درباره «کانديداي منچوري»

سال ها از اولين نمايش کانديداي منچوري مي گذرد، اما حرف و حديث هايي که در مورد فيلم وجود دارد، درست به اندازه خود آن، جذاب و نامتعارف است. هنوز نمي توان توضيح دقيقي داد که چرا کانديداي منچوري مدت ها از دسترس علاقه مندان سينما به دور بود. از يک سو گفته مي شود، فرانک سيناترا که حق مالکيت فيلم را از يونايتد آرتيستز خريداري کرده بود، به محض آن که معلوم شد لي هاروي آزوالد، پيش از قتل رئيس جمهور کندي، فيلم ناگهان (1954)- که طرح داستاني آن فيلم نيز مانند کانديداي منچوري درباره ترور بود- را ديده بود، مانع ادامه نمايش آن فيلم، همين طور فيلم کانديداي منچوري شد.
جمعه، 4 فروردين 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
درباره «کانديداي منچوري»

درباره «کانديداي منچوري»
درباره «کانديداي منچوري»


 

نويسنده: اسپنسر وارن




 

آنجا که همه چيز معنايي دوگانه دارد
 

سال ها از اولين نمايش کانديداي منچوري مي گذرد، اما حرف و حديث هايي که در مورد فيلم وجود دارد، درست به اندازه خود آن، جذاب و نامتعارف است. هنوز نمي توان توضيح دقيقي داد که چرا کانديداي منچوري مدت ها از دسترس علاقه مندان سينما به دور بود. از يک سو گفته مي شود، فرانک سيناترا که حق مالکيت فيلم را از يونايتد آرتيستز خريداري کرده بود، به محض آن که معلوم شد لي هاروي آزوالد، پيش از قتل رئيس جمهور کندي، فيلم ناگهان (1954)- که طرح داستاني آن فيلم نيز مانند کانديداي منچوري درباره ترور بود- را ديده بود، مانع ادامه نمايش آن فيلم، همين طور فيلم کانديداي منچوري شد. جورج اکسلراد که فيلمنامه کانديداي منچوري را بر منباي رمان ريچارد کاندن نوشت، مي گويد: «پس از مرگ رئيس جمهور، تهيه کننده ها و کمپاني يونايتد آرتيستز بلافاصله تصميم گرفتند از ادامه نمايش کانديداي منچوري در سينماها جلوگيري کنند.» اکسلراد که فيلم را به همراه جان فرانکن هايمر و سيناترا تهيه کرده بود، ادامه مي دهد که «شرايط به گونه اي بود که نمايش فيلمي با مضمون ترور زشت به نظر مي رسيد، به خصوص که فرانک [سيناترا] با رئيس جمهور دوست بود.»
اکسلراد در پاسخ به اين سؤال که چه کسي ايده جلوگيري از ادامه نمايش فيلم را مطرح کرد، پاسخ مي دهد: «همه ما به اين نتيجه رسيده بوديم، اما اين سيناترا بود که تصميم نهايي را گرفت و البته ما هم موافق بوديم.» اکسلراد مي گويد يونايتد آرتيستز، کمپاني تهيه کننده فيلم، از همان ابتدا علاقه اي به ساخت کانديداي منچوري نداشت، اما نه به خاطر ترس از اين که فيلم ديگران را تشويق به ترور کند، بلکه آنها اعتقاد داشتند کانديداي منچوري يک فيلم غيرآمريکايي است. اکسلراد مي گويد: «عجيب آن که، خود رئيس جمهور کندي- به درخواست سيناترا - به آرتور کريم که در آن زمان رئيس يونايتد آرتيستز، همين طور رئيس بخش مالي حزب دموکرات بود، تلفن زد و او را راضي کرد که تغيير عقيده دهد و توليد فيلم را آغاز کند.» (نکته بامزه تر ديگر که بيشتر باعث کنجکاوي است، اين که در شب ترور رابرت کندي، برادر جان اف، کندي، اين جان فرانکن هايمر بود که او را با ماشين به هتلي در کاليفرنيا برد.)
هر قدر هم که اين تئوري ها وسوسه انگيز باشند، ريچارد کاندن، نويسنده رمان اصلي، آنها را قبول ندارد. او در برابر روايت اکسلراد از حوادث، واکنشي صريح نشان مي دهد. «مزخرف!» اين پاسخ کاندن است: «تصور نمي کنم که اين فيلم هيچ گاه از روي پرده سينماها به پايين کشيده شده باشد. کانديداي منچوري به تدريج محو شد و بيشتر در تلويزيون آن هم اواخر شب به نمايش درمي آمد. مي دانم که فيلم بسيار مورد توجه سيناترا بود، پس اصلاً نمي پذيرم او از ادامه نمايش فيلم جلوگيري کرده باشد.»
دفتر کار جان فرانکن هايمر، کارگردان فيلم مسئله ديگري را مطرح مي کند. آنها مي گويند کانديداي منچوري پس از نخستين نمايش خود به غير از چند جشنواره، ديگر جايي به نمايش درنيامد، نه در سينما و نه در تلويزيون. به عقيده آنها ترور کندي تنها «يکي از دلايل » بود، اما دلايل ديگر بيشتر به مسائل مالي مربوط مي شود. اکلسلراد که خودش اولين بار ايده اقتباس از رمان را مطرح کرد، مي گويد: «پول بود که سرنوشت فيلم را رقم زد. مثل هميشه، مسائل مالي غيررمانتيک.» زماني که کانديداي منچوري نخستين بار به نمايش درآمد، منتقدي از آن به عنوان «بهترين و در عين حال غيرمسئولانه ترين فيلم سال» ياد کرده در همان حال نمايش فيلم در ارنج کانتي در ايالت کاليفرنيا به خاطر آن چه «حمايت از کمونيسم» عنوان شد ممنوع شد، در حالي که در پاريس معترضان از آن به عنوان يک فيلم تبليغاتي راست گرا ياد کردند.
در واقع، کانديداي منچوري که از دل مک کارتيسم و جنون ضد کمونيستي دهه 1950 برخاست، يک هجو نامه بسيار ديوانه وار از سيرک دنياي سياست در آمريکاست و مي تواند از ديد هر يک از جناح هاي سياسي اين کشور توهين آميز به نظر بيايد. حتي گذر زمان نيز از گزندگي آن نکاسته است.
فيلم رويکردي توأم با سرزنش دارد که حتي امروز هم با گذشت سال ها، پيچيده به نظر مي رسد. داستان درباره ريموند شاو (لارنس هاروي) است که پس از بازگشت از جنگ کره مدال افتخار دريافت مي کند. اين در حالي است که او و جوخه اش پيش از بازگشت به کشور اسير مي شوند و به شکلي پيچيده ذهن آنها تحت کنترل مقامات شوروي و چين قرار مي گيرد. آنها به اين شکل به آمريکا بازمي گردند تا اهداف اسيرکننده هاي خود رادنبال کنند.
فرانک سيناترا در نقش بن مارکو ظاهر مي شود، عضوي از جوخه که کابوس هاي تکرار شونده مي بيند و در نهايت پرده از نقشه شوم کمونيست ها برمي دارد.
آن چه کانديداي منچوري مطرح مي کند و آن هم به شکلي متعارف، اين است که يک کارچاق کن تحت کنترل سرخ ها مي تواند به رده هاي بالاي حکومتي راه يابد. فيلم با ظرافت اين ايده را مطرح مي کند، بي آن که خود را به شکل يک فيلم به شدت ضد کمونيست نشان دهد.
احتمالاً همين نگرش شيطنت آميز و توأم با خونسردي نسبت به نقاط ضعف سياسي در آمريکا بود که باعث شد نخستين نمايش فيلم با حرف و حديث هاي فراوان همراه شود. شخصيت هاي رذل فيلم شامل جاني آيزلين (جيمز گرگوري)، سناتور ابله، حراف و متظاهر و همسر او (آنجلا لنزبري) هستند که با وجود ظاهر موجه جلوه اي اهريمني دارند.
فيلم به گونه اي است که انگار همه چيز معنايي دوگانه دارد. فيلمنامه کانديداي منچوري کاملاً به رمان کاندن وفادار است که شايد به همين خاطر است نويسنده، اين فيلم را دوست دارد. کاندن مي گويد: «آنها بيش از هر چيز ديگري که تاکنون ديده ام، به رمان وفادار بودند. گفت و گو همان است و شخصيت ها نيز کاملاً دست نخورده باقي مانده اند. کانديداي منچوري فيلم فوق العاده است. آن بچه ها-فرانکن هايمر و اکسلراد - خيلي خوب کار کردند و اين فيلم حيرت انگيز را ساختند.»
اکسلراد هم کانديداي منچوري را فيلمي بسيار خوب مي داند. جلوگيري از ادامه نمايش فيلم براي او کار آساني نبود. اکسلراد مي گويد: «من واقعاً ناراحت بودم. مگر چند بار پيش مي آيد که شما يک کار خوب انجام بدهيد؟ فکر مي کنم کانديداي منچوري بهترين فيلمنامه اي است که نوشته ام، همين طور بهترين فيلم فرانکن هايمر و يکي از سه نقش آفريني برتر سيناترا و البته آنجلا لنزبري که واقعاً براي بازي خود شايسته دريافت جايزه بود. اما حيف که فيلم آن طور که شايسته اش بود موفق نشد.»
منبع: فيلم نگار شماره 44.



 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
play_arrow
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
play_arrow
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
play_arrow
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
play_arrow
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
play_arrow
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
play_arrow
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
play_arrow
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
play_arrow
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
play_arrow
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
play_arrow
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
play_arrow
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
play_arrow
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم
play_arrow
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم