اعتماد به نفس، امکانات نهفته دروني خود را با همه ظرفيت و ظرافت شناختن و يافتن است.
اعتماد به نفس يعني، بر خود متّکي بودن و فرزند خصال خويشتن بودن.
يکي از وظايف مهم والدين و مربّيان در امر تعليم و تربيت، تقويت حس اعتماد به نفس در فرزندان است. کودک در دو سال اول زندگي در تأمين نيازهاي خود کاملاً ناتوان است و نياز دارد فرد يا افرادي او را حمايت کنند. بهترين کساني که مي توانند اين نياز طبيعي را تأمين کنند والدين به ويژه مادر مي باشد. مادر بايد ضمن اين که به او کمک مي کند، حس استقلال و اعتماد به نفس را نيز در او ايجاد نمايد. کودک از همان سال هاي اوليه مي خواهد مستقل باشد؛ حرکاتي مانند گرفتن اشياء، ايستادن، راه رفتن، کفش و لباس پوشيدن، و غذا خوردن دليل بر اين استقلال خواهي است.
مادرها بايد در انجام کارها فرزندان خود را تشويق نمايند. متأسفانه نگرش بعضي از والدين نسبت به فرزندان خود اين گونه است که چون بچه است قادر به انجام هيچ کاري نيست؛ لذا با دخالت هاي بيش از حد و دادن پيام هاي منفي و کنترل شديد، مانع استقلال بچه ها مي گردند و به جاي فرزندان، خود کارها را انجام مي دهند. حتي در مواردي ملاحظه شده است مادر خود به بچه پنج ساله اش غذا مي دهد؛ در صورتي که بچه ها از دو سالگي تمايل دارند خودشان غذا بخورند. وقتي مي خواهند از پله بالا بروند اگر کسي بخواهد دست آنان را بگيرد، نمي گذارند؛ اين همان حس استقلالي است که بچه ها از کودکي مي خواهند پيدا کنند و با اتکا به خود کارها را انجام دهند؛ لذا حس اعتماد به نفس و خودباوري از همان دوران کودکي شکل مي گيرد.
يکي از عواملي که باعث مي گردد فرزندان بتوانند در آينده روي پاي خود بايستند و با استقلال کامل زندگي خود را اداره کنند؛ وابسته نشدن به والدين است. گاهي وابستگي بيش از حد به مادر باعث مي گردد که بچه ها نتوانند مستقل باشند و در آينده اعتماد به نفس داشته باشند.
با طلوع خورشيد بلوغ، يکي از چيزهايي که بر شاخسار جواني، جوانه مي زند حس خوديابي، درک و دريافت وجود مستقل و غير طفيلي خويش است. جوان تا زماني که به مقطع بلوغ پا نگذاشته و در دوران کودکي به سر مي برد، خود را به تمام اعضا وابسته و نيازمند مي يابد. ولي به محض پديدار شدن دوران جواني و آثار بلوغ، به تدريج در مي يابد که او هم کسي است، وجود و شخصيت دارد و در سامان بخشي امور اطراف بايد نقش پرداز وجودش به حساب آيد. در اين فضاي روحي، حرف شنوي و اطاعت بي چون و چراي دوران کودکي را براي خود نقص پنداشته و نگاه کودکانه به خويش را نوعي اهانت تلقّي مي کند.
در اين مقطع است که عقل و خرد جوان به فعاليت هاي گسترده تري پرداخته و تلاش مي کند با ابتکارات خويش، راه هاي جديدي ترسيم نموده و به کلي در همه امور طرحي نو دراندازد. از اين جاست که خود را با روي پاي خويش ايستادن تجربه مي کند؛ لذا مي توان گفت خودباوري و تکيه بر خويش و اعتماد به نفس ميوه درخت خوديابي و درک استقلال خويش است.(1)
ويژگي هاي افراد داراي اعتماد به نفس
1- احساس خود ارزشمندي مي کنند؛2- قدرت سازگاري بالايي دارند؛
3- قدرت حل مسئله دارند؛
4- قدرت مدارا کردن دارند؛
5- انعطاف پذيرند؛
6- از هوش هيجاني بالا برخوردارند؛
7- خلاّق، مبتکر، رهبر گروه، و مدير کارآمد هستند.
ژان پل سارتر مي گويد: « اگر يک انسان فلج نتواند در مسابقات دو، نفر اول شود، خودش مقصر است ».
در داستاني چنين نقل شده است روزي نهنگي فرزندان خود را جمع کرد و آنان را نصيحت کرد و مي خواست حس خودباوري را در آنان تقويت کند.
