وقت نمي توانند فکر گذر از آن را هم بکنند. باميل بي در گروهش چنين نقشي را بازي مي کند. يک روبات کوچک اندام (البته از اين لحاظ که در مقابل ديگر اعضاي گروهش قرار بگيرد والا در مقابل انسان ها مثل هيولاي نخراشيده اي است) که به کل سر نترسي دارد و عاشق اين است که به دل دشمن بزند و از اردوي آنها خبر بياورد. باميل بي در زمان تغيير فرم به يک خودروي ويژه زرد رنگ ريزه ميزه تبديل مي شود که بسيار چست و چابک است.
جت فاير
از اسمش پيداست که چه کاره است. جت فاير علاوه بر اينکه قدرت پرواز فوق العاده اي دارد، جست و جو گر ماهري هم است که مو را از ماست مي کشد. از لحاظ قد و هيکل هم يکي از بزرگ ترين روبات هاي گروه اتوبات ها است. حالت روباتي اش از لحاظ بلندي از همه سرتر است و وقتي تبديل به جت مي شود سريع تر از بقيه اتوبات هاست. به خاطر همين توانايي کارايي زيادي براي گروه و رئيسش آپتيموس پرايم دارد. اگر قسمت دوم فيلم سينمايي ترنسفرمرها را ديده باشيد مي دانيد جت فاير ابتدا يکي از همان دسپتيکان ها بود که در ادامه ماجرا به اتوبات ها ملحق مي شود.
مگاترون
«او تمام دنيا را در دستانش مي خواهد.» اين شعاري است که براي رهبر گروه دسپتيکان ها آماده کردند؛ رئيسي مقتدر و در عين حال جنگ طلب که تنها هدف او از بقا اين است که کل دنيا سر تعظيم در مقابل او فرود بياورند. براي او فرقي ندارد اين اتفاق چگونه مي افتد؛ چرا که براي او وسيله هدف را توجيه مي کند؛ حتي اگر کل کهکشان هم به خاطر خواسته او از بين بروند در دلش آب از آب تکان نخواهد خورد. سلاح مورد علاقه مگاترون يک توپ ترکيبي است که روي بازوي راستش کار گذاشته شده.
بريک دان
يکي از خوش هيکل ترين و قدرتمندترين روبات هاي گروه دسپتيکان هاست که فقط از زور و بازوي مگاترون واهمه دارد. در غير اين صورت هر کاري که دلش بخواهد انجام مي دهد و پاسخگوي هيچ يک از اعضاي گروهش نيست. تنها کارکردن را به کار گروهي ترجيح مي دهد و اين تنها بودن براي او مسرت بخش و خوشحال کننده است. اين روبات بي اعصاب يک شمشير برنده از جنس انرگان دارد که مي تواند با آن هر شيئي را به دو نيم تقسيم کند.
دفالن
تمام بدبختي هاي قسمت دوم فيلم زير سر همين فالن هست و بس. او که از 17 هزار سال قبل از تولد مسيح (ع) از آدم ها خوشش نمي آمده، اين فرصت به وجود آمده را غنيمت شمرده و مي خواهد هم انتقام سختي از آدم ها بگيرد )در داستان هاي کميک يک بار ملت حساب فالن را به خوبي رسيده بودند) وهم ضد حال اساسي به اتوبات ها بزند. در قسمت دوم فيلم او با کلي ورد و آسمان به ريسمان بافتن مخ مگاترون را مي زند تا بتواند به آل اسپارک دست پيدا کند.
استاراسکريم
نيروي هوايي سياره سايباترون و دسپتيکان ها به نوعي زير سايه هنر پرواز او قرار دارد. استاراسکريم مثل اسمش مي تواند همچون ستاره در آسمان بدرخشد و همچون رعد صداي وحشتناکي از خود توليد کند. هر چند ابتدا او نمي توانست خودش را با مگاترون هماهنگ کند و درگيري هايي داشتند اما بعد از مدتي رهبري جست و جو گران گروه دسپتيکان ها را برعهده گرفت و امين رهبرش شد. با اين حال مترصد اين است که يک روز مگاترون را از راه به در کند و خود بر مسند قدرت بنشيند.
رمپيج
همان جور که از اسمش پيداست روبات بسيار خشمناک وناراحتي تشريف دارند و هر چيزي که در سر راهش قرار بگيرد، نيست ونابود مي شود. او قبل از اينکه به مگاترون دست دوستي وخرابکاري بدهد، با گروه ديگري به نام پريداکون ها بود که از لحاظ خرابکاري دست کمي از گروه ديسپتکن ها نداشت. در قسمت دوم رمپيج يکي از آن روبات هايي است که مگاترون را پيدا مي کند تا بتواند دوباره او را به حيات برگرداند. او در حالت عادي يک بولدوزر مدل دي - 5 کاترپيلار زرد رنگ تشريف دارند که در همان حالت هم قدرت تخريب خود را حفظ کرده و همه چيز را درب و داغان مي کند.
منبع: نشريه دانستنيها شماره 38
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.