پرسش :
پسر بیست ساله ای دارم که می خواهد با دختری که همتای ما نیست و از نظر فرهنگ خانوادگی بهم نمی خوریم ازدواج کند. وظیفه ی من چیست و چگونه می توانم او را منصرف کنم ؟
پاسخ :
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اینها عشق های دروان نوجوانی است و کاملا احساسی است و هیچ منشا عقلانی ندارد . نگرانی من این است که این عشق های ایجاد شده به ازدواج منتهی بشود . دغدغه ی ما این است که دو تا خانواده دچارمشکل میشوند . شما بعنوان مادر که دلسوز هستید باید تا آنجا که راه دارد مانع این کار بشوید . البته من خیلی به خانواده ها گفته ام که در ازدواج سخت نگیرید و با دلیل بیخودی مانع ایجاد نکنید . در اینجا مجبور هستم بگویم تا آنجا که می توانید مانع بشوید چون این ها متوجه نیستند و چقدر داشته ایم که پدر و مادر مانع نشده اند و بعدا این جوان از آنها گله کرده که من عاشق بودم و نمی فهمیدم ، شما که عاشق نبودید ، چرا جلوی من را نگرفتید ؟ توصیه میشود که مانع بشوید ولی برخورد باید حساب شده باشد . اشکال این است که این جور وقتها برخوردها درست نیست . اولا آرامش خودتان را حفظ کنید . باید با آرامش برخورد کرد . حساسیت نشان ندهید . خیلی ها حساسیت نشان می دهند بویژه خانواده های مذهبی که با این جور ازدواج ها مخالف هستند . در اینجا این دو ، همتای هم نیستند . دو خانواده متفاوت و متضاد هستند و خانواده در همان ابتدا حساسیت زیادی نشان می دهند . چکشی عمل می کنند . باید خیلی حساب شده برخورد کرد . بعضی ها قشقرق راه می اندازند و می گویند : من دیگر مادر تو نیستم ، تو بچه ی من نیستی ، هیچ امیدی به حمایت من نداشته باش ، هر کاری میخواهی بکن و برخورد تند می کنند . من با این برخوردها موافق نیستم . ممکن است به موضع لج و مقاومت بکشاند . که اکثرا هم می کشاند . بعضی از مادرها عواطف فرزندشان را تحریک میکنند . گریه می کنند ، اشک می ریزند ، آه و ناله می کنند و در کنارش جمله هایی مثل ا ینکه نفرینت می کنم و شیرم را حلالت نمی کنم و عاقت می کنم . من با قشقرق مخالف هستم . ولی با تحریک کردن عواطف فرزند موافق هستم . شاید همین تحریک عواطف و اشک ها به او شوکی وارد کند چون او هنوز با مادر رابطه عاطفی دارد . خیلی وقتها می گویند بخاطر اشکهای مادرم این کار را نمی کنم . با جمله های نفرینت می کنم و ...موافق نیستم . نکته ای که در این برخوردها مهم است این است که هرگز به طرف مقابل چه دختر خانم و چه آقا پسر توهین و جسارت نکنید . ما این تعبیرهای بد را زیاد می بینیم . ببینید مادر عزیز این دختر محبوب پسر شماست . معشوقه ی او است و اصلا برای او بُت است . از دید شما ، این دختر ناهمتای اوست و مشکلات دارد ولی از دید خودش این طوری نیست . انسان عاشق گل سرخ را بدون خار می بیند . اگر تحریک عاطفه جواب داد که چه بهتر و اگر جواب نداد و دیدید که ایشان قضیه را جدی گرفته اند ، در یک گفتگوی صمیمانه ، استدلالی با او صحبت کنید . قشقرق راه نیندازید و خیلی آرام و استدلالی همین حرفهایی که ما میگوییم به آنها بگویید . کتاب گلبرگ زندگی را هدیه کنید . گاهی مواقع مادر لازم می داند برود و با طرف صحبت کند . در جایگاه یک مادر مهربان و دلسوز با او صحبت کنند ، از تهدید پرهیز کنید . با مهربانی او را توجیح کنید . اگر جواب نداد ، در اینجا از زمان استفاده کنید . خواستگاری نروید . بگذارید زمان بگذرد . فرزند شما بیست سالش است و وقت ازدواجش هم نیست . بگذارید دو سال بگذرد و آنرا کِش بدهید و کج دار و مریز عمل کنید . در گذر زمان این مشکل حل میشود و فراوان این مورد را داشته ایم . رشد عقلانی پیدا می کنند و می فهمند به درد همدیگر نمی خورند . معمولا پسر می گویند : مادر شما بیا و فقط دختر را ببین حتی در بیرون . من توصیه می کنم اینکار را نکنید اگر شما الف را بگویید باید تا آخرش را بگویید . شما یقین دارید که این یازدواج غلط است . یک وقت مانع تراشی بیخودی است که واقعا برای جوانان بی انصافی است . در اینجا به صلاح و بنفع این دو نیست . اگر نهایتا بعد از دو سال مجبور شدید به خواستگاری برویید ، شرط کنید که با یک مشاور آگاه و دلسوز مشاوره کنید . چون این مشاور ، ذینفع نیست . بیان بهتری دارد و استدلالی حرف می زند . آمار دارد و ممکن است که بتواند منصرفش کند . گاهی ما می توانیم با صحبت جوان را از این ازدواج منصرف کنیم و یا اگر منصرف نشد ، مشکلات راه را به او می گوییم تا آگاهانه انتخاب کنند . بعدا گله نمی کنند کسی به من نگفت . دیگر اینکه اگر به خواستگاری رفتید زیر بار مهریه سنگین نروید . چون ما امیدی به این جور ازدواج ها نداریم . آخرش جدایی است . البته استثنا هم دارد . بعضی مواقع به حسب ظاهر خوشبخت هستند و ظاهر سازی می کنند چون همه مخالفت کرده اند رویشان نمیشود که بگویند ما به بن بست رسیده ایم ومی سوزند و می سازند. این دیگر زندگی نیست و مردگی است . فرض در اینجا این است که مادر تحقیق کرده و رسیده اند که همتای همدیگر نیستند ، پس اصلا تن به خواستگار ی ندهند .
www. ch3.iribtv.ir
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اینها عشق های دروان نوجوانی است و کاملا احساسی است و هیچ منشا عقلانی ندارد . نگرانی من این است که این عشق های ایجاد شده به ازدواج منتهی بشود . دغدغه ی ما این است که دو تا خانواده دچارمشکل میشوند . شما بعنوان مادر که دلسوز هستید باید تا آنجا که راه دارد مانع این کار بشوید . البته من خیلی به خانواده ها گفته ام که در ازدواج سخت نگیرید و با دلیل بیخودی مانع ایجاد نکنید . در اینجا مجبور هستم بگویم تا آنجا که می توانید مانع بشوید چون این ها متوجه نیستند و چقدر داشته ایم که پدر و مادر مانع نشده اند و بعدا این جوان از آنها گله کرده که من عاشق بودم و نمی فهمیدم ، شما که عاشق نبودید ، چرا جلوی من را نگرفتید ؟ توصیه میشود که مانع بشوید ولی برخورد باید حساب شده باشد . اشکال این است که این جور وقتها برخوردها درست نیست . اولا آرامش خودتان را حفظ کنید . باید با آرامش برخورد کرد . حساسیت نشان ندهید . خیلی ها حساسیت نشان می دهند بویژه خانواده های مذهبی که با این جور ازدواج ها مخالف هستند . در اینجا این دو ، همتای هم نیستند . دو خانواده متفاوت و متضاد هستند و خانواده در همان ابتدا حساسیت زیادی نشان می دهند . چکشی عمل می کنند . باید خیلی حساب شده برخورد کرد . بعضی ها قشقرق راه می اندازند و می گویند : من دیگر مادر تو نیستم ، تو بچه ی من نیستی ، هیچ امیدی به حمایت من نداشته باش ، هر کاری میخواهی بکن و برخورد تند می کنند . من با این برخوردها موافق نیستم . ممکن است به موضع لج و مقاومت بکشاند . که اکثرا هم می کشاند . بعضی از مادرها عواطف فرزندشان را تحریک میکنند . گریه می کنند ، اشک می ریزند ، آه و ناله می کنند و در کنارش جمله هایی مثل ا ینکه نفرینت می کنم و شیرم را حلالت نمی کنم و عاقت می کنم . من با قشقرق مخالف هستم . ولی با تحریک کردن عواطف فرزند موافق هستم . شاید همین تحریک عواطف و اشک ها به او شوکی وارد کند چون او هنوز با مادر رابطه عاطفی دارد . خیلی وقتها می گویند بخاطر اشکهای مادرم این کار را نمی کنم . با جمله های نفرینت می کنم و ...موافق نیستم . نکته ای که در این برخوردها مهم است این است که هرگز به طرف مقابل چه دختر خانم و چه آقا پسر توهین و جسارت نکنید . ما این تعبیرهای بد را زیاد می بینیم . ببینید مادر عزیز این دختر محبوب پسر شماست . معشوقه ی او است و اصلا برای او بُت است . از دید شما ، این دختر ناهمتای اوست و مشکلات دارد ولی از دید خودش این طوری نیست . انسان عاشق گل سرخ را بدون خار می بیند . اگر تحریک عاطفه جواب داد که چه بهتر و اگر جواب نداد و دیدید که ایشان قضیه را جدی گرفته اند ، در یک گفتگوی صمیمانه ، استدلالی با او صحبت کنید . قشقرق راه نیندازید و خیلی آرام و استدلالی همین حرفهایی که ما میگوییم به آنها بگویید . کتاب گلبرگ زندگی را هدیه کنید . گاهی مواقع مادر لازم می داند برود و با طرف صحبت کند . در جایگاه یک مادر مهربان و دلسوز با او صحبت کنند ، از تهدید پرهیز کنید . با مهربانی او را توجیح کنید . اگر جواب نداد ، در اینجا از زمان استفاده کنید . خواستگاری نروید . بگذارید زمان بگذرد . فرزند شما بیست سالش است و وقت ازدواجش هم نیست . بگذارید دو سال بگذرد و آنرا کِش بدهید و کج دار و مریز عمل کنید . در گذر زمان این مشکل حل میشود و فراوان این مورد را داشته ایم . رشد عقلانی پیدا می کنند و می فهمند به درد همدیگر نمی خورند . معمولا پسر می گویند : مادر شما بیا و فقط دختر را ببین حتی در بیرون . من توصیه می کنم اینکار را نکنید اگر شما الف را بگویید باید تا آخرش را بگویید . شما یقین دارید که این یازدواج غلط است . یک وقت مانع تراشی بیخودی است که واقعا برای جوانان بی انصافی است . در اینجا به صلاح و بنفع این دو نیست . اگر نهایتا بعد از دو سال مجبور شدید به خواستگاری برویید ، شرط کنید که با یک مشاور آگاه و دلسوز مشاوره کنید . چون این مشاور ، ذینفع نیست . بیان بهتری دارد و استدلالی حرف می زند . آمار دارد و ممکن است که بتواند منصرفش کند . گاهی ما می توانیم با صحبت جوان را از این ازدواج منصرف کنیم و یا اگر منصرف نشد ، مشکلات راه را به او می گوییم تا آگاهانه انتخاب کنند . بعدا گله نمی کنند کسی به من نگفت . دیگر اینکه اگر به خواستگاری رفتید زیر بار مهریه سنگین نروید . چون ما امیدی به این جور ازدواج ها نداریم . آخرش جدایی است . البته استثنا هم دارد . بعضی مواقع به حسب ظاهر خوشبخت هستند و ظاهر سازی می کنند چون همه مخالفت کرده اند رویشان نمیشود که بگویند ما به بن بست رسیده ایم ومی سوزند و می سازند. این دیگر زندگی نیست و مردگی است . فرض در اینجا این است که مادر تحقیق کرده و رسیده اند که همتای همدیگر نیستند ، پس اصلا تن به خواستگار ی ندهند .
www. ch3.iribtv.ir