چهارشنبه، 15 بهمن 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

آيا ديدگاه انجمن حجتيه مبنی بر عدم دخالت در سياست به معني جدايي دين از سياست بوده يا خير؟ و چرا فعاليت آنان صرفاً به مقابله با بهائيت تمرکز يافته بود و ساير جريانات انحرافی هم چون رژيم پهلوی نزد آنان ناديده گرفته شد؟


پاسخ :
به منظور پاسخگويي به سوال شما لازم است در مورد تاريخچه و فعاليت هاي اين انجمن و نيز ديدگاه هاي آن توضيحاتي ارائه دهيم که براي اين منظور ابتدا مقدمه اي ذکر مي کنيم :
مقدمه: در زمان پهلوي بالاخص پهلوي دوم بهائيت رشد بسيار داشت و فرصتي پيدا كرد تا جمعيت خود را سه برابر كند و در دستگاه دولتي و شاه نفوذ فراوان بكند. رييس راديو تلويزيون وقت دكتر شاهقلي، وزير بهداري، وزير آموزش و پرورش و... هويدا نخست وزير و بسياري ديگر بهايي بودند و به سفارش اربابان و شاه در همة امور دخالت داشتند.
در ميان ملت، روحانيت و مذهبيون كشور به مقابله با بهائيت پرداختند از جمله آقاي فلسفي (خطيب معروف) با اجازه حضرت آيت الله بروجردي عليه بهائيت شروع به سخنراني ميكند و حتي از راديو پخش ميشود (سخنراني ايشان چنان تأثير ميگذارد كه تيمسار باتمانقليچ رييس ستاد ارتش كلنگي را بر روي شانه اش گذاشت و به سوي مركز بهائيت در تهران حركت كرد و آن جا را تصرف و سپس تخريب كرد). علماء نيز از جمله امام خميني(ره)، پس از فوت آيت الله بروجردي به صورت فعال از سال 1340 شمسي با مشاركت فعال در اعتراض عليه لايحه انجمن ولايتي و ايالتي در صحنه حضور پيدا كرد و در مواقع مختلف براي آگاهي دادن مردم عليه بهائيان اقدام نمودند، از ديگر معترضين بهائيت در كشور، مرحوم شيخ محمود (ذاكر زاده) تولايي معروف به شيخ محمود حلبي بود. او از اعضاي فعال انجمن تبليغات اسلامي مشهد بود و مأموريت يافت دربارة فرقه بهائيت تحقيق كند. ايشان در سال 1335 اقدام به تشكيل انجمن خيريه حجتيه مهدويه كرد1 . برخي دو علت براي تأسيس آن عنوان كرده اند: 1. دوست و همكار حلبي به نام سيد عباس علوي كه همراه او مأمور براي تحقيق در مورد بهائيت مورد شده بود، جذب بهائيت شده و از مبلغان آنان گشت؛ 2. مرحوم حلبي در سال 32 مدعي بود كه امام زمان ـ عليه السّلام ـ به او امر فرمودند كه گروهي را براي مبارزه با بهائيت تشكيل بدهد.
هدف از تشكيل انجمن
اصليترين و عمده ترين هدف، فعاليتهاي فرهنگي براي پيشگيري از تبليغ و ترويج بهائيت و منزوي نمودن بهائيان در جامعه و دعوت به دين مبين اسلام بود.
كارگردانان انجمن
الف. شيخ محمود ذاكر زادة تولايي معروف به شيخ محمود حلبي؛ ب. سيد رضا آل رسول؛ ج. سيد محمد حسين عصار؛ د. سيد حسين سجادي؛ هـ . غلام حسين حاج محمد تقي تاجر.
عمده ترين نيروهاي انجمن معلمان و افراد باسواد بودند به علت حساسيت رژيم شاه، روحانيون كمي در اين انجمن حضور داشتند و يا اين كه چون مرحوم حلبي مخالف سرسخت فلسفه بود اعضاي انجمن را از غير روحاني انتخاب ميكرد.
انجمن از بعد تشكيلات
انجمن تمام دوره هاي آموزشي خود را كه شامل 4 دوره مقدماتي و يك دوره نهايي ميشد بر مبناي بهائيت برنامه ريزي كرده بود: 1. تاريخچه تشكيل بهائيه و بابيه؛ 2. قائميه و رد اشكالات در مورد حضرت مهدي (عج)؛ 3. خاتميت و رد اشكالات در مورد خاتميت دين اسلام؛ 4. ردّيه بر اصول 12 گانه بهائيه و به اصطلاح خودشان منشور بهائيت. در پايان هم دوره اي ويژه مدرسين بود.
افكار و عقايد انجمن
1. با توجه به تبصره 2 از ماده دوم كه در سال 1335 تدوين و تصويب شد به هيچ وجه انجمن در امور سياسي مداخله نخواهد داشت .
2. مرحوم حلبي تأكيد ميكرد كه دشمن اصلي اسلام بهائيت است. و امروز تكليف شرعي و ديني همه ما آن است كه با بهائيت مبارزه كنيم.2
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمي كه بلند شود در ضلالت است و به شكست مي انجامد (تمسك به روايات رأيت) بايد منتظر بود تا خود حضرت بيايند.
4. تشكيل حكومت خالص در زمان امام مهدي (عج) است: استناد به روايت امام صادق ـ عليه السّلام ـ كه ميفرمايد: "ما خرج و لا يخرج منا اهل البيت الي قيام قائمنا احد ليدفع ظلما او ينعش حقا الا اصطلمة البلية و كان قيامه زيادة في مكر وهنا و شيعتنا".3
5. بايد گناه و ستم و معصيت به اوج خود برسد تا زمينه قيام آن حضرت فراهم شود و حضرت بيايند.
6. جهاد در دوران غيبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبي: شيعه ميگويد در عصر غيبت امام زمان (عج) جهاد نيست چرا و پاسخ ميدهد چون كه حاكم اسلامي بايد معصوم باشد مصداق پيدا نكرده است.4
7. تقيه را در مقابل مبارزه قرار ميدادند و معتقد بودند كه مبارزه هدر دادن نيروهاست.5
8. در عصر غيبت تمام مسئوليتها و وظايف يك انسان مسلمان، انتظار است و نديدن امام معصوم از بزرگترين مصيبت هاست .
9. بهايي ها وجود امام زمان (عج) را منكرند، انجمني ها آثار وجودي حضرت را نفي مي كنند.6
10. يكي ديگر از برخوردها و روشهاي انجمن كه پس از پيروزي انقلاب و حتي هم اكنون به آن دامن مي زنند بحث اختلاف شيعه و سني است.7
11. فلسفه را نوعي بدعت و ورود فلسفه يونان به اسلام را از طرحهاي استعماري مي دانند.8
12. هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي وپيشرفت بهائي ها خواهد بود و پيوسته اين انديشه را پراكنده مي ساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرتهاي جهاني ويژه حضرت مهدي (عج) است9 و قرآن با صداي رسا اعلام ميدارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد. و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه.
13. خود را از علما و فقها، اسلام شناستر، آگاهتر، عالمتر و دلسوزتر براي اسلام ميدانستند.10
14. رهبر و ولي و حاكم جامعه فقط بايد معصوم باشد، عدالت تنها كافي نيست، عصمت هم ميخواهد.11
16. اصول سه گانه: 1. خودداري از تعرض به شاه؛ 2. خودداري از تعرض به آمريكا و اسراييل؛ 3. خودداري از تعرض به مسايل سياسي.
روش برخورد شاه با انجمن
حكومت از آنها حمايت ميكرد زيرا از يك سو كاري به سياست نداشتند و خطري براي رژيم به حساب نميآمدند و از طرفي نيز ميتوانستند بستري براي مبارزه با رشد كمونيسم باشند.12
مرحوم حلبي ميگفت شاه از همه سلاطين قبلي با عفتتر است13 و يکي از حاميان نامدار آن در سال 1357 كه مردم فوج فوج در خون خويش غوطه ور بودند انگشتري را كه روي سطح آن نوشته بود يدالله فوق ايديهم براي سلامت شاه ارسال كرد.14
امام و انجمن حجتيه
امام خميني(ره) در خواست اجازه مصرف سهم امام را در انجمن در 28 ديماه 1349 برابر شعبان 1390 ميدهند ولي در سال 1351 اين اجازه را لغو ميكند. پس از انقلاب آيت الله خزعلي كه براي تهيه گزارش و تكميل اطلاعات خودشان درباره انجمن به امام مراجعه كرد ، امام ايشان را براي نظارت بر اين گروه تعيين كردند تا انجمن را زير نظر گرفته وگزارش فعاليتهاي آن را به امام تقديم نمايد. انجمن نيز اقدام به چاپ و تكثير سخنرانيهاي آيت الله خزعلي در تأييد خود نموده و كوشيد وانمود كند كه امام و نماينده ايشان هوادار انجمن است . اما امام اين نظارت را در 12 رمضان 60 شمسي لغو ميكند و به آقاي خزعلي مي فرمايند شما ديگر در رابطه با آنها ارتباطي نداشته باشيد.15
عقايد انجمن حجتيه
1. عدم مداخله در امور سياسي:
دخالت نكردن در سياست به اين معنا بود كه در مقابل شاه و رژيم او ساكت باشند ، در حالي كه امام تقيه را حرام كرده بودند.
2. بزرگ نمايي بهائيت و اعتقاد به اينکه تكليف فقط مبارزه با بهائيت است . اين در حالي بود که علت قوت و پرورش بهائيت، شاه و رژيم اسراييل و آمريكا بود اگر شاه از بين ميرفت بهائيت هم از بين ميرفت، پس بايد مبارزه با شاه ميشد تا با رفت علت، معلول هم از بين برود.
3. اعتقاد به اينکه قبل از امام زمان (عج) هر پرچمي بلند شود در ضلالت است و به شكست ميانجامد . اين در حالي است که مراد از پرچم در روايات مربوطه پرچمي است كه به نام امام مهدي و با ادعاي مهدويت برپا گردد نه هر پرچمي كه براي برطرف كردن ظلم و جور برپا شود.
4. بايد گناه و ستم و معصيت زياد بشود تا امام زمان (عج) بيايد
امام در پيام خودشان فرمودند يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد شود تا حضرت صاحب بيايد حضرت صاحب مگر براي چه چيزي ميآيد، حضرت صاحب ميآيد معصيت را بردارد ما معصيت كنيم كه او بيايد اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بنديها را براي خاطر خدا اگر مسلمان هستيد و براي كشورتان اگر ملي هستيد، اين دسته بندهاي را برداريد. در اين موجي كه الان اين ملت را به پيش ميبرد در اين موج خودتان را وارد كنيد و برخلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست (پيام امام در 26 تيرماه 1362).
5. اعتقاد به اينکه جهاد در دوران غيبت معنا ندارد . اين در حالي بود که اولاً قيام در زمان شاه، دفاع از اسلام بوده است و ثانياً دليل آنها بر عدم جهاد اين بود كه ميگفتند رهبر معصوم نبوده و مصداق حاكم اسلامي وجود ندارد. در جواب بايد گفته شود كه خود امامان هم نايب داشتند و وكالت در امور را به بعضي از امنا و فقها سپرده بودند و در دوران غيبت امام معصوم امور را به فقها سپرده است.
6. تقيه را در مقابل مبارزه قرار دادن و گفتن اين كه مبارزه، هدر دادن نيروهاست در حالي که امام راحل ميفرمودند: و الله گنهكار است كسي كه ساكت بنشيند.16
7. تمام مسئوليت و وظيفه يك انسان انتظار است و نديدن امام بزرگترين مصيبت است . اين در حالي است که تمام وظيفه يك انسان عمل به تكليف است و تكليف در هر زمان فرق ميكند و امام زمان (عج) از ما انجام وظيفه را ميخواهد و ديدن آن حضرت تكليف نيست.
8. جدايي دين از سياست
امام راحل فرمود: ديانت ما عين سياست ماست، دين بدون سياست كه معنا ندارد يعني فقط از ما يك نماز و روزه را خواستند شيوه امامان معصوم هم و دخالت در امور اجتماعي و رهبري جامعه را به عهده داشتن اين سياست است .
همانگونه که اشاره شد در 26 تيرماه سال 1362، امام راحل در پيامي فرمودند : كه يك دسته ديگر هم تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد حضرت صاحب مگر براي وحي مي آيد، حضرت صاحب مي آيد كه معصيت را بردارد ما معصيت كنيم كه او بيايد اين اعوجات را برداريد اين دسته بندي ها را به خاطر خدا اگر مسلميد و براي كشورتان اگر ملي هستيد اين دسته بنديها را برداريد در اين موج كه الآن اين ملت به پيش مي برد در اين موج خودتان را وارد كنيد و برخلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست.
پس از اين بود كه با پيام مرحوم حلبي جلسات انجمن حجتيه تعطيل اعلام شد. با اين حال در طي سال هاي بعد و به ويژه در سال هاي اخير ، برخي از کساني که مروج افکار اين انجمن بودند اقدام به برپايي مجالس و محافلي نموده اند که هدف آن ترويج عقايد اين گروه مي باشد و در آنها تلاش مي شود تا بر روي عقايدي که موردانتقاد قرار گرفته بود سرپوش گذاشته شود .
بنابر اين با مطالعه روند و برنامه فعاليت انجمن حجتيه و مواضعشان مي توان دريافت که تاکيد بر عدم مداخله در سياست ، صرفاً به معناي ظاهري عدم مداخله نمي باشد بلکه تبليغ معنايي فراتر از آن يعني اعتقاد به جدايي دين از سياست مي باشد و شاهد آن نيز علاوه بر اساسنامه اين انجمن ، عملکرد اين گروه و موضع گيري هاي آن در قبال مسائل سياسي از جمله قيام بر عليه طاغوت به ويژه در دوران پيش از انقلاب اسلامي بود که نشان مي داد انجمن حداقل در مقطع غيبت ، اعتقادي به دخالت دين در سياست نداشت ، هر چند انجمن در مقطع پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، از بسياري از ديدگاه هاي خود عدول کرده و تلاش خزنده اي به منظور نفوذ در دستگاه هاي مختلف حکومتي آغاز کرد که به دليل خطرات حاکميت چنين تفکري با واکنش حضرت امام خميني (ره) مواجه شد.
منبع: اندیشه قم


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حکمت | آثار عجیب خدمت به مادر / استاد هاشمی نژاد
music_note
حکمت | آثار عجیب خدمت به مادر / استاد هاشمی نژاد
حکمت | امام زمان (عج) ملاک حق و حقیقت / استاد هاشمی نژاد
music_note
حکمت | امام زمان (عج) ملاک حق و حقیقت / استاد هاشمی نژاد
معنی اسم فرزان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم فرزان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم امیرعباس و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم امیرعباس و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آرون و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آرون و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم روزبه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم روزبه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم بنیتا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم بنیتا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم اصلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم اصلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سوفیا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سوفیا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آسنا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آسنا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم الهام و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم الهام و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ارژنگ و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ارژنگ و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم امیرعلی و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم امیرعلی و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال