چهارشنبه، 13 اسفند 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

فيليپ نوآره

فيليپ نوآره

 Noiret, Philippe 

بازيگر (1930، ليل - فرانسه)

در «مرکز دراماتيک غرب» نزد روژه بلن تعليم گرفت و ابتدا در کاباره ها برنامه اجرا مي کرد تا اين که در دهه ي 1950 به يک بازيگر نيرومند صحنه اي بدل شد که در نقش هاي جدي و سبک به يک اندازه موفق و چيره دست بود. کارش را در سينما با ايفاي نقش هاي کوچک از دهه ي 1940 آغاز کرد، ولي در دهه ي 1960 بود که اعتبار بالايي را، به ويژه پس از ايفاي نقش شوهري ملال انگيز در ترز دکيرو، کسب کرد. نقش هاي به ياد ماندني متعددي دارد که طيف گسترده ي حيرت انگيزي را در بر مي گيرد، از جمله هنرمند زن پوش در زازي در مترو، مزرعه دار تنبل و دوست داشتني الکساندر نيک بخت، روستايي انتقام جو در تفنگ قديمي، قاضي سنگ دل در قاضي و قاتل و البته آپاراتچي مهربان و محبوب سينما پاراديزو. همسرش، مونيک شومت (از 1962)، نيز بازيگر است.

نوآره بيش از سي سال به طور متوسط سالي سه فيلم بازي کرده است که البته تمام شان آثار مهمي نيستند. او در فيلم هاي انگليسي زبان هم با موفقيت امتحانش را پس داده است، هرچند حالت غيرتحميلي و به ظاهر تصادفي حضورش، باعث شده نزد امريکايي ها بيش تر به عنوان بازيگر نقش هاي دوم جلوه کند. مثل رابرت ميچم به رغم دهه ها فعاليت حرفه اي و بي ادعايي در انتخاب نقش ها يا چند و چون بازي اش، او بازيگري گران قدر و ارزشمند است که انواع بازي ها را به راحتي و بدون هرگونه فشار با تأکيدي ارائه مي دهد. مهم اين نيست که تعداد نقش هاي بزرگ او به نسبت کميت کارش نادرند، مهم مجموعه ي نيرومند فعاليت هاي او است، به طوري که پس از شصت سالگي، ذره اي از طراوتش يا انتظار تماشاگر براي ديدن او در نقش هاي مسن و دنياديده کاسته نشده است. البته او با قامت بلند و اندام درشت هيچ گاه در نقش هايش جوان به نظر نيامده و همواره شخصيت هايي ميان سال، و اغلب از طبقه ي متوسط، را بازي کرده است. قابليتش را در نقش هاي مختلف کميک، خشن، رمانتيک و تاريخي از همان آغاز به اثبات رساند و توانست شخصيت هاي غريب و فريبنده را باورپذير از کار دربياورد (نمونه: زازي در مترو، دوستان و الکساندر نيک بخت) سپس وارد عرصه ي سينماي بين المللي شد: سياستمداري آزادي خواه در ليدي ال، شکارچي نازي ها در شب ژنرال ها، بورژواي ناخشنود از زندگي زناشويي اش در زن ضرب در هفت و ديپلمات ناتوان ژوستين از مهم ترين نقش هاي اين دوره اند. با آغاز دهه ي 1970 ابهام چنان جزء لاينفکي از شخصيت هاي او شد که بايد متأسف بود که تنها يک بار براي آلفرد هيچکاک بازي کرد: در نقش اقتصاددان ناتو در توپاز. اينک به عنوان ستاره ي سينماي تجاري با سخاوت تمام در فيلم هاي کارگردانان قديمي و تازه کار ظاهر مي شد که البته اغلب به رغم بازي هاي خوب او شکست هاي تجاري خوردند. هوس هاي ماري، شيرين ترين اعترافات، ماندارين، سوء قصد و مار. در همين سال ها به لطف ارتباط يافتن با مارکو فرري و برتران تاورنيه برخي از بهترين نقش هايش را به دست آورد. به کمک فرري، ارتباط هايش را با فيلم سازان ايتاليايي بازيافت و در شماري نقش هاي هجوآميز و بحث انگيز ظاهر شد: قاضي و ميزبان عقده مند پُرخوري بزرگ، به زن سفيد دست نزن و خبرنگاري که جامعه را به هجو مي کشد در دوستان من. تاورنيه در گسترش دامنه و عمق نقش هاي او تأثير بسزايي داشت: در ساعت ساز سن پل مرد زن مرده ي آرام و سربه زيري بود که هم به پسر قاتلش، کشتي ناگهاني حس مي کرد و هم دوستي بي شائبه اي با کارآگاه پي گير ماجرا به هم مي زد. در جشن بايد آغاز شود نقش «فيليپ اورلئان» را بازي مي کرد؛ مردي که در عرصه ي اجتماعي با مشکلات سياسي دست به گريبان است و در زندگي خصوصي تابع لذات و هوس ها؛ و در آن فوق العاده و نيرومند بود. در قاضي و قاتل، قاضي بي رحم، مسلط و رياکاري بود که به اغراض شخصي اش آزادي عمل مي داد. در گردگيري يک پليس مستعمراتي شرير، چرب زبان و قدرت طلب بود که از لابه لاي داستان جيم تامپسن به افريقاي غربي منتقل شده بود. پس از وقفه اي طولاني، بار ديگر نقشي عالي را براي تاورنيه بازي کرد: سرگرد ارتش فرانسه و متصدي امور قربانيان جنگ که از طريق رابطه اي کوتاه با سابين آزما، ديدگاهي جديد نسبت به زندگي مي يابد در زندگي و ديگر هيچ (1990)؛ نقشي که نشان مي داد حتي در سنين بالا نيز نوآره مي تواند به شکل غافلگيرکننده اي درگير يک رمانس اصيل و لطيف شود (او در نظر اول مناسب نقش هاي رمانتيک به نظر نمي آيد). از جمله نقش هاي برجسته ي ديگر سال هاي دهه هاي 1980 و 1990 او مي توان به برادر بورژوا در سه برادر، پليس، نقاب ها، خانواده، نقش دل پذير و فرشته وار مردي که دروازه ي روياهاي سينمايي را به روي پسربچه اي خردسال مي گشايد در سينما پاراديزو، فراموش کردن پالرمو، اورانوس و «پابلو نرودا»ي در تبعيد و منبع الهام و اميد براي يک پستچي تهي دست ايتاليايي در پستچي اشاره کرد.

