شنبه، 23 خرداد 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

دنيس هاپر

دنيس هاپر

 Hopper, Dennis                               

بازيگر، کارگردان (1936، داج سيتي کانزاس - امريکا)

نزد پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد. پس از جنگ جهاني دوم، خانواده اش به سن ديه گو، در جنوب کاليفرنيا نقل مکان کردند. در آن جا دنيس نوجوان به تآتر علاقه مند شد. پس از مدتي کار به عنوان دستيار طراح صحنه، براي تحصيل در رشته ي تآتر بورسيه گرفت. در اولد گلوب زير نظر مدرساني مثل دوروتي مک گواير آموزش ديد. با تشويق و حمايت مک گواير به هاليوود رفت. در آن جا موفق شد در مجموعه ي تلويزيوني دانش جوي پزشکيي (1954- 1956) نقش کوتاه ولي تأثيرگذار يک بيمار صرعي را به دست آورد. پس از آن با برادران وارنر قرارداد بست. در نخستين فيلم مهمش، ياغي بي هدف، با جيمز دين هم بازي شد. دين خيلي زود به صورت بُت آن دوره ي زندگي هاپر درآمد. به گفته ي خودش از سبک بازيگري دين و شمايل سينمايي او تأثير فراواني گرفته است. در اين دوره آرام آرام با سيستم فيلم سازي در هاليوود اختلاف پيدا کرد و به عنوان بازيگري عاصي شناخته شد. در سال 1958، سر صحنه ي فيلم برداري وسترنِ از جهنم تا تکزاس، هنري هاتاوي را مجبور کرد از صحنه اي هشتاد و شش بار فيلم برداري کند تا بازي او مورد قبول خودش واقع شود. درگيري او و هاتاوي و اخراجش توسط اين فيلم ساز، نام هاپر را وارد فهرست سياه کمپاني هاي هاليوود کرد. از 1958 تا 1963 فقط در چهار فيلم ظاهر شد. در همين دوره اليا کازان براي ايفاي نقش اصلي فيلم شکوه علفزار، وارن بيتي را بر او ترجيح داد و بدين ترتيب يکي از مهم ترين نقش هاي زندگي اش را از دست داد. هاپر به نيويورک رفت و در مدت کوتاهي به مواد مخدر آلوده شد. با تشويق و راهنماييي هاي هنرمنداني مثل جازيست بزرگ، مايلز ديويس، وارد مدرسه ي بازيگري اکتورز استوديو شد. خود او درباره ي آموخته هايش در اين سال ها مي گويد: «از شيوه اي استفاده مي کردم که بر توسعه ي حواس پنجگانه و ارتباط اين حواس با احساسات مبتني بود. اين روش بازيگري، بهترين شيوه براي عينيت بخشيدن به احساسات دروني بود.» در اين دوره با هنرمنداني مثل باب ديلن خواننده، آلن گينزبرگ نويسنده و شاعر و اندي وارهول نقاش طرح دوستي ريخت. در 1990 در فيلم مستند سوپراستار: زندگي و روزگار اندي وارهول، در نقش خودش ظاهر شد و به بازگويي خاطراتش از اين هنرمند فقيد پرداخت. پس از آن به عنوان عکاس مد براي مجله ي ووگ مشغول کار شد و مدتي نيز در عرصه ي نقاشي و مجسمه سازي فعاليت کرد (در 1988 مجموعه اي از عکس هايش با نام از دهه ي 1960 چاپ شد). در 1965، هاتاوي که پيش تر او را اخراج کرده بود، براي بازي در پسران کتي الدر، از او دعوت به هم کاري کرد. در اواسط دهه ي 1960 در چند فيلم، از جمله لوک تسلي بخش و هپروت (که آن را مي توان پيش طرحي براي فيلم نقطه ي عطف او، ايزي رايدر به شمار آورد)، ظاهر شد. در 1969 با هم کاري پيتر فاندا، فيلم نامه ي فيلم کوچک و جمع و جور ايزي رايدر را نوشت و سپس تهيه و کارگرداني آن را به عهده گرفت. فيلم، وسترن معاصر غريبي بود که شخصيت ها در آن به جاي اسب، سوار موتورسيکلت بودند. ايزي رايدر، با هزينه ي کم تر از چهارصد هزار دلار، بيش از نوزده ميليون دلار در امريکا (چهل ميليون دلار در بازار جهاني) سود برگرداند و به صورت يک پديده درآمد. فيلم در جشنواره ي کن همان سال جايزه ي نخل طلا را به خود اختصاص داد. شايد امروز ايزي رايدر اثر چندان موفقي جلوه نکند، اما نمي توان تأثيرگذاري آن را در يک دوره ي خاص از تاريخ سينماي امريکا انکار کرد. در 1971، پس از حضور در يک مستندن خودسرگذشت نامه اي با نام رويابين امريکايي، فيلم برداري دومين فيلمش در مقام کارگردان را با نام آخرين فيلم در پرو آغاز کرد. اين فيلم جايزه ي شير طلايي جشنواره ي ونيز را به خود اختصاص داد. با اين همه پخش کنندگان در امريکا آن را بيش از حد «پيش رو» ارزيابي کردند و حاضر به عرضه ي آن نشدند. دوباره جنگ هاپر با هاليوود آغاز شد. اعتيادش به الکل و مواد مخدر نيز سرعت سقوطش را افزايش دادند. خودش را سيزده سال در نيومکزيکو زنداني کرد و تنها چند بار براي بازي در چند فيلم از آن جا خارج شد. در اين سال ها، براي مدتي کوتاه نيز در پاريس اقامت کرد. در اواخر دهه ي 1970، فرانسيس فورد کوپولا، دوست هاپر، به او پيشنهاد کرد تا در اينک آخرالزمان، نقش کوتاه يک عکاس را به عهده گيرد. هاپر طي مدت فيلم برداري، براي حفظ حالت روحي نقشش حتي يک بار هم به حمام نرفت! در همين دوره براي ويم وندرس، در دوست امريکايي اقتباسي از رمان بازي ريپلي، پاتريشا هاي اسميت، در نقش شخصيت اصلي و مرموز فيلم ظاهر شد.در 1981سومين فيلمش را در مقام کارگردان، با نام غيرمنتظره در کانادا، جلوي دوربين برد. در 1986، زماني که هاليوود او را مرده تلقي مي کرد، با حضور در چند فيلم و به خصوص با ايفاي نقش آدم کش ديوانه ي مخمل آبي رنگ، بازگشتي موفقيت آميز به پرده ي سينماهاي امريکا داشت. اين بازگشت براي او نخستين کانديدايي جايزه ي اسکار (بهترين بازيگر نقش دوم) براي اهالي اينديانا را به ارمغان آورد. پس از آن در مدتي کم تر از سه سال در دوازده فيلم ظاهر شد. با حمايت شان پن، امکان کارگرداني فيلم نيروي انتظامي را به دست آورد که روايتي واقع گرايانه از برخورد پليس هاي گشت لس آنجلس با گروه هاي گنگستر رنگين پوست در اين شهر بود. پس از آن فيلم جهت معکوس را کارگرداني کرد که خودش هم در آن در نقش يک آدم کش حرفه اي بازي داشت. در حالي که هاپر در استوديوي ديگري مشغول کارگرداني تنگنا بود، صاحبان جهت معکوس پايان و موسيقي آن را عوض کردند. هاپر تقاضا کرد که فيلم بدون ذکري از نام او پخش شود، در نتيجه جهت معکوس، طبق سنت هاليوود، با نام کارگردان خيالي، آلن اسميتي، به نمايش درآمد. در مقابل تنگنا، بر مبناي رمان کاملاً جدي چارلز ويليامز (با همين نام)، يک فيلم نوآر حساب شده با ديدگاهي بسيار تلخ و سياه بود که مي توان آن را بهترين کار هاپر کارگردان به شمار آورد.

مسير کاري هاپر بازيگر را مي توان به سه دوره ي مشخص تقسيم کرد: در سال هاي اوليه ي بازيگري، هاپر ادامه دهنده ي راهي بود که قبلاً توسط جيمز دين پيموده شده بود او در فيلم هايي مثل پسران کتي الدر، شهامت و آنان را به دار بياويزيد، همان تصوير «ياغي بي هدف» دين را به گونه اي ديگر ارائه داد. در فيلم هايش در سال هاي بعد، تجسم بخش روياي مغشوش و از هم گسيخته ي گذشته ي ايده آل (سال هاي طلايي دهه ي 1950 و اوايل دهه ي 1960 ) بود (هپروت، اينک آخرالزمان و آخرين فيلم). در اين دوره ويژگي هاي فيزيکي هاپر مثل چهره اش که پيش از سن واقعي او خسته و درهم شکسته مي نمود، در تثبيت تصويرش به عنوان يادآوردنده ي آرزوهاي از دست رفته ي سال هاي 1950 و 1960 نقش بسزايي داشتند. ويژگي مشترک اين دو دوره ي بازيگري او، ايفاي نقش مجموعه اي از شخصيت هاي متزلزل و در آستانه ي فروپاشي عصبي، از جدال در اوکي کورال گرفته تا اينک آخرالزمان است. تصويرش در سومين دوره ي بازيگري اش (از 1986) به طور مشخص ادامه ي نقش اش در مخمل آبي رنگ است. او تصوير جنايت کار روان پريش اين فيلم را به اشکال مختلف در فيلم هايي مثل: رد راک وست، سرعت و برادران سوپرماريو تکرارکرده است. به ياد ماندني ترين حضور او در اين نقش هاي تيپيک، ايفاي نقش گنگستر پير و رو به زوال، اما هم چنان مصمم و اميدوار نقطه ي جوش است، که در مسير فريب ديگران به نوعي خودفريبي رسيده است. از ديگر نقش هاي متمايز او در اين دوره مي توان به نقش همسر ثروتمند (و يکي از قربانيان) ترزا راسل جنايت کار در بيوه ي سياه و نقش مثبت پدر کريستيان اسليتر که به دست کريستوفر واکن به قتل مي رسد. در داستان عاشقانه ي واقعي اشاره کرد.

از فيلم ها: (به عنوان بازيگر): 1955 - ياغي بي هدف (ن. ري)؛ 1956 - غول (ج. استيونز)؛ 1957 - سايونارا (لوگان)، داستان بشر (اروين آلن)، جدال در اوکي کورال (ج. استرجس)؛ 1958 - از جهنم تا تکزاس (هاتاوي)؛ 1959 - سرزمين جوان (تتسلاف)؛ 1963 - تارزان و جين به دست آوردند.. تا حدودي (وارهول)، شبانگاه (هرينگتن)؛ 1965 - پسران کتي الدر (هاتاوي)؛ 1966 - ملکه ي خون (هرينگتن)؛ 1967 - لوک تسلي بخش (رُزنبرگ)، هپروت (کورمن)، هراس در شهر (ا. ديويس)؛ 1968 - هد (رافلسن)، آنان را به دار بياويزيد (پُست)؛ 1969 - شهامت (هاتاوي)، ايزي رايدر (+ ک.)؛ 1971 - ضد ضربه (مينل)، آخرين فيلم (+ ک.)؛ 1973 - کيد بلو (فرالي)؛ 1975 - جيمز دين - نخستين جوان امريکايي (کانولي)؛ 1976 - راه آهن (جلگوم)؛ 1977 - دوست امريکايي (وندرس)؛ 1978 - رنگ بدن (ويرگانز)؛ 1979 - اينک آخرالزمان (کوپولا)؛ 1980 - غيرمنتظره (+ ک.)؛ 1981 - دوباره متولد شده (لونا)، سلطان کوهستان (ناسک)؛ 1982 - بزرگ راه انساني (شاکي)؛ 1983 - ماهي مهاجم (کوپولا)، تعطيلي آخرهفته ي آسترمن (پکين پا)؛ 1985 - برنامه ي علمي من (بتوئل)؛ 1986 - مخمل آبي رنگ (لينچ)، اهالي اينديانا (آنسپا)؛ 1987 - بيوه ي سياه (رافلسن)، لبه ي رودخانه (هانتر)؛ 1988 - نيروي انتظامي (+ ک.)؛ 1989 - جهت معکوس (+ ک.)؛ 1990 - تنگنا (فقط ک.)، بازگشت به گذشته (آموري)؛ 1991 - دونده ي سرخ پوست (ش. پن)؛ 1992 - سوزن ها (فلين)؛ 1993 - داستان عاشقانه ي واقعي (ت. اسکات)، نقطه ي جوش (هريس)، رد راک وست (دال)، برادران سوپر ماريو (جانکل و مورتن)؛ 1994 - سرعت (د بونت)، تعقيب کنندگان (+ ک.)؛ 1995- جست و جو کن و نابود کن (سال)، در اوج هيجان (بار تو)، در اوج (فيوري)؛ 1997 - راننده هاي فضايي (ا. گوردون)؛ 1998 - کوکب سياه (لاسپينا و ترو)؛ 1999 - اد تي وي (ر. هوارد)، طرح ونيز (دورنهلم)؛ 2000 - ياسون و ملاحان کشتي آرگو (ويلينگ).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.