سينماي جهان

جان و جين، براي رد گم كردن و براي اين كه به عنوان مظنون در يك بمب گذاري در بوگوتاي كلمبيا دستگير نشوند، به شكل مصلحتي با هم ازدواج مي كنند و بعد، تصميم مي گيرند با هم زندگي كنند. اما رابطه آنها به زودي به سردي مي گرايد. آنها در جلسات مشاوره خانواده شركت مي كنند، اما نمي توانند دليل مشكلاتشان را كشف كنند. در ادامه، ما متوجه مي شويم كه جان و جين، دو قاتل حرفه اي زبردست هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمان هايي كه هركدام از آن دو را استخدام كرده اند، رقيب و دشمن همديگر هستند و جان و جين نيز از حرفه يكديگر خبر ندارند.
سه‌شنبه، 15 فروردين 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
سينماي جهان

 سينماي جهان
سينماي جهان


 

نويسنده:سيناپس
مترجم: حميد گرشاسبي



 

آقا و خانم اسميت Mr. & Mrs Smith
 

فيلمنامه نويس: سيمون كينبرگ، كارگردان: دوگ ليمن، مدير فيلمبرداري: بوژان بازلي، تدوين: مايكل ترونيك، طراح صحنه: جف مان، موسيقي: جان پاول، بازيگران: براد پيت، آنجلينا جولي، آدام برادي، كري وانشگتن، محصول 2005 ، آمريكا، مدت: 135 دقيقه.
جان و جين، براي رد گم كردن و براي اين كه به عنوان مظنون در يك بمب گذاري در بوگوتاي كلمبيا دستگير نشوند، به شكل مصلحتي با هم ازدواج مي كنند و بعد، تصميم مي گيرند با هم زندگي كنند. اما رابطه آنها به زودي به سردي مي گرايد. آنها در جلسات مشاوره خانواده شركت مي كنند، اما نمي توانند دليل مشكلاتشان را كشف كنند. در ادامه، ما متوجه مي شويم كه جان و جين، دو قاتل حرفه اي زبردست هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمان هايي كه هركدام از آن دو را استخدام كرده اند، رقيب و دشمن همديگر هستند و جان و جين نيز از حرفه يكديگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مأمور مي شوند تا يك شاهد را -كه شديداً مورد محافظت است - به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بي خبر از ديگري دست به عمليات مي زنند و در نتيجه نقشه هاي يكديگر را خنثي مي كنند. اما هر دو پي به هويت يكديگر مي برند. هر كدام از آن دو فكر مي كنند كه ديگري براي سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهكارانه خود دست به ازدواج زده. به هر كدام از آن دو دستور داده مي شود تا ديگر را ظرف 48 ساعت نابود كند. طي يك تيراندازي سنگين، آنها به طور سطحي زخمي مي شوند و خانه شان نيز درب و داغان مي شود، اما علاقه آن دو به هم، مانع از اين مي شود كه يكديگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد، آدمكش هاي هر دو سازمان به سراغ جان و جين اسميت مي آيند تا آن دو را به قتل برسانند. جان و جين، موفق مي شوند شاهدي را كه قبلاً در صدد كشتنش بودند، اسير كنند. اما در نهايت تعجب در مي يابند كه اين شاهد، تنها يك طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهكاري از ابتدا مي خواستند كاري كنند تا جان و جين، همديگر را از بين ببرند. سرانجام جان و جين موفق مي شوند تا تمام دشمنانشان را نابود كنند. بعد از اتمام اين ماجراها، آنها حس تازه اي نسبت به يكديگر پيدا مي كنند.

وندي عزيز Dear Wendy
 

فيلمنامه نويس: لارس ون تريير، كارگردان: توماس وينتربرگ، مديرفيلمبرداري: آنتوني داد منتل، تدوين: ميكل نيلسن، طراح صحنه: كارل جانسن، موسيقي: بنيامين والفيچ، بازيگران: جيمي بل، بيل پولمن، مايكل آنگارانو، دانسو گوردون، نوولا نلسن، كريس اون، آليسون پيل، محصول 2004، دانمارك / آلمان / فرانسه / انگلستان / نروژ / سوئد، مدت: 121 دقيقه.
شهر استرلوپ، آمريكا، زمان حال. ديك سري هجده ساله، تنها و ناسازگار است. پدرش در حين كار در معدن دچار سانحه شده و جانش را از دست داده است. ديك در ابتدا مي خواست حرفه پدرش را دنبال كند، اما توفيقي در اين راه نصيبش نشد. ديك توسط زني مسن و سياه پوست به نام كلارا بل بزرگ شده. كلارا بل براي نوه اش جشن تولدي مي گيرد و از ديك هم مي خواهد تا در اين جشن شركت كند. ديك به يك مغازه عتيقه فروشي مي رود و يك هفت تير اسباب بازي كه دسته اي مرواريد نشان دارد به عنوان هديه تولد براي نوه كلارا بل مي خرد. او بعد از خارج شدن از مغازه متوجه مي شود كه به جاي هفت تير اسباب بازي، يك هفت تير واقعي خريده. يكي از دوستان خلافكار ديك گلوله اي پيدا مي كند تا با آن هفت تير را امتحان كنند. ديك گرايش عجيبي به هفت تير پيدا مي كند و نام آن را «وندي» مي گذارد ديك، كه قسم خورده از اسلحه براي كارهاي خشونت طلبانه استفاده نكند،‌ گروهي از بچه هاي نه چندان سر به راه شهر را گرد هم مي آورد و گروهي مخفي تشكيل مي دهد و نام آن را «دنديز» مي گذارد. آنها در ساختمان هاي صنعتي متروكي كه در حاشيه شهر قرار دارد گرد هم مي آيند، كلاه و شنل هاي نمايشي مي پوشند و مشغول تمرين تيراندازي و شعر خواني مي شوند. ديك با تبهكار جواني به نام سباستين آشنا مي شود. نفوذ سباستين به گروه دنديز، اصالت و موضع صلح طلبانه آن را تهديد مي كند. هم زمان، مادرخوانده ديك، كلارا بل، دچار يك بيماري ذهني-رواني مي شود. ديك براي كمك به سراغ او مي آيد. كلارا بل كه تعادل روحي اش را از دست داده، به يك پليس شليك مي كند. اين كار كلارا بل، باعث مي شود تا پليس ها متوجه مخفيگاه گروه دنديز بشوند و افراد گروه، از جمله ديك را محاصره كنند. كلانتر شهر، به اعضاي گروه قول مي دهد كه در صورت دستگير شدن،‌ شرايطي را ايجاد كند كه آنها عفو شوند، ولي اعضاي گروه قول كلانتر را باور نمي كنند و آن را يك حيله برمي شمارند. آنها اصول صلح طلبانه خود را كنار مي گذارند و تصميم مي گيرند تا با پليس هاي مسلح مبارزه كنند. در آخر، همه اعضاي گروه مورد اصابت گلوله هاي پليس قرار مي گيرند.

آب سياه Dark Water
 

فيلمنامه نويس: رافائل ايگيسياس (بر اساس رماني از كوجي سوزوكي فيلم آب سياه ساخته هيدئو ناكاتا)، كارگردان: والتر سالس، مدير فيلمبرداري: آفونسو بيتو، تدوين: دانيل رزنده، طراح صحنه: ترزده دوپرز، موسيقي: انگيو بادالامنته، بازيگران: جنيفر كانلي، جان سي. ريلي، تيم راث، دو گري اسكات، پت پوست لت ويت، محصول 2005، آمريكا/ژاپن، مدت: 105 دقيقه.
زمان حال. داهليا ويليامز كه به تازگي از شوهرش كايل جدا شده، در تلاش است تا حضانت كودك پنج ساله اش سسي را به دست آورد. او مجبور مي شود يك آپارتمان در نيويورك اجاره كند. او يك شغل خوب پيدا مي كند و دخترش سسي را نيز به يك مهدكودك نزديك محل كارش مي فرستد. داهليا فكر مي كند كه شوهر سابقش قصد دارد كاريكند تا او (داهليا) فردي غيرعادي و رواني جلوه كند و در نتيجه دولت سرپرستي بچه را از او سلب كند. داهليا متوجه مي شود كه سقف آپارتمان سوراخ شده و چكه مي كند. او از رئيس ساختمان، آقاي ويك، مي خواهد تا سوراخ را تعمير كند اما او از اين كار سرباز مي زند. معلم سسي به داهليا مي گويد كه سسي يك دوست خيالي به اسم ناتاشا براي خود تراشيده. آب به شدت از سوراخي كه روي سقف آپارتمان ايجاد شده چكه مي كند. داهليا براي اين كه دليل اين مسئله را پيدا كند، به آپارتمان طبقه بالا سر مي زند و متوجه مي شود كه تمام شيرهاي خانه باز هستند. يك زن الكلي- كه داهليا را به ياد مادر نامسئول خود مي اندازد- و شوهرش آقاي ريمسكي قبلاً در اين آپارتمان ساكن بوده اند. اما حالا مدتي است كه خانه را ترك كرده اند. زن به مقصدي نامعلوم رفته و شوهرش به زادگاهش، روسيه بازگشته است. خانواده ريمسكي دختري داشته به نام ناتاشا. ناتاشا هم فعلاً مفقود الاثر شده است. داهليا به تدريج حس مي كند كه ناتاشا همان فردي است كه با سسي دوست شده. او احتمال مي دهد كه ناتاشا، موجودي خطرناك و شايد يك روح باشد. داهليا وكيلي استخدام مي كند تا در مورد جريان حضانت سسي به او كمك كند. اين وكيل كه جف پلاتزر نام دارد، درگير مسئله آپارتمان مرموز مي شود و حس مي كند كه اين مسئله، سلامت روحي موكلش را تهديد مي كند. ناتاشا، داهليا را وادار مي كند تا به پشت بام خانه برود. داهليا در آنجا با جسد غرق شده دختر خانواده ريمسكي (ناتاشا) مواجه مي شود. شب، ناتاشا در جلد سسي مي رود و از داهليا مي خواهد تا او (ناتاشا) را فرزند خود بخواند. داهليا اين كار را نمي كند و ناتاشا سسي را داخل يك وان فرو مي كند تا او را خفه كند. وقتي داهليا موافقت مي كند تا خود را مادر ناتاشا بنامد، ناتاشا سسي را رها مي كند. داهليا بر اثر هجوم سيلاب غرق مي شود و مي ميرد. سه هفته بعد، سسي به اتفاق پدرش به آپارتمان مراجعه مي كند تا وسايل باقي مانده اش را بردارد. در آنجا، روح داهليا مراقب سسي است و از او محافظت مي كند.

مرد سيندرلايي Cinderella Man
 

فيلمنامه نويسان: كليف هالينگ ورث و آكيوا گلدزمن (بر اساس يك داستان واقعي)، كارگردان: ران هاوارد، مدير فيلم برداري: سالواتور توتينو، تدوين: دانيل پ. هانلي، مايكل هيل، طراح صحنه: ‌واين توماس، موسيقي: توماس نيومن، بازيگران: راسل كرو، رني زلوگر، پل جياماتي، كريگ بيركو، محصول 2005، آمريكا: مدت: 144 دقيقه.
آمريكا. دهه 1930. بوكسور متوسطي بهنام جيم براداك، در يك مسابقه مهم بدبياري مي آورد و شكست مي خورد و مجبور مي شود تا صحنه بوكس را ترك كند. هم زمان، بحران اقتصادي آمريكا آغاز مي شود و مردم آمريكا در فقري بي سابقه غوطه ور مي شوند. جيم و همسرش «مي» و بچه هايشان، روزگار سختي را مي گذرانند و حتي نمي توانند شكم خود را سير كنند. جيم تصميم مي گيرد در بارانداز بندر كار كند، اما انجام اين كار نه تنها دردي از او دوا نمي كند، بلكه بر شدت فقر او مي افزايد. مدير سابق جيم، جو گولد، شرايطي به وجود مي آورد تا جيم بتواند در يك مسابقه ديگر شركت كند و يك بار ديگر شانس خود را در رينگ بوكس بيازمايد. تقريباً همه تماشاگران و رسانه ها مطمئن اند كه جيم براداك بازنده اين مسابقه است، اما جيم كه كاركردن در بارانداز بر قدرت مشت هايش افزوده، موفق مي شود حريف نيرومندش را شكست دهد. اين پيروزي مقدمه پيروزي هاي بعدي او مي شود و به تدريج او تبديل مي شود به قهرمان مردم. مردم جيم را نماينده خود به حساب مي آورند و با پيروزي هاي او خوشحال مي شوند، زيرا او فقط براي سير كردن شكم خانواده اش مسابقه مي دهد و خودخواهي هاي شخصي، سهمي در پيروزي هاي او ندارد. جيم كه اكنون تبديل شده به يكي از قهرمانان كشور، بايد در سرنوشت ساز ترين مسابقه زندگي اش شركت كند. اين مسابقه قرار است بين او و مكس بائر انجام شود. مكس بائر، بوكسوري غول پيكر و قهرمان سنگين وزن دنياست. او كه از نظر بدني بسيار از جيم قوي تر است، تا كنون دو نفر را در حين مسابقه با ضربات سهمگينش كشته و كسي را ياراي مقابله با او نيست. بعضي ها به جيم نصيحت مي كند كه در اين مسابقه شركت نكند، زيرا شركت او در اين مسابقه ممكن است به قيمت جانش تمام شود، اما جيم مصمم است كه مكس بائر مغرور را شكست دهد.

مترجم The Interpreter
 

فيلمنامه نويسان: چارلز راندولف، اسكات فرانك و استيون زيليان، كارگردان: سيدني لومت، مدير فليمبرداري: داريوش خنجي، تدوين: ويليام استين كمپ، طراح صحنه: جان هوتمن، موسيقي: جيمز نيوتن هاوارد، بازيگران: شون پن، نيكول كيدمن، كاترين كينر، جسپر كريستين، محصول 2005، آمريكا / فرانسه / انگلستان، مدت: 128 دقيقه.
سيلويا بروم كه متولد آفريقاست، به عنوان مترجم شفاهي در سازمان ملل خدمت مي كند. روزي او به طور تصادفي و ناخواسته، مكالمه اي را مي شنود كه درآن يك رهبر آفريقايي كه قرار است در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كند، تهديد به قتل مي شود. اين مكالمه به زباني ادا مي شود كه عده بسيار محدودي، از جمله سيلويا، به آن اشراف دارند. شنيدن اين مكالمه باعث مي شود تا زندگي سيلويا به طور جدي به مخاطره بيفتد. تروريست ها متوجه مي شوند كه سيلويا از نقشه آنها باخبر شده و در نتيجه درصدد از بين بردن او برمي آيند. سيلويا مأيوسانه به دنبال راهي براي خنثي كردن نقشه آنها و نيز نجات خود مي گردد. البته يافتن فردي كه ادعاي او مبني بر جريان تهديد به قتل را باور كند، دشوار است. يك مأمور امنيتي فدرال به نام توبين كلر مأمور حفاظت از جان سيلويا مي شود. او اعتماد چنداني به گفته هاي سيلويا ندارد و معتقد است او همه حقيقت ماجرا را نمي گويد. او به سيلويا ظنين مي شود و حتي حدس مي زند كه سيلويا هم جزو تيم تروريست ها است. توبين، كه گذشته اي رنج آلود دارد و تقريباً يك فرد شكست خورده است، به همراه سيلويا مبارزه اي را آغاز مي كند كه ممكن است به قيمت جان او و سيلويا تمام شود. سيلويا و توبين در دو جايگاه متفاوت قرار دارند و از دو منظر متفاوت به زندگي نگاه مي كنند. يكي مترجم سازمان ملل است و به قدرت و اصالت واژه ها اعتقاد دارد و ديگري يك مأمور مخفي امنيت است كه ارزش چنداني براي اظهارات افراد قائل نيست و در عوض سعي مي كند با تفسير رفتارهاي اشخاص، پي به افكار آنها ببرد. آنها بايد پيش از آن كه خيلي دير شود، يك بحران بين المللي را مهار كنند. آنها ضمن تعقيب و گريزهايشان، به شناخت جديدي از هم مي رسند و حس مي كنند كه واقعاً به يكديگر نياز دارند.

دني سگه (لجام گسيخته) Danny the Dog (Unleashed(
 

فيلمنامه نويس: لوك بسون، كارگردان: لته ري ير، مدير فيلمبرداري: پير مورل، تدوين: نيكولاس ترمباسيويكز، طراح صحنه: ژاك بوف نوآ، موسيق: RZA، قطعاتي از موتزارت و جرج بيزه، بازيگران: جت لي، مورگان فريمن، باب هاسكينز، كري كاندون، محصول 2005، فرانسه / آمريكا / انگلستان / هونگ كوگ، مدت: 102 دقيقه.
بارت كه فردي زورگو و گردن كلفت است، خيابان ها و محله هاي خلاف نشين گلاسكو را در دستان خود گرفته به كسي كه بخواهد خلاف ميل او عمل كند رحم نمي كند. بارت تمام قدرتش را مديون دني است. او دني را از بچگي بزرگ كرده و از او فردي بي رحم و خطرناك ساخته. دني كه رزمي كاري بي رقيب است، هميشه گوش به فرمان بارت بوده و هركس را كه بارت دستور دهد، مجازات مي كند. او مانند يك سگ رام و وفادار در دستان عمو بارت است. او به جز خشونت و شقاوت، چيز ديگري در زندگي نمي شناسد. روزي دني به طور اتفاقي با پيرمرد نابينايي به نام سام آشنا مي شود. سام پيانو كوك مي كند و يك موزيسين است. او دني را با طعم محبت و مهرباني آشنا مي كند و براي او آهنگ مي زند. سام يك دختر خوانده به نام وكيتوريا دارد. ويكتوريا نيز مانند سام مهربان است و به دني محبت مي كند.
دني به تدريج از محيط زيرزميني و پرنكبت بارت جدا مي شود و اوقاتش را با سام و ويكتوريا مي گذراند. سام و ويكتوريا سعي مي كنند اصول زندگي درست و شرافتمندانه را به دني بياموزند. بارت كه نمي خواهد سگ دست آموزش را از دست دهد، تصميم مي گيرد دني را بازگرداند و مزاحمان را مجازات كند. دني كه ديدگاه جديدي به زندگي پيدا كرده، با بارت و افرادش مبارزه مي كند. آنها را به سزاي اعمالشان مي رساند.
منبع: فيلم نگار شماره 36



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط