اميل يانينگس
Jannings, Emil
بازيگر (1884، رورشاخ - سوييس؛ 1950)
با نام تئودور فريدريش اميل ياننتس، از پدري متولد امريکا و مادري آلماني، به دنيا آمد. در کتاب خاطراتش (1928) ادعا کرده در بروکلين نيويورک به دنيا آمده است. پس از مدتي کار به عنوان آشپز کشتي، در هجده سالگي به عضويت گروهي تآتري درآمد. سپس به گروه ماکس راينهارت در برلين پيوست. نخستين فيلمش را در سال 1914 بازي کرد و با ايفاي نقش در يک سري فيلم تاريخي، شهرت بين المللي به دست آورد. طي سال هاي 1927 تا 1929 در چند فيلم امريکايي ظاهر شد و در اوايل دهه ي 1930، تآتري در برلين به راه انداخت. در اواخر همين دهه، يک کمپاني فيلم سازي تأسيس کرد و با به قدرت رسيدن نازي ها به آنان پيوست. در تهيه ي فيلم هاي تبليغاتي بسياري شرکت داشت (روايت مي کنند در زمان ورود قواي متفقين به برلين ويران شده در اواخر جنگ جهاني دوم، هنوز جلوي دوربين بود) که همين سبب شد پس از جنگ، نامش در فهرست سياه قرار بگيرد و ديگر امکان کار پيدا نکند؛ اگرچه در 1947 تابعيت اتريش را پذيرفت. براي آخرين فرمان و راهي که همه مي روند برنده ي اسکار شد.
طي دهه ي 1920 لذتي براي تماشاگران غربي بيش از آن نبود که به ديدن فيلمي از يانينگس بروند. بسياري از مشهورترين فيلمهاي دوره ي صامت با چهره ي او به ياد مانده اند؛ و بسياري از مشهورترين کارگردانان دوره ي صامت تنها به لطف حضور او توانستند فيلم هايشان را عرضه کنند. در اواسط دهه ي 1930، ديگر افتخاري نبود که کسب نکرده باشد. حتي حضورش در بازار سينماي امريکا با توفيق هم راه شده بود. پس واقعاً روشن نيست که چرا به خدمت فاشيسم درآمد. نازي ها همه ي امکانات سينمايي رايش سوم را در اختيارش گذاشتند و او در عوض يک عمر اعتبار هنري خود را تفويض کرد. به سختي مي توان باور داشت که يانينگس اهم کروگر همان يانينگس حقيرترين مرد باشد.
از فيلم ها: 1915 - خانم اوا (وينه)؛ 1916 - شب هاي هولناک (روبيسون)، درمان ناپذير (هانوس)؛ 1917 - لولو (فون آنتالفي)، وقتي چهار نفر همان کار را مي کننند (لوبيچ)، زندان نشاط انگيز (لوبيچ)؛ 1918 - چشم هاي موميايي ما (لوبيچ)؛ 1919 - مادام دوباري (لوبيچ)، بذرهاي زندگي (ياکوبي)، انتقام جويي (ياکوبي)؛ 1920 - آنا بولين (لوبيچ)، دختران کولهيسل (لوبيچ)، برادران کارامازوف (فروليخ)؛ 1921 - دانتون (بوچووتسکي)؛ 1922 - پتر کبير (بوچووتسکي)، اتللو (بوچووتسکي)، همسر فرعون (لوبيچ)؛ 1923 - فاجعه ي عشق (ماي)، همه چيز براي پول (شونتسل)، کجا مي روي؟ (ياکوبي و دانونتسيو)؛ 1924 - حقيرترين مرد (مورنا)، شوهران يا عشاق (تسينر)، مجسمه هاي مومي (لني)؛ 1925 - واريته (دوپون)؛ 1926 - فاوست (مورنا)، تارتوف (مورنا)؛ 1927 - راهي که همه مي روند (و. فلمينگ)؛ 1928 - آخرين فرمان (فون استرنبرگ)، خيابان گناه (استيلر)، ميهن پرست (لوبيچ)؛ 1929 - خيانت (مايلستون)؛ 1930 - فرشته ي آبي (فون استرنبرگ)، محبوبه ي خدايان (شوارتس)؛ 1932 - توفان هيجان (سيودماک)؛ 1933 - ماجراي سلاطين پوزوله (گرانووسکي)؛ 1934 - نهنگ سياه (وندهاوزن)؛ 1935 - پيرمرد و شاه جوان (اشتاينهوف)؛ 1936 - ترومولوس (فروليخ)؛ 1937 - فرمانروا (هارلان)؛ 1939 - روبرت کوخ (اشتاينهوف)؛ 1941 - اهم کروگر (اشتاينهوف)، انفصال از خدمت (ليبناينر)؛ 1943 - قلب پير دوباره جوان مي شود (انگل).