از فيلم ها: 1949- ژي ژي (اودره)؛ 1951 - اوليويا (اودره)؛ 1952 - بنگاه زناشويي (لو شانوآ)؛ 1955 - لا پوآنت کورت (واردا)؛ 1960 - زازي در مترو (مال)؛ 1961 - همه ي طلاي دنيا (ر. کلر)؛ 1962 - ترز دکيرو (فرانژو)، قرار ملاقات در نيمه شب (لينهارت)، سيرانو و دارتانيان (گانس)؛ 1963 - زن نان آور (کلوش)؛ 1964 - دوستان (روبر)؛ 1965 - ليدي ال (يوستينوف)، زندگي در قصر (راپنو)، سلاطين (دُلانوآ)؛ 1966 - سفر پدر (لا پاتلي ير)، لات مهربان (ژان بکر)؛ 1967 - زن ضرب در هفت (دسيکا)، شب ژنرال ها (ليتواک)؛ 1968 - الکساندر نيک بخت (روبر)؛ 1969 - هوس هاي ماري (دو بروکا)، ژوستين (کيوکر)، کلرامبار (روبر)، توپاز (هيچکاک)؛ 1970 - هوس هاي ماري (دو بروکا)؛ 1971 - جنگ مورفي (يتس)، شيرين ترين اعترافات (مولينارو)؛ 1972 - ماندارين (مولينارو)، سوءقصد (بوآسه)؛ 1972 - مار (ورنوي)؛ 1973 - به زن سفيد دست نزن (فرري)، پُرخوري بزرگ (فرري)؛ 1974 - راز (انريکو)، ساعت ساز سن پل (تاورنيه)؛ 1975 - بازي با آتش (روب گريه)، تفنگ قديمي (انريکو)، دوستان من (جرمي و مونيچلي)، جشن بايد آغاز شود (تاورنيه)؛ 1976 - قاضي و قاتل (تاورنيه)، زني کنار پنجره اش (گرانيه دوفر)، عشق برق آسا (انريکو)، صحراي تاتارها (زورليني)؛ 1977 - لطافت آميز (دو بروکا)، شاهد (موکي)، تاکسي ارغواني (بوآسه)؛ 1978 - چه کسي سرآشپزهاي بزرگ اروپا را مي کشد؟ (کاچف)؛ 1979 - پرش به خلاء (بلوکيو)، مرگ مستقيم (تاورنيه)؛ 1980 - شير يا خط (انريکو)، يک هفته تعطيلي (تاورنيه)، سه برادر (رُزي)؛ 1981 - گردگيري (تاورنيه)، ران ژوپيتر را دزديده اند (دو بروکا)؛ 1982 - ستاره ي شمال (گرانيه دوفر)؛ 1984 - قلعه ي ساگان (کورنو)، حدود نيمه شب (تاورنيه)، پليس (زيدي)؛ 1985 - تابستان بعد (ن. ترنتينيان)؛ 1987 - نقاب ها (شابرول)، خانواده (اسکولا)؛ 1988 - سينما پاراديزو (تورناتوره)؛ 1990 - بازگشت تفننگداران (ر. لستر)، زندگي و ديگر هيچ (تاورنيه)، فراموش کردن پالرمو (رُزي)؛ 1991 - اورانوس (ک. بري)؛ 1993 - مخصوصاً روز يکشنبه: سگ آبي رنگ (تورناتوره)؛ 1994 - پستچي (رادفورد)؛ 1996 - مانند بهشت (مونيچلي)، قوزي (دو بروکا)؛ 1997 - افتخارات آقاي شولتس (پينوتو)؛ 2000 - پيک نيک لولو کويتس (مارتيني).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
شعر با حرف ر برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ر برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف د برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف د برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ذ برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ذ برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ز برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف ز برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف خ برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
شعر با حرف خ برای مشاعره با انواع شعرهای معروف
پهپادی که به‌یاد دانش‌آموزان شهید مینابی پرتاب شد
play_arrow
پهپادی که به‌یاد دانش‌آموزان شهید مینابی پرتاب شد
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
مامانی ۵ ماه دوریتو کشیدم...
play_arrow
مامانی ۵ ماه دوریتو کشیدم...
حدادعادل: دست‌هایی اجازه نمی‌دهند که...
play_arrow
حدادعادل: دست‌هایی اجازه نمی‌دهند که...
یک اتفاق عجیب در سخنرانی ترامپ؛ تقلید دونالد دقیقا پشت سرش!
play_arrow
یک اتفاق عجیب در سخنرانی ترامپ؛ تقلید دونالد دقیقا پشت سرش!
درسی که آمریکا و اسراییل از جنگ ۱۲ روزه گرفتند چه بود؟
play_arrow
درسی که آمریکا و اسراییل از جنگ ۱۲ روزه گرفتند چه بود؟
آتش گرفتن هواپیمای ام‌ وی-۲۲بی آسپری تفنگداران دریایی آمریکا در تمرین آموزشی
play_arrow
آتش گرفتن هواپیمای ام‌ وی-۲۲بی آسپری تفنگداران دریایی آمریکا در تمرین آموزشی
واکنش ضد ایرانی مارکو روبیو به محاصره دریایی عربستان توسط یمن
play_arrow
واکنش ضد ایرانی مارکو روبیو به محاصره دریایی عربستان توسط یمن
ادعای جدید مارکو روبیو درباره زمان دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای
play_arrow
ادعای جدید مارکو روبیو درباره زمان دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای
روایت خلبان پیشکسوت ارتش جمهوری اسلامی ایران از بمباران پایگاه الدوره عراق در جنگ دفاع مقدس
play_arrow
روایت خلبان پیشکسوت ارتش جمهوری اسلامی ایران از بمباران پایگاه الدوره عراق در جنگ دفاع مقدس