سه‌شنبه، 23 آبان 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

لطفا در مورد زندگی نامه سیاسی امام حسین علیه السلام توضیح دهید؟


پاسخ :
امام حسین ـ علیه السلام ـ در روز پنج شنبه، سوّم شعبان سال چهارم هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود.[1] هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رسید، به خانه امیر المؤمنین تشریف آورد و به اسماء فرمود تا مولود را بیاورد، اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و به خدمت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آورد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند.[2]
روز اوّل یا هفتم ولادت، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر، این نوزاد به نام پسر کوچک هارون، شبیر نام بگذار که به عربی حسین گفته می شود. چون علی ـ علیه السلام ـ برای شما مثال هارون برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی»[3] به این ترتیب نام پر عظمت «حسین» از جانب پروردگار برای دوّمین فرزند فاطمه ـ علیها السلام ـ انتخاب شد.
دوران زندگی امام حسین ـ علیه السلام ـ
امام حسین ـ علیه السلام ـ شش سال و چند ماه از دوران کودکی خود را در زمان جدّ بزرگوارش سپری کرد و پس از رحلت آن حضرت، مدت سی سال در کنار پدرش امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ زندگی نمود و در حوادث مهم دوران خلافت ایشان به صورت فعال شرکت داشت.[4] پس از شهادت امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ (در سال 40 هجری قمری) مدّت ده سال در صحنه ی سیاسی و اجتماعی در کنار برادر بزرگ خود امام حسن ـ علیه السلام ـ قرار داشت و شریک رنجهای برادرش بود و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه دهان آلوده خود را به بدگویی پدر بزرگوارش امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و برادرش امام حسن ـ علیه السلام ـ می گشانید.
پس از آنکه امام مجتبی را در سال پنجاه هجری قمری، مظلومانه شهید کردند، امامت به آن وجود سراپا جود رسید و به مدّت ده سال در اوج قدرت معاویه بن ابی سفیان، بارها با وی پنجه در افکنده و پس از مرگ وی نیز در برابر حکومت پسرش یزید قیام کرد و در محرم 61هـ . ق در سرزمین کربلا شربت شهادت نوشید.
مبارزات امام حسین ـ علیه السلام ـ در دوران قبل از امامت
حسین بن علی ـ علیه السلام ـ که از دوران کودکی شاهد انحراف دستگاه حکومت اسلامی از مسیر اصلی خود بود، از موضعگیری های پدر بزرگوار خود پیروی و حمایت می کرد؛ چنانکه در زمان خلافت غاصبانه ی عمر بن خطّاب وارد مسجد النبی شد و مشاهده کرد که عمر بر فراز منبر پیامبر نشسته و برای مردم سخن سرایی می کند، با دیدن این صحنه از منبر بالا رفت و عمر را مورد خطاب قرار داد و گفت: از منبر پدرم پایین بیا و بالای منبر پدرت برو!
عمر که کاملاً منفعل شده بود، گفت: پدرم منبر نداشت! آنگاه امام حسین ـ علیه السلام ـ را در کنار خود نشانید و پس از آنکه از منبر پایین آمد، آن حضرت را به منزل خود برد و پرسید: این سخن را چه کسی به تو یاد داده است؟ آن حضرت پاسخ داد: هیچ کس![5]
در جبهه های نبرد با ناکثین، قاسطین، و مارقین
امام حسین ـ علیه السلام ـ در دوران خلافت کوتاه مدّت پدر ارجمندش علی ـ علیه السلام ـ در صحنه های سیاسی و نظامی در کنار آن حضرت قرار داشت. ایشان در هر سه جنگ (صفین، جمل، نهروان) در این دوران برای علی ـ علیه السلام ـ پیش آمد، شرکت فعّال داشت.[6]
در جنگ جمل، فرماندهی جناح چپ سپاه امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ به عهده ی وی بود و در جنگ صفین، چه از راه سخنرانیهای پرشور و تشویق یاران علی ـ علیه السلام ـ جهت شرکت در جنگ و چه از رهگذر پیکار با قاسطین، نقش فعّال داشت.[7] در جریان حکمیت نیز یکی از شهود این ماجرا از طرف علی ـ علیه السلام ـ بود.[8]
امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از شهادت علی ـ علیه السلام ـ در کنار برادر خویش امام مجتبی ـ علیه السلام ـ قرار گرفت و هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی ـ علیه السلام ـ به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه ی نظامی و پیشروی به سوی سپاه شام حضور داشت و هنگامیکه معاویه به امام حسن ـ علیه السلام ـ پیشنهاد صلح کرد، امام حسن ـ علیه السلام ـ ، برادرش حسین بن علی و همچنین عبد الله بن جعفر را فراخواند و درباره ی این پیشنهاد با آن دو به گفتگو پرداخت.[9] و بالأخره پس از متارکه ی جنگ و انعقاد پیمان صلح همراه برادرش به شهر مدینه بازگشت و در همانجا اقامت گزید.[10]
مبارزات امام حسین ـ علیه السلام ـ با حکومت معاویه
امام حسین ـ علیه السلام ـ در برابر بدعتها و بیدادگری های بی شمار معاویه که کسی جرأت اعتراض نداشت تا آنجا که در توان داشت در برابر مظالم وی به مبارزه و مخالفت برخاست. در اینجا سه مورد از مبارزات آن حضرت با حکومت معاویه را به عنوان نمونه مورد بررسی قرار می دهیم:
1. سخنرانیها و نامه های اعتراض آمیز
در دوران ده ساله ی امامت امام حسین ـ علیه السلام ـ که آن حضرت در صحنه ی سیاسی با معاویه رو برو بود، نامه های متعددی بین ایشان و معاویه ردّ و بدل شده است. که نشانه ی موضعگیری سخت و انقلابی امام حسین ـ علیه السلام ـ در برابر معاویه است، امام به دنبال هر جنایت و اقدام ضدّ اسلامی معاویه، او را بشدّت مورد انتقاد و اعتراض قرار می داد. یکی از مهمترین این موارد، موضوع ولیعهدی یزید بود که امام حسین ـ علیه السلام ـ به تندی در مقابل آن واکنش نشان داد.[11]
2. سخنرانی کوبنده و افشاگرانه در مراسم عظیم حجّ
یک یا دو سال پیش از مرگ معاویه که فشار و تضییقات نسبت به شیعیان از طرف حکومت وی به اوج رسیده بود، امام حسین ـ علیه السلام ـ به حج مشرّف شد و در حالیکه «عبد الله بن عباس» و «عبد الله بن جعفر» آن حضرت را همراهی می کردند، از «صحابه» و «تابعین» و بزرگان آن روز جامعه ی اسلامی که به پاکی و صلاح، شهرت داشتند و نیز عموم بنی هاشم خواست در چادر ایشان در «منی» اجتماع کنند. بالغ بر هفتصد نفر از تابعین و دویست نفر از صحابه در چادر آن حضرت گرد آمدند و آنگاه امام ـ علیه السلام ـ بپا خاست و سخنان مهمی را علیه معاویه ایراد کرد.[12]
3. ضبط اموال دولتی
در اواخر حکومت معاویه، کاروانی از یمن که حامل مقداری از بیت المال بود، از طریق مدینه، رهسپار دمشق بود. امام حسین ـ علیه السلام ـ با اطلاع از این موضوع، آن را ضبط کرد و در میان مستمندان بنی هاشم و دیگران تقسیم نمود.[13]
4. قیام بر ضد یزید
معاویه در سال 60 هجری قمری از دنیا رفت و پسرش یزید به حکومت رسید. یزید بلافاصله به حاکم مدینه نوشت: «... بدون درنگ از حسین بن علی بیعت بگیر و به هیچ وجه به او مهلت نده».
امام حسین ـ علیه السلام ـ با درخواست بیعت مخالفت کرد و در نتیجه مجبور شد مدینه را به سوی مکّه ترک کند. در مکّه نیز نامه های مردم کوفه به آن بزرگوار رسید که خواهان حرکت به سوی کوفه و تشکیل حکومت اسلامی به امامت امام حسین ـ علیه السلام ـ بودند.
امام حسین ـ علیه السلام ـ ابتدا حضرت مسلم ـ علیه السلام ـ را به کوفه فرستاد تا اوضاع کوفه را بسنجد و جریان را به استحضار امام ـ علیه السلام ـ برساند. حضرت مسلم ـ علیه السلام ـ با استوار در کوفه و مشاهده ی آمادگی کوفیان برای حمایت از امام حسین ـ علیه السلام ـ نامه ای به امام حسین ـ علیه السلام ـ نوشت و آن حضرت را در جریان امور کوفه قرار داد.
متعاقب این جریان، امام حسین ـ علیه السلام ـ و یاران با وفایش و خاندانش مکّه را به سوی کوفه ترک کرد. امّا جریانات و حوادث به گونه ای پیش رفت که حسین بن علی ـ علیه السلام ـ در سرزمین کربلا به محاصره ی لشکریان یزید درآمد و در نتیجه در عاشورای سال 61 هجری قمری با سپاهیان اندکش شربت شهادت نوشید و زنان و خواهرانش به همراه حضرت سجّاد ـ علیه السلام ـ به اسارت یزیدیان در آمدند.[14]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ جامع سخنان امام حسین ـ علیه السلام ـ گروهی از نویسندگان، ترجمه ی علی مؤیدی.
2. حماسه حسینی، سخنرانیهای استاد شهید مرتضی مطهری.
3. نفس المهموم، تألیف حاج شیخ عباس قمی.
4. سیره پیشوایان، تألیف مهدی پیشوایی.
5. سوگنامه آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تألیف محمد محمدی اشتهاردی.

پاورقی ها:
[1] . عماد الدین، حسین اصفهانی(عماد زاده)، زندگانی حضرت ابی عبد الله الحسین علیه السلام سید الشهداء، شرکت سهامی طبع کتاب، چاپ اول، 1337 هـ . ش، جلد اوّل، ص 20.
[2] . شیخ طوسی، امالی، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ اوّل، 1401 هـ . ق، جلد اوّل، ص 377.
[3] . شیخ صدوق، معانی الاخبار، انتشارات اسلامی، چاپ اوّل، 1361 ص 57.
[4] . ابن حجر، عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1328ق، ج1، ص333.
[5] . ابن حجر، عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1328 هـ . ق، جلد اول، ص 333.
[6] . همان، ص 333.
[7] نصر بن مزاحم، وقعه صفین، قم، منشورات مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ دوم 1404 هـ . ق، 114، 249و 530.
[8] . وقعه صفین، ص 507.
[9] . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، چاپ اوّل، 1385 هـ . ق، ج 3، ص 405.
[10] . الاصابه فی تمییز الصحابه، ج 1، ص 333.
[11] . ابن قتیبه ی دینوری، الامامه و السّیاسه، قاهره، چاپ سوّم، 1382 هـ . ق، ج 1، ص 184.
[12] . مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ دوّم، 1374 هـ . ش، ص 157.
[13] . باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی، قم، نشر داوری، ج 2 ص 231.
[14] . محمد محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمّد، قم، نشر ناصر، چاپ اول، بی تا، ص 162 تا 371.
منبع : اندیشه قم


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما