والتر هيوستن
Huston, Walter
بازيگر (1884، تورنتو - کانادا؛ 1950)
در جواني کارش را در تآتر آغاز کرد و مدتي به يک گروه نمايش هاي سيار پيوست و تا چند سال در وودويل روي صحنه مي رفت. اما با موفقيت روبه رو نشد و به حرفه هاي ديگري از (از جمله مهندسي برق و آبياري در مونتانا) پرداخت. پس از چندي به وودويل بازگشت واين بار به شهرت رسيد. براي نخستين بار در سال 1924 در برودوي ظاهر شد و در 1929 نخستين فيلمش را بازي کرد. با نقش اول ايبراهم لينکلن به شهرت رسيد. با اين که تا آخر عمر بيش تر نقش هاي دوم را به عهده مي گرفت، از ستارگان هاليوود به شمار مي آمد. براي گنج سي يرامادره برنده ي اسکار بهترين بازيگرنقش دوم شد و براي دادزورث، همه ي آن چيزهايي که پول مي تواند بخرد و يانکي دودل دندي کانديداي دريافت اسکار بود.
هيوستن اغلب در نقش مردان محترم و آبرومند امريکايي (از جمله مديران بانک ها، سرپرستان زندان، تاجران و رؤساي جمهور) بازي مي کرد و حتي در فيلم هاي تاريخي نيز ظاهري متشخص به خود مي گرفت. اما او در واقع به لطف نقش هاي کم تر کليشه اي خود (از جمله واعظ ستم کار درباره ي دل هاي آدمي، «آقاي اسکرچ» خبيثِ همه ي آن چيزهايي که پول مي تواند بخرد و پيرمرد الکي خوش گنج سي يرامادره) به عنوان بازيگري بزرگ شناخته مي شد. جان، پسرش از همسر دومش، کارگردان سينما بود.
از فيلم ها: 1929 - ويرجينيايي (و. فلمينگ)، ارباب جرايد (وِب)، قانون جنايي (هاکس)؛ 1930 - ايبراهم لينکلن (د. و. گريفيث)، گناه پاکيزه (گاسنيه و کيوکر)؛ 1931 - شاهد اصلي (ولمن)، يک خانه ي تقسيم شده (وايلر)؛ 1932 - زني از مونته کارلو (کورتيز)، باران (مايلستون)، دادگاه شبانه (وان دايک)، جنون امريکايي (کاپرا)، حمايت از آزادي الکل (و. فلمينگ)؛ 1933 - جبرييل بالاي کاخ سفيد (لاکاوا)، دوزخ زيرين (کانوي)، توفان در سپيده دم (بولسلاوسکي)، بوکسور و بانو (وان دايک)؛ 1934 - آنان را رو به راه کن (آرچينباد)؛ 1936 - رودز افريقايي (ويرتل)، دادزورث (وايلر)؛ 1938 - درباره ي دل هاي آدمي (ک. براون)؛ 1939 - نوري که خاموش شد (ولمن)؛ 1940 - همه ي آن چيزهايي که پول مي تواند بخرد (ديترله)؛ 1941 - اشاره ي شانگهاي (فون استرنبرگ)، شاهين مالت (ج. هيوستن)، مرداب (رنوار)، ياغي (ج. هيوستن)؛ 1942 - يانکي دودل دندي (کورتيز)، در اين زندگي ما (ج. هيوستن)؛ 1943 - مأموريت در مسکو (کورتيز)، ستاره ي شمال (مايلستون)، لبه ي تاريکي (مايلستون)؛ 1944 - تخم اژدها (کانوي)؛ 1945 - و سپس هيچ کس نبود (ر. کلر)؛ 1946 - دراگون ويک (منکه ويتس)، جدال در آفتاب (ک. ويدور)؛ 1948 - گنج سي يرامادره (ج. هيوستن)، تعطيلات تابستاني (ماموليان)؛ 1949 - گناه کار بزرگ (سيودماک)؛ 1950 - کينه توزان (آ. مان).