در هزار توي ذهن انسان

«كاب» سارق چيره دستي در استخراج اسرارمهم و مورد نياز سازمان جاسوسي و كمپاني هاي تجاري است. «كاب» اين توانايي را دارد كه وارد خواب ديگران شود. زماني كه قربانيان، ذهن شان آسيب پذيرترين وضعيت ممكن را دارد. اسرار كليدي آنها را از درون روياهاي شان ربوده و در دنياي بيرون از خواب، اين اسرار را به خريداران ارايه كند. «كاب» تيمي از روانكاوان و مهندسان ماهر را در اختيار دارد كه به اتفاق وارد خواب هاي ديگران شده و تلاش در كشف و ربودن اطلاعات مي كنند.
دوشنبه، 15 اسفند 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
در هزار توي ذهن انسان

در هزار توي ذهن انسان
در هزار توي ذهن انسان


 






 

پرونده اي براي فيلم آغاز
 

نويسنده: ارغوان اشتري

آغاز Inception
 

نويسنده و كارگردان: كريستفر نولان
مدير فيلمبرداري: والي فيستر
موسيقي: هانس زيمر
بازيگران: لئوناردو دي كارپريو(كاب)، جوزف گوردون، لويت(آرتو)، الن پيج(آريادني )، تام هاردي(ايمس)، كن و اتانابه(سايتو)، ديليپ رائو(يوسف )، سيلين مورفي(رابرت فيشر)، ماريون كوتيار(مالوري)، مايكل كين(مايلز)، روكاس هاس(نش)
محصول مشترك 2010 بريتانيا و آمريكا 148 دقيقه
ژانر: حادثه اي / رازورزانه / افسانه ـ علمي / تريلر

خلاصه داستان
 

«كاب» سارق چيره دستي در استخراج اسرارمهم و مورد نياز سازمان جاسوسي و كمپاني هاي تجاري است. «كاب» اين توانايي را دارد كه وارد خواب ديگران شود. زماني كه قربانيان، ذهن شان آسيب پذيرترين وضعيت ممكن را دارد. اسرار كليدي آنها را از درون روياهاي شان ربوده و در دنياي بيرون از خواب، اين اسرار را به خريداران ارايه كند. «كاب» تيمي از روانكاوان و مهندسان ماهر را در اختيار دارد كه به اتفاق وارد خواب هاي ديگران شده و تلاش در كشف و ربودن اطلاعات مي كنند.
يك سرمايه گذار بزرگ ژاپني به نام «سايتو» به دنبال حذف رقباي تجاري خود به ويژه خانواده «رابرت فيشر» است كه شركت نفتي بزرگي دارند. سايتو پيشنهاد ماموريتي غير ممكن را به «كاب» مي دهد. «سايتو» پيشتر يك بار مورد حمله ناموفق «كاب» هم واقع شده است. «سايتو» از او مي خواهد به جاي آنكه اسرار ذهني «فيشر» را بدزدد، يك فكري را درون ذهن ناخودآگاه «فيشر» قرار دهد. در عوض «سايتو» به «كاب» تعهد مي دهد نام او را از فهرست سياه تحت تعقيب دولت آمريكا حذف كند تا او بتواند به آمريكا برگردد و دو فرزندش را ببيند. «كاب» هم قبول مي كند. سايتو، كاب و تيم برگزيده شان (يك معمار دنياي روياها و داروسازي يك عامل نفوذي با قابليت تغيير چهره در خواب) در برنامه از پيش تعيين شده به خواب «رابرت فيشر» نفوذ مي كنند تا فكر جديد (فروپاشيدن امپراطوري خانوادگي ) را در ذهن او قرار دهند. اما «فيشر» اصول محافظت از ضمير ناخودآگاه را آموزش ديده است. پس مقاومت از خود نشان مي دهد. اين مقاومت به شكل درگيري مسلحانه اي در شهرهاي لس آنجلس در خواب فيشر متجلي مي شود.در اين درگيري «سايتو» تير مي خورد و ماموريت در آستانه شكست قرار مي گيرد. در اين ميان «كاب» براي اينكه در اين عمليات موفق شود مجبور مي شود به همراه تيمش به لايه پايين تري (وضعيت پايين تر خواب) برود. يعني همگي در خواب فيشر به خواب مي روند و در رويارويي درون رويا عمليات را ادامه دهند.
در روياي دوم، در هتلي «كاب» از در دوستي وارد مي شود و «فيشر» را متقاعد مي كند كه خواب مي بيند و با زيرکي به «فيشر» را مي گويد كه در خواب وصيتنامه پدرش را خواهد ديد. بنابراين هر دو به همراه تيم «كاب» به خواب مي روند تا «فيشر» وصيت نامه پدرش را ببيند. در اين خواب كه در كوهستان اتفاق مي افتد، «سايتو» جان مي دهد و «كاب» دنبال او وارد وضعيت چهارم شده و به طور تصادفي همسر مرده خود (مالوري) را مي بيند. «مالوري» از او مي خواهد نزدش بماند و به قولش عمل كند.
در نهايت همگي به جز «سايتو» و «كاب» ازوضعيت سوم خارج مي شوند. گويي «كاب» مفري براي بيرون آمدن از رويا ندارد. در سكانس نهايي فيلم «كاب» (با چهره پير) با «سايتو» (با چهره پير) در كاخي با معماري ژاپني ملاقات مي كند. «كاب» به «سايتو» متذكر مي شود كه اين دنيا رويايي بيش نيست. «سايتو»تفنگي را بر مي دارد. ناگهان «كاب» از خواب بر مي خيزد. دوستانش به خاطر عمليات موفقيت آميز به او تبريك مي گويند. «سايتو» نام «كاب» را از فهرست سياه حذف مي كند. پدر مالوري (آقاي مايلز) در فرودگاه شهر لس آنجلس به استقبال «كاب» مي آيد و او را نزد دو فرزندش مي برد.

توليد
 

«كريستفر نولان» بر مبناي اين ايده كه: «مردم در يك فضاي رويايي شريك هستند. آنها وارد آن فضا و در رويا سهيم مي شوند و اينجا قابليت دست يابي به ضمير ناخودآگاه انسان ها ميسر مي شود» فيلمنامه اي نوشت. سپس با خود انديشيد كه توانايي دست يابي به اطلاعات مغز يك انسان مي تواند بديهي باشد چون هر سيستم ديگري چه كامپيوتر يا ارباب جرايد هر رسانه اي خارج از ذهن ـ مي تواند به اين اطلاعات دست يابد. بنابراين براي اين پروژه، ايده سرقت از ذهن يك كاراكتر به درد نخور بود و او بايد روي ايده استفاده نادرست يا سوءالستفاده از چنين تكنولوژي كار مي كرد.
«نولان» مي پذيرد كه ايده اصلي فيلمنامه را از داستان هاي كوتاه خورخه لوئيس بورخس نظير «معجزه پنهان» يا «ويرانه هاي مدور» گرفته است.
ابتدا «نولان» يك فيلمنامه 8 صفحه اي نوشت كه مي خواست «آغاز» فيلمي در ژانر هراس باشد. پس فيلمنامه اي بر اساس موضوع سرقت نوشت و به مرور زمان در ژانر آن تغييراتي ايجاد كرد. حدوداً ده سال روي اين فيلمنامه كار كرد. وي تحت تأثير فيلم هايي چون: ماتريكس، شهر تاريك و طبقه سيزدهم بود. بسياري از منتقدان «نولان» را متهم به وام داري از «آخرين سال در مارين باد» كردند كه يك فيلم كلاسيك از موج نوي فرانسه است. اما او ا براز كرده تا پايان دوران فيلمبرداري هرگز اين فيلم را نديده بوده. در سال 2009 برادران وارنر فيلمنامه اوليه نولان را خريداري كردند و از آن پس توليد، شكل جدي گرفت. در دوران توليد «كريستفر نولان» جزئيات فيلمنامه را مخفي نگه داشت و «آغاز» را تريلري افسانه ـ علمي، حادثه اي و به روز معرفي مي كرد كه درون مهندسي ذهن، اتفاقات آن رخ مي داد.براي نقش آرتور، با «جيمز فرانو» وارد مذاكره شد اما در نهايت به دليل تداخل زمان بندي فيلم هاي فرانكو، او كناره گيري كرد. «ايوان ريچل وود» نخستين انتخاب نولان براي نقش «آريادني» بود اما «ريچل» نپذيرفت. نولان به بازيگران ديگري چون اميلي بلانت، ريچل مك آدامز و اما رابرتز نيز فكر مي كرد اما در نهايت «الن پيج» را برگزيد.
پس از «تعقيب» (1998)،«آغاز» نخستين فيلم ارژينال نولان به حساب مي آيد. بقيه فيلم هاي او بازسازي،برگرفته از داستان هاي كوتاه، رمان يا كتاب هاي مصور بوده اند. «لئوناردو دي كاپريو» نخستين انتخاب نولان براي نقش «كاب» بود. نام كاراكتر دي كاپريو «دام كاب» همنام قهرمان اصلي «تعقيب»(1998) است و هر دو نيز حرفه اي مشابه دارند: سرقت!
جالب آنكه در فهرست بازيگران «آغاز» چهره هاي شاخصي به چشم مي خورند كه نامزد اسكار: تام برنجر، لئوناردو دي كارپريو، پيت پوستلت وايت، كن و اتانابه، الن پچ يا برندگان اسكار: مايكل كين، ماريون كوتيار (در نقش پدر و دختر) بوده اند. يكي از ترانه هاي خواننده فقيد فرانسه (اديث پياف) در فيلم مورد استفاده قرار مي گيرد كه اتفاقا «ماريون كوتيار» به خاطر ايفاي نقش همين «اديث پياف» در فيلم «رزي به رنگ ارغوان» تنديس اسكار را برد. در كتاب قرآن كريم داستان «يوسف» پيامبر آمده است. خداوند به حضرت يوسف توانايي تفسير و تعبير روياها را داده بود. نام يكي از كاراكترها هم يوسف است. والي فيستر (فيلمبردار) مي گويد كه مديران كمپاني برادران وارنر از كريستفر نولان خواسته بودند تا فيلم را به طريقه سه بعدي بسازد اما نولان نمي پذيرد و مي گويد كه: فرمت سه بعدي حواس تماشاگر را از تجربه روايي «آغاز» پرت مي كند.
مانند فيلم پيشين نولان (بتمن آغاز مي كند) در اين فيلم هم گروه، دستيار دوم كارگردان نداشتند و كريستفر نولان با همراهي والي فيستر تمام سكانس ها را فيلمبرداري كرد. «جوزف گوردن يويت» تمامي بدلكاري صحنه نبرد در سالن طويل را انجام داد. فيلمبرداري در نوزدهم ژوئن سال 2009 در شهر توكيو آغاز شد و در انگلستان،‌مراكش، فرانسه ولس آنجلس ادامه يافت و ماه نوامبر همان سال در كانادا به پايان رسيد. بودجه رسمي «آغاز» 160 ميليون دلار بود كه اين مبلغ را دو كمپاني سرمايه گذاري فيلم (برادران وارنر و لجندري پيكچرز) تامين كردند. شهرت و موفقيت فيلم پيشين نولان (شواليه تاريكي ) سبب شد تا كمپاني ها با فراغ بال صد ميليون دلار هم بابت بازاريابي و تبليغات هزينه كنند. «نولان» ترجيح داد براي سكانس هاي رويا كم ترين استفاده را از جلوه هاي ويژه كامپيوتري ببرد و تا حد امكان از شيوه هاي واقعي استفاده كند. فيلم به دو طريقه آيمكس و عادي در سينماها به نمايش در آمد.
«آغاز» روز سيزدهم ژوئيه در شهر لندن نمايش افتتاحيه داشت و سپس نمايش جهاني آن آغاز شد. در روز نخستين نمايش «آغاز» 21 ميليون دلار فروخت و در همان هفته 62/7 ميليون دلار فروش كرد. «آغاز» با فروش فوق العاده جهاني خود (بيش از سيصد ميليون دلار) اكنون صدرنشين جدول فيلم هاي پرفروش جهان است.

واكنش منتقدان
 

«آغاز» با استقبال و ستايش منتقدان رو به رو شد. آنها داستان خلاقانه و جمع و جور، نقش آفريني ها و موسيقي متن فيلم را تحسين كردند. سايت «راتن توميتوز» بر پايه 248 نقد، 87 درصد نظر منتقدان را مثبت ارزيابي كرده است. سايت «متاكريتيك» نيز 74 درصد از راي منتقدان (بر پايه 42 نقد) را مثبت دانسته است.
منتقد مجله «رولينگ استونز»، پيتر تراويس نخستين منتقدي بود كه نقد مثبتي بر فيلم قلم زد و «آغاز» را يك «بازي شطرنج به شدت مبتكرانه » توصيف كرد كه «نتيجه اش معركه است ». راجر ايبرت منتقد شيكاگوسان ـ تايمز چهار ستاره كامل به فيلم داد و نوشت: «همه فيلم درباره پردازش و تلاش ما در راه گسترش واقعيت و رويا، واقعيت درون رويا و روياهاي درون واقعيت است.» منتقد روزنامه لس آنجلس تايمز كنت توران چنين نوشت: «نولان توانايي آميختن فيلمسازي مدرن و سنتي را دارد و اگر به دنبال يك سرگرمي عامه پسند كمي اعصاب خراب كن و تيز هوشانه هستيد به نظر مي رسد اين فيلم براي شما مناسب باشد.»

نقش آفرينان
 

* لئوناردو دي كاپريو(دومينيك كاب): سارقي حرفه اي است كه تخصص او ربودن رازهاي قربانيانش با رخنه به روياهاي آنهاست. «كاب» تيمي شامل آرتور، آريادني، ايمس، سايتو و يوسف دارد. هدف آنها تاثير گذاشتن بر اعمال فيشر به واسطه روياهايش است.
* جوزف گوردن ـ لويت (آرتور): همكار كاب و مسئول تحقيقات روي اهداف گروه است.
* الن پيج (آريادني): دانشجوي فارغ التحصيلي است كه براي ساختن دنياهايي استخدام مي شود كه در روياها اتفاق مي افتد.
* تام هاردي (ايمس): دستيار زبان تلخ كاب كه توانايي تغيير شكل، براي فريب دادن فيشر در روياهاي او را دارد.
* ماريون كوتيار (مالوري كاب): همسر شوربخت و مرده كاب كه مدام در روياهاي او حضور دارد. كاب قادر به كنترل فرافكني هاي مالوري نيست. او حتي قابليت خود در سرقت اطلاعات را هم به چالش مي كشد. مالوري ضد قهرمان داستان است.
* سيلين مورفي (رابرت فيشر): وارث امپراطوري يك كمپاني بزرگ و هدف تيم كاب.
* كن و اتانابه (سايتو): تاجري كه كاب را براي ماموريت استخدام مي كند و اصرار مي ورزد عضوي از گروه باشد.
* تام برنجر (پيتر براونينگ): پدر خوانده فيشر و يكي از مديران رده بالاي كمپاني او.
*ديليپ رائو (يوسف): داروساز. او دارويي را اختراع مي كند كه براي نگه داشتن اعضاي گروه در وضعيت رويا لازم است.
* پيت پوستلت وايت (موريس فيشر): پدر مرده فيشر.
* لوكاس هاس (نش): معماري كه كاب به جايش آريادني را استخدام مي كند.
* مايكل كين (مايلز): استاد كاب و پدر زنش. او استاد آريادني هم هست و آريادني را براي همكاري به كاب معرفي مي كند. مايلز از فرزندان كاب هم نگهداري مي كند.
منبع: نقش آفرينان 66



 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.