تيموتي هاتن
Hutton, Timothy
بازيگر (1960، ماليبوي کاليفرنيا - امريکا)
پسر جيم هاتن بازيگر است و بسيار به او شباهت دارد. از دوره ي دبيرستان در نمايش هاي مدرسه اي به روي صحنه مي رفت. پس از جدايي والدينش، نزد مادر خود، در برکلي بزرگ شد، اما پس از پايان دبيرستان، به کاليفرنياي جنوبي رفت تا با پدرش زندگي کند. هم راه با پدر در نمايش هاروي بازي کرد و سپس به تلويزيون راه يافت و در چندين فيلم تلويزيوني نقش هايي را به عهده گرفت. نخستين بار در سينما، با ارائه ي نقش جواني بزه کار در مردم عادي، اسکار بهترين بازيگر نقش دوم را از آن خود کرد. سيدني لومت، کارگردان يکي از فيلم هايش با نام دانيل، او را با هنري فاندا در جواني مقايسه کرده است. در سال هاي مياني دهه ي 1980 در صحنه ي تآترهاي نيويورک مورد توجه قرار گرفت و سرانجام در 1990 به عنوان بازيگر نقش اصلي، نخستين بازي خود را در برودوي اجرا کرد. همسر سابقش، دبرا وينگر (1986-1996)، نيز بازيگر است.
زماني که هاتن در نوزده سالگي اسکار گرفت و به عنوان جوان ترين بازيگري که در تاريخ هاليوود، اين جايزه را از آن خود کرده است، شناخته شد، هرگز تصور نمي کرد که تا سال ها بعد صرفاً نقش آدم هاي حساس و و کم دل و جرأت را به عهده بگيرد. پس از مرگ پدرش در 1979، رابرت ردفورد، يکي از نقش هاي محوري مردم عادي (نخستين فيلمي که کارگرداني کرد) را به او سپرد. در اين فيلم به نقش «کانراد» نوجواني که پس از مرگ برادرش مرتکب جرم مي شود و کارش به خود کشي مي رسد، بازي کرد و توجه بسياري را به خود معطوف ساخت. در واقع با اين فيلم به عنوان پيش گام گروهي تازه از بازيگران جوان در هاليوود شناخته شد و در طول دهه ي 1980، در رشته اي از فيلم گوناگون، نقش هايي متفاوت را به عهده گرفت. مضافاً اين که در اجراهاي تآتري نيز بسيار موفق بود. تجربه ي کارگرداني نيز دارد و از جمله يک قسمت از مجموعه ي تلويزيوني داستان هاي شگفت انگيز (1985-1987) را ساخته است.
از فيلم ها: 1980 - مردم عادي (ردفورد)؛ 1983 - دانيل (لومت)؛ 1984 - مرد يخ زده (شپيسي)؛ 1985 - شاهين و آدم برفي (شله زينجر)؛ 1987 - ساخت بهشت (رودولف)؛ 1988 - قهرمان محبوب همه (هکفورد)؛ 1990 - سين جيم (لومت)؛ 1991 - نيمه ي تاريک (رومرو)؛ 1993 - کارمند موقتي (ت. هالند)؛ 1995 - بوسه ي فرانسوي (کسدان)؛ 1996 - دختران زيبا (ت. دمي)، جوهر آتش (د. سالي ون)، شهر صنعتي (اروين)؛ 1999 - دختر ژنرال (س. وست)؛ 2000 - فقط يک شب (جيکوبز).