نهنگي بچه خود را چه خوش گفت *** به دين ما حرام آمد کرانه
به موج آويز از ساحل بپرهيز *** همه درياست ما را آشيانه
عواملي که باعث تقويت اعتماد به نفس مي گردند
1- تأکيد کردن و حمايت کردن
اگر فرزندان شما کاري را شروع کردند، سعي کنيد با حمايت و تأييد، حس اعتماد به نفس را در آنان تقويت کنيد. تحقير نکردن بچه ها از کاري که به عهده گرفته اند و يا نقشي که به عهده آنان گذاشته شده است عامل مهمي در تقويت خودباوري فرزندان است.رافوئل، يک نقّاش معروف فرانسوي مي گويد: « بوسه مادرم در جمع و تأييد او مرا به اين مقام رساند. »
مرحوم فلسفي مي گويد: « اولين منبري که رفتم صاحب خانه مرا تشويق کرد. همين عامل موفّقيت من بود ».
2- ديدن نقاط مثبت
والدين و يا مربيان اگر به جاي ديدن نقاط منفي متربّي خود، نقاط مثبت او را ببينند و تقويت کنند، حس اعتماد به نفس در فرزندان بالا مي رود. در روايتي از حضرت عيسي (عليه السلام) نقل شده است: وقتي حواريون لاشه حيواني را ديدند همه نقاط منفي حيوان را گفتند ولي حضرت عيسي (عليه السلام) فرمود: عجب دندان هاي سفيدي دارد. اين کار يعني ديدن نقاط مثبت.(2)3-مسؤوليّت دادن
واگذاري مسؤوليت به کودکان و نوجوانان، عامل مهمي در تقويت اعتماد به نفس در آنان است؛ مثلاً اگر دختر بچه پنج ساله اي با جمع آوري ظروف غذا و يا ليوان هاي شربت کمک مي کند و مسؤوليت اين کار را پذيرفته با تشويق، حس اعتماد به نفس را در او تقويت کنيد.4- به فرزندان خود اجازه انتخاب بدهيد
متأسفانه بعضي از والدين به خود اجازه مي دهند که در همه امور فرزندان خود دخالت کرده و حتي به جاي آنان انتخاب کنند. گاهي نيز ديده شده وقتي به پزشک مراجعه مي کنند اجازه نمي دهند فرزند ده ساله شان خودش در مورد بيماري اش با دکتر حرف بزند. اين وضعيت در انتخاب لباس، کفش، محدوديت در تصميم گيري باعث مي شود که وقتي بچه ها بزرگ شدند خود را باور نداشته باشند؛ يعني به خود اعتماد ندارند و نمي توانند درست انتخاب نمايند. بنابراين اگر به سلامت زندگي آينده فرزند خود علاقمند هستيد اجازه بدهيد او خود انتخاب کنند ولي حدود را شما تعيين کنيد.5- مشورت کردن
يکي از راه هاي تقويت حس اعتماد به نفس در نوجوانان مشورت کردن با آنان است.6- ارتباط با خدا
انسان هايي که رابطه خوبي با خداوند دارند؛ قدرت توکّل در آنان بالا مي رود و مي توانند دست به کارهاي بزرگ بزنند. حس اعتماد به نفس مغاير با اعتماد به خدا نيست؛ بلکه کسي که به خدا توکل مي کند و پشتوانه گرمي دارد. به خود نيز اعتماد مي کند.(وَ مَنْ يَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ )؛(3)
هر کس به خدا توکل کند همو برايش کافي است.
رهبران بزرگ ديني ابتدا به خدا توکل داشتند و با حس خود باوري توانستند بر طاغوت هاي زمان خود پيروز گردند.
7- محبّت
عشق و علاقه عامل مهمّي در تقويت اعتماد به نفس مي باشد. کساني که از محبت محروم اند خيلي زود به ديگران اعتماد مي کنند و به خود اعتمادي ندارند.عومل عدم رسيدن به خودباوري و اعتماد به نفس
1- فقر نفس ( خود کم بيني )
احساس حقارت عامل مهمّي در از بين رفتن خودباوري است. « اکبرُ البلاء فقر النفس؛ خود کم بيني، بزرگ ترين بلاست ».(4)چو خود خويش را پست بيني و خوار *** دگر از کسي اميد عزت مدار
کجا نيستي مايه هستي شد *** بلندي نديد آنکه خود پست شد
2- وابسته شدن
فرزنداني که والدينشان از روي عدم آگاهي يا دلسوزي آنها را به خود وابسته مي نمايند، در آينده نمي توانند افرادي مستقل و داراي حس اعتماد به نفس باشند. حتي ديده شده والدين در دوره ابتدايي در انجام تکاليف و درس خواندن و حل مسائل رياضي، قدم به قدم فرزندانشان را کمک مي نمايند. اگر چه در اين مرحله فرزند از نمرات بالايي برخوردار است ولي چون در دوره هاي تحصيلي بعد مادر ديگر نمي تواند به فرزند خود کمک کند، دو مشکل براي او ايجاد مي شود.الف) کاهش حس اعتماد به نفس؛
ب) ضعف درسي و افت تحصيلي؛
شهيد مطهري مي فرمايد: « از کبوترها ياد بگيريد؛ به محض اينکه جوجه هايش پر در مي آورد آنان را بالا برده و در فضا رها مي کند و مي گويد روي پاي خود بايستيد ».(5)
3 - والديني که خودشان اعتماد به نفس و خودباوري ندارند،
نمي توانند حس اعتماد به نفس را در فرزندان ايجاد کنند.اين والدين چون هميشه اضطراب دارند و از انجام کارهاي بزرگ مي ترسند، فرزندان را هم مي ترسانند.
4- تربيت گلخانه اي ( نازپرورده )
والديني که مراقبت شديد و کنترل بي جا دارند مانع تقويت و حتي شکل گيري حس اعتماد به نفس در فرزندان خود مي گردند.امام باقر (عليه السلام) مي فرمايند: « بدترين پدران کساني هستند که در محبت به فرزندان، از حد تجاوز مي نمايند ».(6)
دکتر عبدالعظيم کريمي در کتاب صد نکته تربيتي مي گويد: « اگر والدين اجازه مي دادند فرزندان طعم تلخ ناکامي ها را در دوران کودکي بچشند، در بزرگسالي از کاميابي لذت مي بردند ».(7)
5- تضاد و تعارض والدين، طلاق و اختلاف والدين
اين عامل از عوامل مهم در از بين رفتن خودباوري فرزندان است. وقتي والدين خودشان به هم اعتماد نداشته باشند چگونه مي توانند حس اعتماد به نفس را در فرزندان خود تقويت کنند؟6- قضاوت منفي در مورد فرزندان
عدم نگرش منفي نسبت به فرزندان، عامل مهمي در تقويت حس اعتماد به نفس است. وقتي والدين و مربّي با دادن پيام هاي منفي، و قضاوت هاي نابه جا، برچسب منفي به روان کودک مي زنند، حس اعتماد به نفس را از او مي گيرند.ذهن ما باغچه است گل در آن بايد کاشت
ورنکاري گل سرخ علف هرز در آن مي رويد
زحمت کاشتن يک گل سرخ
کمتر از برداشتن هرزگي آن علف است
گل بکاريم بيا گل بکاريم بيا
تا مجال علف هرز فراهم نشود
7- سپر بلاي فرزندان شدن
انسان در هر مقطعي از زمان ممکن است دچار مشکل و مسئله گردد. والدين بايد وقتي فرزندانشان به مشکلي برخورد کردند، اجازه حل مسئله را به فرزندان خود بدهند. وقتي والدين سپر بلاي فرزند شده و يا به جاي او مسئله را حل مي کنند، با زبان بي زباني به او مي گويند تو اعتماد به نفس نداري. انسان هايي که ياد گرفته اند از دوران کودکي خودشان با مشکل دست و پنجه نرم کنند، حس اعتماد به نفس در آنان تقويت مي گردد. تمام رهبران، مخترعان، دانشمندان در دوران کودکي و نوجواني با مشکلات زيادي همراه بوده اند و بعضاً در حالات آنان آمده که حتي پدر و يا سرپرست هم نداشته اند؛ اما وقتي با مشکلات مواجه شدند خودشان توانسته اند مسئله را حل کنند و در بزرگسالي نيز افرادي موفق بوده اند. بعضي از والدين فکر مي کنند از اين راه به فرزندان خود خدمت مي کنند؛ در صورتي که اين خدمت نيست، خيانت است مادر دکتر حسابي مي گويد: « فرزندانم را با نان خشک بزرگ کردم ».ويليام اسميت، پدر ژئولوژي انگلستان، فرزند يک کشاورز فقير بود که پدر را هم از دست داد.(8) ميلر نيز از کودکي يتيم بود. او هم يک دانشمند ژئولوژي بود.(9)
يکي از هزاران هزار خدمتي که امام(ره) به جامعه اسلامي ايران کرد، بيدار نمودن حس اعتماد به نفس در مردم ايران بود. کساني که از پليس زمان طاغوت مي ترسيدند با فرمان امام حسن خودباوري پيدا کردند. آنها نه تنها در انقلاب، بلکه در هشت سال دفاع مقدس موفق شدند و از همه مهم تر در عرصه صنعت و تکنولوژي و کشاورزي توانستند با به دست آوردن حس اعتماد به نفس روي پاي خود بايستند که ثمره آن موفقيت دانشمندان جوان ما در انرژي هسته اي و دست يابي نيروهاي مسلح کشور در سلاح هاي مدرن است.
پي نوشت ها :
1-پرواز در فضاي جواني، ص 189.
2-منتخب ميزان الحکمه، حديث 473.
3-طلاق:2.
4- ميزان الحکمه، ج9، ص 510.
5-حکايت ها و هدايت ها، شهيد مطهري.
6- تاريخ يعقوبي، ج3، ص 53.
7- صد نکته تربيتي، عبدالعظيم کريمي، ص 12.
8-اعتماد به نفس، علي دشتي، ص 122.
9- همان، ص 127.
رفيعي محمدي، علي محمد (1392)، بيست اصل در تربيت: اصول برقراري ارتباط با کودکان و نوجوانان، قم، انتشارات رسول اعظم (ص)، چاپ دهم