يکشنبه، 17 ارديبهشت 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

ديدگاه معتزله درباره قضا و قدر و نقد آن چيست؟


پاسخ :
برداشت معتزله از قضاء و قدر درباره موجودات طبيعي اين است كه خدا شيء مقدّر و مقضّي عليه را مي‏آفريند و هرگا بگويد: افعال انسان در قضاء و قدر الهي است نتيجه آن اين است كه خدا خود خالق گناه باشد، آن گاه براي آن مجازات نمايد، از اين جهت از قضاء و قدر درباره افعال انسان، فقط اطلاع و آگاهي خدا از افعال يا فرمان به طاعت را پذيرفته‏اند، براي توضيح بيشتر برخي از كلمات آنان را نقل مي‏كنيم. قاضي عبد الجبار مي‏گويد:
«اگر كسي از شما سؤال كند« آيا افعال بندگان، به قضاي الهي صورت مي‏پذيرد يا نه؟ در پاسخ او بگو: مقصود شما از اين دو واژه چيست:
1 ـ اگر مقصود اين است كه آنها را خلق مي‏كند، به خدا پناه مي‏برم از اين انديشه، چگونه مي‏توان افعال انسان را مخلوق خدا دانست در حالي كه افعال بندگان در گرو عزم و قصد، داعي و انگيزه آنها است اگر خواستند انجام مي‏دهند و اگر خوش نداشتند، ترك مي‏كنند، هر گاه افعال بندگان با اين خصوصيت مربوط به خود آنان نباشد بايد گفت، افعال خدا نيز (چنين ويژگي را نيز دارند) مربوط به خود او نيست، زيرا ما پيوسته از اين طريقه، فعل فاعل را تشخيص مي‏دهيم.
2 ـ اگر مقصود، همان ايجاب و الزام است چگونه مي‏توان قضاء را به آن تفسير كرد در حالي كه برخي از افعال فاقد حسن بوده، در اين صورت چطور مي‏توان گفت خدا آن را واجب و يا بر وجود آن حكم كرده است.
3 ـ اگر مقصود از آن اعلام و اخبار است، اين در مواردي صحيح است ولي براي اداي اين مقصود نبايد اين واژه را به كار ببريم، زيرا لفظي كه در معني صحيح و غير صحيح به كار مي‏رود نبايد آن را به كار برد، مگر آن كس كه حكمت و عدل او ثابت شده است.» (شرح اصول خمسه/771)
مؤلف معتزله اليمن كه زندگي و عقايد يحيي بن الحسين 245ـ 298، (امام زيديه در عصر خويش، و ناقل آراي معتزله به يمن) نوشته از رسائل العدل و التوحيد او نقل مي‏كند و مي‏گويد: قضاء در قرآن به سه معني است:
1 ـ آگاهي و دانستن مانند «قَضَينا إلي بني إسرائيل في الكتاب لَتُفسدنّ في الأرض» اسراء/ 4
2 ـ امر و فرمان مانند: «وقَضي رَبّك ألّا تَعبدوا إلّا إيّاه» اسراء/3
3 ـ خلق و احداث مانند: «فَقَضاهُنّ سَبع سماوات في يَومين» فصلت/12
آنگاه مي‏گويد: اينها معاني قضاء در قرآن است، اگر مقصود اين است كه خدا بر مخلوق خود حكم بر معصيت مي‏كند (مي‏آفريند) آنگاه بر آن عذاب مي‎كند، اين محال است، آنگاه به اين نقطه منتهي مي‏گردد كه مقصود از تقدير امر به طاعت است و او امر به معصيت نمي‏كند و بندگان گناهان را پس از نهي خدا مرتكب مي‏شوند و مي‏گويند اين است معني «أنا مؤمن بقضاء الله و قدره ما كرهتُ نفسي و ما رضيت» (معتزله اليمن/173ـ 174)
قاضي عبد الجبار، در كتاب «المحيط بالتكليف» مي‏گويد: هرگز نمي‏توان گفت افعال بندگان در قلمرو قضاي الهي است زيرا معني آن اين است كه او آفريده است، سپس مي‏گويد و به طور تفصيل بگوييم:
1 ـ اگر مقصود از قضاء و قدر اعلام واخبار است صحيح است.
2 ـ اگر مقصود الزام است در برخي از موارد صحيح است نه در همه موارد.
3 ـ اگر مقصود خلق و آفرينش است، اطلاق آن در افعال بندگان صحيح نيست و همين احتمالات بر «قدر» نيز حاكم هست، آنگاه نتيجه مي‏گيرد، اين لفظ در افعال خدا به كار مي‏رود و بس.
مؤلف شرح الأساس مي‏گويد: اگر مقصود از قضاء الزام و حكم خدا بر بندگان باشد، مي‏توان گفت: اطاعات به قضاي الهي است و اگر مقصود از آن آفرينش باشد، نمي‏توان گفت: خدا خالق اطاعات ما است مگر اينكه كسي به فرقه مجبّره بپيوندد. (شرح الأساس 2/130)
دوري معتزله از واقع قضا و قدر
هدف از نقل اين كلمات ـ گذشته بر آگاهي از ديدگاه معتزله درباره قضاء و قدرـ اظهار اينكه معتزله به خاطر اصل عدل برخي از معارف عقلي و قرآني را ناديده گرفته، از آن جمله مسئله قضا و قدر است كه در قرآن و بالأخص در روايات به صورت چشم گير وارد شده است و اين گروه به گمان منافات ميان اصل عدل و اعتقاد به قضا و قدر، مسئله دوّم را از جدول معارف حذف كرده و در تفسير آن به همان معني اعلام و اخبار، يا امر به طاعت اكتفا ورزيده‎اند در حالي كه قضاء و قدر كه از معارف قرآني است، ارتباطي به اخبار و اعلام، يا امر به اطاعت ندارد.
ما براي تبيين اين اصل به گونه‏اي پيرامون آن به بحث و گفتگو مي‏پردازيم. تقدير و قضا در پديده هاي جهان روشن است ولي شمول تقدير و قضاء به افعال بندگان نياز به توضيح دارد.
تفسير قدر و قضاء در افعال بندگان
افعال بندگان به دو صورت مورد تعلّق قضاء و قدر الهي هستند: نخست به صورت كلي و دوم به صورت جزئي، در صورت نخست مقصود قوانين كلي آفرينش است كه بر جهان و افعال انسان، حاكم است و هر انساني محكوم اين قوانين بوده و براي او گريزي از آنها نيست، هر چند كليد گزينش هر يك از اين قوانين در دست اوست و به ديگر سخن: سنتهاي الهي، برهمه يكسان حاكم است. تفاوت در اين است كه هر انساني، كداميك از سنتها را برگزيند.
فرض كنيد ديوار عظيمي‏در حال فرو ريختن است، تقدير و قضاي الهي اين است كه نشستن زير آن مايه خطر و فرار از آن موجب سلامتي است. اين دو سنت، بر همه يكسان حكومت مي‏كند، حتي اگر معصوم هم از كنار ديوار مشرف بر انهدام بگذارد، سلامتي او را تهديد مي‏كند، همچنانكه اگر يك انسان عادي از درون نداي خرد را بشنود و راه دوم را برگزيند، سلامتي خود را بيمه كرده است.
كار مهم، تبيين مسئله قضا به معني ايجاب و الزام الهي است كه به صدور فعلي تعلّق مي‏گيرد، بايد توجه نمود تا صدور شيء، از فاعلي به حدّ لزوم نرسد، فعل تحقّق پيدا نمي‏كند و قاعده «التي ما لم يجب لم يوجد» ناظر به همين اصل است.
