يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

گوهر قاجار

گوهر قاجار
(س سیزدهم و چهاردهم ق)، منجم و شاعر. ملقب به شمس‏الشعراء یا شمسة الشعراء. مادرش طیغون خانم، دختر فتحعلى شاه قاجار بود. گوهر در اصفهان زندگى مى‏كرد و از علم نجوم و ستاره‏شناسى آگاه داشت. گذشته از آن در شاعرى به ویژه در قصیده‏سرایى توانا بود و ظاهرا در مكتب قاآنى به پرورش طبع خود در قصیده‏سرایى پرداخته است. او در قصیده پیرو سبك عراقى و در غزل بیشتر پیرو سبك سعدى و گاه حافظ بود. بعضى از قصایدش در ستایش ائمه اطهار (ع)، و نیز در مدح ناصرالدین شاه (1313 -1264 ق) و مادر و بعضى از دختران او مى‏باشد. از آثارش: «دیوان» شعر یا «گوهریه» مشتمل بر شش هزار بیت قصیده و غزل و رباعى و قطعه و مثنوى و یك تضمین از غزل سعدى.[1] ز 1319 ق، حاجى گوهر خانم ملقب به شمسةالشعراء از زنان منجم و شاعر. وى دختر موسى خان قاجار و مادرش حاجیه طیغون خانم، دختر فتحعلى شاه قاجار (1250 -1212 ق) بود. مؤلف خیرات حسان او را زنى بادانش، نویسنده، باكمال، پاكدامن و داراى خصایل نیكو مى‏داند. وى در سرودن شعر، بویژه قصیده توانا بود. قصایدش در مدح ائمه اطهار (ع)، ناصرالدین شاه (1313 -1264 ق)، مادر و برخى از دختران اوست كه به نام دیوان گوهریه مشتمل بر شش هزار بیت قصیده، غزل و رباعى چاپ شده است (1320 ش). از اشعار اوست: پیغمبرى كه اشرف اولاد آدم است یك پایه‏اى ز منبر او عرش اعظم است ختم رسل شفیع جزا فخر كاینات مخلوق حق و خالق مخلوق عالم است یا رب آن شمع شب افروز كه جانان من است ز چه رو در طلب سوختن جان من است آنكه دارد به رخش مجمع زیبایى را چه غم از حال دل زار پریشان من است به تماشاى گل و لاله مرا حاجت نیست چون خط طلعت او سورى و ریحان من است با رخ انور او شمع به محفل مفروز زانكه شمع رخ او شمع شبستان من است حاصل عشق بتان خود همه جان باختن است عقل در باختن جان ز چه حیران من است دردها بس بنهادى به دل از درد فراق كى دگر در پى كوشیدن درمان من است یار زیبا رخ شمشاد قدم هر چه كند نتوان دم زدن از جور كه سلطان من است گفت «گوهر» نه دل توست كه در بند بلاست اى دو صد یوسف مصرى كه به زندان من است[2]
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.