شنبه، 16 اسفند 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

این که عبادت، به معنای، خضوع در برابر عظمت و ربوبیت خداوند است، آیا شامل کسی که کارهای نیک و پسندیده ای را انجام می دهد ولی حضور قلب ندارد، می شود؟


پاسخ :
شرح پرسش:
در تعریف عبادت گفته شده است: یعنی، خضوع در برابر کسی که اعتقاد به خالقیت یا ربوبیت یا تأثیر استقلالی او وجود دارد. احساس می شود این تعریف جامع افراد نیست؛ مثلاً کسی را تصور کنید که نماز می خواند، ولی اصلاً حضور قلب ندارد. در مورد چنین فردی می دانیم که به هر حال عبادت می کند، ولی واقعاً می توان گفت که چنین فردی حالت خضوع دارد؟ یا کسی را تصور کنید که در حال تفکر به یک امر گناه، وضو می گیرد یا بر یزید لعنت می فرستد، یا برای کسب ثواب به 10 نفر از فقرا غذا می دهد یا زنی را فرض کنید به خاطر خدا در حال خانه داری است؛ آیا واقعاً در چنین مواردی می توان تعریف فوق را جاری دانست؟ مثلاً در مورد وصیتی که همراه با فکر گناه است، ولی صحیح است چگونه می توان گفت حالت خضوع در برابر خدا دارد؟ لطفاً تعریف دقیق از عبادت را ذکر کنید. و تک تک این مثالها را پاسخ دهید.

پاسخ اجمالی:
عبادت به معنای خضوع و فروتنی در برابر خداوند است، اما عبادت غیر از حضور قلب است؛ زیرا حضور قلب که خود مراتبی دارد، بالاترین مرتبه اش این است که انسان در حال عبادت، عظمت الاهی و آنچه که از حقایق هستی را به آن اعتقاد دارد، از عمق جان و دل خود درک کند و همین درک، او را چنان غرق در عبادت نماید که فقط به وجه الله بنگرد. پس، انسان ممکن است کارهای پسندیده ای را در زندگی خود به قصد تقرب به خدا انجام بدهد، اما کمتر و کمرنگ تر حضور خدا و عظمت او را درک نماید، اما این بدین معنا نبوده که او هیچ اهل عبادت نیست، بلکه او به درجه ای از عبودیت و بندگی خداوند نایل شده است.

پاسخ تفصیلی:
عبادت به معنای خضوع و فروتنی در برابر خداوند و معبود حقیقی است.
عبادت دارای اقسامی است؛ نظیر عبادت با قلب، عبادت با زبان، عبادت با دیگر اعضا و جوارح بدن (عبادت عملی) و... مصادیق هر یک از این اقسام در زندگی انسان بی شمار است. به طور کلی می توان گفت هر اندیشه، ذکر و کاری که انسان با نیت تسلیم و اطاعت از درگاه باری تعالی انجام دهد، مصداق عبادت محسوب می شود.
هریک از اقسام و مصادیق عبادات نیز درجاتی دارد. بالاترین درجه هر عبادت درجه ای است که با شناخت و معرفت بیشتر خداوند همراه با اخلاص و قصد قربت به خدای مهربان باشد. [1]
اما عبادت غیر از حضور قلب است؛ زیرا حضور قلب که خود مراتبی دارد، بالاترین مرتبه اش این است که انسان در حال عبادت، عظمت الاهی و آنچه از حقایق هستی را که به آن اعتقاد دارد، از عمق جان و دل خود درک کرده و به معرفتی رسیده باشد که قلب او در اثر عشق به کمال محض خداوندی بی قرار باشد؛ به طوری که با علم باطنی، عالم را محضر خدا بداند و همین درک حقیقی، او را چنان غرق در عبادت نماید که فقط به وجه الله بنگرد.
پس، انسان ممکن است کارهای پسندیده ای – مانند آنچه در پرسش مطرح شده - را در زندگی خود با نیّت پاک و به قصد تقرب به خدا انجام دهد، اما کمتر و کمرنگ تر حضور خدا و عظمت او را درک نماید، اما این بدین معنا نبوده که او هیچ اهل عبادت نیست، بلکه او هم در حال عبودیت و بندگی خدای متعال است، ولی چون عبادت دارای درجاتی بوده، انسان هایی در این مرتبه، به درجه ای از خضوع و فروتنی و عبودیت نایل گشته اند و در نشانه این درجه از فروتنی همین بس که به سمت اطاعت دستورات الاهی گام برداشته اند.
در این ارتباط حتی اگر شخصی به عنوان نمونه برای رضای خدا روزه بگیرد و در همان حال مرتکب گناه نیز شود، گرچه به پاداش کامل روزه نخواهد رسید، اما خداوند رحمان آن عبادت او را مورد پذیرش قرار خواهد داد.
آری اگر شخصی نه به خاطر خدا، بلکه برای ریا به ظاهر عبادت مشغول شود، عمل او در واقع عبادت نیست.

پی نوشت:
[1] . برگرفته از نمایه « شیوه های عبادت»، islamquest.net/fa/archive/question/9418.
منبع: www.islamquest.net


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما