نگاهي گذرا به فيلم نامه «کما»

امير که يکي از دانشجويان تيزهوش کشور است، تصميم دارد براي ادامه تحصيل به همراه نامزدش-سارا-به خارج از کشور سفر کند. او در حال تهيه مقدمات اين سفر است که با پيرمردي تصادف مي کند. پيرمرد به کما مي رود و چون زنده است، طبق قانون اولياي دم نمي توانند به جاي او رضايت دهند و امير بايد صبر کند تا پيرمرد از کما بيرون بيايد يا بميرد. نامزدش به اعتبار قولي که از پدر امير-که از مقامات بالا رتبه دولتي است-مي گيرد، از ايران خارج مي شود.
شنبه، 13 اسفند 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نگاهي گذرا به فيلم نامه «کما»

نگاهي گذرا به فيلم نامه «کما»
نگاهي گذرا به فيلم نامه «کما»


 

نويسنده: نيوشا صدر




 

گره گشايي گزارش گونه
 

فيلمنامه نويس: پيمان معادي، کارگردان: آرش معيريان، بازگران: امين حيايي، محمد رضا گلزار، آتيلا پسياني، تهيه کنندگان: عبدالله عليخاني و حسين فرح بخش ، محصول1382
امير که يکي از دانشجويان تيزهوش کشور است، تصميم دارد براي ادامه تحصيل به همراه نامزدش-سارا-به خارج از کشور سفر کند. او در حال تهيه مقدمات اين سفر است که با پيرمردي تصادف مي کند. پيرمرد به کما مي رود و چون زنده است، طبق قانون اولياي دم نمي توانند به جاي او رضايت دهند و امير بايد صبر کند تا پيرمرد از کما بيرون بيايد يا بميرد. نامزدش به اعتبار قولي که از پدر امير-که از مقامات بالا رتبه دولتي است-مي گيرد، از ايران خارج مي شود. امير در حين مراجعاتش به بيمارستان با حسن-پسر پيرمرد که يک پسر جنوب شهري است-آشنا مي شود. رابطه آنها کم کم از دعوا به يک دوستي عميق مي رسد. و امير به حسن کمک مي کند تا خود را به جاي يک دانشجوي پزشکي جا بزند تا بتواند در برقراري ارتباط با دختر مورد علاقه اش -مريم-که يک دختر دانشجوي بالا شهري است، موفق شود. در نهايت پيرمرد مي ميرد و امير با وجود کارشکني هاي پدرش که با رفتن او مخالف بوده، به خارج از کشور سفر مي کند و مريم هم، حسن را با تمام بد و خوبش مي پذيرد.
کما مجموعه نامتوازني است همراه با لحظات خوب که به صورت بخش هايي منفک از فرايند اصلي، در کلّيت اثر هدر رفته اند. فصل هاي فيلمنامه ناگزير بايد رشته اي از نقاط مشترک هدفمند را بپرورانند، اما اين به منزله هر نوع اشتراکي نيست. اشتراک در عناصر صرفاً متظاهرانه، کم تأثير يا منفعل کاري از پيش نمي برد؛ تنها فيلمنامه نويس را به بيراهه هدايت مي کند، مناسبت تماتيک فصول فيلمنامه از بين مي رود و سکانس ها از يکديگر مجزا مي شوند. داستان هاي کما در امتداد هم قرار گرفته اند، نه به طور متناوب يا تنيده در هم. اثر به سادگي قابل تفکيک به داستان ها و حتي خرده داستان هايش است. براي نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
روايت پسري که برخلاف نظر پدرش قصد خارج شدن از کشور را دارد
ـ روايت شکل گرفتن دوستي بين دو مرد از دو طبقه مختلف
ـ کمدي سبک سرانجام يافتن عشق پسر فقير(حسن)
و در هر کدام اينها نگاه متفاوتي دنبال مي شود، چه از نظر شخصيت ها و چه از نظر جديت عواقب اتفاقات. در نتيجه شخصيت ها حوادث پيشين را بدون پيش زمينه و تصميم قبلي فراموش مي کنند تا به وظايف جديدشان برسند. پويايي فيلم از دست مي رود تا دائماً از نو آغاز کند و در نهايت تعدادي قصه متفاوت با شخصيت ها -يا به زبان درست تر با بازيگران مشترک-روي دست نويسنده مي مانند که ناگزير است آنها را به سرانجام برساند، در حالي که از اساس ترکيب ناپذيرند و همين است که فصل آخر کما را به يک جمع بندي صرف بدل مي کند؛ زماني باقي نمانده و بايد گره گشايي اتفاق بيفتد، پس به جاي عمل از ديالوگ استفاده مي شود. يک نوار ضبط شده که بايد شاه کليد تمام قفل ها باشد. در يک کلام گره گشايي گزارش گونه.
غالباً هر نوع شعار تبليغي جدا از اين که امکان آگاهي خلاق را از مخاطب مي گيرد، موجب تقليل اثر مي شود و تجربه اي که اثر، برآمده از آن است-دقيقاً برخلاف خواست فيلمنامه نويس- به ابتدايي ترين و اتفاقاً قابل اغماض ترين لايه اش فرو کاسته مي شود.
نويسنده کما متأثر از پيام هاي روز، حقانيت امير را فرض مسئله قلمداد مي کند. وضعيت ظاهري پدرش، اوضاع کوچه و خيابان، دردسرهاي روزمره و... گواه خوبي براين مدعاست. مشکلات از جايي آغاز مي شود که نويسنده درگير و دار اثبات دوباره و چند باره فر ض مسئله، داستانش را دچار رکود مي کند و در اين راه ديالوگ ها را هم به ياري مي طلبد. و ناگزير خيلي زود به نقطه کسالت باري مي رسيم و تمهيدي که براي رهايي از آن انديشيده شده اضافه کردن داستان جديد است، بدون اين که امکانات، قابليت و ظرفيت خط اصلي افزايش پيدا کند. پس از ميانه به فضايي کم و بيش فانتزي پرتاب مي شويم: دزديدن ضبط ها و در پي آن فصل کاملاً زائد شنيدن موسيقي هاي مختلف. از اينجا هسته مرکزي شخصيت آدم ها به شکل ضربتي تغيير مي کند و وارد يک ميان پرده فيلمفارسي وار مي شويم که وابستگي نااستواري با قضاياي پيشين دارد. به طور مثال امير به خاطر اثبات رفاقتش دست به فريب دختر مورد علاقه حسن مي زند. يعني مرتکب عملي بدتر از آن چيزي مي شود که به خاطرش در مقابل پدرش ايستاد و البته نويسنده هم، همچنان با او همدلي مي کند و همان جرمي را براو مي بخشد که پدر را لايق کيفرمي سازد. اما قاعدتاً نمي توان اين ميان پرده را همان طور معلق ميان زمين و هوا در ساختار فيلمنامه رها کرد و بايد ادامه اش داد. آخر و عاقبت عشق حسن هم بايد ختم به خير شود. امير هم به هر ترتيبي که شده بايد از کشور خارج شود و از همه مهم تر پدر امير است که سرش بي کلاه مي ماند و متنبه مي شود و نقطه اتصال تمام اينها عبارت است از شنيدن چند دقيقه مانيفست فيلمنامه نويس برروي يک نوار!

نگاهي به فيلمنامه علي و دني
 

تضاد و تقابل به چه قيمتي ؟
 

نويسنده:سحر عصر آزاد
saharasrazad@yahoo.com
فيلم نامه نويس: کامبوز يا پرتوي، کارگردان: وحيد نيکخواه آزاد، بازيگران: اکبر عبدي، حسين محجوب و... تهيه کننده: مژگان اسکوئي، وحيد نيکخواه آزاد، محصول 1380
علي و دني دو بازيگر نوجوان ايراني وانگليسي هستند که به واسطه حضور فيلم هايشان در جشنواره بين المللي کودک و نوجوان اصفهان، باهم آشنا و هم اتاقي مي شوند. اما فرهنگ زبان متفاوت و روحيات متضاد آن دو، فرصتي براي دوستي باقي نمي گذارد. طي همين لجبازي ها و مشاجرات، دني با قاچاقچيان ميراث فرهنگي درگير شده و ربوده مي شود. علي براي پيدا کردن او به آب و آتش مي زند و خودش هم در معرض خطر قاچاقچيان قرار مي گيرد. نهايتاً علي و دني با همياري يکديگر مي توانند شرايط دستگيري قاچاقچيان را فراهم کنند. طي اين کشمکش ها دوستي عميقي بين آن دو ايجاد مي شود، به طوري که در انتها جدايي براي هر دو مشکل است.
فيلمنامه علي و دني براي گروه کودک و نوجوان طراحي شده و طبعاً نويسنده با توجه به نوع مخاطبانش به سراغ عوامل جذابيت زا براي اين گروه سني رفته است. براي اين منظور نويسنده هوشمندانه دست روي موقعيتي جذاب گذاشته که معمولاً در قصه هاي مختلف کارکرد مناسبي پيدا مي کند؛ يعني تضاد و تقابل که مي تواند منجر به کمدي شود. تقابل بين دزد و پليس، پدر و پسر، انسان و طبيعت و...
اين بار نويسنده با اين پيش آگاهي، تضاد و تقابل را بين دو نوجوان طراحي کرده است که اين مورد هم کاربردهاي مختلفي يافته است. اما از آنجا که طرح مقوله گفت و گوي تمدن ها و... هم مدنظر نويسنده بوده، اين نوجوان ها را تبديل به دو نوجوان ايراني و انگليسي کرده که محمل حضور شان در کنار هم، جشنواره بين المللي کودک و نوجوان اصفهان است. همه شرايط به درستي چيده شده تا جرقه آغاز قصه و آشنايي دو نوجوان به موقع روشن شود و پس از آن به نوع اين رابطه و بسط آن پرداخته شود که طبعاً بر اساس طراحي ويژه نويسنده از اين دو آدم شکل مي گيرد . اما به نظر مي آيد بيش از آن که طراحي ويژه اي براي اين دو نوجوان در نظر گرفته شده باشد، همه چيز براساس خصوصيات تيپيک از اين دو آدم پيش مي رود: تيپ نوجوان ايراني -تيپ نوجوان انگليسي.
درست است که اين خصوصيات تيپيک به نويسنده براي ايجاد يک تضاد و تقابل نمايشي تر و موقعيت هاي کميک کمک زيادي مي کنند که عمده ترينش خصوصيت خونگرم بودن ايراني و خونسرد بودن انگليسي است، اما اين تضاد در سيري صعودي به جايي مي رسد که مي بينيم همه خصوصيات معقول مانند با ادب، معقول، با کلاس و... به دني تعلق گرفته و همه خصوصيات متضاد مانند لمپن، بي ملاحظه، دور از کلاس و تمدن و... به علي تعلق گرفته است. به نظر مي آيد اين تضاد تيپيک نمايشي بيش از هر چيز در خدمت تضعيف علي است و گرنه سکانس هايي مانند شبي که دني مي خواهد در اتاق هتل سروقت بخوابد و در مقابل، علي با بي ملاحظگي صداي تلويزيون را بلند کرده و تخمه مي شکند و مزاحم اوست و يا سکانسي که علي کنار پياده رو ساندويچ مي خورد و مي گويد به غذاي هتل عاد ت ندارد، چه توجيهي دارند؟ و اصولاً چقدر همذات پنداري نوجوان ايراني را جلب مي کند؟ آيا نوجوان ايراني انعکاس تصوير خودش را در علي مي بيند و از اين مقايسه به خود مي بالد؟
اگر دقت کنيم، همه خصوصيات علي به گونه اي استفاده شده که ايجاد موقعيت کمدي با تکيه برآنهاست و اصل خنداندن مخاطب وابسته به اين خصوصيات است. فاصله عميق طبقاتي ميان علي و دني هم اصلاً ربطي به تضاد فرهنگي دو نوجوان ندارد و انتخاب نويسنده است. هر چند اين فاصله طبقاتي پيچ و خم هايي به قصه اضافه کرده اما بايد پذيرفت که منجر شده به پرداختي يک بعدي از اين دو نوجوان در ادامه خصوصيات ذکر شده. در صورتي اين پرداخت مي توانست باورپذير و ملموس تر شود که مثلاً نکات ظريف و متناسبي به دني اضافه و او از اين حالت يک بعدي خارج مي شد. مثلاً همين سرد و يخ بودن دني که در مقابل خونگرم بودن علي قرار گرفته، نمونه مناسبي است، اما متأسفانه تنها نمونه است و مشابه ديگري ندارد و نمي تواند کمبودهاي پرداخت شخصيت را جبران کند.
همان طور که اشاره شد. به نظر مي آيد نويسنده در اولين انتخاب به سراغ کليشه ها و خصوصيات تيپيک رفته و به الگو برداري بي کم و کاست از آنها دست زده است. دني تصويري کليشه اي از يک نوجوان انگليسي تر و تميز و قانونمند و اصول گراست و برعکس او علي تصويري کليشه اي از يک نوجوان فقير شهرستاني، ديمي و ضد قانونمندي. صحبت سراين نيست که چنين خصوصياتي در نوجوان و يا کلاً يک ايراني وجود ندارد-هر کس اين حقيقت را درباره روحيات و اخلاقيات ايراني ها قبول ندارد توصيه مي کنم يک بار کتاب جامعه شناسي خودماني حسن نراقي را بخواند-صحبت سراين است که اين انتخاب هاي نويسنده براي قرار دادن دو نوجوان با دو فرهنگ مختلف در مقابل هم و رسيدن به تضاد و تقابل نمايشي که منجر به موقعيت هاي خنده آور مي شود، بيشتر يادآور همان شخصيت پردازي سياه و سفيد است تا چيزي ديگر.
ضمناً با توجه به اين که قرار است ديدگاه اين دو نوجوان نسبت به هم در انتها تعديل شود، همين نکته زير سؤال مي رود که دني از ابتدا با همين خصوصيات خوب بوده و صرف «بُيس بودن» که در انتها خلافش به علي ثابت مي شود، نمي تواند اين تأثير پذيري را تحت الشعاع قرار دهد. در مورد تأثيرپذيري دني از علي هم اين قضيه به صورت برعکس صدق مي کند، يعني او از ابتدا همان خلقيات را دارد که در انتها و صرفاً خونگرمي ايراني نمي تواند پاسخگوي همه نقاط ضعف او باشد.
در استفاده از اين کليشه ها حتي اگر نويسنده روي همين خصوصيات اصول گرا وديمي بودن مانور مي داد و در طول ماجراجويي دو نوجوان اين دو ديدگاه به زندگي در تقابل با هم قرار مي گرفتند، بازهم نتيجه بهتري حاصل مي شد. اما از آنجا که همين طراحي ساده هم به راحتي قابليت ايجاد موقعيت هاي خنده دار را داشته، نويسنده با پرداختن و تأکيد روي همان ها قصه را پيش برده است.
آيا جاي مناسبي براي طرح اين پرسش نيست که واقعاً اين تضاد و تقابل نمايشي و رسيدن به موقعيت هاي کميک که مخاطب کودک و نوجوان را درگير کند، به چه قيمتي به دست آمده است؟
منبع: فيلم نگار شماره 21



 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
چگونه از وسایل خانه در برابر رطوبت محافظت کنیم؟
چگونه از وسایل خانه در برابر رطوبت محافظت کنیم؟
چگونه گوشه های پرت خانه را کاربردی کنیم؟
چگونه گوشه های پرت خانه را کاربردی کنیم؟
بازی دوگانه بی‌بی‌سی و اینترنشنال با واژه پلیس
play_arrow
بازی دوگانه بی‌بی‌سی و اینترنشنال با واژه پلیس
واکنش معنادار رسانه رهبر انقلاب به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
واکنش معنادار رسانه رهبر انقلاب به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو
تشکیل زنجیره‌ انسانی در جوار ساحل جزیره هرمز
play_arrow
تشکیل زنجیره‌ انسانی در جوار ساحل جزیره هرمز
آیت‌الله جاودان: آنچه گفتم خطر برای «حضرت آقا» نبود/ خطر متوجه کل کشور است
play_arrow
آیت‌الله جاودان: آنچه گفتم خطر برای «حضرت آقا» نبود/ خطر متوجه کل کشور است
طلای بازی‌های پاراآسیایی بر گردن حق شناس
play_arrow
طلای بازی‌های پاراآسیایی بر گردن حق شناس
علی نوایی در پاراجودو مدال طلا گرفت
play_arrow
علی نوایی در پاراجودو مدال طلا گرفت
استقبال از قهرمانان کشتی آزاد زیر ۲۳ سال جهان در فرودگاه امام(ره)
play_arrow
استقبال از قهرمانان کشتی آزاد زیر ۲۳ سال جهان در فرودگاه امام(ره)
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد: سرباز ایران هستم
play_arrow
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد: سرباز ایران هستم
ترامپ درباره ایران: اتفاقی خیلی زود رخ خواهد داد + فیلم
play_arrow
ترامپ درباره ایران: اتفاقی خیلی زود رخ خواهد داد + فیلم
ترامپ: جنگ با ایران یکی از بهترین کارهایی بود که انجام دادیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: جنگ با ایران یکی از بهترین کارهایی بود که انجام دادیم + فیلم
مقام اسبق آمریکایی: مردم از ترامپ متنفر و بیزارند
play_arrow
مقام اسبق آمریکایی: مردم از ترامپ متنفر و بیزارند
البخیتی: غنمیت‌های بدست آمده از عربستان، برای ده سال جنگیدن ما کافی است
play_arrow
البخیتی: غنمیت‌های بدست آمده از عربستان، برای ده سال جنگیدن ما کافی است
ترامپ دوباره جلوی دوربین خوابش برد
play_arrow
ترامپ دوباره جلوی دوربین خوابش برد