اعتماد به نفس

اکثر مردم برخورداری از اعتماد به نفس (Self-Reliance) را مترادف با ایمان داشتن به توانایی های خود، هدفمندی در زندگی و این باور که بنا به دلائل منطقی قادر به انجام خواسته ها، برنامه ها و انتظارات خود هستند می دانند. در
دوشنبه، 25 شهريور 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اعتماد به نفس
 اعتماد به نفس

نویسنده: محمد کاوه




 

اکثر مردم برخورداری از اعتماد به نفس (Self-Reliance) را مترادف با ایمان داشتن به توانایی های خود، هدفمندی در زندگی و این باور که بنا به دلائل منطقی قادر به انجام خواسته ها، برنامه ها و انتظارات خود هستند می دانند. در حالی که افراد با اعتماد به نفس، انتظارات واقع بینانه ای دارند و قادرند خود را همان گونه که هستند بپذیرند و حتی در صورت عدم تأمین برخی از انتظارات خود، همچنان مثبت باقی بمانند (دیویس، 1386: 6). بعضی نیز اعتقاد دارند که شرط اساسی اعتماد به نفس، خود شیفتگی است و اساسی ترین مانع اعتماد به نفس، خودشکنی است. بنابراین برای اینکه اعتماد به نفس وجود داشته باشد باید خودشیفته شد. در این جا منظور از خودشیفتگی یعنی اینکه باید عاشق جسم و روح خود بود و برای رسیدن به این خودشیفتگی باید شناخت و درک درستی از خود داشت (حورایی، 1387: 11). باید توجه داشت که اعتماد به نفس واقعی همواره از درون تولید می شود؛ نه از بیرون و زاییده تعهد فرد به خودش است. منظور از تعهد فرد به خود این است که فرد هر آنچه لازم باشد انجام می دهد تا به خواسته ها و نیازهایش برسد. این گونه اعتماد به نفس، در اعتماد او نسبت به خودش ریشه دارد و بستگی به نتایجی که ممکن است بگیرد یا نگیرد ندارد. یعنی هر اتفاقی که در زندگی فرد بیافتد و با هر مشکلی رو به رو شود، آنچه لازم است و باید انجام دهد، انجام خواهد داد. البته مهم نیست که آن کارها را انجام خواهد داد یا نه؛ بلکه مهم آن است که با میل و رغبت کامل آن را انجام دهد (دی آنجلیس، 1385: 22). بنابراین، آمادگی افراد برای بروز توانایی ها و قابلیت هایی که دارند به معنای وجود اعتماد به نفس در آنهاست. برعکس، کم مایگی و بی تجربگی در زمینه های مختلف از دلایل عمده عدم اعتماد به نفس در افراد می باشد. علاوه بر این، عوامل دیگری نظیر کم رویی، تربیت و روابط خانوادگی، هیجانات، بی انگیزگی (ابراهیمی، 1387: 23)، انزواطلبی، عدم رفاه مالی، وضعیت بد اقتصادی و سواد کم نیز تا حدودی می تواند در عدم اعتماد به نفس نقش داشته باشد (نیک خو، 1386: 127). البته اعتماد به نفس مطلق نیز چیز خوبی نیست؛ چون سبب خود محوری می شود (نجفی پور، 1386: 18).
اعتماد به نفس دارای انواع مختلفی است و هر فرد برای آنکه اقتدار شخصی لازم را به دست آورد و رضایتی که استحقاقش را دارد تجربه کند، به همه نوع آن احتیاج دارد که عبارتند از:

الف- اعتماد به نفس رفتاری:

این نوع از اعتماد به نفس به معنای قابلیت و توانایی در عمل کردن و انجام دادن کارها، از کارهای ساده گرفته تا کارهای سخت می باشد.

ب- اعتماد به نفس احساسی و عاطفی:

این نوع از اعتماد به نفس نیز به معنای توانایی در تسلط و به کنترل در آوردن دنیای احساس و عواطف است. اینکه یک فرد بداند چه احساساتی دارد، معنای آنها را بفهمد و بتواند انتخاب های احساسی درستی انجام دهد و از خود در مقابل درد و رنج روحی و لطمه های عاطفی محافظت کند، نشانه اعتماد به نفس احساسی و عاطفی است.

پ- اعتماد به نفس روحی و معنوی:

اعتماد به نفس روحی و معنوی مهم ترین نوع از اعتماد به نفس می باشد که در واقع همان اعتماد و ایمان به جهان هستی و کل آفرینش و موجودات است (رحیمی زارع، 1388: 79 و 78).
از جنبه ای دیگر، اعتماد به نفس دو نوع مشروط و قطعی دارد. اعتماد به نفس مشروط را می شود با انجام کارهای بی ارزش هم به دست آورد؛ زیرا بیشتر وابسته به تأیید دیگران است. اما اعتماد به نفس قطعی فقط وقتی به دست می آید که فرد آزادانه و براساس ارزش های خود عمل کند (نجفی پور، 1386: 23). اعتماد به نفس ربطی به کارهایی که فرد انجام می دهد، کسانی که می شناسد و یا دارایی هایی که کسب کرده،‌ ندارد؛ بلکه اعتماد به نفس به رابطه فرد با خودش و میزان راحتی، حامی بودن و آرامش بخشیدن این رابطه به فرد مربوط است. در حقیقت، اعتماد به نفس همان آگاهی فرد از خلوص درونی و تجربه آن است و اینکه بداند آنچه در ذات اوست، تحت تأثیر هرگونه تجربه ای از استرس و یا فاجعه هم چنان باقی می ماند (گلاور اسکات، 1383: 17). هر کس بخواهد در زمینه مشکل گشایی مهارت کافی کسب کند باید از همان آغاز کار با اعتماد به نفس در این راه گام بر دارد. بدون شک نمی توان گفت که همیشه نتیجه اعتماد به نفس موفقیت است؛ اما بزرگ ترین حس این روحیه آن است که هرگاه انسانی اعتماد به نفس واقعی داشته باشد یا آن را کسب کند، می تواند انتظار داشته باشد که پس از هر شکست، آن را به دقت تجزیه و تحلیل کند تا با پیدا کردن دلیل یا دلایل شکست، نسبت به انجام دادن کار به شیوه ای موفقیت آمیز، اقدام کند. به این ترتیب نه تنها اعتماد به نفس او خدشه دار نمی شود، بلکه بر میزان آن نیز افزوده می شود (هیمل بلو، 1382: 90). یکی از مهم ترین راه های افزایش اعتماد به نفس، یادگیری اهمیت دادن به خود است. فرآیند یادگیری اهمیت دادن به خود، شبیه یک مارپیچ است. یعنی ابتدا فرد نیاز به ایجاد تغییر را در خود احساس می کند، سپس به تدریج راه حل های بهتری را در زندگی انتخاب و اثرات و فواید آن را تجربه می کند و با تمایل بیشتری به خود اهمیت می دهد. همچنین از خواسته های خود برای تبدیل مسئله اهمیت دادن به خود به بخشی فعال و معمول در زندگی استفاده می کند و قدرت اراده خویش را در به انجام رساندن این مأموریت مورد استفاده قرار می دهد که این کار باعث افزایش اعتماد به نفس می شود (گلاور اسکات، 1383: 228). از راه های دیگر افزایش اعتماد به نفس نیز می توان به پذیرفتن این نکته که گذشته را نمی توان تغییر داد؛ اما آینده را می توان ساخت، داشتن اهداف واقعی و معقولانه و یادآوری آن به خود به طور مکرر، تمرین تصمیم گیری، داشتن یک تصویر روشن و مشخص از نتایج مورد نظر، اعتماد به خود و عمل به تصمیم های درست گرفته شده، برقراری ارتباط با دیگران و توکل کردن به خدا و ایمان به او اشاره کرد (رحیمی زارع، 1388: 80 و 79). داشتن اعتماد به نفس بالا مزایای مختلفی دارد که بعضی از آنها عبارت است از:

1- جلب فرصت ها:

وقتی فرد اعتماد به نفس داشته باشد، احتمالاً دیگران برای مقابله با چالش های جدید، حل مشکلات پیچیده و انجام وظایفی که نیاز بیشتری به رهبری مقتدرانه دارند به او اعتماد خواهند کرد. علاوه بر این، هر روز فرصت های بیشتری برایش پیش می آید. مثلاً ممکن است از او برای سازماندهی پروژه های اجتماعی و برنامه های مدرسه یا مشارکت در سایر فعالیت ها درخواست همکاری شود. همین طور افراد با اعتماد به نفس، معمولاً بیشتر به جشن ها و سایر مناسبت های اجتماعی دعوت می شوند.

2- تسلط بر اوضاع:

کسی که احساس اعتماد به نفس دارد، به استقلال خود، توان پیش قدم شدن در کارها، نفوذ بر دیگران و توان تحقق بخشیدن به امور مختلف ایمان دارد. زیرا افراد زمانی دچار استرس شدید می شوند که احساس کنند کنترل اتفاقات زندگی از دست آنها خارج شده است.

3- شکل دادن به روابط:

با کمک اعتماد به نفس می توان به جای غبطه خوردن به وضعیت دیگران یا داشتن انتظار کمک از آنها، مرزهای روشن بین خود و دیگران را به وضوح درک کرد. داشتن اعتماد به نفس هنگام بروز مشکلات به این معناست که فرد به توانایی خود برای حل و فصل مشکلات و حفظ روابط ایمان دارد و حتی اگر روابط وی از هم گسسته شود، باز هم ترس از تنهایی او را تهدید نخواهد کرد.

4- کنار آمدن با بحران ها:

فردی که اعتماد به نفس دارد، به جای اینکه با خود فکر کند که من آدم بی عرضه ای هستم، می گوید: این بار نتوانستم موفق شوم؛ اما دفعه بعد باید کاری کنم که موفق شوم» و به جای اینکه شکست را حمل بر بی کفایتی خود کند، آن را به چشم واقعه ای که صرفاً یک بار اتفاق افتاده است نگاه می کند.

5- یادگیری مادام العمر:

داشتن اعتماد به نفس باعث می شود که فرد به دلیل توجه بیشتر به اتفاقات پیرامون خود بیشتر یاد بگیرد. علت این توجه آن است که فرد با اعتماد به نفس، ذهنش را به خاطر طرز فکر دیگران درباره خود یا حفظ موقعیت تدافعی در برابر احساس ناامنی درگیر نمی کند (دیویس، 1386: 11-8).
همچنین اعتماد به نفس، دارای دو بعد درونی و بیرونی است و هشت عنصر کلیدی در به دست آوردن اعتماد به نفس بالا دخالت دارند.
• عشق به خود (تربیت خود و اتخاذ شیوه درست زندگی)؛
• خودآگاهی (واکنش بر پایه احساسات، اندیشه ها و رفتار)؛
• اهداف مشخص (داشتن حس قوی هدفمندی) و
• تفکر مثبت (انتظار و جست و جو برای تجارب و نتایج مثبت و سازنده)
عناصر کلیدی اعتماد به نفس درونی هستند. در مقابل،
• مهارت های ارتباطی (برقراری ارتباط سازنده با مردم)؛
• خود اظهاری (اینکه چطور اعتماد به نفس خود را به نمایش بگذارید)؛
• جرأت مندی (بیان صریح و مستقیم نیازها و تأکید بر حق خود) و
• کنترل هیجانات (به دست آوردن توانایی غلبه بر هیجانات در مواقع لزوم)
نیز عناصر تشکیل دهنده اعتماد به نفس بیرونی را شامل می شوند. افرادی که دارای اعتماد به نفس بالا می باشند، معمولاً مملو از عشق به خود هستند، از خود آگاهی بالایی برخوردارند، دارای اهداف مشخص در زندگی هستند، مثبت نگر هستند، از مهارت های اجتماعی بالایی برخوردارند، قابلیت خود اظهاری بالایی دارند، جسور و جرأت مند هستند و بر احساسات خود تسلط دارند (لیندنفیلد، 1387: 18-16). همچنین اگر فردی اعتماد به نفس بالا داشته باشد، به راحتی دوست پیدا می کند و از زندگی لذت بیشتری می برد (آل علی، 1386: 21).
در مورد کودکان، راه های گوناگونی برای افزایش اعتماد به نفس آنها وجود دارد. کودک نیاز به محبت، توجه و حمایت خانواده دارد. بنابراین هرگونه رفتاری که از والدین سر می زند، می تواند در ایجاد یا سلب اعتماد به نفس او مؤثر باشد (نیک خو، 1386: 120). بعضی والدین بیش از حد از فرزندشان و ظاهر او انتقاد می کنند و حتی این انتقاد بیشتر از تحسین آنهاست. به طور مسلم، انتقاد مداوم نمی گذارد اعتماد به نفس فرد رشد خوبی داشته باشد. گاهی نیز هم کلاسی ها و هم سالان درباره ظاهر نوجوان نظر منفی می دهند که باعث آزار او می شود. حتی گاهی تعصب نژادی باعث ارائه این نظرات می شود. چنین طرز تفکری روی اعتماد به نفس نوجوان از خود تأثیر منفی می گذارد (آل علی، 1386: 21). یکی دیگر از راه های افزایش اعتماد به نفس در فرزندان، مشورت والدین با آنهاست. مشورت با فرزندان باعث می شود که آنها احساس کنند در خانواده به حساب می آیند و به نظر آنها توجه می شود و به این ترتیب آن چه را که در دل دارند با والدین خود در میان می گذارند و همین امر باعث پیدایش صمیمیت و هم دلی در خانواده می شود. وقتی فرزندان مورد مشورت قرار گیرند، این امر سبب می شود که والدین به تدریج راه و روش فکر کردن و تصمیم گیری را به آنان بیاموزند. بسیار مشاهده شده است که برخی از افراد با وجود برخورداری از تحصیلات عالی، در تصمیم گیری ناتوان بوده و در زندگی اجتماعی و خانوادگی به درستی پرورش نیافته و والدین مستبد با تحمیل نظرات خود مانع رشد فکری و تقویت تصمیم گیری در آنها شده اند. عامل دیگر در تقویت اعتماد به نفس فرزندان این است که والدین به جای اینکه همواره روی نقاط ضعف فرزند خود انگشت بگذارند و بخواهند از طریق سرزنش، او را اصلاح کنند، باید در کنار نقاط ضعف، بیشتر به نقاط مثبت و امتیازات او توجه کنند و در این زمینه او را تأیید و تشویق کنند تا اعتماد به نفس او بیشتر شود. اگر والدین همواره نقاط ضعف ها را ببینند و به امتیازات کودک و نوجوان و موفقیت های او ارزش چندانی ندهند، به دست خود ناتوانی را در وجود او تقویت می کنند. در حالی که توجه به نقاط مثبت باعث ایجاد اعتماد نسبت به والدین و برقراری ارتباط روحی و عاطفی با آنها می شود (شامبیاتی، 1385: 268 و 267). البته بسیاری از والدین در تشویق فرزندان خود به دلیل اینکه کار خوبی انجام داده اند و یا برای ایجاد اعتماد به نفس در آنان دچار گزافه گویی می شوند؛ در حالی که تقویت اعتماد به نفس در کودک بسیار ارزشمند است به شراط آنکه جانب اعتدال در تحسین او رعایت شود (رفیعی فر، 1387: 55). از طرفی، همه نمی توانند به طور برابر در خانه یا مدرسه، توسط والدین یا دوستانشان همواره از احساس ارزشمندی برخوردار شوند. انسان ها در برخی زمینه ها توانمند هستند و در برخی موارد ناتوان. وقتی والدین در قضاوت هایشان از کلمه های «همیشه»، «هیچ وقت» یا «هرگز» استفاده می کنند، کودکان سریع تر از والدین خود قضاوت های آنها را