جذابيت هاي پنهان بازي

ديويد فينچر در سال1997با ساخت فيلم «بازي» يکي از آثار خوب تاريخ سينما را به نام خود به ثبت رساند. اين فيلم پرهيجان و پر از گره و کشمکش داستان بانکداري (مايکل داگلاس) است که از طرف برادر جوان تر خود (شان پن) هديه اي غير متعارف دريافت مي کند. او با دريافت اين هديه وارد بازي اي مي شود که ممکن است جان او را بگيرد. بازي خطرناک آغاز مي شود، اما بانکدار با هوشمندي و شجاعت مي تواند بازي را ببرد.
سه‌شنبه، 23 اسفند 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
جذابيت هاي پنهان بازي

جذابيت هاي پنهان بازي
جذابيت هاي پنهان بازي


 

نويسنده: طاهره آشياني




 

درباره تله فيلم شرکت
 

ديويد فينچر در سال1997با ساخت فيلم «بازي» يکي از آثار خوب تاريخ سينما را به نام خود به ثبت رساند. اين فيلم پرهيجان و پر از گره و کشمکش داستان بانکداري (مايکل داگلاس) است که از طرف برادر جوان تر خود (شان پن) هديه اي غير متعارف دريافت مي کند. او با دريافت اين هديه وارد بازي اي مي شود که ممکن است جان او را بگيرد. بازي خطرناک آغاز مي شود، اما بانکدار با هوشمندي و شجاعت مي تواند بازي را ببرد.
تا کنون کارگردانان زيادي در سراسر دنيا تلاش کرده اند که روايت خود را از فيلم «بازي» در قالب فيلمي جديد ارائه دهند. جالب اين جاست که در ايران اين نمونه سازي در تلويزيون اتفاق افتاده است. جمعه هفته گذشته از شبکه يک سيما فيلمي به نام «شرکت» پخش شد که کارگردان آن، احمد ديري علاقه خود را به فيلم «بازي» اصلا پنهان نکرده بود و در چند جاي فيلم به طور علني از زبان شخصيت هاي فيلم گفت که به فيلم «بازي»علاقه خاصي دارد. مسلماً وقتي کارگرداني اين علاقه را ابراز مي کند تمايل دارد که به بيننده بگويد فيلمي که ساخته، تحت تأثير فيلم «بازي» بوده است. البته اين صداقت قابل تقدير است؛ چون بسياري از فيلم سازان هستند که شعور مخاطب را ناديده مي گيرند و فيلمي اقتباسي از روي يک فيلم معروف مي سازند؛ بدون اينکه دم برآورند که کپي کاري کرده اند. شايد همين صداقت کارگردان بوده که باعث شده فيلم «شرکت» به اثري قابل دفاع تبديل شود. «شرکت» فيلم خوبي است به چند دليل:
اول فيلم نامه: فيلم نامه «شرکت» فيلم نامه اي معمايي و جنايي است. در اين گونه فيلم نامه ها گره افکني و ايجاد سوال و معما براي مخاطب حرف اول را مي زند. نويسنده بايد بداند که قصه را از کجا آغاز کند، طرح و توطئه ها را چگونه در کنار هم بچيند تا معمايي را خلق کند. شخصيت پردازي در اين گونه آثار بسيار مهم است. چهره اصلي شخصيت ها بايد تا پايان کار و زماني که همه توطئه ها برملا مي شود، پنهان بماند. در اصل شخصيت هاي آثار معمايي و جنايي چند چهره هستند و چهره هاي مختلف خود را در مقتضيات گوناگون به گونه هاي مختلف نشان مي دهند و مدام در ذهن بيننده اين ابهام را به وجود مي آورند که کدام چهره واقعي است. اين چند چهره بودن بايد در ديالوگ هاي اين شخصيت ها هم بروز کند.

جذابيت هاي پنهان بازي

شخصيت هاي فيلم «شرکت» همه اين قابليت ها را دارند. شخصيت هاي اصلي چهار نفر هستند؛ وثوق، رضايي، فروزان و کارگرداني که براي شرکت فيلم تبليغاتي ساخته است. همه اين شخصيت ها از ابتداي قصه تا صحنه پاياني در هاله اي از ابهام فرو رفته اند و بيننده متوجه نمي شود که کداميک از آن ها راست مي گويد و کداميک دارد نقش آدم راستگو را بازي مي کند. البته از نيمه هاي فيلم، شخصيت هاي وثوق و رضايي تا حدودي براي بيننده کالبد شکافي مي شوند، اما باز هم بيننده نمي تواند به هيچ کدام از آن ها اعتماد کند.
دوم کارگرداني: مهم ترين وظيفه يک کارگردان اين است که مخاطب کار خود را بشناسد و با اين شناخت ساختار مناسبي را براي روايت اثر خود انتخاب کند.
احمد ديري با «شرکت»، نشان داد که مخاطب تلويزيون را مي شناسد و مي داند که اين مخاطب در وهله اول دوست دارد داستاني جذاب را تماشا کند و با همين داستان سرگرم هم بشود. بنابراين «شرکت» را به گونه اي ساخته که هر دو نياز مخاطب تلويزيون را برآورده کند. او هر چند بارها به وسيله شخصيت کارگردان اين نکته را يادآوري مي کند که به فيلم «بازي»علاقه مند است، اما مي داند که بايد بازي ايراني را براي مخاطب ايراني بسازد. ذهن عموم مخاطبان تلويزيون آمادگي سرگرمي را دراد. اما اگر مسائل زيادي پيچيده شود، نمي تواند با آن همراهي کند؛ به همين دليل داستان «شرکت» را تا آنجا که ذهن مخاطب مي پذيرد، پيچيده مي کند و در خلال معماها، فضايي را هم براي مخاطب ايجاد مي کند تا او بتواند به ماهيت شخصيت ها نزديک شود. فيلم از وسط به ابتدا حرکت مي کند و همين ساختار، کنجکاوي مخاطب را برمي انگيزاند. ابتدا او با طرح قتل دو نفر به دست هم روبه رو مي شود و در ادامه با برگشت به يک ماه قبل نشان داده مي شود که اصلا چرا بايد اين قتل ها انجام شود. از طرفي شناخت مخاطب تلويزيون باعث شده تا نويسنده و کارگردان به روابط عاطفي بين رئيس و منشي هم روي خوش نشان دهند و خودکشي همسر صاحب شرکت (وثوق) را هم به داستان بيفزايند. اين گونه مسائل هميشه براي مخطاب تلويزيون جذاب بوده است.
سوم بازيگران: نقش هاي اصلي فيلم شرکت را بازيگراني اجرا مي کنند که براي مخاطب آشنا هستند. مجيد مظفري نقش صاحب شرکت (وثوق) را بازي مي کند. در ابتداي فيلم او شخصيتي قاتل معرفي مي شود، اما از اواسط فيلم بيننده کم کم با او ارتباط برقرار مي کند و در گوشه ذهن خود به او اعتماد مي کند و جايي را براي رستگاري او باز مي کند
منفورترين شخصيت فيلم «شرکت»، رضايي است؛ برادر زن متوفي وثوق که در ظاهر مي خواهد انتقام خواهرش، نازي را از وثوق بگيرد، اما در انتهاي فيلم مشخص مي شود حتي ورود نازي به شرکت هم طبق نقشه رضايي بوده، چون او از همان روز اول درصدد تصاحب شرکت وثوق بوده است. محمد حاتمي بهترين گزينه براي اجراي نقش رضايي است. او قبلا چنين نقش هايي را در سريال «حلقه سبز» و «خانه بي پرنده» هم تجربه کرده است.
لعيا زنگنه نقش خانم فروزان، منشي وثوق را بازي مي کند؛ شخصيتي که بيننده ابتدا به او بدبين مي شود اما در ادامه به او اعتماد مي کند و متوجه مي شود که فروزان هم مهره سوخته اي است که بايد در بازي رضايي کيش و مات شود. فريدون محرابي هم بازيگر نقش کارگردان جوان است؛ شخصيتي که دوبار در فيلم براي بيننده مي ميرد اما در آخر فيلم زنده روبه روي وثوق قرار مي گيرد و همه بازي هاي رضايي را براي وثوق برملا مي کند و مي گويد آمده تا اجازه بگيرد از ماجراهاي شرکت فيلم بسازد؛ از همه بازي هاي پشت پرده شرکت.
منبع: نشريه سروش شماره 1487.



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط