دوشنبه، 9 آذر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

آیا از فردی که در حال مرگ مغزی است و مرده تلقی می‌شود می‌توان عضوی را مثل چشم یا کلیه برای پیوند خارج کرد؟


شرح پرسش :
آیا از فردی که در حال مرگ مغزی است، ولی به وسیله دستگاه تنفس مصنوعی به حیات نباتی ادامه می دهد و از نظر پزشکی امکان برگشت وی وجود ندارد و مرده تلقی می شود می توان عضوی را مثل چشم یا کلیه برای پیوند خارج کرد؟ با این توضیح که سال گذشته لایحه ای نیز از دولت به مجلس آورده شد مسأله پیوند قانونی شود.البته در اینجا مطالبی مطرح است که: مرگ مغزی و مرگ قلبی چیست؟ مرگ مغزی که مطرح است و برای پیوند لازم، هنگامی است که چند نفر از متخصصان ذی‌ربط نظر دهند انسانی که تصادف کرده یا به هر علتی مغزش از کار افتاده، دیگر به عنوان انسان زنده مطرح نیست و به اصطلاح فقط زندگی نباتی دارد، یعنی با دستگاه می شود او را نگه داشت ولی دیگر شعوری ندارد چون هیچ گونه علایم از نظر مغزی روی نواری ثبت نمی گردد و هیچ نشانه ای از حیات وجود ندارد، این هنگام نیاز است ما قلب این انسان را به طور زنده دارند، زیرا نمی شود از انسانی که فوت کرده آن طور که در شرع مطرح است بعد از آن‌که بدن سرد شد و مرده قلب را خارج کرد چرا که به درد پیوند نمی خورد بله چشم را می شود برداشت و کلیه نیز یک بحث دیگری دارد، حالا اگر قرار باشد نیز مثلا قلب را بردارند باید به زندگی نباتی این فرد که امروز با دستگاه می باشد معلوم نیست یک ساعت دو ساعت دو روز یا...که دقیقا مشخص نیست زنده می ماند پایان داد و این در حالی است که قلب کار می‌کند ولی فرد شعور ندارد و دستگاه از فعالیت مغز چیزی را نشان نمی دهد سوال اینجاست که در چنین شرایطی آیا جایز هست قلب فرد را برداشته و به یک انسانی که نیازمند است پیوند زده شود؟ و باز در این خصوص سوال دیگر هم مطرح می شود که اگر قلب را برداشتند قابل فروش هست یا خیر؟
پاسخ :
در اینجا چند مسأله به وجود می آید و لازم است که ما این مسایل را یک یک بررسی کنیم:

مسأله اول این است که آیا مرگ به چه چیز تحقق پیدا می‌کند؟ آیا به از کار افتادن قلب، مرگ محقق می شود؟ ممکن است که فعالیت مغز از کار بیفتد ولی قلب چند لحظه باز هم به تپش خود ادامه دهد و در اسلام نیز غسل مس میت آن وقت لازم می شود که بدن سرد شود اما میت و موت قبلا محقق شده و به خروج روح از بدن موت صورت گرفته است، اما اسلام برای تسهیل بیشتر مقرر داشته تا زمانی که بدن گرم است اگر کسی دست زد غسل به گردنش نیاید چین باید دست بزند و محتضر را رو به قبله کنند و چشمانش را ببندد و آن حالت حالتی است که نباید به علت عدم مس همگی کنار بروند و لذا این مصلحتی است که اسلام برای تصحیل در کار قایل شده است اما معنایش این نیست که تا بدن سرد نشده فرد نمرده است بلکه همین که روح از بدن خارج شد مرده است این که مرگ به چه چیز محقق می شود بجز این که یک بحث مهمی است یک بحث فقهی نیز هست زیرا در اسلام حفظ حیات آن اندازه که ممکن است واجب است اگر مغز هنوز نمرده نمی توانیم کاری کنیم که توقف حاصل شود بلکه باید سعی کرد که حیات حفظ گردد و اگر نه به کار افتادن مغز شخص مرده است که به نظر می رسد که همین طور هم باشد دیگر آن وقت می شود دستگاه را کنار گذاشت و به قلب توجه نکرد چون عمده همان مغز است و قلب تلمبه ای است که کار خود را تا مدتی که ممکن است دامه می دهد و مهم مغز است که مرکز فرماندهی بدن است که احساس و ادراک و همه اینها به آن منتهی می شود و در بعضی موارد قلب می زند در حالی که مرگ مغزی همان طور که مرقوم داشته اید مسلم شده است مثلا فردی سکته قلبی می‌کند که متعاقب آن قلبش از کار می افتد در فاصله ای که قلبش از کار می افتد تا رساندنش به بیمارستان چون چند دقیقه ای بوده که قلب از کار افتاده است آن را با شوک الکتریکی برمی‌گردانند و قلب دوباره به کار می افتد اما مغز دیگر از کار افتاده، قلب کار می‌کند، کلیه کار می‌کند و با لوله غذا به معده وارد می‌کند ولی چشم زبان و مغز کار نمی‌کند.

مسأله دوم این است که به واقع هنوز هم علم نتوانسته پاسخ دهد که چگونه مرگ مغزی تحت هیچ شرایطی قابل تجدید حیات نیست ولی مریض هایی بوده اند که حیات به آنها بر گشته است به‌خصوص در کسانی که جوان هستند و در اثر حوادثی این وضعیت را دارند و اتفاق افتاده که بعد از دو ماه در مرگ مغزی به سر بردن باز علایم حیات مغزی در آنها پیدا شده است.

مسأله بعدی این است که کار کردن قلب و مثلا ریه به چه نحوی است؟ آیا باید هر آن از جانب مغز به اینها امدادی برسد با کار کنند؟ یا اگر یک آن امداد رسید و دستور صادر شد و بعد قطع گردید باز هم می‌توانند دقایقی و لحظاتی بعد کار کنند؟ اگر از نوع اول است، یعنی هر لحظه و هز آن باید از مغز امداد و دستور بگیرد لازمه است این است که هرگاه مغز از کار افتاد کلیه و ریه و قلب و...هم از کار می افتد و لذا اگر این اعضا کار می کنند اشتباه است که فکر کنیم مغز از کار افتاده است. و اگر نه یک لحظه امداد کافی است که یک عضو چند دقیقه بعد هم کار کند معلوم می شود که مغز از کار افتاده و این اعضا هستند که خودشان کار می کنند. و این را باید متخصصین روشن کنند.

به نظر این جانب مرگ وقتی محقق می شود که مغز از کار بیفتد، برای این که اعضای دیگر هم اگر کار می کنند امدادش را از مغز گرفته ولو چند لحظه قبل این امداد رسیده است و این هم ممکن نیست که مغز از کار افتاده باشد ولی قلب و ریه و...بتوانند در دراز مدت به فعالیت‌هایشان ادامه دهند و این را باید دانست که: همیشه فقه کلیات را می گوید ولی تشخیص جزییات، با متخصّصین هر رشته است.

منبع: noorihamedani.com


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.