فاطمه صفوی مهر
فاطمه صفويمهر، مشهور به زهره صفوي، فرزند سليمان احمد صفوي به سال 1321 خورشيدي در تهران زاده شد. وي پس از تحصيلات ابتدايي و متوسطه، به دانشکدهي افسري راه يافت و در رشتهي موتولف که همان تسليحات جغرافيايي است، ليسانس گرفت.
فاطمه صفوي به دليل اينکه پدرش کارگردان تئاتر و نخستين کسي بود که عمليات آکروبات و ژيمناستيک را در سينما انجام داد، از کودکي روي صحنه رفت و در پنج سالگي در تئاتري که پدر او کارگرداني ميکرد بازي کرد و عمليات ژانگوله را به نمايش گذاشت.
صفوي در پانزدهسالگي وارد تلويزيون شد و با سريالها و نمايشهاي تلويزيوني همکاري ميکرد. در سال 1338 نيز نخستين فيلم سينمايي را بازي کرد. فعاليتهاي هنري زهره صفوي در سه گروه دستهبندي ميشود:
بازيگري در تئاتر: عمليات ژانگوله و آکروبات؛ آرشين مالالان؛ بالههاي دريايي؛ فرشتههاي دريايي؛ مشهدي عباد؛ دختري در جزيره؛ دختر چوپان؛ فرار از دوزخ؛ گردنبند دختر حاج آقا؛ دختر عمو تام؛ شبگردان زيبا.
بازيگري در سينما: صفرعلي؛ فرشتهي فراري؛ فردا روشن است؛ چادرنشينها؛ پرتگاه مخوف؛ ساحل انتظار؛ ديگه چه خبر؛ باز باران؛ بر بال فرشتگان؛ دو روي سکه؛ خسوف؛ من زمين را دوست دارم؛ جاي امن؛ پرتگاه؛ زير سايهي کنار؛ ديدار؛ کيميا؛ روز واقعه؛ خط آتش؛ حسرت ديدار؛ پاکباخته؛ توطئه؛ مصائب عاشق فقير؛ چهره؛ سفر پر ماجرا؛ عبور از خط سرخ؛ معجزهي خنده؛ لاکپشت؛ سجده بر آب؛ تنها؛ ساغر؛ خلبان؛ تارهاي نامرئي؛ پشت ديوار شب؛ تابلويي براي عشق؛ شور زندگي؛ اصحاب کهف؛ ننه چمن.
بازيگري در تلويزيون شامل سريال و تلهفيلم: سريال رستگاران؛ معتاد اجباري؛ پنجرهاي به حقيقت؛ تينا زنده است؛ درها و پردهها؛ چشم خدا؛ يک اسم؛ راه رفتن روي خطوط؛ پاييز صحرا؛ آهنگ پنهان، انتظار؛ بيا تا گل برافشانيم؛ راز آخرين ايستگاه؛ هديه؛ قصهي شب؛ سوختهدلان؛ ساعت بزرگ.
فاطمه صفويمهر (زهره صفوي) همچنان در تهران زندگي ميکند و به فعاليت هنري ميپردازد.