و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

بدون شک نمي توان سينما را بدون فيلم هاي ترسناک تصور کرد. فيلم هايي که در سنين مختلف و به شکل هاي مختلف ما را ترسانده اند. در ابتداي پديد آمدن هنر سينما ترساندن مخاطب خيلي راحت تر بود، به اين دليل که مخاطب هنوز نمونه هاي تصويري ديگري از ترس را تجربه نکرده بود. در يکي دو دهه اخير به جز معدود موارد خاص فيلم هاي ترسناک ديگر ابهت سابق خود را ندارند ولي هنوز هم ترساندن مخاطبان از مهم ترين دغدغه هاي سينماگران محسوب مي شود. اما اينکه
شنبه، 27 اسفند 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود
و حالا مو به تنتان سيخ مي شود


 

نويسنده: محمد صادق شايسته




 

مروري بر مهم ترين عوامل ترس ما از فيلم هاي سينمايي و نمونه هاي معروفشان
 

بدون شک نمي توان سينما را بدون فيلم هاي ترسناک تصور کرد. فيلم هايي که در سنين مختلف و به شکل هاي مختلف ما را ترسانده اند. در ابتداي پديد آمدن هنر سينما ترساندن مخاطب خيلي راحت تر بود، به اين دليل که مخاطب هنوز نمونه هاي تصويري ديگري از ترس را تجربه نکرده بود. در يکي دو دهه اخير به جز معدود موارد خاص فيلم هاي ترسناک ديگر ابهت سابق خود را ندارند ولي هنوز هم ترساندن مخاطبان از مهم ترين دغدغه هاي سينماگران محسوب مي شود. اما اينکه چه چيزهايي در طول تاريخ سينما در مقاطع مختلف باعث ترس ما شده اند نکته اي است که در اين مطلب به آن اشاره کرده ايم. البته ممکن است يک سري چيزهاي ديگر هم وجود داشته باشد که بتواند در اين فهرست قرار بگيرد ولي آنچه شما در ادامه خواهيد خواند چکيده اي از مهم ترين عوامل ترس ما از فيلم هاي و حشتناک به همراه برترين فيلم هاي هر کدام از اين عوامل است.

فرانکشتاين
 

کارگردان: جيمز ويل
بازيگران: بوريس کارلوف، مي کلارک، کالين کليو
عامل ترس: انسان نماها
فرانکشتاين دانشمند جوان و جاه طلبي است که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه هاي بدن مردگان و با استفاده از نيروي الکتريکي موجود زنده اي شبيه يک انسان و اندازه اي بزرگ تر از يک انسان معمولي مي سازد. اين موجود آن قدر وحشتناک است که حتي خالقش از دست او فرار مي کند. در نهايت خالقش نيز نمي تواند آن را کنترل کند و خودش قرباني آن مي شود.
موجوداتي که به ظاهر انسان هستند ولي در حقيقت انسان واقعي نيستند يا فقط در مواقع خاصي مي توان آنها را انسان ناميد. بعضي از آنها مثل مخلوق فرانکشتاين هستند و بعضي هم موجودات دوزيستي مثل گرگ نماها هستند؛ البته زامبي ها هم در اين رديف قرار مي گيرند با اينکه بوريس کارلوف بازيگر نقش هيولاي فرانکشتاين با اين نقش در تاريخ سينما ماندگار شد ولي خودش اصلا اين اتفاق را دوست نداشت. او مي گفت: «اين هيولا باعث شد من تا ابد ترسناک باقي بمانم؛ حتي اگر روزي نقش رومئو را داشته باشم همه فکر مي کنند من آخر فيلم با يک ضربه ژوليت را خواهم کشت.» در اولين اکران اين فيلم خيلي ها از ترس نتوانتسه بودند داخل سينما بمانند؛ و شايد جالب باشد که بدانيد اولين مدل درجه بندي سن و سالي براي سينماهاي هاليوود بعد از نمايش اين فيلم اتفاق افتاد. همچنين اين فيلم اولين فيلمي بود که داراي گريم بسيار سنگيني براي بازيگر نقش هيولابود و با توجه به موفقيت اين شخصيت راه جديدي در عرصه گريم براي شخصيت هاي ترسناک تاريخ سينما باز شد. البته متاسفانه هيولاي فرانکشتاين خيلي سريع قابليت رتس خود را از دست داد و به همراه دراکولا تبديل به کمدين هاي اين موجود ترسناک را دوباره بازگرداند؛ اتفاقي که براي دراکولا هم در فيلم دراکولاي برام استوکر پيش آمد
ديگر فيلم ها: فرانکشتاين مري شلي(1994)، شب مردگان زنده(1968)، من افسانه هستم(2007)، رزيدنت اويل (2002)، متروي مرگ(2000)

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

جن گير
 

کارگردان: ويليام فردکين
بازيگران: ماک فون سيدو، الن بورستين، ليندار بلير
عامل ترس: نيروهاي شيطاني
رگان دختر نوجواني است که بدنش توسط يک جن اسير شده است. مادر او به همراه يک کشيش مسيحي تلاش مي کنند تا بتوانند او را از اين مهلکه نجات دهند.
نيروهاي ماورايي و شيطاني که ارواح و اجنه هم جزئي ازآن محسوب مي شوند ذاتا ترسناک هستند. حتي آوردن اسم آنها هم باعث ترس مي شود اين مساله سوژه بسيار خوبي براي اهالي سينماست تا بتوانند مردم را بترسانند. فيلم جن گير يکي از بهترين فيلم هايي است که در اين زمينه ساخته شده است. جالب است بدانيد بازيگراني که در اين گونه فيلم ها بازي مي کنند خيلي اوقات خودشان هم در بعضي مواقع مي ترسند از نکات حاشيه اي فيلم جن گير مي توان به آسيب دائمي ليندابلير از ناحيه نخاع در زمان فيلم بردراي اين فيلم اشاره کرد. او در فيلم بايد روي رختخواب خود سخت ترين و شديد ترين واکنش ها را براي نشان دادن هجوم جن به بدنش انجام مي داد که اين باعث آسيب ديدگي شديد او از ناحيه نخاع شد. براي طبيعي تر شدن حرکات ليندا بلير در اين فيلم از سه به اصطلاح جن گير براي طراحي حرکات و واکنش هاي او استفاده کردند؛ ضمن اينکه بيش از 30گزينه براي ايفاي نقش رگان وجود داشت که با اصرار زياد مادر ليندا بلير او براي اين نقش انتخاب شد. البته مادر بعدها و به علت اثرات بدي که اين فيلم بر روحيه ليندا گذاشت اعلام کرد از کاري که انجام داده بسيار پشيمان است. از اين فيلم سه قسمت ديگر هم در سال هاي 1977،1990،2004ساخته شد ولي آنها به شدت ناموفق بودند.
فيلم هاي ديگر: فعاليت هاي غيرطبيعي(2007)،ديگران(2001)، طالع نحس(1976)،بچه رزماري(1969)،حلقه نسخه ژاپني(1998)

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

‌ پيچ اشتباهي
 

کارگردان: راب اشميت
بازيگران: اليزا دو شکو، جرمي سيستو، امانوئل چيريکويي
عامل ترس: دل و روده
شش جوان راه خود را در جنگل هاي ويرجينياي غربي گم مي کنند. آنها در حال جست و جو براي يافتن راه خود يکي يکي توسط دو آدمخوار که در اين جنگل ها زندگي مي کنند. شکار و به طرز فجيعي کشته مي شوند.
در اواخر دهه90ژانر. وحشت دچار يک سري تغيير و تحولات نسبتا بدي شد. دست اندر کاران صنعت سينما در اين بخش به اين نتيجه رسيدند که ديگر نمي توانند با موضوعات گذشته آدم ها را بترسانند به همين دليل دست به ساخت فيلم هايي زدند که در آن خون و خونريزي و قتل هاي فجيع حرف اول را مي زد. اين فيلم ها که به فيلم هاي اسلشر معروف شد هيچ گاه از نظر هنري در جايگاه خوبي قرار نگرفتند ولي تا حدودي توانستند ترس از دست رفته را به نسل جديد بازگردانند؛ هرچند به نظر مي رسد که آرام آرام بازار اين گونه فيلم ها هم در حال از بين رفتن است. فيلم پيچ اشتباهي به نوعي موفق ترين فيلم اين سبک شناخته شده است. از اين فيلم تا به حال به صورت رسمي سه دنباله و به صورت غيررسمي پنج دنباله ديگر ساخته شده است. مهم ترين ويژگي اين گونه فيلم ها چهره هاي بسيار زشت و ترسناک براي آدمکش ها، چند عدد جوان خنگ و بيچاره، انواع و اقسام سلاح هاي سرد و گرم و کشنده و در نهايت چندين گالن خون و چند جعبه اعضاي بدن قربانيان است. در مورد فيلم پيچ اشتباهي دو نکته جالب وجود دارد؛ اول اينکه به دليل خطرناک بودن بعضي از صحنه هاي تعقيب و گريز چهارنفر از جمله اليزادو شکوبازيگر اصلي فيلم در طول فيلم برداري دست و پايشان شکست و نکته دوم خود کشي دو نفر از عوامل فيلم در طول فيلم برداري بود که البته هيچ گاه دليل آن به طور مشخص گفته نشد. ضمن اينکه انجمن روان شناسان دانشگاه ميشيگان هم ديدن اين گونه فيلم ها را در افزايش خشونت بين جوانان بسيار تاثيرگذار مي دانند.
ديگر فيلم ها: تپه ها چشم دارند(2006)،کشتار با اره برقي در تگزاس(2003)، خانه جنگلي(2007)،‌ سيزدهمين جمعه(2009)، مقصد نهايي(2000)

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

‌ نوسفراتو
 

کارگردان: اف. دابليو. مورنائو
بازيگران: مگس شرک، گرتا شرودر، راث لاندشاف
عامل ترس: خون آشام ها
خون آشام کنت اورلک به محل سکونت جديدش مي رود و راه و روش اجداد خود را در پيش مي گيرد.
مطمئنا هيچ کس دوست ندارد حتي در خيال يکي از طعمه هاي خون آشام با همان جناب دراکولا باشد. دراکولاها ريشه واقعي ندارند اما خيلي زود پاي خود را به سينما باز کردند و در عرصه وحشت و حتي کمدي خيلي خوب توانستند جاي خود را باز کنند. شمايل مکس شرک در قامت کنت دراکولا آن قدر وحشت آور بود که تا سال ها به عنوان چهره اول سينماي وحشت شناخته مي شد. البته شما کنت اورلک را در اين فيلم فقط يک لحظه مي بينيد و باقي فيلم را بايد در خدمت جناب دراکولا باشيد.
جالب است بدانيد که قيافه واقعي مکس شرک دقيقا به همان شکلي است که شما در فيلم مي بينيد و کارگردان فيلم فقط ناخنهاي بلند و گوش تيز را به عنوان گريم به صورت او اضافه در کشور سوئد ممنوع بوده است. مي گويند سکانس ابتدايي اين فيلم بهترين آغاز يک فيلم ترسناک تا به امروز است. ضمنا اين مساله که خون آشام ها به نور خورشيد حساس هستند. براي اولين بار در اين فيلم مطرح شد. البته در يکي دو دهه اخير دراکولاها و خون آشام ها ابهت گذشته خود را از دست داده اند.
ديگر فيلم ها: تيغه(1998)، دراکولاي برام استوکر(1992)، دراکولا(1931)، ماه نو(2009)، ون هلسينگ (2004)،

کوسه
 

کارگردان: استيون اسپيلبرگ
بازيگران: روي شرايدر، ريچارد دريفيوس، رابرت شاو
عامل ترس: حيوانات
يک کوسه سفيد غول پيکر به يک جزيره حمله و شروع به از بين بردن آدم هاي آن مي کند. يک پليس، يک دانشمند و يک ماهيگير با يک قايق به وسط دريا مي روند تا بتوانند اين کوسه ترسناک را شکار کنند.
اين گونه فيلم ها معمولا اگر خوش ساخت باشند تماشاگر را به شدت مي ترساند و اگر بد باشند. او را از خنده روده بر مي کند. طي ده ها سال ساخت فيلم هاي ترسناک با محوريت انواع و اقسام حيوانات از جمله گوريل، عقرب، زنبورف مار، ببر، کوسه، نهنگ، مورچه پرندگان مختلف روي پرده هاي سينما نمايش داده شده است. البته در اکثر اين فيلم ها خبري از حيوانات واقعي نيست و معمولا با ماکت حيوانات يا با کمک جلوه هاي ويژه نمايش داده مي شوند. مثلا در همين فيلم اسپيلبرگ يک ماکت مکانيکي نيم تنه از کوسه ساخته شده بود و تمام فيلم توسط همان ماكت نمايش داده مي شود. البته اسپيلبرگ در اينکار دچار مشکلات فراواني شد؛ از جمله اينکه بدن رابرت شاوبازيگر نقش ماهيگير در دهان کوسه مکانيکي گير کرد و به شدت هم آسيب ديد. البته اين تنها مشکل اسپيلبرگ نبود چون تنها دوماه پس از اکران اين فيلم عده اي از مالکان هتل هاي جزاير هاوايي با اين بهانه که اين فيلم باعث شده مشتري هاي آنان به دليل ترس از کوسه کمتر شود از او شکايت کردند. هر چند اين شکايت راه به جايي نبرد ولي ترسي که از کوسه به واسطه اين فيلم در دل خيلي ها ايجاد شد تا سال ها باقي ماند.
ديگر فيلم ها: آناکوندا(1998)، پرندگان(1963)، کينگ کنگ(1933)، موبي ديک(1956)، مورچه ها(1996)،

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

بيگانه
 

کارگردان: ريدلي اسکات
بازيگران: سيگورني ويور، تام اسکريت، ورونيکا کارتوايت
عامل ترس: بيگانه ها
سفينه اي فضايي که براي اکتشاف در نقطه دوري از فضا به سر مي برد به ناگاه گرفتار موجودات عجيب و خون آشامي مي شوند که بيگانه نام دارند.
معمولا سينماگران در نشان دادن موجودات فضايي و بيگانه يا آنها را مهاجم نشان مي دهند يا ترسناک، بهترين نمونه فيلم هاي ترسناک در اين موضوع فيلم بيگانه است. زماني که ريدلي اسکات 40ساله به عنوان دومين کار خود اين فيلم را ساخت شايد هيچ وقت فکر نمي کرد که بتواند اين موجودا ت را در سينماي وحشت تا به اين اندازه با اهميت کند و جالب است بدانيد که قسمتي از سرشخصيت بيگانه در اين فيلم از جمجمه واقعي انسان ساخته شده است. البته کمتر از يک دهه بعد فيلم درنده(predator)بابازي آرنولد شوارتزنگر هم ساخته شد که البته از لحاظ هنري با فيلم بيگانه فاصله بسيار زيادي داشت. تعدادي از سکانس هاي بيگانه جزو سکانس هاي برتر تارخ سينماي جهان است. البته دنباله هاي اين فيلم طبق معمول بسيار ضعيف تر از نسخه اوليه آن است.
فيلم هاي ديگر: بيگانه ها(1986)، منطقه(2010)، درنده(1987)، درنده2(1990)، گودزيلا(1998)

درخشش
 

کارگردان: ساتنلي کوبريک
بازيگران :جک نيکلسون، شرلي دواال، دني لويد
عامل ترس: بيمار رواني
جک تورنس نويسنده اي است که براي تکميل کتاب جديد خود به همراه همسر و پسرش به هتلي دورافتاده مي رود تا در سکوت کارش را انجام دهد اما آرام آرام تبديل به يک آدم رواني مي شود، تا حدي که در اقدامي جنون آميز سعي در کشتن همسر و پسرش مي کند.
شايد براي خيلي از ما اتفاق افتاده که با آدم هاي به اصطلاح ديوانه به اصطلاح ديوانه يا رواني مواجه شويم و ناخودآگاه دچار ترس از برخوردهاي آنها مي شويم. استفاده از اين ترس توسط کارگردانان معروف سينماي جهان باعث ساخت فيلم هايي شده که به بدترين شکل تماشاگر خود را مي ترساند. درخشش موفق ترين فيلمي است که در اين زمينه ساخته شده است. تبديل يک آدم خانواده دوست به يک قاتل رواني تبربه دست هنوز هم بعد از 30سال تماشاگر را روي صندلي خود ميخکوب مي کند. کوبريک-کارگردان اين فيلم -براساس اينکه حس جک نيکلسون از ابتدا تا انتها به يک اندازه مشخص باشد تمام سکانس ها را به همان ترتيبي که شما در فيلم مي بينيد ساخته است، کاري که شايد هيچ کارگرداني نتواند آن را انجام دهد. البته نيکلسون هم در اجراي اين نقش کم نگذاشت. او هر چه به پايان فيلم بيشتر نزديک مي شده کمتر مي خوابيده تا جايي که در هفت روز آخر فيلم برداري نيکلسون فقط روزي دو ساعت استراحت مي کرده است. البته اين فيلم تاثير روحي بدي روي شرلي دووال -همسر نيکلسون در فيلم-گذاشت. ديگر فيلم ها:رواني (1960)، هالووين(1978)، جيغ(1996)، اره(2004)، سکوت بره ها(1991)،

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

استاد وحشت و حاشيه هايش
 

فرانسيس تروفو درباره هيچکاک، سينمايش و شخصيتش گفته: «زير ظاهر مردي مطمئن به خويش، هزل گو و نيشزن، مردي حساس، صدمه پذير و عاطفي نهفته است. مردي که عواطفي را که مي خواهد به تماشاگران آثارش منتقل کند، خود عميقا و به شدت احساس مي کند. مردي که در تجسم ترس در سينما نظير ندارد، خود موجودي است بسيار ترسان و من تصور مي کنم که اين جنبه از شخصيتش در توفيق او اثر مستقيم داشته است.»
به گفته آدم هايي که او را مي شناختند، هيچکا ک هيچ وقت نتوانسته آلما رويل را در زمان بارداري اش تحمل کند. او حتي به همسرش نگاه هم نمي کرد. آلفرد فقط يک روز زودتر از آلما به دنيا آمده
به گفته خود هيچکاک در زمان کودکي او بالاي سرتخت مادرش مي ايستاده و به همه آن چيزي که در طول روز افتاق افتاده بود را مي گفت.
از آنجايي که با آلبرت آر. بروکلي (تهيه کننده سري فيلم هاي جيمز باند) دوست صميمي بود، در فيلم «شمال از شمال غربي» از آن سکانس معروف هليکوپتر فيلم «از روسيه با عشق» جيمز باند الگوبداري کرد.
زماني که کودک بود، هيچکاک با نامه اي که از طرف پدرش نوشته شده به طرف ايستگاه پليس رفت اما افسر پليس بي درنگ بعد از خواندن نامه، او را به مدت ده دقيقه بازداشت کرد و بعد از آزاديش گفت اين سزاي کساني است که کارهاي زشتي مي کنند. از آن رو زبه بعد هيچکاک فوبياي عجيبي نسبت به پليس پيدا کرد. آن جمله معروف او از همين جا نشأت مي گيرد: من مشکلي با پليس ندارم، فقط از آنها مي ترسم
به تازگي هيچکاک از طرف نشر يه سينمايي«اسکرين» به عنوان دومين کارگردان سينماي جهان انتخاب شد. در اين فهرست، جان فورد مقام اول را دارد.
رونالد ريگان، رئيس جمهور اسبق آمريکا درباره او گفته: «فاسد و تباه کننده نسل جوان.»

و حالا مو به تنتان سيخ مي شود

منبع: دانستنيها شماره 30



 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.