ايجاب پديده هر چند مربوط به خود انسان است ولي اين فعل، مانند ديگر افعال او نمي‏تواند بريده از خدا بوده و فقط به خود انسان مستند باشد. زيرا لازم آن اين است كه در جهان هستي، دو نوع فاعل مستقل وجود داشته باشد، فاعلي كه انسان را آفريده و فاعلي كه فعل خود را انجام مي‏دهد. براي حذف ثنويت چاره‏اي جز اين نيست كه تمام آنچه كه از انسان سر مي‏زند، حتي ايجاب فعل را به خدا مستند بدانيم و معني قضاي الهي اين است كه خدا صدور فعل را از انسان حتمي‏گردانيده، به خاطر حتميت و الزامي‏كه خود انسان به فعل خود ـ با كمال اختيار ـ مي‏بخشد.
از آنجا كه مسئله قضاء و قدر از اهميّت فوق العاده‏اي برخوردار است و قضاي خدا، و حتميت بخشيدن او به افعال انسان در نظر گروهي مايه جبر مي‏باشد حتي گروهي كوشيده‏اند كه افعال انسان را از قلمرو قضاء و قدر الهي بيرون ببرند، از اين جهت شايسته است، درباره مشكل اراده ازلي كه عبارت ديگري از قضاي الهي است سخن بگوييم:
مطلبي كه در حل مشكل اراده ازلي بسيار مهم و حساس است، شناسايي انواع علل خارجي است و از ميان آنها شناسايي دو نوع علّت، اهميّت شاياني دارد و اين دو قسم عبارتند از: شناسائي «فاعل مختار» و «علّت مضطر» توضيح اين كه:
علّتي داريم كه داراي شعور و ادراك و اختيار و اراده است و در انجام عمل مورد نظر خود، مختار و آزاد است مانند انسان و در اصطلاح دانشمندان به اين قسم «فاعل مختار» مي‏گويند. در اين مورد نه تنها وجود انسان در فعل او مؤثر است، بلكه اراده و اختيار او نيز از مبادي و علل فعل وي شمرده مي‏شوند.
به عبارت ديگر: فاعل مختار، علّتي است كه دو راه در برابر او وجود دارد و او با كمال آزادي و اختيار يكي را بر ديگري ترجيح مي‏دهد.
نوع ديگر از علل، درست نقطه مقابل آن است يا اصلاً فاقد علم و شعور به خود و افعال خويش است و يا ادراك و احساس دارد ولي داراي اختيار و اراده نيست و اين دسته از علل خواه فاقد شعور باشند يا فاقد اختيار، «فاعل مضطر» ناميده مي‏شوند.
تابش خورشيد، رشد و نمو گياه از آن عللي است كه از فعل و كار خود آگاهي ندارند و طبعاً در انجام آن مضطر خواهند بود.
با در نظر گرفتن اين دو نوع فاعل، مشكل اراده ازلي كه تعبير ديگري از قضاي الهي است، خود به خود حل مي‏شود، زيرا درست است آنچه كه در جهان هستي موجود مي‏شود، مورد تعلّق اراده خداوند مي‏باشد و خداوند از ازل خواسته است كه چنين حوادثي در جهان مثلاً رخ دهد.
اصل وجود اراده ازلي موجب جبر و رافع اختيار نمي‏گردد، بلكه بايد در نحوه چگونگي تعلّق اراده او دقّت كافي به عمل آورد، سپس قضاوت و داوري نمود.
درست است كه تمام پديده هاي جهان از آن جمله فعل انسان از حوزه اراده خدا خارج نيست و در قلمرو حكومت او چيزي بدون اراده و خواست او انجام نمي‏گيرد و اراده او از ازل بر تحقق پديده تعلّق گرفته است، ولي آنچه را كه خدا از ازل اراده كرده اين است كه انسان از روي اختيار و آزادي، عملي انجام دهد نه از روي جبر و اضطرار و آنچه كه از ازل اراده او به آن تعلّق گرفته است، اين است كه هر فعلي از مبادي و علل خاص خود صادر گردد، اگر فاعل مضطر است، از ازل خواسته كه به اضطرار كار خود را انجام دهد، اگر فاعل آگاه و آزاد است، از روز نخست خواسته است كه با كمال آزادي و آگاهانه علّت فعل خود شود، يك چنين اراده ازلي موجب جبر نيست بلكه درست در نقطه مقابل جبر قرار مي‏گيرد.
اراده ازلي خداوند در يك صورت مستلزم جبر است و در يك صورت مؤيد اختيار، هر گاه بگوييم اراده خدا بر اين تعلّق گرفته است كه هر پديده‏اي از مبدأ خود بدون اراده و اختيار سر بزند، در اين صورت وجود چنين اراده ازلي موجب جبريگري است.
ولي هر گاه جهان را جهان اسباب و مسببات بدانيم و براي هر پديده‏اي يك علّت خاص در نظر بگيريم و در ميان علل، انسان را فاعل مختار بدانيم و بگوييم كه خواسته خدا از ازل اين بود كه هر معلولي از علّت ويژه خود صادر گردد و فعل انساني از وي با كمال آزادي و نهايت اختيار سر زند، در اين صورت ميان يك چنين اراده ازلي و مسئله جبريگري صدها فرسنگ فاصله وجود خواهد داشت.
eporsesh.com


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
چه کسی ترامپ را ترور کرد؟!
play_arrow
چه کسی ترامپ را ترور کرد؟!
پزشکیان: از افراد در گروه‌های مختلف سیاسی درخواست کردیم که رزومه بدهند
play_arrow
پزشکیان: از افراد در گروه‌های مختلف سیاسی درخواست کردیم که رزومه بدهند
مدافع حرمی که از ۵۰۰ روز پیش اسیر آمریکاست
play_arrow
مدافع حرمی که از ۵۰۰ روز پیش اسیر آمریکاست
اینجا دیگر امن نیست
play_arrow
اینجا دیگر امن نیست
آیا پای تب دنگی به پایتخت باز شده است؟
play_arrow
آیا پای تب دنگی به پایتخت باز شده است؟
بدون تعارف با مهندسان نیروگاه اهواز
play_arrow
بدون تعارف با مهندسان نیروگاه اهواز
«پنجره»ای به دیدار رئیس و نمایندگان مجلس دوازدهم
play_arrow
«پنجره»ای به دیدار رئیس و نمایندگان مجلس دوازدهم
روایت اول | پرهیز از تفرقه، وصیت سیاسی شهید رئیسی است
play_arrow
روایت اول | پرهیز از تفرقه، وصیت سیاسی شهید رئیسی است
روایت اول | نماینده مجلس باید دید ملی و فراملی داشته باشد
play_arrow
روایت اول | نماینده مجلس باید دید ملی و فراملی داشته باشد
روایت اول | اهمیت شروع برنامه هفتم توسعه همزمان با آغاز مجلس دوازدهم و دولت چهاردهم
play_arrow
روایت اول | اهمیت شروع برنامه هفتم توسعه همزمان با آغاز مجلس دوازدهم و دولت چهاردهم
روایت اول | برآیند فعالیت مجلس باید کارآمدی و خدمت به مردم باشد
play_arrow
روایت اول | برآیند فعالیت مجلس باید کارآمدی و خدمت به مردم باشد
«خط دیدار» رئیس و نمایندگان مجلس دوازدهم
play_arrow
«خط دیدار» رئیس و نمایندگان مجلس دوازدهم
حکمت | نفس اژدرهاست او کی مرده است؟ / استاد توکلی
music_note
حکمت | نفس اژدرهاست او کی مرده است؟ / استاد توکلی
هدف از نظارت ارتقای کارآمدی دولت است
play_arrow
هدف از نظارت ارتقای کارآمدی دولت است
مجلس می‌تواند هم در برطرف کردن و هم در خنثی کردن تحریم‌ها نقش آفرین باشد
play_arrow
مجلس می‌تواند هم در برطرف کردن و هم در خنثی کردن تحریم‌ها نقش آفرین باشد