موسيقي و شيطان پرستان (1)

موسيقي عبارت است از: علم تأليف لُحون، فن تأليف اَلحان، علم ادوار، علم نَغَمات، علمي است که بدان احوال نغمات و اَزمنه آن توان دانست... موسيقي از ايران به عرب و از آن جا به زمان حکم بن هشام توسط زرقون زرگون و عيون به
چهارشنبه، 9 مهر 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
موسيقي و شيطان پرستان (1)
موسيقي و شيطان پرستان [1]

 

نويسنده: جواد امين خندقي




 

يک. موسيقي چيست؟

در لغت نامه ي دهخدا آمده است:
« موسيقي يک کلمه ي عربي است و از يک کلمه ي يوناني گرفته شده که به هر يک از نُه رب النوع اساطيري يونان که حاميان هنرهاي زيبا بودند، گفته مي شده است.
موسيقي عبارت است از: علم تأليف لُحون، فن تأليف اَلحان، علم ادوار، علم نَغَمات، علمي است که بدان احوال نغمات و اَزمنه آن توان دانست... موسيقي از ايران به عرب و از آن جا به زمان حکم بن هشام توسط زرقون زرگون و عيون به اندلس و از اندلس به ديگر قسمت هاي اروپا نقل شد ». (1)
در فرهنگ معين آمده است:
« موسيقي کلمه اي يوناني است که با کمي تغييرات وارد لغت عرب شده است و فن ترکيب اصوات است به نحوي که به گوش خوشايند باشد. » (2)

دو. موسيقي از نظر اسلام

هنر، يکي از جلوه هاي جمال الهي است که همواره اسلام به آن توجه دارد مخالفت اسلام با برخي رشته ها يا اشکال خاصي از آن، دليل ديگري دارد. استاد شهيد مطهري (رحمه الله) در اين باره مي نويسد:
« آن چيزي که شايد بيش تر از همه نياز به مطالعه دارد. اين است که آيا اسلام هيچ عنايتي به بُعد چهارم روح انسان يعني استعداد هنري نموده و در اسلام به زيبايي و جمال، عنايتي شده يا نه؟ بعضي چنين تصور مي کنند که اسلام از اين نظر خشک و جامد و بي عنايت است و به عبارت ديگر اسلام ذوق کُش است، و البته اين ها که اين چنين ادعا مي کنند به خاطر اين است که اسلام روي خوش به موسيقي نشان نداده و نيز بهره برداري از جنس زن به طور عام و هنرهاي زنانه يعني رقص و مجسمه سازي را منع کرده است.
ولي به اين شکل قضاوت کردن درست نيست. ما بايد راجع به مواردي که اسلام با آن ها مبارزه کرده، تأمل کنيم و ببينيم آيا اسلام با آنها مبارزه کرده از آن جهت که زيبايي است يا از آن جهت که مقارن با امر ديگري است که بر خلاف استعدادي از استعدادهاي فردي يا اجتماعي انسان است؟ به علاوه ببينيم در غير اين موارد ممنوعه آيا با هنر مبارزه شده است؟ » (3)
در اين ميان، موسيقي به عنوان يک هنر مخرب مطرح مي شود که اثرهاي منفي زيادي بر افراد مي گذارد که در ادامه خواهد آمد. امام خميني (قدس سره) مي فرمايد:
« از جمله چيزهايي که مغزهاي جوانان را مخدر است و تخدير مي کند، موسيقي است. موسيقي اسباب اين مي شود که مغز انسان وقتي چند وقت به موسيقي گوش کرد، تبديل مي شود به يک مغزي غير آن [مغز]، کسي که جدي باشد، از جديت انسان را بيرون مي کند و متوجه مي کند به جهاتي ديگر. » (4)
از نظر اسلام دو نوع موسيقي وجود دارد که يک نوع از آن حرام است. (5) البته به دهخدا در لغت نامه ي خود موسيقي را همان غنا مي داند (6) و فرقي براي آن دو قائل نمي شود. البته غنا در فقه به نوع خواندني که حرام باشد، اطلاق مي شود، نه موسيقي حرام. شهيد ثاني در تعريف غنا مي نويسد:
« کشيدن صدايي که همراه با ترجيع طَرَب انگيز باشد يا هر صدايي که در عرف، غنان ناميده شود هر چند طرب انگيز نباشد و فرقي نمي کند در خواندن شعر باشد يا قرآن يا غير اين ها ». (7)
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله) در جواب سئوال درباره فرق بين موسيقي و غنا و تبيين موسيقي حرام مي فرمايد:
« غنا يعني ترجيع صدا به نحوي که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است؛ ولي موسيقي، نواخت آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است و اگر به آن نحو نباشد، في نفسه جايز است و اشکال ندارد. » (8)
در جاي ديگر، ايشان در تبيين مرز موسيقي حلال و حرام مي فرمايد:
« بعضي خيال مي کنند که مرز موسيقي حلال و حرام، موسيقي سنتي ايراني و موسيقي غيرسنتي است؛ نه، اين طوري نيست. آن موسيقي که مناديان دين و شرع هميشه در دوره هاي گذشته با آن مقابله مي کردند و مي گفتند حرام است. همان موسيقي سنتي ايرانيِ خودمان است که به شکل حرامي در دربارهاي سلاطين، در نزد افراد بي بند و بار، در نزد افرادي که به شهوت تمايل داشتند و خوض در شهوت مي کردند، اجرا مي شده، اين همان موسيقي حرام است.
بنابراين، مرز موسيقي حرام و حلال، عبارت از ايراني بودن، سنتي بودن، قديمي بودند، کلاسيک بودن، غربي بودن يا شرقي بودن نيست؛ مرز آن چيزي است که عرض کردم که انسان را به، ابتذال، بي حالي و واخوردگي از واقعيت هاي زندگي بکشاند و نيز انسان را از مسئوليت، از خدا و ذکر خدا غافل کند و به شهوت راني تشويق کند. » (9)

سه. غنا در قرآن و احاديث

خداي متعال در قرآن مي فرمايد:
« از بت هاي پليد اجتناب کنيد و از سخن باطل بپرهيزيد. » (10)
علامه طباطبائي (رحمه الله) در تفسير گران قدر الميزان درباره اين آيه مي نويسد:
« در مجمع البيان ذيل همين آيه نوشته: اصحاب ما روايت کردند که غنا و ساير سخنان لهو از مفاد قول زور است. » (11)
هم چنين ايشان ذيل آيه ي « يَشْهَدُونَ الزُّورَ » (12) مي نويسد:
« زور، هر سخن بيهوده اي مثل غنا را شامل مي شود ». (13)
در باره غِنا، آيات شريف (14) ديگري نيز در قرآن آمده که در تفاسير بحث شده است.
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:
« ابليس اولين کسي بود که غنا خواند. » (15)
در احاديث آثار شوم زيادي براي غنا (16) بيان شده و اين جا به اختصار به آن ها مي پردازيم:
1. اعتنا شدن به ناموس؛
2. ايمن نماندن از مرگ و مصيبت ناگهاني؛
3. قبول نشدن دعاها؛
4. دور ماندن رحمت الهي از خانه اي که در آن غنا باشد، و داخل نشدن فرشتگان در آن؛
5. پيدايي نفاق در دل ها؛
6. رفتن خير و برکت از خانه؛
7. سوق داده شدن انسان به سوي گناه زنا؛
8. از ميان رفتن حيا؛
9. زياد شدن غريزه ي جنسي،
10. نابود شدن مردانگي؛

چهار. ضررهاي موسيقي بر روح و روان

از نظر پزشکان و دانشمندان (17) مطلق موسيقي چه از نظر فقهي حرام باشد يا حلال باشد، آثار منفي فراواني بر روح و روان آدمي وارد مي سازد. در اين باره آمده است:
« تمام کساني که با موسيقي سروکار داشته اند، به نسبت ارتباط آن ها با موسيقي به روان و جان خود صدمه زده و نود و هشت درصد از موسيقي دانان به مرض هاي رواني و قلبي درگذشته اند و به حالت طبيعي از دنيا نرفته اند... در بعضي موارد استثنايي ممکن است موسيقي داني به عمر طبيعي رسيده و با مرگ طبيعي مرده باشد؛ زيرا آن موسيقي دان، در کار تعليم و موسيقي يا امور تنظيم برنامه هاي موسيقي بوده و در معرض موسيقي قرار نگرفته است. » (18)
علامه جعفري (رحمه الله) درباره منفي بودن موسيقي مي نويسد:
« اگر موسيقي آن چنان که عاشقان دلباخته اش مي گويند حقيقتاً روح انسان را تصفيه مي کند، چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب، بيماري هاي رواني و فساد اخلاقي به حدي است که گفت وگو درباره ي آن باعث شرمساري است.
ما نمي دانيم که اگر انسان ها به اين اندازه به موسيقي اشتغال نمي ورزيدند و با خود واقعيت روبه رو مي گشتند، چه اندازه راه ترقي و اعتلا را مي پيمودند. » (19)
او در ادامه، ضررهاي موسيقي را بر جسم و روح را که از نظر پزشکي به اثبات رسيده، اين گونه برمي شمارد:
« 1. ايجاد عدم تعادل و توازن بين اعصاب سمپاتيک و پاراسمپاتيک که بي نظمي در اين دو اعصاب، مشکلات زير را به همراه دارد:
اضطراب هاي گوناگون؛ عصبانيت؛ سستي؛ بي ارادگي؛ سرگيجه؛ صُداع: ماليخوليا؛ نفخ معده؛ تحريکات قلبي؛ طپش قلب؛ بي نظمي؛ آنژين صدري؛ انقباضات عروقي؛ اختلالات غدد مترشحه داخلي مخصوصاً تيروئيد و تخمدان؛ اسپاسم لوله ي گوارش؛ آسم (تنگي نفس)؛ نزله انقباضي.
2. مرض ماني؛ (20)
3. مرض سيکلوتيمي؛ (21)
4. کوتاهي عمر؛
5. مرض پارانويا؛ (22)
6. ضعف اعصاب.
7. اختلال هاي دماغي (اغتشاش هاي مغزي، هيجان هاي روحي، جنون)؛
8. تأثيرات قلبي؛
9. واسطه ي انتحار و خودکشي؛
10. بيماري فشار خون؛
11. عامل فحشاء؛
12. تضعيف و تضييع حس شنوايي؛
13. تضعيف و تضييع حس بينايي؛
14. هيجان؛
15. سلب اراده و شکست شخصيت؛
16. سلب غيرت؛
17. عامل جنايت؛
18. جلب توجه غيرطبيعي؛
19. از دست دادن نيروي فکري؛
20. تضييع نيروي قضاوت؛
21. افسردگي و خمودگي؛
22. تهييج عشق. (23)
23. شکست عمر و جوان مرگي و.... »؛ (24)
با توجه به مطالب گفته شده، تأثيرات منفي موسيقي مشخص مي شود، ولي براي تکميل بحث در ادامه، نوع مردن و بيماري هاي موسيقي دانانِ مشهور نقل مي شود. در کتاب موسيقي از نظر دين و دانش سرگذشت ناگوار چهل تن از موسيقي دانان مشهور از کتابها و مجله هاي معتبر نقل مي شود (25) که اکنون به چند نمونه اشاره مي کنيم:
- اسحاق موصلي (معروف به ابن نديم و موسيقي دان ايراني تبار خلفاي عباسي) عاقبت کور شد و به مرض اعصاب مرد.
- لئوناردو وارن (26) در برابر چهارصد نفر در اپراي مترو پوليتن افتاد و سکته ي مغزي کرد و مرد.
- ديميتري متروپولوس (آهنگ ساز يوناني) در حال اجرا در اُپراي لاسکالاي به سکته ي قلبي درگذشت.
- ابوالحسن صبا (آهنگ ساز و نوازنده ي برجسته ي ايراني) بر اثر سکته ي قلبي و اختلال درجه ي فشار خون درگذشت.
- آنتون دووراک (27) کارش به جنون و ديوانگي کشيد و مرد.
- نيچه (وي علاوه بر فلسفه، پس از آشنايي با ويلهلم ريچارد واگنر آهنگ ساز و رهبر ارکستر، در موسيقي نيز فعاليت هايي داشت و قسمت دوم کتاب تولد تراژدي، با دنياي موسيقي سر و کار دارد) به جنون و ديوانگي مبتلا شد و از ضعف اعصاب مرد.
- لودويگ وَن بتهون (28) (موسيقي دان برجسته ي آلماني و تأثير گذارترين شخصيت موسيقي دوران کلاسيک و رمانتيک) در 26 سالگي کر شد و تا آخر عمر از بيماري اعصاب رنج مي برد.
- ولفانگ آمادئوس موتزارت (29) (آهنگ ساز اتريشي و از بزرگ ترين آهنگ سازان موسيقي کلاسيک) گاه و بي گاه دچار تشنجاتي مي شده و بيماري هاي رواني فوق العاده اي داشت و در 36 سالگي مرد.
- يوهان سباستيان باخ (30) (آهنگ ساز و اُرگ نواز آلماني) نابينا و کور شد.
- نيکولاي ريمسکي کرساکف (31) (آهنگ ساز و آموزگار موسيقي روسي) دچار مرض اعصاب بود و بر اثر همين حمله ها مرد.
- پرگولزي (32) (يکي از آهنگ سازان اوايل دوره ي کلاسيک) ضعف اعصاب داشت و در 26 سالگي مرد.
- فرانتس شوبرت (33) (آهنگ ساز برجسته ي اتريشي در دوران رمانتيک) اختلالات رواني داشت، ديوانه شد و در 31 سالگي مرد.
- نيکلا دوگريني (نوازنده ي فرانسوي) اختلالات رواني داشت و در 32 سالگي مرد.

ادامه دارد...

پي نوشت ها :

1. دهخدا، علي اکبر، لغت نامه دهخدا، ج 14، ص 21795.
2. معين، محمد، فرهنگ معين، ص 1595.
3. مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، ص 52.
4. خميني، سيد روح الله، صحيفه امام، ج 9، ص 200.
5. درباره نظريات فقهي علما، ر. ک: رساله ي عمليه ي مراجع عظام؛ محمدي نيا، اسدالله، آواي شيطان، فضل سوم و موسيقي اکسير ناشناخته، صص 84- 90.
6. دهخدا، علي اکبر، لغت نامه دهخدا، ج 14، ص 21795.
7. عاملي، زين الدين (شهيد ثاني)، الروضة البهية، ج2، ص 174.
8. خامنه اي، سيد علي، اجوبة الاستفتائات، ص 269.
9. روزنامه جمهوري اسلامي (18/ 11/ 77) به نقل از: محمدي نيا، اسدالله، آواي شيطان، صص 53 و 54.
10. (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ) (حج، آيه 30).
11. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج 14، ص 379.
12. فرقان، آيه 72.
13. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج 15، صص 243 و 244.
14. از جمله: لقمان، آيه 6؛ اسراء، آيه 36؛ انبياء ، آيه 16- 18؛ همچنين در احاديث نيز به آن اشاره شده است. ر. ک: کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج 6، صص 438- 442.
15. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج 17، ص 310.
16. ر. ک: کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج 6، صص 438- 442 و محمدي نيا، اسدالله، آواي شيطان، صص 24- 30.
17. ر. ک: عبداللهي خوروش، حسين، تأثير موسيقي بر اعصاب و روان؛ جوهري زاده، سيد محمدرضا، موسيقي از نظر دين و دانش، صص 13- 25 و محمدي نيا، اسدالله، آواي شيطان، صص 44- 55.
18. جوهري زاده، سيد محمدرضا، موسيقي از نظر دين و دانش، صص 33و 34.
19. کريمي، حميد، جهان تاريک، ص 160.
20. Manie. نوعي جنون که درجات متعددي دارد.
21. Cyclothymie. هنري باروک مي گويد: « نوعي بيماري رواني است که شخص بيمار، گاهي مي خندد و بعضي اوقات از خود ترشرويي نشان مي دهد و گاهي گرفته و غمگين است ».
22. Paranoia. نوعي مرض روحي است که شخص، ادعاهاي بي مورد کرده و خود را شريف تر و بالاتر از همه مي داند.
23. يک نوع بيماري رواني است که فرد به جايي مي رسد که خود براي هلاکت خود قيام کرده و خودش را به آب و آتش مي اندازد، مسموم مي کند، خود را به زير اتومبيل معشوق مي اندازد و سرانجام به تيمارستان راهي مي شود.
24. محمدي نيا، اسدالله، آواي شيطان، صص 70- 73.
25. جوهري زاده، سيدمحمد رضا، موسيقي از نظر دين و دانش، صص 34- 36.
26. Leonardo Warn
27. Anton Dvorak
28. Ludwig van Beethoven.
29. Wolfgang Amadeus Mozart.
30. Johann Sebastian Bach.
31. Nikolay Rimsky- Korsakov.
32. Pergolesi.
33. Franz Schubert.

منبع مقاله :
امين خندقي، جواد، (1390)، شناخت و بررسي شيطان پرستي، قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، چاپ پانزدهم



 

 



مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما