
تجربه هاي پراکنده
نويسنده: جان جورج
مترجم: ونداد الوندي پور
مترجم: ونداد الوندي پور
نوشتن در ژانر
بسياري از فيلمنامه نويسان از ژانر حذر مي کنند، زيرا حس مي کنند که تبعيت از قواعد ژانر دست و پاي آنها را مي بندد و محدوديت هاي زيادي برايشان به بار مي آورد. بعضي هم حس مي کنند که داستانشان، در محدوده هيچ ژانري نمي گنجد بعضي ها هم نوشتن در ژانر را کاري دشوار مي دانند. نکته مهمي که در اينجا بايد متذکر شوم اين است که شما با توجه به داستانتان بايد تصميم بگيريد که در ژانر بنويسيد يا نه. بعضي از داستان ها قابليت روايت در ژانر را دارند و بعضي فاقد اين قابليت هستند. يک فيلمنامه نويس مي تواند با نوشتن در يک ژانر خاص، خلاقيت خود را در نوشتن بسنجد. درست است که ژانر قواعد از پيش تعيين شده اي را در اختيار شما مي گذارد اما اين شماييد که بايد با استفاده از خلاقيت و نبوغ خود، طوري از اين قواعد استفاده کنيد که فيلمنامه تان رنگ و بوي نو و تازه اي بگيرد. هرگز فکر نکنيد که نوشتن در ژانر، لزوماً به معني نوشتن يک فيلم «بد» يا درجه دو است. بسياري از بهترين و پرفروش ترين فيلم هاي تاريخ سينما، فيلم هاي ژانر بوده اند.
اکنون اين سؤال پيش مي آيد که ژانرهاي اصلي کدام اند و يک فيلمنامه نويس تازه کار چگونه مي تواند از اصول و قواعد هرکدام از اين ژانرها مطلع شود. (ژانرهاي اصلي کلاسيک عبارتند از: ژانرهاي اکشن، کمدي، درام، وحشت، علمي-تخيلي، وسترن، تريلر، جنگي، نوآر، فانتزي و هنري. هرکدام از اين ژانرها داراي زيرمجموعه هايي هستند. براي مثال، ژانرهاي رمانتيک، تاريخي، دادگاهي و رمانس جزو زير مجموعه هاي ژانر درام هستند؛ ژانرهاي گانگستري، جاسوسي و سرقت جزو زيرمجموعه هاي ژانر تريلر؛ ژانرهاي کمدي سياه و کمدي- رمانتيک جزو زير مجموعه ژانر کمدي و ژانر وسترن اسپاگتي زيرمجموعه ژانر وسترن.م) قدمت هر کدام از ژانرهاي کلاسيک، به اندازه قدمت سينماست و منبع بعضي از آنها، ژانرهاي ادبي اي هستند که پيش از تولد سينما وجود داشتند. بسياري از ژانرهاي سينمايي داراي زيرمجموعه هايي هستند و هر کدام از اين مجموعه ها هم قواعد خاص خود را دارند. البته هنوز عده اي از منتقدان و فيلم سازان بر سر اين که هر فيلم متعلق به چه ژانري است با هم اختلاف دارند. بعضي از فليم ها هم - به خصوص فيلم هاي جديد- در عين اين که متعلق به هيچ ژانر واحدي نيستند؛ ترکيبي هستند از چند ژانر مختلف، بنابراين در اصل خارج از ژانر هستند. اگر به يک فروشگاه معتبر فروش و اجاره فيلم برويد، احتمالاً مشاهده خواهيد کرد که فيلم ها بر اساس ژانرشان طبقه بندي شده اند. تماشا کردن فيلم هاي مهم هر ژانر، بهترين روش براي شناختن اصول و قواعد حاکم بر آن ژانر است. فيلمنامه نويسي که قصد دارد در يک ژانر مشخص بنويسد، بايد تمام فيلم هاي آن ژانر را بارها و بارها با دقت تماشا کند و درباره مشترکات فيلم ها يادداشت بردارد. فيلم هاي متعلق به يک ژانر که از نظر ساختار، شخصيت پردازي، پيرنگ و فضا شباهت هاي بسياري به هم دارند. فيلمنامه نويس بايد اين شباهت ها را دريابد. همچنين، فيلمنامه نويس بايد متوجه شود که فيلم هاي يک ژانر، چه تفاوت هايي با هم دارند و از چه ابزارهايي براي «متفاوت بودن نسبت به بقيه فيلم هاي متعلق به آن ژانر» استفاده کرده اند. بديهي است که اگر قرار بود همه فيلم هاي يک ژانر، کاملاًبه هم شبيه باشند، تماشاگر ديگر رغبتي براي تماشاي آنها پيدا نمي کرد. فيلم هاي دليجان، ريوبراوو و هفت دلاور همگي متعلق به ژانر وسترن هستند، ولي از نظر محتواي داستاني و شيوه روايت، تفاوت هاي بسياري با هم دارند. بنابراين، صرف نوشتن و فيلم ساختن در يک ژانر، به معني نوشتن و ساختن يک فيلم تکراري نيست و همان طور که پيش تر گفتم، خلاقيت و توانايي يک نويسنده است که مي تواند جلوه اي نو و تازه به يک فيلم ژانري بدهد. در کلاس هاي فيلمنامه نويسي من، تقريباً در هر جلسه يک دانشجو پيدا مي شود که ايده اي جديد درباره يک فيلم خون آشامي ارائه دهد؛ ايده اي نو و غيرتکراري درباره موضوعي تکراري و مستعمل. اين بسيار عالي است. اما من هرگز اجازه نمي دهم که هيچ کدام از اين دانشجوها، بدون تماشاکردن و تحقيق درباره همه فيلم هاي مهم ساخته شده در يک ژانر و نيز فيلم هاي متعلق به ژانرهايي که زيرمجموعه آن ژانر مشخص هستند، به سراغ نوشتن آن ژانر برود. حتي اگر يک فيلمنامه نويس بخواهد برخلاف قواعد ژانر حرکت کند، بايد از قبل به قواعد ژانر کاملاً مسلط باشد زيرا تا شما راهي را نشناسيد، نمي توانيد در خلاف جهت آن حرکت کنيد.
در يکي دو دهه اخير، ژانرهاي جديدي باب شده اند که معمولاً مشتقاتي هستند از ژانرهاي قديمي. مثلاً ژانر تين ايجري- عاطفي که مشتقي است از ژانر کلاسيک رمانس. ژانرهاي جديد با تغييردادن بعضي از قواعد ژانرهاي قديمي و يا ترکيب چند ژانر با يکديگر، شکل گرفته اند. فيلم هايي هم هستند که به «ژانر اقليتي» (ژانر نژادي) معروف شده اند. اين نوع فيلم ها اقليتي خاص از مردم را مخاطب خود قرار مي دهند.
نکته مسلم اين است که يک فيلمنامه نويس، بايد با قواعد ژانرهاي مختلف سينمايي آشنا باشد. حتي فيلمنامه نويسي که قصد نوشتن در ژانر را ندارد، مي تواند از برخي قواعد يک ژانر و يا چند ژانر در فيلمنامه اش استفاده کند. فيلمنامه نويساني که علاقه دارند در يک ژانر خاص بنويسند، بايد بدانند که نوشتن در ژانر به خودي خود نمي تواند باعث موفقيت يا عدم موفقيت فيلمنامه شود. دقت، توانايي و قدرت خلاقيت فيلمنامه نويس است که در نهايت موفقيت و يا عدم موفقيت يک فيلمنامه را تعيين مي کند.
منبع: فيلم نگار شماره 44.