ليام نيسن
Neeson, Liam
بازيگر (1952، بالي مينا - ايرلند شمالي)
فرزند يک سرايدار، از يک خانواده ي متعصب کاتوليک بود. در دوران جواني کوشش هايي ناموفق براي ورود به عرصه ي ورزش مشت زني داشت. در اين زمينه هيچ گاه از مقام يک مشت زن آماتور فراتر نرفت. از روي بي ميلي و به اصرار اطرافيان وارد مدرسه ي بازيگري شد. در سال 1976 اعلان يک گروه تآتري در بلفاست که براي ايفاي نقش کوچکي در يک نمايش نياز به حضور بازيگري بلندقامت داشتند، نظر او را به خود جلب کرد. هم کاري او با اين گروه دو سال ادامه يافت. سپس جذب تآترهاي دابلين شد. هنگامي به سينما راه يافت که حضورش در نقش «لني» در اجرايي از موش ها و آدم هاي جان استاين بک در تآتر ابي دابلين، نظر جان بورمن فيلم ساز را به خود جلب کرد. بورمن در روايتش از افسانه ي «آرتور شاه و دلاوران ميزگرد»، اکسکاليبور، نقش «گاوين» را به او سپرد. به رغم درخشش اش در اين نقش، در سال هاي بعد يا عهده دار نقش هايي کوچک در فيلم هاي بزرگ بود (مثل حضوري در قرار گاه مذهبي که به کلي تحت الشعاع بازي رابرت دنيرو و جرمي آيرونز قرار گرفته بود) يا نقش اصلي را در فيلم هاي کوچک و کم اهميت انگليسي مثل لَم به عهده داشت. در اين سال ها با نقش اصلي نوستروموي ديويد لين قرار بود به يک ستاره بدل شود، اما با به انجام نرسيدن اين پروژه، فرصت بزرگي را از دست داد. در فيلم دادگاهي مظنون، با ايفاي نقش مردي کر و لال، آواره (بازگشته از جنگ ويتنام) و متهم به قتل، به هاليوود راه يافت. حضورش در هاليوود با ايفاي نقش هايي متنوع مثل نقش کارگردان فيلم هاي هرزه نگارانه ي فهرست مرگ ادامه يافت. مسلماً يکي از غيرمتعارف ترين نقش هايش در اين دوره، نقش قهرمان داستان مصورگونه ي دارکمن / مرد مرموز است که از برخي جنبه ها از شخصيت «شبح اُپرا» الهام گرفته بود. در مورد سوءظن نقش تيپييک کارآگاهي خصوصي را به عهده داشت که در انگلستان دهه ي 1950، طبق سنت، در دام يک شهرآشوب گرفتار مي آيد و درگير يک جنايت مي شود و در درخشش نقش يک سرهنگ نازي را در سال هاي جنگ جهاني دوم بازي کرد. به عهده داشت. موقعيتي را که در سال 1989 با به سرانجام نرسيدن نوسترومو از دست داده بود، در 1993 با حضور در فهرست شيندلر مجدداً به دست آورد. ايفاي نقش «اسکار شيندلر» منجي يهوديان در سال هاي جنگ جهاني دوم، براي او کانديدايي دريافت جايزه ي اسکار بهترين بازيگر نقش اول را به ارمغان آورد. همسرش، ناتاشا ريچاردسن (از 1994)، نيز بازيگر است.
نيسن به رغم قد بلند (يک مترو نود و سه سانتي متر) و خصايص فيزيکي اش، برخلاف بازيگران هم تيپ خود، يک «مرد آرام» است. شيوه ي انتخاب نقش ها توسط او نيز دليلي بر اين مدعاست. او حتي در فيلم هاي حادثه اي (مثل راب روي) هم نقش قهرمانان رام و صلح طلب (راب روي مک گرگور، مبارز اسکاتلندي قرن هجدهم) را به عهده داشت. به همين لحاظ مي بينيم که اين نقش با ديگر نقش آفريني هاي نيسن مثل «اسکار شيندلر» و «دکتر جروم لاول» نل قراب بيش تري دارد تا با حضور مل گيبسن در نقش همانند «ويليام والاس»»، باني استقلال اسکاتلند در دلاور (ساخته ي خود گيبسن، 1995). شخصيت سينمايي نيسن اغلب شخصيت مرد معصوم و بي گناهي است که مورد تعرض (فرد يا جامعه) قرار مي گيرد. او در دو فيلم مظنون و مورد سوءظن نقش بي گناهان متهم به قتل و در فيلم هاي دارکمن / مرد مرموز و راب روي نقش مردي را داشته که بدکاران به حريم زندگي خصوصي اش تجاوز کرده اند. حتي در درخشش به عنوان شخصيت خبيث داستان هم ايفاگر نقش مردي است که مورد خيانت قرار گرفته است. نوعي ضعف و ضربه پذيري جسمي (مظنون)، روحي (مورد سوءظن، راب روي) يا تلفيقي از هر دو (دارکمن / مرد مرموز) مشخصه ي غالب نقش هاي او است و آن ها را به هم پيوند مي دهد. همان ضعفي که در فهرست شيندلر به بهترين شکل براي نمايش ترديد و دودلي شخصيت «اسکار شيندلر» به کار گرفته شد.
از فيلم ها: 1981 - اکسکاليبور (بورمن)؛ 1982 - کرول (يتس)؛ 1984 - کشتي بونتي (دانلدسن)؛ 1986 - دونوازي براي يک نفر (کونچالوفسکي)، قرارگاه مذهبي (ر. جافي)، لَم (گِرِگ)؛ 1987 - دعايي براي آدم در حال مرگ (هاجز)، مظنون (يتس)؛ 1988 - ارواح اشرافي (ن. جوردان)، مادر خوب (نيموي)، فهرست مرگ (وان هورن)؛ 1989 - خويشاوند نزديک (اروين)؛ 1990 - دارکمن / مرد مرموز (ريمي)؛ 1991 - مورد سوءظن (س. مور)؛ 1992 - درخشش (سلستر)، شوهران و زنان (و. آلن)؛ 1993 - فهرست شيندلر (اسپيلبرگ)، فريب (کليفورد)؛ 1995 - نل (آپتد)، راب روي (کاتن جونز)؛ 1996 - قبل و بعد (شرودر)، مايکل کالينز (ن. جوردان)؛ 1998 - بي نوايان (اوگوست)؛ 1999 - جنگ ها ي ستاره اي: اپيزود يک - تهديد شبح (لوکاس)، حضور ارواح (د بونت)؛ 2000 - مردي که براي شام آمد (ج. سندريچ).