پرسش :
برخی از امتيازهاي قوانين قرآن را بیان کنید.
پاسخ :
واقعبيني و ژرفنگري در تشريع
حفظ سلامت جسم و جان بشر، بالاترين هدفي است كه اسلام در قانونگذاري خود آن را تعقيب ميكند و هرچيز را كه با سلامت جسمي و سعادت روحي ناسازگار باشد، بشدت ممنوع كرده است و در اين جا به هوسهاي افراد، داد و فرياد گروهي كه از طريق محرمات زيانبار كسب و ارتزاق ميكنند و به سخنان كساني كه ميگويند از طريق بستن ماليات بر شراب و قمار و فحشاء عوائد سرشاري به صندوق دولت سرازير ميگردد، گوش فرانداده و پشيزي احترام نگذارده است، و به عبارت ديگر احكام الهي پيرو مصالح و مفاسديست كه به خاطر همانها اشيائي را حلال و مباح شمرده و چيزهائي را حرام و ممنوع معرفي كرده است.
توضيح اينكه وجود و هستي در هر مرحلهاي با يك رشته آثار و خواص توأم و همراه است و هر موجودي با آثار ويژه خود، جزئي از نظام آفرينش است كه با مجموع اجزاء جهان هماهنگي خاصي دارد و هر موجودي بجاي خود، خوب و زيبا، و يا لازم و ضروري است و جهان با تمام موجودات مختلف و گوناگون خود، نمونه نظام احسن است.
اعتراف به اين كه هر موجودي بجاي خويش نكو و زيبا است و مجموع جهان چهره روشني از نظام كامل است نه به اين معني است كه هيچ تصادم و تزاحمي ميان دو جزء از اجزاء جهان وجود ندارد.
قرآن در تقنين و تشريع با ژرفنگري خود، عوامل مضر و ناسازگاري سعادت بشر را به دقت بررسي كرده و آنها را يكيك شناخته و از نزديكي به آنها به شدت جلوگيري نموده است.
خون در ميان عروق انسان مايه حيات و وسيله بقاء انسان است ولي خوردن خون هر چند تميز و نظيف و استرليزه شده باشد قساوت و سنگدلي خاصي در روح انسان پديد ميآورد، كه از ريختن خون افراد بيگناه نه تنها رنج نميبرد، بلكه احياناً لذت ميبرد.
الكل و شراب سلامت روحي و جسمي انسان را تهديد ميكند و ضربت شكنندهاي بر دستگاه تفكر وارد ميسازد.
قمار بذر عداوت و دشمني را ميان افراد انسان ميپاشد، و جامعه را از هر نوع خلاقيت و پيشرفت در طريق علم و دانش، تقوي و پرهيزگاري و ديگر فضائل انساني، بازميداردو... .
دروغ و تهمت، نمامي و سخنچيني، غيبت و بدگوئي پشت سر مردم و ديگر محرمات اخلاقي، مفاسد روشن و غير قابل انكاري دارند و اين آثار پيوسته با اين موضوعات توأم و همراه است.
الكل كهنه و نو نميشناسد، او در هر حال «ام الخبائث» و سرچشمه بسياري از گناهان است و تشريعي كه بر شناسائي آثار و خواص اين نوع موضوعات صورت بگيرد، قطعاً جاويد و پيوسته خواهد بود.
با مراجعه به آيات قرآن روشن ميگردد كه چگونه اسلام با ژرفنگري، موضوعات ضررآور و زيانبار را تحريم كرده، و در تحريم خود به آثار و خواص آنها اشاره كرده است چنانكه پيرامون شراب و قمار ميفرمايد: «اِنَّما يُريدُ الشَيْطانُ اَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَالبَغْضاءَ في الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ فَهَلْ اَنْتُم مُنْتَهُون» مائده/91.
[شيطان از طريق شراب و قمار ميخواهد ميان شما بذر عداوت پخش كند آيا از آنها دوري نميجوئيد.]
مدتها بود بشر به علل و مفاسد بسياري از محرمات پي نبرده بود و گاهي درباره برخي از محرمات انگشت تعجب به دندان ميگرفت ولي تحولات علمي شگفتانگيز امروز بشر، از روي بسياري از محرمات و مكروهات پرده برداشته و حقايق را روشن كرده است.
ميانهروي در تشريع
در قوانين اسلام به نيازمنديهاي مادي و معنوي انسان توجه كامل شده است، وجود انسان تركيبي است از جسم و روح، و نياز او به امور مادي و لذايذ جسماني كمتر از نياز او به امور معنوي نيست.
انسان يك واحد صنعتي نيست كه تنها تأمين بنزين بدن او (غذا) نيازهاي او را برطرف سازد، و بهرهگيري از لذايذ جسماني براي او يك زندگي سعادتمندانهاي پيريزي كند، همچنانكه او فرشته نيست كه تنها براي عبادت و پرستش ساخته شده باشد، و غرق شدن در معنويات و رويگرداني از مظاهر طبيعت او را براي كمالي كه براي آن آفريده شده است، رهنمون گردد. از اين جهت اسلام در تشريع قوانين خود، جنبههاي مادي و معنوي او را درنظر گرفته و به جهت خاصي از ماده يا معني توجه ننموده است.
آئين كنوني مسيح، در دعوت به امور معنوي راه افراط را در پيش گرفته و رهبانيت و زندگي در ديرها و شكاف كوهها و نقاط دور از اجتماع را متن آئين خود قرار داده است، و انسانها را از مداخله در امور اجتماعي و سياسي بازداشته است و به افراد دستور ميدهد كه در برابر ظلم و ستم مهر خاموشي بر لب زنند و اگر بر چهره كسي سيلي زدند آن سوي صورت را نيز در اختيار ظالم بگذارد تا سيلي ديگري بزند.
و لذا در مجموع اناجيل چهارگانه يك قانون سياسي و اجتماعي به چشم نميخورد، و در سراسر اين كتابها جز شرح حال حضرت مسيح و يك مشت برنامههاي اخلاقي چيز ديگر پيدا نميشود.
آئين كنوني يهود درست در نقطه مقابل آئين مسيح قرار گرفته و در سراسر تورات حتي يك اشاره هم به معاد و روز رستاخيز وجود ندارد، و در توجه به امور مادي آنچنان راه افراط را در پيش گرفته است كه اثر وضعي اطاعت و فرمانبرداري را ثروتمندي و تسلط بر مردم، و اثر وضعي معصيت و گناه را مرگ و از دست دادن مال و قدرت ميداند. (انجيل متي، فصل 5، جمله 39)
اسلام با واقعبيني خاصي انسان را آنچنان كه هست مورد بررسي قرار داده و در تشريع خود به يك طرف توجه ننموده است، زيرا بخوبي تشخيص داده است كه انسان موجود يك بعدي نيست و انسان يك بعدي بسيار بدبخت است، و در ميان انسانها آن فرد سعادتمند است كه مقتصد و ميانهرو باشد و به هر دو جنبه جسمي و رواني متوجه گردد، از اين جهت امت اسلامي را امت وسط معرفي كرده ميگويد:
«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً» بقره/143.
[ما همچنان شما را امت ميانه قرار داديم.]
دستورات اسلام در رهبري تمايلات مادي و بهرهبرداري ا زمظاهر زندگي بيش از آن است كه حتي بتوانيم به گوشهاي از آن اشاره كنيم.
شما ميتوانيد با ملاحظه آيات و رواياتي كه پيرامون موضوعاتي از قبيل قضاوت و داوري، كار و كوشش، كشاورزي و دامداري، رعايت پيوند خويشاوندي، ضيافت و مهماننوازي، مجالست و همنشيني، حسن خلق و خوشروئي، رعايت عهد و پيمان، احترام به امانت و حقوق مردم، عيادت و ديدار بيماران، همدردي با مصيبتزدگان، مشاوره و تبادل نظر در كارها، مسافرت و جهانگردي، جهاد در نبرد با دشمن، احترام به گذشتگان، و حمايت از حيوانات و... وارد شدهاند از بسياري از قوانين اجتماعي آگاه گرديد و در نتيجه معلوم گردد كه اسلام در عين دعوت به معنويت و روحانيت از تشريع قانون براي اداره امور زندگاني بندگان غفلت نورزيده است و قوانين و تشريعات اسلام منحصر به برخي آداب اخلاقي و مراسم بيروح نيايش كه بر معابد و كليساها حكمفرماست نيست، بلكه آئين اسلام در قلب اجتماع قرار گرفته و از تدبير امور زندگي بندگان از سياست و كشورداري و ديگر امور چشم نپوشيده است.
اسلام در مبارزه با عفريت جهل و ناداني، در گسترش نظارت عمومي، در تعليم فرزندان، در خدمت به خلق و بندگان خدا، در ياري مظلومان و ستمديدگان، در نحوه روابط مسلمانان با ملتهاي اجانب و بيگانگان، در نحوه رفتار با خدمتكاران، در پرداخت حقوق مالي و مالياتهاي اسلامي، در بخشش در راه خدا، در عفو و اغماض، در دوري از نفاق و دوروئي، در حسن ظن و اعتماد به ديگران... بيانات بس شيوا دارد كه منعكس كننده روح اعتدال و ميانهروي اسلام در امور زندگي و بهرهبرداري از لذايذ دنيا است.
eporsesh.com
واقعبيني و ژرفنگري در تشريع
حفظ سلامت جسم و جان بشر، بالاترين هدفي است كه اسلام در قانونگذاري خود آن را تعقيب ميكند و هرچيز را كه با سلامت جسمي و سعادت روحي ناسازگار باشد، بشدت ممنوع كرده است و در اين جا به هوسهاي افراد، داد و فرياد گروهي كه از طريق محرمات زيانبار كسب و ارتزاق ميكنند و به سخنان كساني كه ميگويند از طريق بستن ماليات بر شراب و قمار و فحشاء عوائد سرشاري به صندوق دولت سرازير ميگردد، گوش فرانداده و پشيزي احترام نگذارده است، و به عبارت ديگر احكام الهي پيرو مصالح و مفاسديست كه به خاطر همانها اشيائي را حلال و مباح شمرده و چيزهائي را حرام و ممنوع معرفي كرده است.
توضيح اينكه وجود و هستي در هر مرحلهاي با يك رشته آثار و خواص توأم و همراه است و هر موجودي با آثار ويژه خود، جزئي از نظام آفرينش است كه با مجموع اجزاء جهان هماهنگي خاصي دارد و هر موجودي بجاي خود، خوب و زيبا، و يا لازم و ضروري است و جهان با تمام موجودات مختلف و گوناگون خود، نمونه نظام احسن است.
اعتراف به اين كه هر موجودي بجاي خويش نكو و زيبا است و مجموع جهان چهره روشني از نظام كامل است نه به اين معني است كه هيچ تصادم و تزاحمي ميان دو جزء از اجزاء جهان وجود ندارد.
قرآن در تقنين و تشريع با ژرفنگري خود، عوامل مضر و ناسازگاري سعادت بشر را به دقت بررسي كرده و آنها را يكيك شناخته و از نزديكي به آنها به شدت جلوگيري نموده است.
خون در ميان عروق انسان مايه حيات و وسيله بقاء انسان است ولي خوردن خون هر چند تميز و نظيف و استرليزه شده باشد قساوت و سنگدلي خاصي در روح انسان پديد ميآورد، كه از ريختن خون افراد بيگناه نه تنها رنج نميبرد، بلكه احياناً لذت ميبرد.
الكل و شراب سلامت روحي و جسمي انسان را تهديد ميكند و ضربت شكنندهاي بر دستگاه تفكر وارد ميسازد.
قمار بذر عداوت و دشمني را ميان افراد انسان ميپاشد، و جامعه را از هر نوع خلاقيت و پيشرفت در طريق علم و دانش، تقوي و پرهيزگاري و ديگر فضائل انساني، بازميداردو... .
دروغ و تهمت، نمامي و سخنچيني، غيبت و بدگوئي پشت سر مردم و ديگر محرمات اخلاقي، مفاسد روشن و غير قابل انكاري دارند و اين آثار پيوسته با اين موضوعات توأم و همراه است.
الكل كهنه و نو نميشناسد، او در هر حال «ام الخبائث» و سرچشمه بسياري از گناهان است و تشريعي كه بر شناسائي آثار و خواص اين نوع موضوعات صورت بگيرد، قطعاً جاويد و پيوسته خواهد بود.
با مراجعه به آيات قرآن روشن ميگردد كه چگونه اسلام با ژرفنگري، موضوعات ضررآور و زيانبار را تحريم كرده، و در تحريم خود به آثار و خواص آنها اشاره كرده است چنانكه پيرامون شراب و قمار ميفرمايد: «اِنَّما يُريدُ الشَيْطانُ اَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَالبَغْضاءَ في الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ فَهَلْ اَنْتُم مُنْتَهُون» مائده/91.
[شيطان از طريق شراب و قمار ميخواهد ميان شما بذر عداوت پخش كند آيا از آنها دوري نميجوئيد.]
مدتها بود بشر به علل و مفاسد بسياري از محرمات پي نبرده بود و گاهي درباره برخي از محرمات انگشت تعجب به دندان ميگرفت ولي تحولات علمي شگفتانگيز امروز بشر، از روي بسياري از محرمات و مكروهات پرده برداشته و حقايق را روشن كرده است.
ميانهروي در تشريع
در قوانين اسلام به نيازمنديهاي مادي و معنوي انسان توجه كامل شده است، وجود انسان تركيبي است از جسم و روح، و نياز او به امور مادي و لذايذ جسماني كمتر از نياز او به امور معنوي نيست.
انسان يك واحد صنعتي نيست كه تنها تأمين بنزين بدن او (غذا) نيازهاي او را برطرف سازد، و بهرهگيري از لذايذ جسماني براي او يك زندگي سعادتمندانهاي پيريزي كند، همچنانكه او فرشته نيست كه تنها براي عبادت و پرستش ساخته شده باشد، و غرق شدن در معنويات و رويگرداني از مظاهر طبيعت او را براي كمالي كه براي آن آفريده شده است، رهنمون گردد. از اين جهت اسلام در تشريع قوانين خود، جنبههاي مادي و معنوي او را درنظر گرفته و به جهت خاصي از ماده يا معني توجه ننموده است.
آئين كنوني مسيح، در دعوت به امور معنوي راه افراط را در پيش گرفته و رهبانيت و زندگي در ديرها و شكاف كوهها و نقاط دور از اجتماع را متن آئين خود قرار داده است، و انسانها را از مداخله در امور اجتماعي و سياسي بازداشته است و به افراد دستور ميدهد كه در برابر ظلم و ستم مهر خاموشي بر لب زنند و اگر بر چهره كسي سيلي زدند آن سوي صورت را نيز در اختيار ظالم بگذارد تا سيلي ديگري بزند.
و لذا در مجموع اناجيل چهارگانه يك قانون سياسي و اجتماعي به چشم نميخورد، و در سراسر اين كتابها جز شرح حال حضرت مسيح و يك مشت برنامههاي اخلاقي چيز ديگر پيدا نميشود.
آئين كنوني يهود درست در نقطه مقابل آئين مسيح قرار گرفته و در سراسر تورات حتي يك اشاره هم به معاد و روز رستاخيز وجود ندارد، و در توجه به امور مادي آنچنان راه افراط را در پيش گرفته است كه اثر وضعي اطاعت و فرمانبرداري را ثروتمندي و تسلط بر مردم، و اثر وضعي معصيت و گناه را مرگ و از دست دادن مال و قدرت ميداند. (انجيل متي، فصل 5، جمله 39)
اسلام با واقعبيني خاصي انسان را آنچنان كه هست مورد بررسي قرار داده و در تشريع خود به يك طرف توجه ننموده است، زيرا بخوبي تشخيص داده است كه انسان موجود يك بعدي نيست و انسان يك بعدي بسيار بدبخت است، و در ميان انسانها آن فرد سعادتمند است كه مقتصد و ميانهرو باشد و به هر دو جنبه جسمي و رواني متوجه گردد، از اين جهت امت اسلامي را امت وسط معرفي كرده ميگويد:
«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً» بقره/143.
[ما همچنان شما را امت ميانه قرار داديم.]
دستورات اسلام در رهبري تمايلات مادي و بهرهبرداري ا زمظاهر زندگي بيش از آن است كه حتي بتوانيم به گوشهاي از آن اشاره كنيم.
شما ميتوانيد با ملاحظه آيات و رواياتي كه پيرامون موضوعاتي از قبيل قضاوت و داوري، كار و كوشش، كشاورزي و دامداري، رعايت پيوند خويشاوندي، ضيافت و مهماننوازي، مجالست و همنشيني، حسن خلق و خوشروئي، رعايت عهد و پيمان، احترام به امانت و حقوق مردم، عيادت و ديدار بيماران، همدردي با مصيبتزدگان، مشاوره و تبادل نظر در كارها، مسافرت و جهانگردي، جهاد در نبرد با دشمن، احترام به گذشتگان، و حمايت از حيوانات و... وارد شدهاند از بسياري از قوانين اجتماعي آگاه گرديد و در نتيجه معلوم گردد كه اسلام در عين دعوت به معنويت و روحانيت از تشريع قانون براي اداره امور زندگاني بندگان غفلت نورزيده است و قوانين و تشريعات اسلام منحصر به برخي آداب اخلاقي و مراسم بيروح نيايش كه بر معابد و كليساها حكمفرماست نيست، بلكه آئين اسلام در قلب اجتماع قرار گرفته و از تدبير امور زندگي بندگان از سياست و كشورداري و ديگر امور چشم نپوشيده است.
اسلام در مبارزه با عفريت جهل و ناداني، در گسترش نظارت عمومي، در تعليم فرزندان، در خدمت به خلق و بندگان خدا، در ياري مظلومان و ستمديدگان، در نحوه روابط مسلمانان با ملتهاي اجانب و بيگانگان، در نحوه رفتار با خدمتكاران، در پرداخت حقوق مالي و مالياتهاي اسلامي، در بخشش در راه خدا، در عفو و اغماض، در دوري از نفاق و دوروئي، در حسن ظن و اعتماد به ديگران... بيانات بس شيوا دارد كه منعكس كننده روح اعتدال و ميانهروي اسلام در امور زندگي و بهرهبرداري از لذايذ دنيا است.
eporsesh.com