باور کرده و درباره خود تصمیم می گیرند. جملاتی از قبیل: «تو همیشه دیر آماده می شوی»، «هرگز کارَت را درست انجام نمی دهی»، «تو بی عرضه هستی» و یا «تو خیلی باهوش هستی» انگار بچه ها را هیپنوتیزم می کند. آنها این جملات را مبنای قضاوت درباره خود قرار می دهند. در صورتی که هم قضاوت های کلی مثبت و هم قضاوت های کلی منفی برای اعتماد به نفس زیان آور است. زیرا وقتی به کودک گفته می شود: «تو بی عرضه هستی»، دقیقاً تمام نظام ارزشیابی او درباره خودش به هم می خورد و او از خود تصویر یک شخص بی عرضه را در ذهن مجسم می کند. از طرفی، وقتی به او گفته می شود: «تو خیلی باهوش هستی»، باهوش یک مفهوم کلی است که درباره همه رفتارهای فرد صادق نیست. یعنی یک کودک خودش بهتر می داند که همیشه نمی تواند باهوش باشد؛ چرا که یک بچه باهوش حق ندارد نمره ای کمتر از دیگران بیاورد. بنابراین به محض ملاحظه هر شکستی به فکر توجه به آن می افتد و این امر او را دچار ناهماهنگی ذهنی و شناختی درباره خود می کند. لذا اگر قضاوت ها درست نباشد، به اعتماد به نفس کودکان لطمه ای اساسی می زند. پس بهتر است در این جور مواقع به او گفته شود: «این رفتار تو هوشمندان بود» (میرکاظمی مقدم، 1381). یکی دیگر از بهترین راه های پرورش اعتماد به نفس در کودکان، مواجه کردن کودکان با مشکلاتی است که با وضع فکری و جسمی آنها مناسب است. سپس کمک مستقیم و غیر مستقیم والدین به کودک برای حل مشکلی که کودک با آن مواجه شده است (بهشتی، 1386: 246). همچنین فعالیت های هنری نه تنها موجب بالا بردن اعتماد به نفس در جوانان می شود، بلکه با افزایش علاقه آنها به کار گروهی، مهارت های اجتماعی آنها را نیز تقویت می کند. در این میان، فعالیت در گروه های موسیقی و تئاتر، بیشترین تأثیر مثبت را بر جوانان دارد (ایمانی، 1387: 18). تحقیقات لو و شیح (Luo & Shih-1997) و بروکس (Brooks-1997) نیز نشان داده است که افزایش گفت و شنود در خانواده، به روش های گوناگون موجب شادمانی نوجوانان و جوانان می شود. از یک سو خانواده با بهره گیری از نوجوانان در تصمیم گیری ها، علاوه بر فراهم کردن فرصت ابراز وجود و استقلال برای نوجوانان، به فضای عاطفی خانواده نیز غنا می بخشند و نوجوانان حمایت اجتماعی خانواده را احساس می کنند؛ که پی آمد هر دو وضعیت، افزایش رضایت خاطر افراد خانواده است. از سوی دیگر‌، این الگوی ارتباطی موجب رشد اعتماد به نفس نوجوانان می شود که خود باعث می شود تا نوجوانان به راحتی احساسات و عواطف خود را با اعضای خانواده مطرح کنند (جوکار و رحیمی، 1386: 381). اما در برخی از خانواده ها، پدر و مادر با به کار بردن کلمات طعن آمیز، فرزندان خود را در حضور خود و دیگران و حتی غریبه ها تحقیر می کنند. آنها نمی دانند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندان خود این خصوصیات را به آنها تلقین می کنند و از فرزند خود موجودی بی ارزش می سازند که آمادگی آلوده شدن به هرگونه انحراف را پیدا می کند (شامبیاتی، 1385: 268). مطالعات کالدولا و همکارانش (Caldwella et Al-2006) نیز رابطه منفی رفتار والدین و رابطه مثبت اعتماد به نفس با رفتار بزهکاران را نشان داده است (زاهد و الماسی، 1386: 73). افزون بر این موارد،‌ رعایت موارد زیر نیز توسط والدین از جمله کارهایی است که می تواند در افزایش اعتماد به نفس فرزندان نقش مثبت و مؤثر داشته باشد:
- والدین به هر شیوه ای که امکان پذیر است، اطلاعات خودشان را درباره دوران بلوغ و تحولات ناشی از آن افزایش دهند.
- آگاهی خودشان را از فرهنگ و زبان حاکم بر کودکان و نوجوانشان افزایش دهند.
-درباره هوش و مهارت های فردی فرزندشان سنجش و ارزیابی دقیقی داشته باشند.
- با علائم اختلالات روانی و جسمی شایع در دوره نوجوانی بیشتر آشنا شوند.
- منابع حمایت اجتماعی هم چون: مراکز اطلاع رسانی در خصوص مواد مخدر و خدمات مشاوره ای و روان شناسی را بشناسند (لیندنفیلد، 1387: 38-35).
- کودک را نزد خود به شکلی نگه دارند که او متوجه اهمیت ارتباط با والدین شود.
- با کودک تا حد ممکن صحبت کنند و از نام او در هنگام صحبت کردن استفاده کنند.
- نسبت به گریه کودک عکس العمل نشان دهند.
- تیپ شخصیتی کودک را تا حد ممکن شناسایی کنند.
- با کودک به خاطر انجام کارهای روزمره و نظافت توسط او برخورد مثبت داشته باشند.
- به علائم غیر کلامی و بدنی کودک در برقراری ارتباط پی ببرند (آرام فرد، 1379).
منبع :کاوه، محمد، (1391)، آسیب شناسی بیماری های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول 1391.

 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط