جين هاکمن
Hackman, Gene
بازيگر (1931، سن برناردينوي کاليفرنيا - امريکا)
با نام يوجين آلن هاکمن در دانويل ايلي نويز بزرگ شد. در شانزده سالگي از مدرسه بيرون آمد تا به نيروي دريايي ملحق شود. پس از سه سال خدمت ترخيص شد، به نيويورک رفت و دو سال انواع حرفه هاي مختلف (از جمله رانندگي کاميون) را امتحان کرد. سپس به تحصيل طراحي آگهي هاي تجاري، روزنامه نگاري و تهيه کنندگي تلويزيون پرداخت و مدتي در شهرهاي کوچک مختلف مي گشت و حرفه هاي موقتي به عنوان مديرصحنه يا دستيار کارگردان در فرستنده هاي کوچک تلويزيوني مي يافت. سرانجام در اوان سي سالگي تصميم گرفت روياي قديمي اش براي بازيگر شدن را عملي کند. وارد مدرسه ي تماشاخانه ي پاسادنا در کاليفرنيا شد و پس از مراجعت به نيويورک، نقش هاي کوچکي در تآتر و تلويزيون به دست آورد. فرصت بزرگ زندگي اش در 1964و با ايفاي نقش اصلي مقابل سندي دنيس در کمدي برودوي هر چهارشنبه پيش آمد. اين منجر به نقشي کوتاه ولي به ياد ماندني در ليليت شد. وارن بيتي که هاکمن را از اين فيلم به ياد داشت، سه سال بعد و هنگام ساختن باني و کلايد او را براي نقش «باک»، برادر «کلايد»، انتخاب کرد که باعث شد هاکمن کانديداي دريافت اسکار بهترين نقش دوم شود. به خاطر هرگز براي پدرم آواز نخواندم، يک بار ديگر کانديداي اسکار بود و سرانجام به خاطر نقش مشهور پليس خشن و پي گير مبارزه با مواد مخدر، «پاپاي دويل»، در رابط فرانسوي برنده ي آن شد. او خود را به عنوان بازيگري ممتاز و شهودي تثبيت کرد که مي تواند شخصيتهاي ميانه حالي را تا جزيي ترين دقايق و ظرايف عاطفي شان تصوير کند. چندين نقش آفريني استثنايي از پي آمدند که يکي از به يادماندني ترين آن ها «هاري کال» در مکالمه بود. به رغم ذوق آزمايي هايي در زمينه ي کمدي، مثلاً در سوپرمن و دنباله هايش، عمدتاً در فيلم هاي جدي بازي کرده است. در 1988 به خاطر ميسي سيپي مي سوزد براي چهارمين بار کانديداي دريافت اسکار شد و در 1992 اسکار بهترين بازگر نقش دوم را براي نابخشوده دريافت کرد. در اواخر ميان سالي با آن چهره ي تخت سيب زميني وار، پيشاني بلند و هيکل چهارگوش هم چنان خميره ي يک ستاره را نشان نمي دهد، ولي به لطف وارياسيون هاي متعدد از نقش آدم هاي معمولي در فيلم هاي مختلف، يکي از پُرمشغله ترين بازيگران هاليوود و يکي از گران ترين آنان است. منتقدي از او توصيف کاملي به عمل آورده است: «بهترين بازيگر در سينماي کنوني امريکا.»
در اواخر دهه ي 1960 و اوايل دهه ي 1970، هاکم با کار مداوم و بي محابا جاي خود را در سينما باز کرد. نقش برادر بزرگ تر «کلايد» در باني و کلايد، که گذشته از جنبه ي سني کاملاً تابع او است، به او فرصت داد تا عصبيت و بي پروايي کم نظيري را به نمايش بگذارد. پس از آن، نقش هايش کيفيت متغيري داشتند. از يک سو در فيلم هايي نازل نقشه فتنه جويي ملال انگيز را مکرر بازي مي کرد و از سوي ديگر توانست نسخه هايي هوشمندانه از شخصيت عام امريکايي زمخت و نه چندان جذاب ارائه دهد که کم تر کسي توانسته بود با چنين ظرافت و بينشي خلق کند. نقش معروف او در رابط فرانسوي تجسم حساب شده اي از سرسختي و لجاجت فردي بود که به لطف زيرکي، زنده و شفاف از کار درآمده بود. سه تا از بهترين نقش هاي دوران اوليه ي کاري اش - هرگز براي پدرم آواز نخواندم، مکالمه و حرکت هاي شبانه - نشان مي دادند که هنگام سرکوب انرژي اش، در اوج است و مي تواند با استادي لايه هاي اضطراب و نگراني را منتقل کند. (در هر سه فيلم او به مرحله ي سقوط اعتماد به نفس خود مي رسد). در رابط فرانسوي 2 تصوير هراس آوري را از يک معتاد به هرويين در حال ترک نشان داد و در تحمل سختي ها يک کابوي معمولي بود. نقش هاي ضعيف و کم اهميت هم در کارنامه ي او کم نبودند: مثل گروه شکارچي، ماجراي پُسايدون و بانوي خوش اقبال. پس ازهجده ماه غيبت از پرده، که براي او زماني طولاني بود، با فيلم هايي مثل پيش برو يا بمير، پلي در دوردست وسوپرمن دوباره به سينما بازگشت. در دهه ي 1990 از لحاظ پُرکاري، بي رقيب بود تا اين که به دليل ناراحتي قلبي مجبور شد از سرعت کارش بکاهد. در اين دوره بيش تر نقش ها يک نواخت بودند و کم تر از او به درستي و به تمامي بهره مي بردند. در واقع هاکمن از معدود بازيگراني است که در مجموع استاندارد کارش از کيفيت فيلم هايي که در آن ها بازي کرده، بهتر است و به يک معنا دست مايه هاي شايسته ي خود را کم تر يافته است. در سينماي امروز و با رواج حادثه پردازي، مسلماً جا براي شخصيت بالغ و جاافتاده اي نظير او تنگ تر شده است. با اين حال نقش هاي قابل توجهي هم وجود داشتند: در سرخ ها، در نقش جوينده ي معدن آن را يافتم، رفيق خبرنگار جسور زير آتش، پدر جست و جوگر شهامت غيرعادي، پدر «مسئول» در هدف، وزير دفاع در بن بست، کوتاه اما مؤثر در زني ديگر، درخشان در نقش مأمور واقع بين FBI در ميسي سيپي مي سوزد، مظهر سلامت عقل در کارت پستال هايي از لبه ي پرتگاه، پدر و وکيل اقدام قانوني، درخشان و بي رحم و دنياديده در نقش کلانتر نابخشوده و در يک نقش کميک عالي: شخصيت سناتور اخلاق گرا و محافظه کاري که به هجويه ي باب دال شبيه است در قفس پرنده. تداوم حضور او در نقش هاي دوم ارزشمندي از اين گونه، يکي از دلپذيرترين موفقيت هاي بازيگري او در سينماي سال هاي اخير است. او يک بازيگر «شخصيت پرداز» به معناي واقعي کلمه است و جالب اين که مي گويند وقتي در مدرسه ي تماشاخانه پاسادنا بازيگري مي خواند، براي او و يکي از هم کلاسي هايش کم ترين احتمال موفقيت پيش بيني مي شد: اين هم کلاسي، بر حسب تصادف، داستين هافمن بود.
از فيلم ها: 1961 - کال سگ هار(بالابان)؛ 1964 - ليليت (رابرت راسن)؛ 1966 - هاوايي (ج. ر. هيل)؛ 1967 - پيماني با مرگ (ل. جانسن)، باني و کلايد (آ. پن)؛ 1969 - شاه پرک ها (فرانکن هايمر)، شورش (کوليک)؛ 1970 - قهرمان اسکي (ريچي)، همسران دکترها (شيفر)، هرگز براي پدرم آواز نخواندم (کيتس)؛ 1971 - رابط فرانسوي (فريدکين)، گروه شکارچي (مدفورد)؛ 1972 - بهترين قسمت (ريچي)، ماجراي پُسايدون (نيم)؛ 1973 - مترسک (شاتسبرگ)؛ 1974 - عروس زندي (تروئل)، فرانکنستاين جوان (م. بروکس)، مکالمه (کوپولا)؛ 1975 - بانوي خوش اقبال (دانن)، حرکت هاي شبانه (آ. پن)، رابط فرانسوي 2 (فرانکن هايمر)، تحمل سختي ها (ر. بروکس)؛ 1976 - اصل دومينو (کريمر)؛ 1977 - پيش برو يا بمير (ريچاردز)، پلي در دوردست (آتن بارو)؛ 1978 - سوپرمن (ر. دانر)؛ 1979 - نگاهي به ليو (ج. کاپلان)؛ 1981 - سوپرمن 2 (ر. لستر)، سرخ ها (بيتي)؛ 1982 - آن را يافتم (روگ)؛ 1983 - زير آتش (اسپاتيس وود)، سوپرمن 3 (ر. لستر)، شهامت غيرعادي (کاچف)؛ 1984 - سوءتفاهم (شاتسبرگ)؛ 1985 - دو بار در يک عمر (يورکين)، هدف (آ. پن)، قدرت (لومت)؛ 1987 - بن بست (دانلدسن)؛ 1988 - ماه بدر در آب آبي رنگ (مسترسن)، زني ديگر (و. آلن)، ميسي سيپي مي سوزد (آ. پارکر)؛ 1989 - محموله (ا. ديويس)؛ 1990 - کارت پستال هايي از لبه ي پرتگاه (م. نيکولز)، اقدام قانوني (آپتد)؛ 1992 - نابخشوده (ايست وود)؛ 1993 - موسسه ي حقوقي (س. پولاک)؛ 1994 - جرانيمو: يک افسانه ي امريکايي (و. هيل)، وايات ارپ (کسدان)؛ 1995 - سريع و مرده (ريمي)، مد سرخ (ت. اسکات)؛ 1996 - قفس پرنده (م. نيکولز)؛ 1997 - قدرت مطلق (ايست وود)؛ 1998 - افول (بنتن)؛ 2000 - مورد سوءظن (ا. هاپکينز).