احمق هاي  قرن21
احمق هاي قرن21


 

نويسنده: سياوش رحماني




 
اعضاي انجمني در لندن همچنان عقيده دارند که زمين صاف است!
تمدن هاي باستان تقريبا همگي براين باور بودند که زمين صاف است؛ البته تفاوت هايي در عقايدشان وجود داشت. عده اي از آنها فکر مي کردند زمين مانند يک بشقاب است و مرزهاي آن به يک دايره محدود مي شود و خورشيد دور اين دايره مي چرخد. بعضي هم زمين را صفحه اي بي کران مي دانستند که نهايتي ندارد. اين باور غالب که در طول قرن ها شديدا تثبيت شده بود با ماجراي جنجالي گاليله و چند ماجراي ديگر که قبل و بعد از آن اتفاق افتادند به تدريج منسوخ شد. امروزه بيشتر مردم فکر مي کنند، زمين گرد است و البته اين را بديهي هم مي دانند. شايد باور نکنيد ولي هنوز هم عده اي هستند که فکر مي کنند زمين تخت است؛ آدم هاي بي سوادي هم نيستند و جمع شان پراز مدعيان فيزيکدان و جغرافيدان است. در اين مطلب به سراغ آنها رفته ايم. کمي از تاريخچه انجمن شان در لندن بخوانيد و کمي از دلايل جالبي که در رد گرد بودن زمين مي آورند!
اصطلاح «زمين تخت ها» به طور خاص به انجمني در انگلستان اطلاق مي شود. اين انجمن متشکل از تعدادي شبه دانشمند در زمينه هاي مختلف است؛ از پژوهشگران علوم تجربي گرفته تا علوم نظري و حتي الهيات، همه جور آدمي در ميانشان هست که البته هيچ کدام از اين افراد در صف دانشمندان تراز اول دنيا قرار نمي گيرند ولي بيشترشان فارغ التحصيل معتبرترين دانشگاه هاي جهان در سطوح عالي هستند و مدارک تحصيلي درخشاني دارند.
خلاصه، حرف هاي عجيب و غريب اعضاي انجمن زمين تخت ها اين است که زمين گرد نيست و خورشيد به دور آن نمي گردد.
آنها مي گويند ما همگي حس مي کنيم که روي زميني صاف هستيم و گرد بودن زمين با تجربيات روزمره ما در تضاد است.
علاوه براين انجمن زمين تخت ها، دلايلي ارائه مي کند که شنان مي دهد زمين صاف و به شکل يک سکه است.
آنها مي گويند ما روي زميني مانند يک بيسکوئيت صاف زندگي مي کنيم!

بيسکوئيتي با ديوار يخين
 

زمين تخت ها مي گويند؛ زمين يک سطح صاف و دايره اي شکل مانند يک ديسک يا بيسکوئيت است. نقطه رأس قطب شمال، مرکز اين صفحه دايره اي است ولي قطب جنوب آن طور که ما مي پنداريم يک نقطه نيست. طبق مدلي که آنها ارائه مي دهند صفحه زمين در مرزهايش توسط ديواري بلند و يخين محصور شده است.
چنين عقايدي در نيمه اول قرن بيستم به شدت از سوي زمين تخت ها تبليغ شد. آنها با چاپ يک مجله و در اختيار داشتن يک ايستگاه راديويي حرف هاي خود را به گوش خيلي ها رساندند. وليوا که در ابتداي قرن بيستم رهبر اين گروه بود حتي با مسافرت به نقاط مختلف جهان از جمله ايالات متحده آمريکا سعي کرد پايگاه هايي براي خود به دست آورد. اکنون به جز انگلستان تنها در آمريکاست که هنوز عده اي به صاف بودن زمين معتقد هستند.
ولي شرايط به ضرر آنها تغيير مي کرد. بزرگ ترين انقلاب در عرصه فضايي در قرن بيستم اتفاق افتاد و علم در اين زمينه با يک پيشرفت ناگهاني اطلاعات بسيار جديدي دراختيار بشر قرار داد. دستاورد فعاليت هاي مربوط به نجوم و فضانوردي کار را براي آنها که مي گفتند زمين صاف است، سخت تر مي کرد. اوج بدبياري آنها سال1956بود؛ زماني که اولين عکس هاي فضايي از زمين منتشر شدند و تاييد کرد که زمين کروي است. ساموئل شنتون، يکي از سران فعال انجمن در آن زمان پس از بيرون آمدن اين عکس ها و حملات تمسخر آميزي که به آنها مي شد، گفت: «به راحتي مي توان ديد که چگونه يک عکس مثل اين (عکس زمين که از فضا گرفته شده بود)مي تواند چشم هاي ناکار آزموده را فريب دهد.
اگر چه نهادهاي مسيحي واقع بين تر با ارائه تفسيرهاي جديدي از کتاب مقدس توانستند با گرد بودن زمين- که با آنچه آنها پيش از آن باور داشتند در تضاد بود- کنار بيايند ولي هنوز هم عده اي از کليساييان راديکال اين حرف ها را برنمي تابند. انجمن زمين تخت ها در واقع جمعي به اصطلاح علمي از آن دسته مسيحيان است. جالب آنکه بيشتر معتقدان زمين تخت، مذهبي هاي افراطي اي هستند و در ميان استدلال هاي علمي شان دائماً به کتاب مقدس ارجاع مي دهند که بحث درباره آن از حيطه علوم تجربي خارج است. بيشتر اعضاي ارشد انجمن زمين تخت ها اگر چه فارغ التحصيلان علوم تجربي و نظري هستند و کارشان را با بحث و استدلال و ارائه دليل جلو مي برند ولي گاهي هم با هوچي گري زمين گردها(!) را به دين ستيزي متهم مي کنند و مي گويند آنها براي اين سعي دارند زمين را گرد جلوه دهند که مي خواهند ريشه مسيحيت را بزنند.

سفر به ماه دروغ بود
 

زمين تخت ها در مورد هر کدام از ديگر اتفاق هايي که به ضررشان تمام مي شد هم داستان متفاوتي داشتند؛ مثلا درباره سفر انسان به ماه با عده ديگري در سراسر جهان همراه شدند که مي گفتند اين قضيه فقط يک دروغ ساختگي است و فيلم فرود آرمسترانگ روي ماه هم در هاليوود و برمبناي داستاني از آرتور سي کلارک فيلم برداري شده است(البته اين قضيه بحث برانگيز آن قدر گسترده بود که زمين تخت ها در آن گم شدند. مشاهدات دقيق سايه هاي انسان ها و وسايل آنها روي ماه و همچنين بادي که به پرچم مي وزد عده اي را برآن داشته است که بگويند سفر به ماه واقعيت ندارد. البته از رواج يافتن اين شايعه شوروي که در جنگ سرد با آمريکا بود، بيشتر از همه سود مي برد
در بيانيه اي که چارلز جانسون-رئيس وقت انجمن -در سال1971منتشر کرد، آمده بود:«...جهان تخت است...ما معتقديم کساني که امروز به نام عالم و دانشمند شناخته مي شوند، در واقع فريبکاراني هستند که عوام را گول مي زنند....»البته تکنولوژي و تمام چيزهاي خوبي که براي ما آورده است، هيچ ربطي به علم ندارد. تمامي مخترعين ضد علم بوده اند؛ مثلا برادران رايت(مخترعين هواپيما) گفته اند:نظريات علمي ما را سال ها عقب نگه داشت. زماني که ما تمام علم را به دور انداختيم و از تجربه ها و تجربه ها شروع کرديم، آنگاه هواپيما را اختراع کرديم.
در يک ميزگرد جنجالي ديگر يک نفر از يک دوست زمين تخت پرسيده بود: «هواپيماها اگر به سمت شرق يا غرب براي مدتي پرواز کنند، به نقطه اول خود برمي گردند؛ مگر اين طور نمي شود؟» و زمين تخت گرا گفته بود: «البته که مي شود. زمين مانند يک صفحه گرامافون است و براي چنين کاري شما کافي است يک دور کامل دور نقطه قطب شمال بزنيد تا به نقطه اول خود باز گرديد.» پرسشگر دوباره پرسيده بود: «درست است ولي اگر به سمت جنوب برويد، آن وقت به باور شما بايد به لبه هاي زمين برسيم که ديواره اي يخي است.» جواب: «البته که نه. هيچ کس نمي تواند به لبه ها برسد زيرا در مسيرش ديواره هاي بلند يخ وجود دارد!»
يکي ديگر از پرسش هايي که به آن پاسخي جالب مي دهند، اين است که :«اگر نقطه اي به عنوان قطب جنوب وجود ندارد پس چرا جنوبي که قطب نما نشان مي دهد هميشه به يک سمت است؟» پاسخي که معمولا مي دهند آن است که «جون سوزن قطب نما شمال را نشان مي دهد و کساني که از طريق آن به جنوب سفر مي کنند، به نقطه اي مي رسند که گمان مي کنند قطب جنوب است.»
زمين تخت ها دلايل پرشماري براي صاف بودن زمين مي آورند که در اينجا مي توانيد چند تا از اين برهان ها را همان طور که آنها بيان کرده اند بخوانيد. ممکن است کمي بامزه به نظر بيايد ولي بيشتر اين استدلال ها بي سرو ته به نظرتان مي رسد و باعث مي شود کمي به مدارک معتبر علمي آنها شک کنيد.

واقعيت اثر
 

پس از اينکه ماهيت موجي نور آشکار شد، دانشمندان به وجود ماده اي که محيط و بستر انتشار امواج نور را فراهم مي آورد نياز داشتند. آنها مي گفتند که هر موجي نياز به يک محيط دارد و اثر هم محيطي است که نور در آن سير مي کند. براي اينکه نور از خورشيد به ما برسد بايد تمام فضاي بين خورشيد تا زمين را بپيمايد پس تمام اين محيط از اثر پر شده است. در سال1887دو دانشمند آمريکايي آزمايشي براي يافتن مستقيم اثر در فضا انجام دادند. آنها پيش بيني مي کردند که چون زمين در حال حرکت از ميان اثر است پس سرعت حرکت نور در جهت حرکت زمين بيشتر از عمود برآن است. آزمايش دقيقي که آنها انجام دادند به هيچ نتيجه اي نرسيد و تفاوت سرعت حرکت نوردر محيط اثري به علت چرخش زمين را مشاهده مي کردند ولي اين آزمايش درست آنها را به يک نتيجه نادرست رساند؛ ايشان گفتند پس اتر وجود ندارد. در حالي که حقيقت وجود اتر انکار ناپذير است زيرا هر موجي نياز به محيط دارد. در واقع نتيجه درست از اين آزمايش اين بود که زمين همان طور که احساس مي کنيم ساکن است و هيچ حرکتي ندارد. آنها به جاي اينکه حرکت زمين را انکار کنند وجود اتر را انکار کردند که اصلا معقول نيست. اين آزمايش نشان مي دهد که زمين ساکن است و هيچ حرکتي ندارد.

2ـ حرکت زمين
 

در مدل امروزي سياره زمين، تصور مي شود که يک توپ سنگي کروي است که در ميان فضا با سرعت صدها هزار کيلومتر در ساعت پرواز مي کند ولي چگونه امکان دارد که زمين اين سرعت را براي ميليون ها سال حفظ کند، در حالي که تمام فضا از اثر پر شده است و با زمين اصطکاک دارد. در واقع انرژي حرکتي زمين توسط اثر گرفته مي شود و براي ادامه حرکت نياز به کسي دارد که آن را هل دهد. اگر بخواهيم قبول کنيم که زمين با آن سرعت وحشتناک به دور خورشيد در حال چرخش است، بايد مثل ماشيني که در حال پيچيدن است همه اشياي روي زمين به يک سو پرت شوند. در طول روز که رو به خورشيد است، همه چيزبه سمت درون فشرده مي شود و در شب ها همه درخت ها و ساختمان ها به سمت بيرون پرتاب شوند و چون چنين چيزي را از نظر کاملا تجربي مشاهده نمي کنيم پس زمين نمي تواند در يک مدار به دور خورشيد بچرخد.

3ـ گرد بودن زمين
 

تصور کنيد اگر جهان گرد باشد و دو نفر يکي در قطب شمال و ديگري در قطب جنوب باشد، آنکه در قطب شمال است توسط نيروي ثقل به سمت پايين کشيده مي شود ولي آنکه در قطب جنوب است، توسط نيروي ثقل به پايين سقوط خواهد کرد. همچنين مثلا اگر تعدادي سنگ روي يک توپ فوتبال قرار دهيد ، تعدادي از آنها از لبه هاي توپ به پايين مي افتند و اين نشان مي دهد که اگر زمين هم گرد مي بود، همه چيز از کناره هاي آن به سمت پايين سقوط مي کرد.

4ـ بالا و پايين زمين
 

تصور کنيد اگر يکي از ساکنين بالايي زمين براي ديدن دوست خود به بخش زيرين زمين کروي برود چه اتفاقي مي افتد؟ آن کسي که بالاست، معتقد است که جهت پايين، پايين است و آن کسي که در پايين زندگي مي کند، جهت پايين را بالا مي داند. در نتيجه هنگامي که با هم روبه رو مي شوند بايد معکوس همديگر باشند و اين محال است.

4ـ چرا اب درياها نمي ريزد؟
 

همان طور که مي دانيد آب حدود75 درصد از سطح سياره ما را گرفته است. همچنين تمام دور تا دور آن توسط سيال ديگري به نام هوا پوشيده شده است. چطور مي توان تصور کرد که اين تريليون ها تن آب و هواي اطراف زمين به سختي به سطح سياره چسبيده باشند؟ از طرف ديگر نيروي گرانش چگونه مي تواند اين حجم عظيم از آب مايع را در اين مدت طولاني اطراف خود نگه دارد؟ حتي اگر بپذيريم که گرانش مي تواند اين کار را بکند، باز هم با مشکلاتي که شاخه ديگر علم فيزيک يعني ترموديناميک براي ما ايجاد مي کند، روبه رو مي شويم.
بعد از سرح تمام اين دلايل نتيجه مي گيرند که «بسيار واضح است که دنيا ثابت است و در مرکز کيهان مستقر شده، خورشيد، سيارات و تمامي ستارگان به دور زمين گردش مي کنند.»

بحث با زمين تخت ها
 

معمولا زمين تخت ها آدم هاي با اعتماد به نفسي هم هستند و علاقه شديدي به شرکت در مناظره ها و پرسش و پاسخ در برنامه هاي زنده تلويزيوني دارند که هميشه بحث هاي داغ و جذابي از آب در مي آيد. در يکي از اين بحث ها پرسشگر از يکي از زمين تخت ها پرسيده بود: «اگر زمين گرد نيست پس چرا وقتي کشتي از ساحل دور مي شود در افق به تدريج پايين تر مي رود؟» و نماينده انجمن پاسخ داده بود: «به خاطر شکست نور. شکست نور توسط جو باعث مي شود شما به خطا احساس کنيد که کشتي در حال فرورفتن به پايين است در حالي که اگر بارها اين پديده را ببينيد، ممکن است حتي به نظر برسد که کشتي ها کمي به سمت بالا هم مي روند و توي هوا مي ايستند. شما که فکر نمي کنيد آنها پرواز مي کنند بلکه اين به خاطر شکست نور است.»

تاريخچه انجمن زمين تخت ها
 

صاف بودن زمين حرف جديدي نيست ولي از اوساط قرن هجدهم به بعد فقط يک عده خاص بودند که آن را باور داشتند. ساموئل برلي روباتهام، مخترع انگليسي از زمره اين افراد بود که توانست آنها را در يک انجمن متحد کند. او انجمن زمين تخت ها را در ابتداي قرن نوزدهم تاسيس کرد. روباتهام با تفسيري که از بخش هايي از کتاب مقدس داشت، به اين عقيده خاص رسيد و مقالاتي در اين باره چاپ کرد. وي در نهايت در کتاب430صفحه اي خود به نام«زمين، نه يک کره» ،ديدگاه هاي خود را به طور مفصل ارائه داد. او چگونگي ساختار زمين و سيستمي را که در آن زمين و ماه و خورشيد در کنار هم قرار مي گيرند، توضيح داده بود. نظريه هاي قطبيت قطب شمال و ديوار يخين هم که همچنان انجمن زمين تخت ها نسخه هاي طولاني تري از آنها ارائه مي کند، در ابتدا توسط او مطرح شدند. از اواسط قرن بيستم و پس از آنکه انجمن به يک نهاد بين المللي تبديل شد، به تدريج فعاليت انجمن کم شد و تعداد اعضاي آن که بيش از 6هزار نفر بود، کاهش يافت و درآخرين دهه قرن گذشته تقريبا فعاليت هاي آن متوقف شد. از سال2004اما با ورود عده اي از پژوهشگران و دانشمندان تازه نفس، زمين تخت ها جان تازه اي گرفتند و تعداد اعضاي آن از 3هزار نفر بيشتر شد. با وجود تمام عکس هايي که از زمين گرفته شد و تمام شواهد علمي که گرد بودن زمين را تاييد مي کردند و مي کنند، زمين تخت ها هنوز به زانو در نيامده اند. آنها به طور مجاني عضو هم مي پذيرند. اگر خواستيد درباره آنها بيشتر بدانيد يا اينکه دلايلشان شما را قانع کرده و مي خواهيد در انجمن شان عضو شويد، مي توانيد به سايت htt:/the flatearthsociety.org/cmsبرويد.
منبع: دانستنيها شماره 30