پرسش :
چگونه مي توان يك نويسنده خوب شد؟
پاسخ :
اين سؤال مثل اين است كه از يك فوتباليست بپرسي چگونه مي توان يك فوتباليست حرفه اي شده؟
فكر مي كني او در جوابت چه مي گويد؟
استعداد، علاقه، تمرين، عضويت در يك تيم خوب و... پله هاي ترقي يك فوتباليست هستند.
براي موفقيت در نويسندگي هم بايد علاوه بر استعداد و علاقه، مطالعه و تمرين را فراموش نكرد. اگر در فوتبال نرمش داريم در نويسندگي هم نگارش داريم. از يك فوتباليست حرفه اي پرسيدند:
«چگونه پيشرفت كردي؟»
او گفت: «من وقتي در زمين هستم تمرين و بازي مي كنم. بعد از آن در راه فوتبال فكر مي كنم به خانه كه مي رسم فوتبال تماشا مي كنم و كتاب و مطبوعات فوتبالي مي خوانم.»
كسي كه تمام فكر و ذكرش به يك سمت كشيده شد در آن زمينه پيشرفت مي كند. البته من موافق افراط نيستم و نمي گويم يك نويسنده براي پيشرفتش به غار تنهايي پناه ببرد و فقط بخواند و بنويسد.
نويسنده خيلي از موضوعاتش را از دل همين كوچه و خيابان هاي به ظاهر معمولي پيدا مي كند. آنچه مهم است نگاه، فكر و قلم نويسنده است كه او را از مردم عادي متمايز مي كند. پس براي رسيدن به قله نويسندگي بايد- در كنار كارهاي لازم زندگي- فرصتي را براي توجه به انديشه و قلم كنار گذاشت.
عضويت در كتابخانه يعني ورود به باغي پراز حرف هاي جديد و جالب. مطالعه مثل غذاست البته بايد مواظب باشيد از هر غذايي ميل نكنيد چون بعضي از غذاها مسموم كننده اند! مطالعه دايره واژگان شما را افزايش داده و تاثيرش در آثار جديد شما آشكار مي شود.
همكاري با نشريات ويژه نوجوانان مثل كيهان بچه ها، سلام بچه ها، دوست نوجوان، دوچرخه همشهري و... كه در سطح كشور با شمارگان (تيراژ) قابل توجهي منتشر مي شوند نيز مشوق خوبي براي قلمهاي تازه جوانه زده است.
باحضور در انجمن هاي ادبي معتبر كه اساتيدي متعهد و متخصص دارند مي توانيد نقاط ضعف آثارتان را شناسايي كرده و روز به روز پيشرفت كنيد.
اين سؤال مثل اين است كه از يك فوتباليست بپرسي چگونه مي توان يك فوتباليست حرفه اي شده؟
فكر مي كني او در جوابت چه مي گويد؟
استعداد، علاقه، تمرين، عضويت در يك تيم خوب و... پله هاي ترقي يك فوتباليست هستند.
براي موفقيت در نويسندگي هم بايد علاوه بر استعداد و علاقه، مطالعه و تمرين را فراموش نكرد. اگر در فوتبال نرمش داريم در نويسندگي هم نگارش داريم. از يك فوتباليست حرفه اي پرسيدند:
«چگونه پيشرفت كردي؟»
او گفت: «من وقتي در زمين هستم تمرين و بازي مي كنم. بعد از آن در راه فوتبال فكر مي كنم به خانه كه مي رسم فوتبال تماشا مي كنم و كتاب و مطبوعات فوتبالي مي خوانم.»
كسي كه تمام فكر و ذكرش به يك سمت كشيده شد در آن زمينه پيشرفت مي كند. البته من موافق افراط نيستم و نمي گويم يك نويسنده براي پيشرفتش به غار تنهايي پناه ببرد و فقط بخواند و بنويسد.
نويسنده خيلي از موضوعاتش را از دل همين كوچه و خيابان هاي به ظاهر معمولي پيدا مي كند. آنچه مهم است نگاه، فكر و قلم نويسنده است كه او را از مردم عادي متمايز مي كند. پس براي رسيدن به قله نويسندگي بايد- در كنار كارهاي لازم زندگي- فرصتي را براي توجه به انديشه و قلم كنار گذاشت.
عضويت در كتابخانه يعني ورود به باغي پراز حرف هاي جديد و جالب. مطالعه مثل غذاست البته بايد مواظب باشيد از هر غذايي ميل نكنيد چون بعضي از غذاها مسموم كننده اند! مطالعه دايره واژگان شما را افزايش داده و تاثيرش در آثار جديد شما آشكار مي شود.
همكاري با نشريات ويژه نوجوانان مثل كيهان بچه ها، سلام بچه ها، دوست نوجوان، دوچرخه همشهري و... كه در سطح كشور با شمارگان (تيراژ) قابل توجهي منتشر مي شوند نيز مشوق خوبي براي قلمهاي تازه جوانه زده است.
باحضور در انجمن هاي ادبي معتبر كه اساتيدي متعهد و متخصص دارند مي توانيد نقاط ضعف آثارتان را شناسايي كرده و روز به روز پيشرفت كنيد.